مقاله حسین دباغ با عنوان «ترس و جهل؛ راهی به امید»

مقاله حسین دباغ با عنوان «ترس و جهل؛ راهی به امید»

توفیق الحکیم، نویسنده و ادیب مصری، در کتاب ارنی الله داستان تخیلی ای را با عنوان «اختراع عجیب» نقل می کند که می توان از آن به عنوان یک استدلال فلسفی استفاده کرد.[۱] داستان بدین قرار است که شرکتی قصد می کند ماشین زمانی اختراع کند که از آینده خبر می دهد. اما به طرز عجیبی مهندسانی که درگیر تولید ماشین می شوند یکی پس از دیگری خودکشی می کنند. تا اینکه یک نفر از مهندسان در خودکشی ناکام و زنده می ماند. بازپرسان و مفتشان در پی تحقیق از او می روند و جویای ماجرا می شوند. وقتی از او سوال می کنند چه دیدی که در فکر خودکشی افتادی؟ مهندس نجات یافته چنین پاسخ می دهد: وقتی خودم را در آینده دیدم به یکباره احساس کردم بسان اسیری هستم که دیگر نمی توانم چیزی را تغییر دهم. زندگی برایم ملال آور شد. جستجوی امر «جدید» برایم بی معنا شد. «شگفتی» از زندگی ام رخت بربست. امیدم به «غیب» و تغییر چیزی در آینده از دست رفت. به یکباره مایوس شدم و… ادامه مطلب “مقاله حسین دباغ با عنوان «ترس و جهل؛ راهی به امید»”

ویژه‌نامه پرسش روزنامه اصفهان زیبا؛ پرونده‌ای برای زیست امیدوارانه

ویژه‌نامه پرسش روزنامه اصفهان زیبا؛ پرونده‌ای برای زیست امیدوارانه

نهضت امید، امیر تاکی: موضوع این شماره از ویژه نامه در حوزه امید است: امید نه از منظر یک شعار سیاسی یا انتخاباتی؛ که منظور از آن، یک پارامتر مهم در زیست انسانی آرمان خواهانه است. امید نه این است که شعار ما باشد؛ امید همان نوع نگاه ما به زندگی و تشکیل دهنده بینش و هویت جمعی و فردی ماست. مگر می شود از انسان و انسانیت صحبت کرد، ولی مفهوم امید را نادیده انگاشت؟ شماره قبلی این ویژه نامه در رابطه با زیست معناگرایانه انسان بود که آن را در ابعاد مختلف، بررسی کردیم و مطرح کردیم انسانی که زندگی را ورای مادیات و ظواهر پیچیده این دنیا می بیند، به دنبال معنایی برای مفهوم بخشیدن به حرکتش در زندگی است. او هدف و آرمانی را می یابد و برای آن مسیری را ترسیم می کند. حال عنصر مهم در نیل به اهداف این مسیر «امید» است. این امید همانی است که ما را بر هویتی که داریم استوار می سازد و مسئولیت های تاریخی و انسانی را قدرت ایفا می بخشد. ادامه مطلب “ویژه‌نامه پرسش روزنامه اصفهان زیبا؛ پرونده‌ای برای زیست امیدوارانه”

نوشتار محسن کدیور با عنوان «امام حسین از منظری دیگر؛ قاعده یا استثنا؟»

نوشتار محسن کدیور با عنوان «امام حسین از منظری دیگر؛ قاعده یا استثنا؟»

امام حسین بن علی (علیهما السلام) حقیقتا سرور آزادگان جهان است. ایام شهادت او و اهل بیت و اصحاب باوفایش در عاشورای سال ۶۱ در کربلا زمانی برای مرور درس آزادگی و فضایل اعلای انسانی در مکتب اسلام است. به دنبال پاسخ به سه پرسش کلیدی هستم: امام حسین در میان ائمه اهل بیت قاعده بود یا استثنا؟ آیا عالمان شیعه در سبک زندگی و جهت گیری‌های علمی مشی حسینی را دنبال و توصیه کرده اند؟ مجالس حسینی چه تاثیر علمی و عملی بر شیعیان داشته است؟ برای پاسخ به این سه پرسش سه سنخ رویکرد را در تفسیر کار سترگ امام حسین از هم تفکیک کرده ام. به شاخصهای این سه رویکرد به اختصار اشاره می کنم. این بحث استعداد گسترش فراوان دارد. در این مجال به سرخطها و رئوس مطالب اکتفا می کنم. ادامه مطلب “نوشتار محسن کدیور با عنوان «امام حسین از منظری دیگر؛ قاعده یا استثنا؟»”

سخنرانی محمد سروش محلاتی و رسول رسولی‌پور در پنجمین شب از سلسله‌نشست‌های «عاشورا و امروز ما»

سخنرانی محمد سروش محلاتی و رسول رسولی‌پور در پنجمین شب از سلسله‌نشست‌های «عاشورا و امروز ما»

