مناظره مهدی نصیری و حسین سوزنچی با عنوان «قانون الزام حجاب» در برنامه‌ی زاویه

مناظره مهدی نصیری و حسین سوزنچی با عنوان «قانون الزام حجاب» در برنامه‌ی زاویه

چهارشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۹ برنامه‌ی تلوبزیونی زاویه میزبان مناظره‌ای با عنوان «قانون الزام حجاب» بود. در این برنامه‌ی زنده‌ی شبکه‌ی چهار سیما مهدی نصیری، پژوهشگر حوزه‌ی دین و سیاست به‌عنوان مخالف «الزام حجاب» و  حسین سوزنچی، دانشیار دانشگاه باقرالعلوم(ع) به‌عنوان موافق این الزام حضور داشت.

مهدی نصیری با تاکید بر اینکه الزام حجاب تا به حال نتیجه‌ی عکس داشته است خواستار تجدیدنظر در این موضوع شد و حسین سوزنچی نیز با تاکید بر اینکه حجاب نماد اسلامیت است، علت مخالفت‌ها را «بد اجرا کردن قانون» دانست.

در ادامه متن کامل به همراه فیلم و صوت آن آورده شده است.
ادامه مطلب “مناظره مهدی نصیری و حسین سوزنچی با عنوان «قانون الزام حجاب» در برنامه‌ی زاویه”

نوشتار حسین هوشمند با عنوان «هایک یا رالز؟؛ چالش درباره عدالت اجتماعی»

نوشتار حسین هوشمند با عنوان «هایک یا رالز؟؛ چالش درباره عدالت اجتماعی»

هایک یا رالز؟؛ چالش درباره عدالت اجتماعی

حسین هوشمند

منبع: مشق‌نو

بیش از چهل سال پیش، فردریک هایک اعلان کرد، باور دارد نظریه عدالت اجتماعی «سراب» است.[۱] هایک برای اینکه هرگونه ابهام نسبت به دیدگاه‌اش را رفع کند، عدالت اجتماعی را با تعبیراتی نظیر یک «فرمول توخالی»، «به‌طور محض، منطقاً و سراسر تو خالی و بی‌معنی»؛ «یک باور شبه‌ دینی که هیچ مضمون و محتوایی ندارد و نوعی خرافه یا «موهوم پرستی» مانند باور به افسون‌گری یا کیمیاگری توصیف می‌کند. هایک می‌افزاید، عدالت اجتماعی نوعی خرافه‌پرستی خطرناک است؛ همچون «کابوسی که امروزه با برانگیختن احساسات لطیف باعث تباهی تمام ارزش‌های یک تمدن آزاد شده است»، و نیز موجب «ویرانی بستری است که ارزش‌های اخلاقی، مانند آزادی فردی در آن پدید می‌آیند و رشد می‌کنند». به‌گمان هایک، تعبیر عدالت اجتماعی منشاء «تفکر آشفته و بلکه خیانت روشنفکری» است. [۲] ادامه مطلب “نوشتار حسین هوشمند با عنوان «هایک یا رالز؟؛ چالش درباره عدالت اجتماعی»”

نوشتار آرش نراقی با عنوان «تجاوز جنسی یا هتک کرامت جسمانی»

نوشتار آرش نراقی با عنوان «تجاوز جنسی یا هتک کرامت جسمانی»

 تجاوز جنسی یا هتک کرامت جسمانی

آرش نراقی | ۱۹ آگوست ۲۰۰۹ | کالج موراوین، پنسیلوانیا

هتک کرامت جسمانی نوعی خشونت در قلمرو مناسبات جنسی است، و می‌تواند همانند سایر اشکال خشونت (خصوصاً در نظامهای پدرسالار) به ابزاری برای تحمیل سلطه بدل شود. در این نوشتار مایلم به اختصار پاره ای از جنبه های پدیده “هتک کرامت جسمانی” یا “تجاوز جنسی” را خصوصاً از منظر اخلاق و فلسفه حق بررسی کنم. بحث من عمدتاً بر چهار پرسش زیر متمرکز خواهد بود:

