چرا مراجع تقلید را به مناظره طلبیدم و چرا آنان نیامدند؟

چرا مراجع تقلید را به مناظره طلبیدم و چرا آنان نیامدند؟
چرا مراجع تقلید را به مناظره طلبیدم و چرا آنان نیامدند؟
۴٫۱۸ (۸۳٫۶۴%) ۱۱ votes

قریب چهل سال است مراجع تقلید حکومتی ایران «قرائت رسمی غیر معقول و خشونت پرور از کتاب و سنت» را در ایران پشتیبانی، ترویج و تئوریزه می‌کنند. محیط آنان با انواع قداست‌ها و القاب توهم‌آور چنان آراسته شده که گویی آراء و افکار و فتاوی و مواضع سیاسی و اجتماعی آنان فوق هر گونه پرسش و انتقاد قرار دارد. آنان که مدعی تولیت بر دینِ تولیت ناپذیر اسلام هستند مستقیم و غیر مستقیم هر سخن نو در باب دین و تفسیر کتاب و سنت را که با آموزه‌های سنتی آنان نمی‌سازد القاء شبهه، بدعت‌گذاری و انحراف می‌نامند. تکیه گاه تئوریک همه فشارهای گوناگون که از سوی نهادهای متعدد برای محدود و منزوی کردن صاحبان آراء و اندیشه‌ها نوو در باب دین، اِعمال می‌شود آن آراء و فتاوای فقهی است که از قلم و زبان آن مراجع صادر می‌شود. در حال حاضر آن مراجع دینی در پیدایش خسارت‌های کلان سیاسی،، اجتماعی، اقتصادی و اخلاقی و معنوی ناشی از قرائت خشونت آمیز از کتاب و سنت مهم‌ترین نقش‌ها را دارند.

محمد مجتهدشبستری:

۱-      قریب چهل سال است مراجع تقلید حکومتی ایران «قرائت رسمی غیر معقول و خشونت پرور از کتاب و سنت» را در ایران پشتیبانی، ترویج و تئوریزه می‌کنند. محیط آنان با انواع قداست‌ها و القاب توهم‌آور چنان آراسته شده که گویی آراء و افکار و فتاوی و مواضع سیاسی و اجتماعی آنان فوق هر گونه پرسش و انتقاد قرار دارد. آنان که مدعی تولیت بر دینِ تولیت ناپذیر اسلام هستند مستقیم و غیر مستقیم هر سخن نو در باب دین و تفسیر کتاب و سنت را که با آموزه‌های سنتی آنان نمی‌سازد القاء شبهه، بدعت‌گذاری و انحراف می‌نامند. تکیه گاه تئوریک همه فشارهای گوناگون که از سوی نهادهای متعدد برای محدود و منزوی کردن صاحبان آراء و اندیشه‌ها نو در باب دین، اِعمال می‌شود آن آراء و فتاوای فقهی است که از قلم و زبان آن مراجع صادر می‌شود. در حال حاضر آن مراجع دینی در پیدایش خسارت‌های کلان سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و اخلاقی و معنوی ناشی از قرائت خشونت آمیز از کتاب و سنت مهم‌ترین نقش‌ها را دارند.

۲-      صاحب این قلم که پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ چه در آن سالها که شخصا کار سیاسی می‌کرد و چه پس از آن که به دانشگاه رخت کشید، همواره از این قرائت خشن و زیان‌بار انتقادهای صریح و جدی و گاهی گزنده به عمل آورده و برای رسیدن به قرائتی انسانی و معقول و اخلاقی از کتاب و سنت کوشیده است، فکر می‌کند هنگام آن رسیده که آن مراجع والامقام از برج عاج خود فروتنانه بیرون آیند، القاب توهم‌آور را از خود بتکانند و خود را بالاتر از دیگران به حساب نیاورند و به شیوه همه دانشمندان راستین در محیط‌هایی که از هاله‌های آفت آمیز قداستهای موهوم پاک است مانند دانشگاه‌های بزرگ کشور حاضر شوند و روی در روی پرسش‌کنندگان بنشینند و شخصاً این مسئولیت اخلاقی را بپذیرند که به نقدهای عقلانی و اخلاقی جدی که به آراء و افکار و مشی آنها وارد است پاسخ گویند. من معتقدم تا این رویاروئی مستقیم اتفاق نیفتد آن محیط بسته سنتی منجمد که مراجع تقلید در آن بسر می‌برند باز نخواهد شد و چرخه عقیم سلطه‌پذیری آنان از عوام و تنها به خواسته‌ها و افکار عوام اندیشیدن و فتوا دادن برای امور مربوط به عوام و تربیت مبلّغ برای عوام را مهم‌ترین مشغله خود دانستن، ادامه خواهد یافت و قرائت رسمی دینی کشور ما همچنان قرائت عوامانه خواهد بود.

