نوشتار محمد نصر اصفهانی با عنوان «نیم‌رخ دکتر سروش»

نوشتار محمد نصر اصفهانی با عنوان «نیم‌رخ دکتر سروش»

نیم‌رخ دکتر سروش

محمد نصر اصفهانی – ۱۳۹۹/۱۰/۱۶

دکتر سروش در آخرین سخنرانی خود در سال ۲۰۲۰ اظهار می‌کند که اخیراً به دو چیز که از آن غافل بوده تفطن پیدا کرده‌ است: اول اینکه تاکنون گمان می‌کرده‌ که معرفت دینی، در حاشیه دیگر معارف قبض و بسط پیدا می‌کند، ولی اخیراً متوجه شده‌ که معرفت، از جمله معرفت دینی، بلکه خود دین، در سایۀ قدرت تکوین یافته و می‌روید. قدرت هم به ویژه قدرت سیاسی، معرفت دینی را دچار قبض و بسط می‌کند. این نکته درستی است و روانشناسان و جامعه‌شناسانِ معرفت،‌ نه تنها قبض و بسط معرفت را به قدرت محدود نمی‌دانند، بلکه امثال آب و هوا، اقلیم و جغرافیا، سنت، تاریخ و اقتصاد جامعه را نیز از عوامل قبض و بسط و فراز و فرود معرفت از جمله معرفت دینی می‌دانند.

ادامه مطلب “نوشتار محمد نصر اصفهانی با عنوان «نیم‌رخ دکتر سروش»”

سخنرانی یاسر میردامادی با عنوان «آیا حیات انسان مقدّس است؟»

سخنرانی یاسر میردامادی با عنوان «آیا حیات انسان مقدّس است؟»

یکی از استدلال‌ها در اخلاق زیستی (bioethics) برای مخالفت با سقط جنین و آسان‌مرگی (اتانازی)، استدلال «قداست حیات» (sanctity of life) است. بر اساس این استدلال چون حیات (انسان) ذاتاً مقدس است ــــ درست از آن رو که موهبت الهی است ـــ آن‌گاه اصل بر این است که گرفتن جان نوزاد (سقط جنین) و بیمار (آسان‌مرگی) اخلاقا روا نیست، مگر ملاحظات اخلاقی دیگری در میان باشد که داوری را تغییر دهد. در این سخن‌رانی یاسر میردامادی به نقد این استدلال نه از چشم‌انداز سکولار که از منظر الهیات سلبی می‌پردازد. او با تمایز نهادن میان دو معنای قداست (قداست ذاتی و قداست اکتسابی) استدلال می‌کند که از منظر الهیات سلبی، قداست ذاتی تنها برای خداوند محفوظ است و انسان‌ها تنها از آن جهت قداست دارند که امکان پرورش فضائل را در خود دارند. میردامادی نتیجه می‌گیرد که برداشت سلبی‌گرایانه از قداست حیات، امکان استفاده از استدلال قداست حیات در اخلاق زیستی را دشوار (اگر نگوییم منتفی) می‌کند. او در بخش پرسش و پاسخ، به اشکال‌ها و ابهام‌ها پاسخ می‌دهد. ادامه مطلب “سخنرانی یاسر میردامادی با عنوان «آیا حیات انسان مقدّس است؟»”

نوشتار امیر مازیار با عنوان «نص،قدرت و جامعه‌شناسی متن دینی»

نوشتار امیر مازیار با عنوان «نص،قدرت و جامعه‌شناسی متن دینی»