پرسش اوّل: پدیده “هتک کرامت جسمانی” چیست؟

پرسش دوّم: چرا پدیده “هتک کرامت جسمانی” اخلاقاً ناروا است؟

پرسش سوّم: چگونه باید با پدیده “هتک کرامت جسمانی” به مثابه ابزاری برای تحقیر و تحمیل سلطه روبرو شد؟ ادامه مطلب “نوشتار آرش نراقی با عنوان «تجاوز جنسی یا هتک کرامت جسمانی»”

بنجامین رَدکلیف: کدام نظام سیاسی «خوش‌بختی» بیشتری ایجاد می‌کند؟

بنجامین رَدکلیف: کدام نظام سیاسی «خوش‌بختی» بیشتری ایجاد می‌کند؟

کدام نظام سیاسیْ «خوش‌بختی» بیشتری ایجاد می‌کند؟

دولت رفاه، علی‌رغم اینکه به خوش‌بختیِ انسانیِ بیشتری می‌انجامد، همچنان مورد حمله قرار می‌گیرد..

بنجامین رَدکلیف

ترجمۀ: علیرضا خزایی

از نظر بعضی‌ها خوش‌بختی چنان مبهم است که نمی‌توان به‌آسانی آن را با روش‌های علمی سنجید. اما دانشمندانِ علوم‌اجتماعی در حوزۀ‌ درحال‌رشدِ «اقتصاد‌ خوش‌بختی» مدعی‌اند زندگی رضایت‌بخش ریشه در شرایط عینی دارد و گرایش‌‌‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعیِ جوامع می‌تواند خوش‌بختی‌ِ فردی را به‌دقت پیش‌بینی کند. از نظر این محققان پرسش دربارۀ میزان خوش‌بختی نه سؤالی فلسفی و نه موضوعِ سلیقۀ سیاسی است، بلکه سؤالی تجربی است که می‌توان با بررسیِ داده‌ها بدان پاسخ داد.

ادامه مطلب “بنجامین رَدکلیف: کدام نظام سیاسی «خوش‌بختی» بیشتری ایجاد می‌کند؟”

مژگان خلیلی: چگونه رابطه‌مان را با جهان از نو برقرار کنیم؟ (قسمت چهارم و پایانی)

«فلسفه‌ورزی‏‌‌‌‌‌‌‌‌» یعنی «پژوهش» روی یک «شکل‌زندگی»

چگونه رابطه‌مان را با جهان از نو برقرار کنیم؟                                          

مژگان خلیلی[۱]

قسمت چهارم و پایانی:

«فلسفه‌ورزی‏‌‌‌‌‌‌‌‌» یعنی «پژوهش» روی یک «شکل‌زندگی»

قسمت اول را اینجا و قسمت دوم را اینجا و قسمت سوم را اینجا بخوانید.

بشر بودن یعنی یک «شکل از زندگی» ِبنیادین، که نحوه‌ی بودنِ نوع او را مشخص و آن را از شکل‌های دیگرِ زندگی مثل «ویروس بودن»، «اسب بودن»، «درخت بودن» و شکل‌های بیگانه و ناشناخته‌ی دیگر جدا می‌کند. هم الگوهای عام و یکسان زندگی بشر از سرشت این «شکل زندگی» بنیادینِ مشترکِ جهانی بیرون می‌آید: مثل الگوهای زیستی ِتولد و مرگ و… و نیز الگوهای رفتاری و غذاخوردن، قدم‌زدن، حرف‌زدن، … و هم طرحواره‌های هنجارمندِ خاص و نایکسان فراوانی که به صورت امکان‌هایی بالقوه، متنوع و متغیر،آماده‌اند «شکل‌های زندگی»ِ زبانی و فرهنگ اجتماعی، هویت و روانِ ملی و فردیت شخصیِ او را بسازند[۲] و در بافت رفتار و بستر زندگی اجتماعی و روانِ او تنیده شده‌اند. ادامه مطلب “مژگان خلیلی: چگونه رابطه‌مان را با جهان از نو برقرار کنیم؟ (قسمت چهارم و پایانی)”