۳-      در ماه‌های اخیر وقتی فشارهای وارد بر صاحب این قلم تا آنجا پیش رفت که مقامات دینی و سیاسی در چندین دانشگاه بزرگ کشور برای سخنرانی اینجانب مانع تراشی کردند و گفتند چون محمد مجتهد شبستری در موضوعات دینی القاء شبهه می‌کند جلسات او باید به صورت مناظره انجام شود، از خود پرسیدم با وضع مبتذل و غیرمؤثر و غیر مفید که مناظرات در کشور ما دارد من با چه کسانی اگر مناظره کنم کار لغو انجام نداده ام؟ پس از قدری تأمل پاسخ خود را چنین یافتم که تنها رویاروئی مستقیم، با «مراجع تقلید» آنهم در محیط دور از هاله‌های قداست موهوم و پرداختن به پرسشهای بنیادین و طلب جوابهای صریح آن آقایان به این پرسشها و بحث درباره جوابهای آنها است که ممکن است کار لغو نباشد و شاید تاحدودی موجب تحول فکری و تکان خوردن قرائت رسمی منجمد و خشونت‌زای دینی گردد. به خودم گفتم آری تنها در این صورت است که اگر مناظره انجام شود مبتذل و لغو نخواهد بود.

۴-      وقتی به این نتیجه رسیدم که تنها مناظره موثر و مفید و غیر مبتذل، مناظره با آقایان مراجع تقلید است طی یک یادداشت. آمادگی خودم را برای چنان مناظره‌ای اعلام کردم و درخواست نمودم فردی از آن آقایان، در دانشگاه تهران که بیش از هر جای دیگر فضای علم است و قداست‌های توهم خیز در آنجا وجود ندارد با حضور اهل نظر و علم و دانشجویان و دیگران با همۀ ما مستقیما رویا رو شود و مانند یکی از ما در کنار ما بنشیند و به پرسشهای من و دیگران پاسخ دهد یا آرا و یا افکار مرا نقد کند و شخصا مسؤلیت سخنان خود را بر عهده بگیرد. من اعلام کردم که موضوع مناظره می‌تواند این باشد «اعتبار اجتهاد فقهی در جهان حاضر». در نظر داشتم اگر فردی از آقایان اعلام آمادگی کند از ایشان بخواهم در نقد آن چند مقاله که من در آنها اعتبار اجتهاد فقهی آقایان (در غیر مسائل مربوط به عبادات) در عصر حاضر زیر سئوال برده ام اقلاً پنج صفحه‌ای بنویسند و منتشر کنند و پس از آنکه علاقمندان، مقالات من و نقد آقایان را خواندند با یکدیگر به مناظره بنشینیم.

