فلسفه اخلاق و عقل

فلسفه اخلاق و عقل

دکارت (۱۶۵۰ ت ۱۵۹۶)، اسپینوزا (۷۷ ـ ۱۶۳۲) ، و لایب نیتس (۱۷۱۶ ـ ۱۶۴۶) به‌طور معمول و به درستی متعلق به مکتب خاص تفکر در علوم ماوراء الطبیعه  و معرفت‎شناسی شمرده می‌شوند. اگرچه آن‎ها نتایج متفاوتی از این علوم ارائه می‌دهند، اما در مجموعه‌ای از دغدغه‌ها و اصول روش‌شناسانه مشترک هستند. هر کدام به طور جداگانه اثبات وجود خداوند و توصیف ارتباط خداوند با جهان و نیز ارائه گزارشی از نوع انسان؛ و توصیف سرشت و محدودیت‌های دانش را مورد توجه قرار می‌‌دهند. دکارت، اسپینوزا و لایب‎نتیس در مورد این که اجزای اصلی منطق چه هستند و چگونه به طرز صحیحی به کار می‌روند اختلاف نظر دارند، به هر حال به طور کلی این درست است که هر یک از آن‎ها به این موضوعات به عنوان مسئله‌ای می‌نگرد که به‌وسیله عقل انسان بهتر فهمیده می‌شود تا به وسیله اعتماد غیر نقادانه به حواس. پس به خاطر این اهداف (اهداف مذکور)، برچسب «عقل گرایی» دقیق، مفید و قابل پذیرشی است. ادامه مطلب “فلسفه اخلاق و عقل”

مصاحبه فصلنامه مترجم با مصطفی ملکیان در باب ترجمه

مصاحبه مجله مترجم با مصطفی ملکیان در باب ترجمه

خزاعی فر: آقای ملکیان، حوزه کار و تخصص شما اخلاق، دین، فلسفه و روان شناسی است. با این حال شما جدا از تألیفات متعدد، ترجمه های زیادی هم دارید و از طریق ترجمه ها و تألیفاتتان به ناچار با زبان مکتوب فارسی و قابلیت های بیانی آن درگیر هستید. از رابطه تان با زبان فارسی بگویید، از چه موقع توجه تان به زبان فارسی جلب شد؟ چه نوع فارسی را می پسندید؟ ادامه مطلب “مصاحبه فصلنامه مترجم با مصطفی ملکیان در باب ترجمه”

تیپ‌شناسی شخصیت از دکتر محمدرضا سرگلزایی

تیپ‌شناسی شخصیت از دکتر محمدرضا سرگلزایی

در مجموعه چهارده فایل صوتی تیپ‌شناسی شخصیت، دکتر محمدرضا سرگلزایی بر اساس اسطوره شناسی هلنی (که یک نوع تیپ شناسی قصه محور به شمار می‌آید) به توضیح تیپ‌های شخصیتی انسان‌ها می‌پردازد. منبع این گفتارها کتاب‌های «نمادهای اسطوره‌ای و روانشناسی زنان» و «نمادهای اسطوره ای و روانشناسی مردان» است. ادامه مطلب “تیپ‌شناسی شخصیت از دکتر محمدرضا سرگلزایی”