مقاله سید حسن اسلامی اردکانی با عنوان «مجازات، بازدارندگی، و تربیت اخلاقی»

مقاله سید حسن اسلامی اردکانی با عنوان «مجازات، بازدارندگی، و تربیت اخلاقی»

مجازات، بازدارندگی، و تربیت اخلاقی

دکتر سید حسن اسلامی اردکانی[۱]

هر نظام اجتماعی برای پایایی خود نیازمند قوانین بازدارنده است که بخشی از آن‌ها در قالب قوانین کیفری جلوه‌گر می‌شود. بدون قوانین کیفری و مجازات، سلامت و امنیت اجتماعی پریشان و چه بسا نابود می‌شود. در عین حال، جوامع انسانی برای بقای خود افزون بر مجازات نیازمند عنصر همبستگی است که با مجازات تأمین نمی‌شود. لذا نیازمند ارزش اخلاقی دیگری هستیم که در قالب بخشایش و عفو پدیدار می‌شود. تعامل مناسب قوانین بازدارنده و ارزش‌های اخلاقیْ سلامتی، امنیت و در عین حال همبستگی و رشد اجتماعی را تأمین می‌کند. با این نگاه، می‌توان منظومه تربیتی اسلامی را بررسی کرد که در آن نخست کسانی را که حس انتقام در آن‌ها نیرومند بود، به سوی قصاص و عدالت جزایی دعوت کرد و سپس آن‌ها را به‌گونه‌ای پرورش داد و تربیت کرد که به سوی عفو و بخشایش پیش بروند. بدین ترتیب، در عین نیاز شدید جامعه به قانون، در نهایت این اخلاق است که ضامن سلامت آن است. در این نوشته، این ایده به تدریج بسط داده شده و پس از استنتاج، پنج پیشنهاد برای تقویت حس بخشایش در جامعه ارائه شده است.

ادامه مطلب “مقاله سید حسن اسلامی اردکانی با عنوان «مجازات، بازدارندگی، و تربیت اخلاقی»”

نوشتار آرش نراقی با عنوان «درباره زنانی که شریک نظام مردسالارند»

نوشتار آرش نراقی با عنوان «درباره زنانی که شریک نظام مردسالارند»

درباره زنانی که شریک نظام مردسالارند

آرش نراقی[۱]

جنبش حقوق زنان، به‌حق، به نقد ساختارهای اجتماعی مردسالار و نیز نقش مردان در تقویت و تداوم این ساختارهای تبعیض‌آمیز نشسته است، و به نظرم این راهی است که باید همچنان ادامه یابد. اما اصلاح ساختار بیمار یک جامعه مردسالار بدون نقد نقش زنان در شکل بخشی و تداوم این ساختارهای تبعیض آمیز کامل نیست. در اینجا مایلم چند نکته را در این خصوص به اختصار بیان کنم:

ادامه مطلب “نوشتار آرش نراقی با عنوان «درباره زنانی که شریک نظام مردسالارند»”

سلسله نشست‌هایی با پروفسور مایکل روس؛ جلسۀ دوم: زیست‌جامعه‌شناسی، اخلاق و ارادۀ آزاد

سلسله نشست‌هایی با پروفسور مایکل روس؛ جلسۀ دوم: زیست‌جامعه‌شناسی، اخلاق، و ارادۀ آزاد

سلسله نشست‌هایی با پروفسور مایکل روس

جلسۀ دوم: زیست‌جامعه‌شناسی، اخلاق و ارادۀ آزاد

بسمه‌تعالی

مصاحبه با آقای مایکل روس ، فیلسوف علم و زیست‌شناسی

مصاحبه‌کننده: معصومه شاه‌گردی، نویسنده و مترجم

تاریخ انجام مصاحبه: ۶ مرداد ۹۹

ادامه مطلب “سلسله نشست‌هایی با پروفسور مایکل روس؛ جلسۀ دوم: زیست‌جامعه‌شناسی، اخلاق و ارادۀ آزاد”