۵-      گرچه پرسش‌های بنیادین در حال حاضر که متوجه آراء و افکار و فتاوی مراجع تقلید است زیاد است اما من می‌خواستم از آن آقایان در جلسه یا جلسات مناظره، از جمله، این سوالات را بپرسم:

الف– در عصر حاضر اعتبار اجتهاد فقهی شما در غیر از عبادات یعنی اجتهاد فقهی در باب امور اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، جزائی، خانواده و… در جامعه‌ای مدرن مانند جامعه ایران بر کدامین مبناهای معقول و قابل دفاع استوار است؟

ب– چرا تشکلهای جنایتکاری مانند داعش تئوری فقهی خود را در همان فقه سنتی می‌یابند که شما آن را نمایندگی می‌کنید؟ احکام و فتاوی شما در کجاها با احکام و فتاوی داعش متفاوت است؟ آیا شریعت شما همان شریعت داعش است یا با آن متفاوت است؟

ج- شما دلسوزان و رهبران دیانت و ایمان مردم چرا در برابر صدها حادثه زیانبار که در صحنه سیاست و اقتصاد و فرهنگ کشور ما اتفاق می‌افتد و ایمان و دین مردم خصوصا نسل جوان را بر باد می‌دهد سکوت پیشه می‌کنید و فقط گهگاهی چگونگی لباس بانوان توجه شما را جلب می‌کند که مبادا درهای جهنم باز شود!

چرا آقایان نیامدند؟

اینک از خود می پرسم چرا آقایان مراجع تقلید حکومتی درخواست مناظره صاحب این قلم را بی پاسخ گذاشتند و به صحنه نیامدند. شاید بتوان سه دلیل ذکر کرد:

۱-      آنها شأنشان را اجل از این می‌دانند که مستقیما در مناظره‌ای با دیگران روبرو بنشینند. پاسخ این دلیل این است که مگر آنها خودشان را شاگرد امام صادق (ع) و امام رضا (ع) نمی‌دانند؟ آن دو حضرت مستقیما با دیگران به مناظره می‌نشستند و این از مسلمات تاریخ تفکر شیعه است آیا آقایان شأن خودشان را بالاتر از امامان شیعه می‌دانند؟

۲-      آنان در چنان کهولت سنتی به سر می‌برند که شرکت در چنین جلساتی برایشان مقدور نیست. پاسخ این دلیل این است که این مدعا خلاف مشاهدات ما از آنها است خدا را شکر که بعضی از آقایان از سلامت نسبی خوبی برخوردارند و همواره حوزه علمیه از تدریس آنها و عموم مردم از افاضات آنها در تلویزیون در ایام ماه مبارک رمضان و مانند آن استفاده می‌کنند.

۳-       آقایان با آن دانش‌ها و اصطلاحات و مفهوم‌ها که مجتهد شبستری در استدلالهای خود از آنها استفاده می‌کند چون، مفهوم‌ها و اصطلاحات مربوط به هرمنوتیک جدید و فلسفه زبان‌های جدید آشنا نیستند و بنابر این شرایط مناظره فراهم نیست.

تنها مطلبی که در اینجا می‌توانم بگویم این است که اگر دلیل سوم درست باشد معنایش این است برای آن آقایان محترم اصلا معلوم نیست که من چه می گویم و مبناهای من چیست تا بتوانند درباره صحت و سقم استدلالهای من داوری کنند. اگر اینطور باشد جای این سؤال است که چرا آنان بدون آگاهی لازم از استدلالها و مبناهای من، در خلوت و جلوت به سخنان و افکار و آراء من مارک القاء شبهه، بدعت‌گذاری و انحراف می‌چسپانند و مانع رشد تفکر دینی و رواج یک قرائت انسانی بدون خشونت از کتاب و سنت در جامعه ما می‌شوند که من با تمام وجودم بر حسب وظیفه اخلاقی در راه آن گام برمی‌دارم.

گمان می‌کنم آن دسته فضلای محترم که در روزهای اخیر پیشنهاد مناظره با اینجانب دادند و گاهی خرده گرفتند که این چه اصراری است که می‌گوئی فقط با مراجع تقلید مناظره می‌کنم، اکنون دلیل اصرار من را با توضیحاتی که دادم درک کنند. من ضمن سپاس‌گزاری از آن فضلا می‌گویم گرچه بعضی از شما آقایان با من دوستانه سخن نمی‌گوئید ولی در عین حال من برای همه شما احترام قائلم و به شما عرض می‌کنم آقایان من کار لغو نمی‌کنم. إِنْ أُرِیدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ (قرآن مجید/۱۱/۸۸۸).