شامگاه دوشنبه، ۱۸ شهریورماه، در پنجمین شب از سلسله‌نشست‌های «عاشورا و امروز ما» که از سوی خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد، محمد سروش محلاتی و رسول رسولی‌پور به سخنرانی پرداختند. ادامه مطلب “سخنرانی محمد سروش محلاتی و رسول رسولی‌پور در پنجمین شب از سلسله‌نشست‌های «عاشورا و امروز ما»”

مجموعه سخنرانی‌های حسین سوزنچی با عنوان «خانواده عاشورایی»

مجموعه سخنرانی‌های حسین سوزنچی با عنوان «خانواده عاشورایی»

حسین سوزنچی: محرم امسال (۹۸) در هیات انتظار بندرعباس بحثی با عنوان «خانواده عاشورایی» داشتم که موضوع آن چگونگی بهره گرفتن از واقعه عاشورا برای تقویت نهاد خانواده بود. ادامه مطلب “مجموعه سخنرانی‌های حسین سوزنچی با عنوان «خانواده عاشورایی»”

«عصرمداحان»، نوشتاری از عمادالدین باقی

عصرمداحان

در این نوشتار، نیم نگاهی به تاریخچه و معنای مداحی، اوجگیری آن پس از انقلاب ۱۳۵۷ و دلایل این اوجگیری، پیدایی ادبیات سخیف و سبک های مبتذل مداحی و اعتراضاتی که از سوی مراجع دینی و سیاسی رخ داده تا مسائلی چون فساد و جاسوسی که به برخی از آنها نسبت داده شده و سرانجام نوزایی در مداحی مورد بحث قرار گرفته اند.

برخی فقرات نوشته را که بخاطر ملاحظاتی مانند کمبود فضای روزنامه و… حذف کرده بودم اینجا درون کروشه گذاشته ام.

ادامه مطلب “«عصرمداحان»، نوشتاری از عمادالدین باقی”

نوشتار «نواندیشی دینی و عاشورا» از علی میرموسوی

نوشتار «نواندیشی دینی و عاشورا» از علی میرموسوی

داستان حسین بن علی (ع) و ماجرای عاشورا، به شیوه های گوناگون روایت و تفسیر شده است. روایت های حماسی و تراژیک و تفاسیر عاطفی، تاریخی، اخلاقی، عرفانی و سیاسی، به گونه ایی متفاوت، ماهیت و اهداف کنش و حرکت حسین(ع) و نتایج و پیامدهای آن را بررسی وتحلیل کرده اند. این تکثر و چندگانگی بیش از آن که در داده های تاریخی متفاوت ریشه داشته باشد، به تفاوت در نگرش و دغدغه های راویان و مفسران باز می گردد. بر پایه همین نگرش ها و دغدغه ها، داده های تاریخی گزینش و گوشه هایی از ماجرا برجسته تر می شوند تا آن روایت و تفسیر را توجیه و مدلل کنند.

نواندیشی دینی به عنوان جریانی که در پی فهم و تفسیری اصیل و روز آمد و پاسخگوی نیازهای امروزین از دین است ونزدیک به دو قرن قدمت دارد، در فهم و تفسیر عاشورا دو رسالت و مسئولیت مهم بر دوش دارد: نخست نقد برداشت های تحریف آمیز از عاشورا و دوم تبیین و تفسیردرست این رخداد مهم تاریخی که از جایگاهی نمادین در تشیع برخوردار است. ادامه مطلب “نوشتار «نواندیشی دینی و عاشورا» از علی میرموسوی”

جامعه ایران به کدام گروه نیازمندتر است: نواندیشان دینی یا دینداران معنویت‌اندیش

جامعه ایران به کدام گروه نیازمندتر است: نواندیشان دینی یا دینداران معنویت‌اندیش

جامعه ایران به کدام گروه نیازمندتر است:
روشنفکران/نواندیشان دینی یا دینداران معنویت اندیش

عباسعلی منصوری[۱]

دین و دینداری در جامعه کنونی ایران در وضعیت عجیب و متناقض نمایی است. از یک طرف آمارها و مشاهدات نشان از کم رنگ شدن التزام مردم به مناسک و آداب دینی دارد و دینداری در  ظاهر و رفتار و کلام انسان ایرانی به تدریج نقش کم رنگ تری پیدا می کند و میزان نفوذ نهادهای دینی رو به کاهش است.

از طرف دیگر فکر دینی و دینداری همچنان جایگاه مهمی در سپهر اندیشه انسان ایرانی دارد و فرهنگ عمومی و اخلاق فردی و اجتماعی مردم تاثیرات خودآگاه و ناخودآگاه فراوانی از دین می گیرد. به بیان بهتر می توان مدعی شدکه لباس زیرین جامعه ایران همچنان دین است و به راحتی نمی توان  این ادعا که ایران همچنان یک جامعه دینی است را نفی نمود. زیرا حداقل در بخش اعتقادات و باورها، اکثریت جمیعت ایران معتقد  به معنادار بودن زندگی، خدا، غیب، ماوراء، معاد و… هستند. این امر در میان جوانان و لایه های به ظاهر سکولار هم صادق است. ادامه مطلب “جامعه ایران به کدام گروه نیازمندتر است: نواندیشان دینی یا دینداران معنویت‌اندیش”