نوشتار یاسر میردامادی با عنوان «کودک را تنها اخلاقی بار بیاور» و یک اسطوره‌ی دیگر

نوشتار یاسر میردامادی با عنوان «کودک را تنها اخلاقی بار بیاور» و یک اسطوره‌ی دیگر

«کودک را تنها اخلاقی بار بیاور» و یک اسطوره‌ی دیگر

 یاسر میردامادی

۱_ آموزش مذهبی و منتقدان‌اش

تجربه‌های تلخ منتقدان آموزش مذهبی (هر مذهبی) بی هیچ تردیدی درس‌آموز است. آن‌ها بر چیزی دست می‌گذارند که به نظرشان تحمیل و قشری‌گری گونه‌هایی از آموزش‌ مذهبی می‌آید. این تجربه‌ها حتی هنگامی که به وضعیت‌ فاجعه‌آمیزی مانند تعرّض هم منجرّ نمی‌شود باز هم دردناک است و معمولا فرد صاحب تجربه‌ی تلخ را نه تنها به آموزش مذهبی دلسرد می‌کند که می‌تواند به اصل مذهبی خاص و یا هرگونه باور/سبک زیست دینی نیز بی‌اعتقاد کند.

از این رو، توجه انتقادی به این تجربه‌ها می‌تواند زمینه را برای گشوده(تر) و انسان‌پروا(تر) کردن آموزش مذهبی فراهم کند. البته توجه انتقادی به این تجربه‌ها ممکن است به شکل ریشه‌ای(رادیکال)‌تری در روا بودن اخلاقی اصل هرگونه آموزش مذهبی در حوزه‌ی عمومی یا خصوصی نیز تردیدهای جدّی بیفکند. ادامه مطلب “نوشتار یاسر میردامادی با عنوان «کودک را تنها اخلاقی بار بیاور» و یک اسطوره‌ی دیگر”

نظام بهرامی کمیل: روشنفکران ایرانی محبوب بودن را بر حقیقت‌طلبی ترجیح داده‌اند

نظام بهرامی کمیل: روشنفکران ایرانی محبوب بودن را بر حقیقت‌طلبی ترجیح داده‌اند

در تاریخ معاصر ایران روشنفکران به معنای درست کلمه از سال‌های انتهایی حکومت ناصری سربرآورده و نقش مهمی در شکل دهی به حوادث تاریخ معاصر داشتند. روشنفکری در ایران سالم و مبتنی بر شرایط بومی متولد نشد و گفت‌وگو با آن‌ها شرایط خاصی می‌طلبد.

نظام بهرامی کمیل ، جامعه شناس معاصر، را دنبال کنندگان مباحث روشنفکری با کتاب «گونه‌شناسی روشنفکران ایرانی» می‌شناسند. مهمترین مدعای او در کتاب گونه‌شناسی این است که روشنفکران دینی، بومی و همه آنها که خواسته‌اند ترکیبی از خوبی‌های سنت و مدرنیته بسازند و راه سومی را برای جامعه به ارمغان آورند؛ در نهایت هیچ مسی را به طلا تبدیل نکرده و فقط هزینه آزمون و خطاهای فکری خود را بر دوش جامعه گذاشته‌اند. به باور او روشنفکران ایرانی محبوب مردم بودن را بر حقیقت‌طلبی ترجیح داده‌اند. نقدهای او به جریان روشنفکری پس از انقلاب از رضا داوری گرفته تا یوسف اباذری و سید جواد طباطبایی را شامل می‌شود. ادامه مطلب “نظام بهرامی کمیل: روشنفکران ایرانی محبوب بودن را بر حقیقت‌طلبی ترجیح داده‌اند”