.


.

چرا مراجع تقلید را به مناظره طلبیدم و چرا آنان نیامدند؟

نویسنده: محمد مجتهدشبستری

منبع: سایت محمد مجتهد شبستری

تاریخ نشر اینترنتی: دوشنبه ۶ دی ۱۳۹۵

.


.

9 نظر برای “چرا مراجع تقلید را به مناظره طلبیدم و چرا آنان نیامدند؟

  1. انقلاب فرهنگی فقط برای دانشگاه ها اعمال گردید،آن هم دریک کلمه جابجایی فیزیکی فیزیکی اساتید ودانشجویان و۷الی۸واحد درست نیروهای ذخیره را به دانشگاه گسیل ،ودانشجوهای نخبه را به غرب بفرستند ،وبر گردند ،همان آش وهمان کاسه ،انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها انجام پذیرفت نه لا غیر،وتاسیس تعاونی دانشگاه آزاد که پول وعمر جوانان را تبدیل به مدرکی با عنوان ومهمور به دانشگاه آزاد خرابآباد فلان شهرک،۱۴۴
    واحد بگذرانی ومرخص ،،،نه کار مربوط به رشته یافت میشود میشود،نه شخص دیگر بضاعت مالی ندارد ادامه دهد،یا بایستی به خارج برود دیاتاآخر عمر سربار پدر ومادر گردد،آقایانی که دانشگاه بدون برنامه نیاز اشتغال جامعه برای بهره وری وارزش افزوده تدارک دیده اید،فکر این نگون بخت ها را نموده اید،رسته تحصیلی بایستی متناسب با نیاز جامعه واسپانسر مطلوب داشته باشد ،وبر حسب نیاز به بمرکز آزمون ارائه گردد،وبعد تامین نیرو شود،چرخش پول ،مدرک ،کالا،
    تا زمانی که وجود دارد ،سرنوشت علم ودانشگاه وحوزه همین است که انتظار داشتیم

  2. یادم هست وقتی کوچک بودم بابام به قصد احسان گفت: روزی کلاغ بچه‌ای‌بقصد تقاضا به مانانش گفت:این لانه راآلوده کردیم‌ برویم لانه‌جدید؛ مانانش گفت وقتی لانه جدید برویم آن‌قسمت که آلوده‌میکند‌آیاباماهمراه‌هست؟؟…ماند‌این در گوشه مغزواندیشه‌ام…وخیلی اتفاقات افتاد، ودیدم آنهائیکه با علاقه نتوانسته‌اند ساختارشان را تغییردهندومیزان‌کنندنیز در دام این مشکل‌اند.ان‌الله‌لا‌یغیرما…تانشود نخواهیم شد.

  3. اینها واهمه آن دارند که مردم بفهمند قریب ۴۰ سال است هیچ حرفی برای گفتن و طرحی برای عمل نداشته اند جز تقویت تقدس مأبی و شعارهای پوچ و عوامانه شان.
    دست آورد رهنمود های آقایان فقها را در وضع دین گریزی جوانان و اشتیاق عامه مردم به ریاکاری و دزدی و دروغ و خرافات به عینه خبر از تلاش بی وقفه آن حضرات در مسیر ترقی هر چه بیشتر و بهتر سنت گرایی می دهد والحق که موفق بوده اند. هر چند به وقت پاسخ گویی که برسد دست آویزشان یک تارموی دخترکی است که در خیابان نمایان است و برنامه های صهیونیستی مخالفین اسلام راستین در جهت تساهل و تسامح که گویی تنها اینها هستند که مردم را به گناه و دین گریزی مبتلاء کرده است وگرنه ما به وظیفه خود عمل کرده ایم نتیجه اش هم نماز های جمعه و برنامه های الهیاتی شبکه دو !!
    آقای شبستری زهی خیال باطل که اینها با شما نامه نگرانی کنند چه رسد به مناظره! خاطرات تلخ مناظرات آیت الله مصباح یزدی با عبدالکریم سروش یا نامه نگاری های آیت الله سبحانی و عبدالکریم سروش از یادشان نرفته است و امروز وصف حالشان این حکایت است:
    خطیبی را گفتند “مسلمانی” چیست؟
    گفت: من مردی خطیبم، مرا با مسلمانی چکار؟
    عبید زاکانی
    والسلام .