امکان اومانیسم اسلامی به روایت محمد لگنهاوزن

امكان اومانیسم اسلامی به روایت محمد لگنهاوزن

محسن آزموده| مفهوم کلیدی و اساسی اومانیسم در تصور رایج ما به معنای انسان‌محوری به جای خدامحوری است و بر این اساس سخن گفتن از «اومانیسم اسلامی» عجیب به نظر می‌آید. محمد لگنهاوزن اما به جنگ این تصور رایج اما به زعم او غلط می‌رود. او در گفتار پیش رو که در دانشگاه شریف ارایه شده با نشان دادن معناهای متکثر و متنوع مفهوم اومانیسم نشان می‌دهد که اتفاقا آن تصور رایج سخت غلط است و تنها اشاره به برخی از خوانش‌ها از این مفهوم دارد. به عبارت دیگر از نظر این پژوهشگر برجسته فلسفه غرب و فلسفه اسلامی با بازخوانی قرائت‌های مختلف از مفهوم اومانیسم درمی‌یابیم که شمار قابل توجهی از تفسیرها از مفهوم اومانیسم، آن را همراه و سازگار با دین و دیانت می‌یابند. محمد(گری کارل) لگنهاوزن، استاد منطق و فلسفه و بنیانگذار انجمن دانشجویان مسلمان دانشگاه تگزاس جنوبی و عضو هیات علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی در سال ۱۹۹۰ به دعوت انجمن حکمت و فلسفه به ایران سفر کرد و اکنون قریب به ۳ دهه است که در دانشگاه‌ها و موسسات آموزشی ایران به تدریس فلسفه و منطق جدید می‌پردازد. او در سال ۱۳۸۹ به عنوان چهره ماندگار فلسفه انتخاب شد.

ادامه مطلب “امکان اومانیسم اسلامی به روایت محمد لگنهاوزن”

مقاله ابوالقاسم فنائی با عنوان «خشونت دینی: واقعیت یا توهم؟»

مقاله ابوالقاسم فنائی با عنوان «خشونت دینی: واقعیت یا توهم؟»

پرسش اصلی این مقاله این است: «آیا خود دین نقشی در خشونت سیاسی بازی می‌کند؟». در آغاز اصطلاحات مربوط و رایج در ادبیات این بحث، مانند ”دین“؛ ”خشونت دینی“؛ ”خشونت سکولار“؛ ”خشونت سیاسی“ و ”فعل اختیاری“ را تعریف می‌کنم. سپس به بررسی دو استدلالی خواهم پرداخت که می‌توان به سود ادعای اینکه خود دین یگانه علت به اصطلاح نوع دینیِ خشونت سیاسی است، اقامه کرد، و از این بحث نتیجه خواهم گرفت که این دو استدلال در معرض نقد قرار دارند و هیچیک قادر به تأیید ادعای مذکور نیستند. در پایان تبیین مورد قبول خود از علت و ریشه اصلی خشونت سیاسی به نحو عام و راه‌حل درست آن را پیشنهاد خواهم کرد. همچنین از بحث خود نتیجه خواهم گرفت که تفکیک مشهور میان خشونت دینی و خشونت سکولار قابل دفاع نیست. ادامه مطلب “مقاله ابوالقاسم فنائی با عنوان «خشونت دینی: واقعیت یا توهم؟»”

فقه شیعه در زمانه مردم‌سالاری، آزادی و برابری

فقه شیعه در زمانه مردم‌سالاری، آزادی و برابری

اشاره: حسن جمشیدی، دین پژوه مشهدی، معتقد است اولین ویژگی انسان امروز نظر داشتن به عقل سیال تاریخی است. او انسان کنونی را آزاد، عاشق و عالم به زمانه می‌داند و عصر ما را عصر آزادی انسان می داند، عصری که کلیشه‌های جنسیتی را کنار زده و چون می‌داند به امر واقع دسترسی ندارد تفکری این‌دنیایی دارد. جمشیدی تداوم حیات فقه شیعه را در چنین زمانه‌ای که دموکراسی میراث غالب و بزرگ تجربه بشری است، توأم با چالش‌های رنگارنگ می‌بیند. این پژوهشگر به تبیین خصلت‌های انسان و جامعه‌ مدرن می‌پردازد و از جامعه‌ اطلاعاتی، نفی تبعیض علیه زنان، کثرت‌انگاری و دموکراسی به عنوان مبانی جهان جدید سخن می‌گوید و نسبت جهان جدید با فقه شیعه را می‌سنجد. او سرانجام به موضوع «عصری‌سازی» فقه شیعه اشاره می‌کند.