نص،قدرت و جامعه‌شناسی متن دینی

امیر مازیار

۱_ دو سخنرانی اخیر دکتر سروش درباره “اسلام و قدرت”(سخنرانی اول و دوم) به حق نقد و توجه بسیاری را برانگیخته‌است چرا که سروش باب جدیدی را برای نگرش به اسلام می‌گشاید که تا کنون دست کم در ادبیات نواندیشی‌دینی متاخر محل توجه جدی نبوده‌است. سروش با گذر از تصویر فردی ، عرفانی و اخروی دین، از بعد جمعی، سیاسی ودنیوی دین سخن می‌گوید. اما به نظر می‌رسد در بیشتر نقدهای منتشرشده اصل مدعای فلسفی و جامعه‌شناختی سروش به حاشیه رفته و سخن سروش رایی در باب شخصیت پیامبر یا تاریخ صدر اسلام تلقی شده‌است. موضوع اصلی سخن سروش چنانکه مکرر در جلسات سی‌گانه دین و قدرت بر آن تاکید می‌شود نسبت “دین دستگاه‌مند”( organized religion  یا دین پوزیتیو در معنای هگلی آن)  با قدرت است؛ سروش ادعا می‌کند دین در این معنا یک قدرت است و بسیاری از وجوهی که در آن ظاهر می‌شوند و تعین می‌یابند اساسا به همین جهت است. از این منظر فرقی بین اسلام و مسیحیت و دیگر ادیان دستگاه‌مند وجود ندارد و آنچه سروش درباره پیامبر و تاریخ اسلام آورده شاهد مثالهای او بر این مدعا در اسلام هستند. مثالهایی که او مدعی است در آنچه دین ” تلقی می‌شود” (در معنایی فنومنولوژیک) حضوری محوری دارند . ظاهرا منتقدان در‌نیافته‌اند که مجعول بودن احتمالی این عناصر در “آنچه دین تلقی می‌شود”(یعنی کتاب، سیره،احکام) خصوصا به دست اصحاب قدرت نه تنها مدعای سروش را رد نمی‌کند بلکه تایید مضاعفی بر نظر او است. در آنچه در پی‌می‌آید سعی کرده‌ام این وجه این نظریه را برجسته‌تر کنم. ادامه مطلب “نوشتار امیر مازیار با عنوان «نص،قدرت و جامعه‌شناسی متن دینی»”

گفتگوی میان محمد محمدرضایی و محمدعلی پودینه با عنوان «سستیِ بنیان های معرفت شناسی در فلسفه اسلامی؛ آری یا خیر»

گفتگوی میان محمد محمدرضایی و محمدعلی پودینه با عنوان «سستیِ بنیان های معرفت شناسی در فلسفه اسلامی؛ آری یا خیر»

سستیِ بنیان های معرفت شناسی در فلسفه اسلامی؛ آری یا خیر

گفتگویی چالشی میان

دکتر محمد محمدرضایی

(استاد تمام فلسفه دانشگاه تهران، رئیس کارگروه فلسفه دین و کلام جدید شورای تحول علوم انسانی، رئیس گروه معرفت‌شناسی اسلامی و علم دینی دانش افزایی اساتید دانشگاه‌ها)

با

دکتر محمدعلی پودینه

(دکتری فلسفه از دانشگاه تهران، پژوهشگر و مدرس فقه، فلسفه اسلامی و فلسفه تحلیلی)

مقدمه

این گفتگو در گروهی  واتساپی متشکل از بیش از دویست و پنجاه نفر از اساتید دروس عالی و خارج فقه، اصول و فلسفه حوزه علمیه قم صورت گرفته است. پس از اختلاف دیدگاهی که میان دکتر پودینه و دکتر محمد محمدرضایی در باب سستیِ بنیان های معرفت شناسیِ فلسفه اسلامی پیش می‌آید، دکتر پودینه از دکتر محمدرضایی دعوت به گفتگو می‌کند. سپس دکتر محمدرضایی با قبول دعوت دکتر پودینه، بحث «بداهت وجود عالم خارج» را به عنوان یکی از مبانی معرفت شناسی اسلامی انتخاب و به عنوان موضوع بحث پیشنهاد می‌دهد. دکتر پودینه با پذیرشِ موضوع پیشنهادی، تلاش می‌کند تا نشان دهد بنابر فلسفه اسلامی علم به عالم خارج نداریم و دکتر محمدرضایی نیز درصدد پاسخ به اِشکالات ایشان بر می‌آید. پس از چندین بار اشکال و پاسخ از جانب هر دو طرف، گفتگو در حالی پایان می‌گیرد که محمدعلی پودینه مدعی است محمد محمدرضایی نتوانست پاسخی درخور به اشکالات و استدلال‌های او بدهد و طرف دیگر بیان خود را در پاسخ به اشکالات او کافی می‌داند.  در نهایت هر دو استاد، داوری و سنجشِ استدلالات خویش در دفاع از موضع‌شان را به خوانندگان این گفتگو وا می‌گذارند. ادامه مطلب “گفتگوی میان محمد محمدرضایی و محمدعلی پودینه با عنوان «سستیِ بنیان های معرفت شناسی در فلسفه اسلامی؛ آری یا خیر»”