  4. اینکه ائمه بزرگوار با مخالفین فکری به مناظره می نشستند بحثی نیست،از لوازم هر کاری رعایت عدالت است، لذا ضروری و اخلاقی است که طرفین مناظره از سطح متوازنی برخوردار باشنداز اینرو ائمه طاهره خود با بزرگان ادیان و مکاتب به مناظره رسمی می نشستند اما افرادی را که توان متناسب نداشتند به شاگردان خود ارجاع می دادند مگر اینکه فرد مزبور به عنوان سوال امری را از حضرات می پرسیدند و رویه مناظره در میان مطرح نبود و این مسئله ای اخلاقی برای حفظ حرمت طرف مقابل و حفظ حریم علم است.
    در این میان بزرگانی چون خسروپناه و محمد محمدرضایی و… که دست پروده اساتید خویش، مراجع عظام هستند اعلان آمادگی برای مناظره نمودند. کاش آقای مجتهدی شبستری به جای رفتارهای پوپولیستی حرمت علم را پاس می داشتند واگر واقعا به دنبال راهکاریابی برای حل معضلات اجتماعی و … بودند از حاشیه سازی و غوغاسالاری برای بزرگ نمایی خویش و… دست برداشته و طبق برداشتی که خود از رفتار ائمه داشتند به مناظره آقایان می شتافتند.
    کاش به جای موج سواری بر وضعیت تلخ جامعه که نتیجه تفکرات اومانیستی و لیبرالی دوستان آقای شبستری در دولت های بعد انقلاب بوده،زحمت ترسیم و تدوین نظرات مبتنی بر فلسفه های مظاف مورد احتیاج کشوررا قبول می نمودند و از فضای علم متجرد فاصله میگرفتند.
    هرچند سرمایه مراجع عظام فقط منبر و درس بود و داشته شما و دوستانتان،تمام دولت های بعدانقلاب!این گفتار و رفتار چیزی نیست جز فراکنی برای فرار از مشکلاتی، که خود و دوستانتان ایجاد کرده اید و اندیشه های ناب رابا تیرهای کنایه، تحجر نامیدید و افکار التقاطی تاریخ مصرف گذشته خود را نوشخوار برخی هواداران نمودید. کلام بسیار است و درد بی پایان.
    تاریخ در صحت

  5. بهتر این ست که شبستری ، مناظره با شاگردان تراز اول را پذیرفته و آنجا ضمن طرح اولیه و اصلی مباحثش، دلایلی از اینکه چرا نباید شاگردان گسیل می‌شدند را نیز مطرح میکرد شاید بدین ترتیب یکی از مراجع مورد نظرش وارد مناظره میشد. بهرحال استدلال و منطق تاثیر خودش را میگذارد چه با مناظره و چه بدون آن.

  6. ? پاسخی متفاوت به جناب مجتهد شبستری
    #بازتاب
    ✔️ به لطف صدیق معظم جناب آقای زاهدپور عزیز، ادعانامه دانشمند محترم جناب آقای شبستری را دو روز پیش از انتشار مطالعه کردیم. نکاتی به ذهن می رسد که اختصارا عرض می کنم.

    ۱⃣ در مورد بند ۱: در تمامی این فراز مطالب و نکات متعددی بدون ارائه هر گونه دلیل ادعا شده است. در اینجا ظاهرا خطاب به مراجع تقلید حکومتی و داخل ایران است. در ایران مراجع تقلید غیر حکومتی هم هست و نیز در خارج ایران مراجعی وجود دارند، اما در اینجا آنها مورد خطاب نیستند. البته آنچه که در اخبار رسانه ها و افواه عمومی بازتاب داده شده؛ عموم مراجع عظام تقلیدند که طبعا با توضیح ایشان آن برداشت عمومی ابتدائی اشتباه است.