گفتنی است این مصاحبه‌ در سال ۱۳۸۳ با این صاحب نظر عرصه‌ فقه و الهیات انجام شده است. حسن جمشیدی از پژوهشگران کنشگر مشهدی در حوزه الهیات و فلسفه است. او همچنین سابقه‌ای در تصحیح متون فلسفه و عرفان اسلامی دارد. از وی در سال های ۸۶ و ۸۷ خورشیدی تصحیح دو کتاب «ابواب الهدی» و «مصباح الهدی» از میرزا مهدی اصفهانی توسط نشر بوستان کتاب قم به چاپ رسیده است. وی در فقه و اصول شاگرد آیات عظام زنجانی، مرتضوی و چندین سال در درس خارج آیت الله العظمی عز الدین زنجانی  حضور مستمر داشته است. جمشیدی در فلسفه و عرفان اسلامی هم چندین سال شاگرد سید جلال الدین آشتیانی و آیت الله سید عزالدین زنجانی بوده است. ادامه مطلب “فقه شیعه در زمانه مردم‌سالاری، آزادی و برابری”

سی‌سالگی یک نظریه

سی‌سالگی یک نظریه

قبض و بسط تئوریک شریعت، نظریه تکامل معرفت دینی نام کتابی است که در سال ۱۳۷۰ در فضای فکری- فرهنگی جامعه ما منتشر شد. اما پیش از آن ، انتشارش به صورت سلسله مقالاتی در مجله کیهان فرهنگی از سال ۱۳۶۷ آغاز شد و بنابراین امسال سی‌امین سال انتشار این نظریه است. باشگاه اندیشه، به عنوان نهادی اندیشه محور که در طی دو دهه فعالیت خود سعی داشته است به کارنامه اندیشمندان ایرانی همواره نیم نگاهی داشته باشد و در بر پایی کرسی های نقد نظریات گوناگون پیشگام بوده است . اینک در آستانه سی‌امین سال‌گشت ظهور این نظریه، در نظر دارد به مدد دین پژوهان و صاحب نظران حوزه های فلسفه دین ، هرمنوتیک ،فقه و… نشست هایی را سامان دهد. ادامه مطلب “سی‌سالگی یک نظریه”

درآمدی بر هستی شناسی جلال الدین محمد بلخی

درآمدی بر هستی شناسی جلال الدین محمد بلخی

در بیان ناید جمال حال او      هر دو عالم چیست؟ عکس خال او     (م. د. دوم/۱۹۱

 

 

سرآغاز

علیرغم شهرت فزاینده‌ی مولانا جلال الدین محمد بلخی ، شخصیت و اندیشه‌ی راستین این عارف بزرگ، اغلب در هاله‌ای از پندار و تقدس‌گرایی پنهان بوده است. این کاستی، به‌خصوص امروزه با گسترش فضای مجازی که در آن اقسام داستان‌ها، آموزه‌ها و اشعار به نام مولانا بازنشر می‌گردد، شتابی محسوس یافته است. یک مشکل اساسی بخصوص در شناخت عمومی از چهره مولانا آن است که اغلب، به عمد یا به سهو، ابعاد عرفانی و عاشقانه شخصیت او بزرگ نمایی شده و در مقابل، جنبه های فکری، فلسفی و عقلانی اندیشه او مغفول مانده است. احساس نیاز به رفع چنین خلأی انگیزه‌ی آن شد که جستاری محققانه برای معرفی جهان‌بینی این متفکر مهم سده‌ی هفتم ارائه شود. از دید این قلم، چنین تحقیقی برای به دست دادن تصویری کم و بیش واقع‌نگرانه از اندیشه و پیام مولوی، بخصوص به مخاطب عام، گامی ضروری است. این گفتار، تلاش دارد تا طرحی فشرده از مدل هستی شناسانه‌ی مولانا و مهم‌ترین عناصر تشکیل دهنده آن به اختصار ارائه کند تا ضمن ابهام‌زدایی از شخصیت و افکار این اندیشمند بزرگ، مبنایی باشد برای شناختی حتی الامکان مستند و قابل اعتماد از پیام او. بدون شک، ترسیم شاکله‌ای هر چند فشرده از هستی‌شناسی حکیمی چون مولوی در نوشتاری چنین کوچک، گنجاندن بحر در کوزه است، و طبیعتا جستار حاضر را باید با چشم‌پوشی از این تنگنای ناگزیر خواند. روش‌ این مقاله، تتبع در مستندات موجود و نیز تحلیل فلسفی و زبان‌شناسانه‌ی پاره‌هایی از مثنوی معنوی، مهم ترین اثر حکمی و آموزشی مولاناست. ادامه مطلب “درآمدی بر هستی شناسی جلال الدین محمد بلخی”