سخنرانی مجازی شهرام اتفاق در جمع دانشجویان ایرانی دانشگاه برکلی – کالیفرنیا با موضوع اقتصاد سیاسی محیط زیست

سخنرانی مجازی شهرام اتفاق در جمع دانشجویان ایرانی دانشگاه برکلی – کالیفرنیا با موضوع اقتصاد سیاسی محیط زیست

سخنرانی مجازی در جمع دانشجویان ایرانی دانشگاه برکلی – کالیفرنیا

Hello everyone. My name is Eric White and I am so pleased to have this opportunity to talk about the critical issue of the environment with University of Berkeley students.  As you all may Know, environment is one of the crucial crises in our time, and there is an essential connection between the political economy and environment. For this conversation to be better used for Persian-speaking audiences, I will continue my speech in Persian.

Let’s go to my office (while cycling …).

سلام و درود بر شما. خوشحالم که این فرصت را دارم که در جمعِ دانشجویان دانشگاه برکلی (کالیفرنیا) به صورت مجازی در مورد مسئله مهم محیط زیست صحبت کنم.

من شهرام اتفاق هستم و کتاب‏ها و مقالاتی در حوزه مهندسی و اقتصاد ترجمه و تالیف کرده‎ام. امروز این فرصت را بدست آوردم که بَنا به دعوت شما در مورد یکی از این موضوعات، یعنی «اقتصاد سیاسی محیط زیست» صحبت کنم.

ارجاع من به کتاب خودم خواهد بود، کتابی که در مورد اقتصاد سیاسی و محیط زیست است. این کتاب دو جلدی است و موضوعات مهمی در مورد محیط زیست و اقتصاد سیاسی در آن مطرح شده . بنابراین من الان به توضیح این موضوع میپردازم. و اگر اجازه دهید ابتدا از محیط زیست شروع می‎کنیم و بعد از آن به سراغ اقتصاد سیاسی می‎رویم و به بررسی ارتباط میان این‎ها خواهیم پرداخت. ادامه مطلب “سخنرانی مجازی شهرام اتفاق در جمع دانشجویان ایرانی دانشگاه برکلی – کالیفرنیا با موضوع اقتصاد سیاسی محیط زیست”

پادکست‌های خودشناسی و طرحواره‎های روانی

خودشناسی و طرحواره‎های روانی

خود هر فرد یکی از ناشناخته‎ترین موجودات برای خودش است. اما چرا لازم است خودمان را بشناسیم؟ آیا بهتر نیست اگر به دنبال زندگی بهتری هستیم وقت خود را صرف مهارت‌آموزی کنیم؟ مطالعات حاکی از آنند که دستورالعمل‌های حاضر و آماده‌ای که سعی می‌کنند به ما بگویند چه کنیم (مثلا چطور خشممان یا روابطمان را با دیگران مدیریت کنیم) اگرچه مفیدند اما اغلب آثار عمیق و بلندمدتی بر ما ندارند. آثار بلندمدت هنگامی به دست می‌آیند که از مسیر خودشناسی عبور کنیم.

خودشناسی، آگاهی پیدا کردن از این است که من جهان، روابط و زندگی را از چه دریچه‌ای می‌بینم؟ تاریخچه‌ی زندگی من چگونه بوده که چنین نگاهی را در من شکل داده است؟

عینک‌هایی که از طریق آنها به جهان می‌نگریم، در رویکرد طرحواره‌درمانی، طرحواره نامیده می‌شود. زمانی که بدانیم چه الگوهایی بر احساس و رفتار منحصر به فرد ما حاکم است، خودمان را درک می‌کنیم و به تدریج می‌توانیم آن را تغییر دهیم و یا دست‌کم کمتر تحت نفوذ آن قرار بگیریم. نکته‌ی دلگرم‌کننده این است که صِرف آگاهی پیدا کردن به طرحواره‌هایمان، تا حد زیادی از نفوذ آنها بر احساس و رفتارمان می‌کاهد.