    اینکه مراجع تقلید حکومتی داخل ایران، همگی بدون استثناء و در همه فتاوی و اظهاراتشان، قرائتی غیر معقول و خشونت پرور از کتاب و سنت، را ترویج و تئوریزه کنند، ادعای بزرگی است و با شواهد متعدد نقض می شود. البته نفی کلی صحیح نیست و احیانا برخی از ایشان در بعضی از نظرات ممکن است چنین باشند، اما تعمیم دادن آن به همه در تمامی فتاوی قطعا باطل است.

    قداست ها و القاب توهم آور هم عمومی و همیشگی نیست، و به فرض که باشد در سنت حوزوی منافاتی با سؤال و نقد و انتقاد عالمانه ندارد. طبعا ایشان گاهی در دروس حوزوی هم شرکت داشته و نحوه تدریس و ارتباط استاد و شاگرد را ملاحظه کرده اند که چگونه از پرسش و بحث و ایراد شبهه سرشار است. پرسش منافاتی با قدسی بودن مقام علم و معلم ندارد. قداست هم اختصاصی به حوزه ندارد. علم در هر جا باشد محترم است و این احترام تلازمی با مورد سؤال واقع شدن ندارد.

    به چه دلیل مدعی تولیت ناپذیری اسلام شده اند. اسلام هم مانند سایر معارف کارشناسان و علما و متولیانی دارد که برای افراد ناآگاه به شرح و تبیین آن معارف پرداخته و به هدایت اناسی اشتغال دارند. چطور دیگر علوم طبیعی و انسانی متولی دارد اما اسلام نه؟ منکر مدعیان دروغین تولیت نیستم ولی انکار اصل تولیت بی وجه است.

    سخن نو در باب دین اگر روشمند و بر اساس اصول و مبانی عقلانی باشد چه مانعی دارد و هماره حوزه های دینی از آن استقبال کرده اند. این بسیار نابخردی است اگر کسی تصور کند معارف اسلامی از همان ابتدا به این شکل موجود از تفصیل و شرح و تبیین بوده و هیچ تغییری در طول تاریخ در آن واقع نشده است. بله حرفهای بیهوده غیر عالمانه هم زیاد بوده که طبیعتا علمای راستین به آن وقعی ننهاده و مقلدان خود را از وقوع در آن انحرافات برحذر داشته اند.

    فشارهای نهادهای متعدد، دلایل دیگری داشته و اکثرا مرتبط به نظرات مراجع تقلید نیست.
    اینهم که قرائت خشونت آمیز به مثابه امری ضد ارزش تلقی شده محل بحث است. اولا تعریف شما از خشونت چیست؟ ثانیا اگر بر اساس ادله متقن و قطعی، متدین و متیقن به دین و شریعتی خاص هستیم، و احکامی را بر اساس ضوابط مستدل و عالمانه از اجزاء آن دین می دانیم، اینکه عده ای آن احکام را خلاف عقل یا خلاف حقوق بشر یا خشونت آمیز بدانند، موجب دست برداشتن از آن احکام نخواهد بود. دست برداشتن از آنها تنها در صورتی ممکن است که آن منظومه و سیستم فکری را بالمره ترک کنید. و الا بر اساس امیال و مشتهیات نفسانی و خوش آمد خود یا دیگران نمی توان به بعضی احکام اعتقاد ورزید و عمل کرد و برخی را ترک نمود.

    ۲⃣ در مورد بند ۲: تعبیر برج عاج تعبیری مؤدبانه نیست و دیگری هم می تواند آن را برای خود ایشان استعمال کند. غالب مراجع که نه اعتقادی به القاب دارند نه احترامات دیگران برای ایشان توهمی ایجاد می کند که اگر غیر این باشد در مرجعیتشان شک است و سالبه به انتفای موضوع خواهد بود. بالاتر بودن ایشان از دیگران هم (ولو خودشان به آن معتقد نباشند) به واسطه علمی است که دارند و تقوائی که به آن متخلقند. سایر علما و دانشمندان غیر دینی هم از جهال بالاترند. انسانها هر چند همگی در انسانیت مشترکند اما بدیهی است به واسطه علم و فضل و فن و هنر و ایمان و تقوا مراتب مختلفی خواهند داشت.