آیا نسبی‌گرایی امری است خودمتناقض؟

آیا نسبی‌گرایی امری است خودمتناقض؟

طرح مسأله:

شاید یکی از بیش‌ترین پاسخ‌هایی که در مقابل عبارت‌های نسبی‌گرایانه (و به تبع آن پلورالیستیک و تکثرگرایانه) مطرح می‌شود را بتوان چنین صورت‌بندی کرد:

“عبارات مزبور اگرچه امور دیگر را از مقام مطلق بودن خارج می‌کنند اما خود در همین جای‌گاه می‌نشینند و علی‌رغم سلب اصالت از سایرین، ردای اصیل بودن را بر تن می‌کنند. این مسأله موجب می‌شود تا نتیجه‌‌ی کار نسبی‌گرایان خلاف ادعای اولیه‌ی‌شان باشد و ایشان را به ورطه‌ی تناقض بکشاند.”

این نوع نقد اگرچه در طول تاریخ از شایع‌ترین معارضه‌ها علیه جریان مزبور بوده است، اما آمیخته با مغالطه‌ای می‌باشد که آگاهانه یا ناآگاهانه مورد استفاده‌ی منتقدین (بالاخص منتقدین جریان سنتی) قرار می‌گیرد. لذا نیازمند ارائه‌ی پاسخی است که در همان دستگاه فکری مطرح گردد.

ادامه مطلب “آیا نسبی‌گرایی امری است خودمتناقض؟”

در عیب و هنر روشنفکران محیط‌زیستی

در عیب و هنر روشنفکران محیط‌زیستی

محمد علی طباطبائی (مهر داد)[۱]

تقدیم به دکتر غلامعلی بسکی

که در جانب طبیعت ایستاد و مجیز ما را نگفت

ظهور «روشنفکران محیط‌زیستی» و محاسن آنان

مصطفی ملکیان در مقالۀ بسیار آموزندۀ «عیب و هنر روشنفکری» پس از اشاره به تعریف روشنفکری، اخلاق و آداب و آفات آن را با دقت خاص خودش برمی‌شمارد و توضیح می‌دهد. آنچه من در اینجا درصدد بیانش هستم، اشاره به طیفی نوظهور از روشنفکران، با عنوان روشنفکران محیط‌زیستی، است که ویژگی‌هایی که تا کنون از خود نشان داده تا حدی با همان اوصافی که ملکیان در تعریف روشنفکران بیان کرده، همخوان است. اینان دسته‌ای از متخصصان یا پژوهشگران در عرصۀ محیط‌زیست هستند که فراتر از حرفه/شغل یا علقه‌پردازی‌هایشان و از سر نوعی رایگان‌بخشی، یعنی یک احساس مسئولیت اخلاقی و فراتر از وظایف سازمانی/دانشگاهی و مبتنی بر حس دلسوزی برای انسان و طبیعت، وقت و انرژی‌شان را در کنار دانش تخصصی‌شان صرف اطلاع‌رسانی برای بهبود حال «حیات زمینی» می‌کنند. ادامه مطلب “در عیب و هنر روشنفکران محیط‌زیستی”