خودشناسی؛ مجموع گفتگوهای حسام شوشتری با مصطفی ملکیان طی چند سال

خودشناسی؛ مجموع گفتگوهای حسام شوشتری با مصطفی ملکیان طی چند سال

مجموعه گفتگوهای پیش‌رو که حاصل پرسش‌ و پاسخ های بنده با استاد مصطفی ملکیان است اکثرا پیرامون خودشناسی بوده و مجموعا در طول ۵ سال به انجام رسیده است. زندگی می‎تواند روزبه‌روز بهتر شود و هر یک از ما روزبه‌روز می‎توانیم از خامی و درد و رنج، رهایی یابیم؛ خودشناسی امری ارزشمند است زیرا به تعبیر نیچه “(خودشناسی) انسان را از زاده‎ی تصادف شدن می‎رهاند.” انسانی که شخصیت و منشش صرفاً محصول تصادفات کور ژنتیک و تعلیم و تربیت و محیط، سنخ روانی و سن باشد، زاده‎ی تصادف است؛ او هرگز سعی نکرده است که خود فراروی کند و تجارب ذهنی و عینی‎اش را گسترش دهد.
چه بسا زندگی بر اساس بخت و اقبال خوش‌تر از زندگی‌هایی است که افراد دغدغه‌ی فضیلت‌مندی را دارند اما همه چیز در خوش بودن خلاصه نشده است. اگر صرفاً یک مصرف‌کننده‌ی محض باشیم که جز برگرفتن از هستی، سود دیگری نداشته است، گویی حق گذار هستی نبوده‌ایم؛ گویی اصلاً بهبودی جهان، برایمان بی‌اهمیت بوده است. استاد ملکیان را به خاطر آموزگاری نیکویش ستایش می‎کنم و امیدوارم به کمک این مجموعه گفتگو، به شیفتگان راه عقلانیت و معنویت، دانش یا شوری بیفزایم.
فضای مجازی بهترین و درعین‌حال بدترین راه انتشار این رساله بود؛ چون با اطمینان میدانم که مطالب این مجموعه عموماً توسط کاربران خوانده نخواهد شد اما درعین‌حال فضای مجازی باعث می‎شود که این مجموعه به دست تعداد بیشتری از افراد، برسد.
در این مجموعه، سؤالاتی از استاد ملکیان پرسیده شده است که به هر چهار نوع ارتباط انسان با خدا، انسان با خودش، انسان با دیگری و انسان با موجودات غیر انسان بازگردد و البته سؤالاتی که عمدتاً جواب آن‌ها در درس‌گفتارهای مهم ایشان غایب بوده است.
ادامه مطلب “خودشناسی؛ مجموع گفتگوهای حسام شوشتری با مصطفی ملکیان طی چند سال”

اخلاق اقلیمی، اخلاق قحطی یا اخلاق انقراض؟

اخلاق اقلیمی، اخلاق قحطی یا اخلاق انقراض؟ سخنی در باب تقدم سبزگرایی فردی بر سیاست‌ورزی سبز

اخلاق اقلیمی، اخلاق قحطی یا اخلاق انقراض؟

سخنی در باب تقدم سبزگرایی فردی بر سیاست‌ورزی سبز

نویسنده: محمدعلی طباطبایی (مهر داد)

Mataba2003@gmail.com

تصور کنید جزء فرزندان ارشد خانواده‌ای پرجمعیت و به نسبتِ جمعیت کم‌درآمد هستید. پدر خانواده هر روز مایحتاج غذایی خانواده را تأمین می‌کند و به خانه می‌فرستد. مدیریت و توزیع این اقلام به عهدۀ فرد خاصی نیست و در واقع کاری موکول بر عهدۀ تمام افراد خانواده است. در این وضعیت چند حالت متصور است:

حالت اول: فرزندان بزرگ‌تر یا قوی‌تر اقلام مقوی‌تر و خوشمزه‌تر را تصاحب می‌کنند و کوچک‌ترها به هرچه ماند، می‌سازند.

حالت دوم: آنان‌که قوی‌ترند، عدالت را حاکم می‌کنند و تلاش می‌کنند اقلام غذایی را به گونه‌ای تقسیم کنند که به همه کمابیش مواد مشابهی برسد.

حالت سوم: آنان که قوی‌ترند، صبر می‌کنند تا کوچک‌ترها هرچه می‌خواهند بخورند، و آن گاه بزرگ‌ترها به آنچه مانده می‌سازند.

حالت‌های اول و سوم آشکارا مردود و غیراخلاقی‌اند؛ چون در این دو حالت به هر حال عده‌ای محروم می‌مانند. پس فعلا روی حالت دوم تمرکز می‌کنیم. اکنون فرض کنیم که پس از مدتی به دلیل پرجمعیت‌تر شدن یا کم‌درآمدتر شدن خانواده، حتی در حالت دوم هم مواد مورد نیاز به همۀ اعضا نمی‌رسد. اکنون چه باید کرد؟ ادامه مطلب “اخلاق اقلیمی، اخلاق قحطی یا اخلاق انقراض؟”