    تصور اینکه دانشگاه بدون قداست و نامحترم است تصور درستی نیست.
    مناظره با علما می تواند در مکانهای دیگر هم صورت بگیرد. چه نیازی است که منحصر در دانشگاه شود.
    نقدهای عقلانی و اخلاقی جدی از توهمات سائل است و در حین مناظره روشن خواهد شد که نقد است یا توهم و جدی است یا هزل.

    محیط بسته سنتی منجمد هم ردیف کردن کلمات است برای تأثیر گزاری روانی و الا می توان همین ادعا را راجع به دانشگاه هم داشت. آزاد اندیشی در حوزه های علمی و حلقات تدریس اگر در حوزه بیشتر نباشد کمتر از دانشگاه نیست.

    __________________________
    ✅ @ijtihadnetwork

  7. ادامه:
    تعمیم سلطه پذیری عالمان از عوام به همه دانشمندان، مدعایی بی دلیل است. رفع نیازمندیهای عوام هم بسیار ارزشمند است. مگر اطباء که همّشان بر صحت بخشی به عوام است مرتکب گناه شده اند.

    رفع نیاز عوام و استخراج حکم شرع برای عوام و تبلیغ و هدایت ایشان، چه مناسبتی با تعبیر قرائت عوامانه دارد. مغالطه ای بیش نیست. نعوذ بالله انبیاء الهی و اولیاء ایشان هم که در صدد هدایت خلق بودند قرائت عوامانه داشتند؟ در ثانی عوام در اینجا به معنای کسانی است که علم و توان استخراج احکام دین را ندارند، و ممکن است هر کدام در رشته خود از علم و تخصص و مهارت بالایی برخوردار باشند.

    ۳⃣ در مورد بند ۳: عرض می شود همانگونه که شما تنها مناظره با مراجع، آنهم در غیر مکان لایق به آن مناظره، را مفید دانسته و سایر اقسام را لغو تلقی می کنید؛ این حق را برای دیگران و منجمله مراجع قائل باشید که مناظره رو در رو با شما را لغو بدانند و این امر را به نحوی ترویج باطل و اهمیت دادن به امری مبتذل و غیر مهم بدانند.

    ۴⃣در مورد بند۴: چرا تصور می کنید محیط دانشگاه غیر مقدس است. همه فضاهای علمی مقدس و محترمند. اما در مورد مباحث دینی مناسبتر است در محیطهائی که محل بحث و مباحثه اصلی آن مباحث است و اهل نظر مرتبط و عالمان آن مباحث در آنها بیشتر حضور دارند، یعنی حوزه های علمیه، این مناظره صورت گیرد. البته دانشجویان و طلاب و فضلا هم امکان حضور خواهند داشت. اما حضور طلاب و فضلای حوزه در دانشگاهها به دلیل بافت خاص دانشجوئی و ناهمسنخی ظاهری دو قشر از دانشپژوهان مشکلاتی دارد و ممانعتهایی هم توسط دربانان و نگهبانان صورت می گیرد. لذا خوب است شما هم مانند یکی از دیگر طلاب به حضور مراجع حاضر شوید و سؤالات خود را متعلمانه بیان فرمائید شاید نصیبی ببرید، و الا لاف در غریبی چندان توش و توانی نمی خواهد.

    ۵⃣ در مورد بند ۵: سؤال فرمودید چرا آقایان نیامدند؟ عرض می کنم شما چرا نرفتید. بهانه هائی مثل قداست و القاب و امثالهم که جواب نیست. مگر دیگران که از ائمه سؤال می کردند خود به محضر ایشان نمی رفتند. در ثانی بر امام واجب نبود پاسخ دهد و گاهی پاسخ نمی دادند. ثالثا گاهی شاگردان خود را به پاسخ دادن ترغیب می کردند.