در هر قسمت از سری پادکست‌های خودشناسی و طرحواره‎های روانی که توسط “کنشگران توسعه‌ی پارس” تهیه شده‌اند، با یک طرحواره‌ی روانی آشنا می‌شوید. هر قسمت، حاوی نمایش صوتی و تحلیل رفتار شخصیت‌های نمایش است که هم به ریشه‌های تحولی طرحواره می‌پردازد و هم به انواع بروز رفتاری آن. محتواها طوری طراحی شده‌اند که به کمک آنها راحت‌تر بتوانید دریابید هر یک از طرحواره‌ها تا چه حد در مورد شما صدق می‌کند.

ادامه مطلب “پادکست‌های خودشناسی و طرحواره‎های روانی”

نوشتار محمد قطبی با عنوان «دوستی با حیوانات، الگویی برای رابطه انسان و حیوان»

نوشتار محمد قطبی با عنوان «دوستی با حیوانات، الگویی برای رابطه انسان و حیوان»

در نگرش توحیدی چنانچه در مجموعه نوشتار توحید دوبنی آمد، یکایک مخلوقات با یکدیگر در آفرینش توسط خداوند و مخلوق او بودن برابرند. در آنجا گفته شد که 《..جهان را خالقیست یگانه، او آدمیان را از نظر ظاهر فیزیکی و شمایل، گوناگون و متنوع آفریده است؛ با جنسیت، نژادها، ملیت و قومیت های مختلف که همه در پیشگاه خداوند با یکدیگر برابر و یکسانند…آدمیان برابر، به علت اعطای اختیار، اراده و انتخاب آزاد از سوی خداوند به آن ها دارای حقوق بنیادین بشری اعم از حقوق شهروندی، حق آزادی مذهب، آزادی عقاید، آزادی بیان، آزادی پوشش و.. می باشند که این حقوق برای همه ی آدمیان، فارغ از دین، جنسیت، ملیت و.. باید به صورت یکسان و برابر به رسمیت شناخته شود..》[۱]. ادامه مطلب “نوشتار محمد قطبی با عنوان «دوستی با حیوانات، الگویی برای رابطه انسان و حیوان»”

ایمان معماریان: غذارسانی به سگ‌های ولگرد لطف نیست، ظلم به حیات‌وحش است

غذارسانی به سگ‌های ولگرد نه تنها لطف نیست، بلکه ظلمی در حق حیات‌وحش است

ماجرای سگ‌های بدون صاحب به معضلی در شهرها و روستاها تبدیل شده است، اما این تمام ماجرا نیست؛ چون غیر از این سگ‌ها، سگ‌های گله هم هستند که برخی آن را برای حیات وحش مضر تشخیص داده‌اند. روزنامه قدس در این باره گفت‌وگویی با «دکتر ایمان معماریان» که دوره تخصصی حیات وحش را در آفریقای جنوبی، اسپانیا و هلند گذرانده است، انجام داده است که خواندن این گفت‌وگو خالی از لطف نیست. ادامه مطلب “ایمان معماریان: غذارسانی به سگ‌های ولگرد لطف نیست، ظلم به حیات‌وحش است”

نوشتار رضا یعقوبی با عنوان «کانت، خودآیینی و بنیان‌های اخلاق لیبرال»

نوشتار رضا یعقوبی با عنوان «کانت، خودآیینی و بنیان‌های اخلاق لیبرال»

کانت، خودآیینی و بنیان‌های اخلاق لیبرال

رضا یعقوبی

۱- زمینه‌ها

کانت می‌خواست مثل تمام فلاسفه گذشته(بجز اندک‌شماری) جایگاه ممتاز انسان در طبیعت را مشخص کند و با معلوم کردن تمایز اساسی انسان از سایر جانداران او را قله آفرینش و غایت خلقت و طبیعت بداند. اما نمی‌توانست به سیاق ارسطو با عاقل دانستن انسان، این جایگاه را به او ببخشد. چون اولا با توجه به نظرات فلاسفه قبلی دوران جدید از کجا معلوم که حیوانات هم به همین اندازه از عقلانیت و هوش برخوردار نباشند و آن عقل و هوش را در جهت خیر و نیکی به کار ببرند، دوما مدعیات عقل محض، استعلایی از آب در آمدند و طبق فلسفه او، مابعدالطبیعه نمی‌تواند به عنوان علم عرضه شود. هر چه بود عقل برای این کار کافی نبود با اینکه اتکای نهایی او همیشه بر عقل است. پس باید مشخصه دیگری را در انسان پیدا می‌کرد و آن اخلاق بود. وجود اراده خیر در انسان باعث می‌شود که آدمی موجودی اخلاقی باشد و به عنوان غایت اصلی و نهایی طبیعت در نظر گرفته شود. اما اگر اخلاق عبارت از مجموعه ارزش‌هایی باشد که از بیرون تحت عنوان دین یا فرامین تعیین شده از سوی جامعه یا حتی پیامدهای رفتار به ما تحمیل شود، چگونه می‌توان وجود آن در آدمی را مایه یگانگی و غایت بودن ذاتی او دانست؟ او خود در این باره بیان گویایی دارد: «کافی نیست که بر هر مبنایی آزادی را به اراده خود نسبت دهیم، اگر مبنای کافی برای نسبت دادن آن به تمام موجودات عاقل را نداریم. چون، از آنجا که اخلاق در مقام قانون فقط به عنوان موجودات عاقل در خدمت ماست، باید برای تمام موجودات عاقل هم آن را قائل شویم، و از آنجا که اخلاق باید صرفا از دارا بودن آزادی منتج شود، باید آزادی هم ازآنِ اراده تمام موجودات عاقل دانسته شود».(G1، ص۱۲۴). ادامه مطلب “نوشتار رضا یعقوبی با عنوان «کانت، خودآیینی و بنیان‌های اخلاق لیبرال»”

کاوه بهبهانی در گفتگو با صدانت؛ «پشتوانه های اخلاقی نقد سرمایه‌داری: نیاز اقتصاد به اخلاق»

کاوه بهبهانی در گفتگو با صدانت؛ «پشتوانه های اخلاقی نقد سرمایه‌داری: نیاز اقتصاد به اخلاق»

کاوه بهبهانی: در گفتگوی «پشتوانه های اخلاقی نقد سرمایه‌داری: نیاز اقتصاد به اخلاق» با سایت فرهنگی صدانت در پی این بوده‌ام که نشان دهم دانش اقتصاد بی‌نیاز از ژرف‌اندیشی‌های اخلاقی نیست. از چند اصل مقبول اقتصاددانان (عموماً اقتصادهای لیبرال) شروع کرده‌ام، با این قصد که نشان دهم گاه (و نه همیشه) صرف “کارآمد” بودن و “برد-برد” بودن تراکنش‌ها یا تصمیم‌های اقتصادی موجب نمی‌شود آن تراکنش یا تصمیم اخلاقاً موجه باشد. اقتصاد صرفاً نباید به مطالعۀ غیرارزشگذارانۀ “رشد اقتصادی” و افزایش تولید ناخالص داخلی محدود شود. از سویی دیگر با نگاهی اجمالی به دیدگاه اندیشمند دوران‌ساز معاصر کارل مارکس، در پیِ این بوده‌ام که نشان دهم پاره‌ای از مفروضات و نتیجه‌گیری‌های مارکس عملاً ارزش‌گذارانه‌اند، حال‌آنکه مارکس اخلاق و ارزش را اموری برساختۀ تاریخ و جامعه‌ای خاص و “حالّ یا درون‌پروردۀ” همان شرایط معین می‌داند. دستگاه تفکر مارکس نیز به برداشتی غیرنسبی‌باورانه از اخلاق محتاج است. به طور خلاصه می‌توان چکیدۀ این بحث را نیاز به مفهوم مفقود “تِلوس” (غایت) در جهان مدرن دانست. مدعا این است که برداشت تازه‌ای که خوبی‌های معرفتی را با خوبی‌های اخلاقی در هم آمیخته می‌داند، باید جای نگاه فارغ از ارزش به دانش را بگیرید. در بحث از اقتصاد پرسش پیشِ روی اقتصاد باید این باشد که یک نظام اقتصادی چطور می‌تواند به شکوفایی و بهروزی آدمیان بینجامد. همچنین در این پیش‌فرض باید چند و چون کرد که میان خیر در سپهر اخلاق و خیر در سپهر اقتصاد، شکافی وصله‌ناپذیر در کار است. این به معنای بازگرداندن اقتصاد به آغوش مامِ دیرینش، فلسفه است. ادامه مطلب “کاوه بهبهانی در گفتگو با صدانت؛ «پشتوانه های اخلاقی نقد سرمایه‌داری: نیاز اقتصاد به اخلاق»”