    ▪️در مورد دلیل سوم، عرض می شود ممکن است ادله شما مشتمل بر اصطلاحات خاص و علومی باشد که بعضی از مراجع در آن زمینه تخصصی ندارند و البته این هم نقصی برای ایشان نیست. دیگرانی هستند که آشنائی دارند و اعلام آمادگی برای پاسخگوئی کرده اند. اما هر گاه نتایج حاصله از ادله شخص خاصی منجر به انکار برخی اصول مسلم و ضروریات دینی باشد، از آنجا که آن اصول قطعی و یقینی است، استدلالات منجر به مخالفت با آن اصول مسلم به حکم عقل باطل است حتی اگر از جزئیات آن آگاه نباشیم.

    مثلا اگر شخصی به خیال خود امری را خشن و مخالف حقوق بشری بداند (مثلا قصاص یا حجاب یا …)، و بعد به همین دلیل این را امری غیر عقلانی و مخالف قرائت مسالمت آمیز دینی بداند، لازم نیست ریز ادله او را بدانیم. صرف مخالفت با اجماع و ضرورت متدینین برای اثبات انحراف او از دین کفایت می کند.

    ?هادی مکارم

    __________________________
    ✅ @ijtihadnetwork

  8. نوشته‌ تقدیمی‌ مورخ ۹۵/۱۰/۶ به‌ منظور تأیید یا‌‌‌‌‌‌‌‌ نفی‌ سروری‌ نبوده‌،تقدیم به‌پیشگاه‌سروران مکرم و محترمی است که در ترسیم سرنوشت زیبای الهی خود‌همت مصروف داشته‌‌، دائم تشنه‌‌‌‌‌بهبود حال و تحول دراحوال گشته و با مظهریت خیر و برکت های الهی همت خادمیّت به کمر بسته‌اند و در شعله نیاز «ربی‌زدنی‌علماوالحقنی‌باصالحین‌» می‌سوزند؛دراین راستا عرض شود: بصیرت نیروئی است فوق عقل که انسان به چشم بصیرت قبح معاصی را می‌بیند و از آن اعراض می‌کند . ولو اینکه وعده بهشتی یا ترس از عقابی هم در کار نباشد ، زیرا کسیکه مداومت نماید به یاد حق ،قلب سلیم و دل پاک و نفس مطمئنّه او محل تلالوء انوار علوم و حکمت می‌گردد و بقدر صفا و نورانیّتی که در دل اوست حقیقت اشیاء بر وی منکشف می‌گردد و هر چیزی را بجای خود می‌شناسد اینست اصل و حقیقت تقوی بلکه اصل هر فضیلتی و منشاء هر کمالی و سرچشمه هر فیض و هر احسانی همان توجّه و انس و محبّت و شناسائی اوست .
    بار خدایا ای طبیب طبیبان ؛ یکی را درد(عشق) و دیگری را درمان بخشید . آری طبیب حاذق چنین کند و نیش و نوش فرا خور حال بیماران بجا مصرف فرماید .
    خوشا برحال آنانیکه روح نفیس الهی خویش را مظهر نور مطلق نمودند تا این بندگان از آن استناره کنیم.

  9. بسمه تعالی: اول اینکه از سخن آقای شبستری متوجه شدم خیلی خود بزرگ بین است و فکر می‌کند فهم دقیق و بدون خطا با اوست و حق مطلق را رسیده است و پیروز میدان. ولی البته چنین نیست. دوم اینکه عدم جواب مراجع فرض دیگری دارد و آن اینکه مناظره با چنین افرادی تضییع ‌وقت است چرا که اگر خورشید را هم در دستشان گذارند باز از روی عناد میگویند قطعه ای از شب است.وشاید هم بخواهد با چنین کارهایی خود را در حد آن بزرگ مردان سنگر دین معرفی کند که این هم نمی‌شود و خیلی حرفهای دیگر که فرصت نوشتن آنرا ندارم.والسلام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *