مقاله ابوالقاسم فنائی با عنوان «الاهیات طبیعی‌شده، متافیزیک حداقلی و فیزیک حداکثری: بررسی و نقد دین‌شناسی عبدالکریم سروش»

مقاله ابوالقاسم فنائی با عنوان «الاهیات طبیعی‌شده، متافیزیک حداقلی و فیزیک حداکثری: بررسی و نقد دین‌شناسی عبدالکریم سروش»

الاهیات طبیعی‌شده، متافیزیک سبک و فیزیک سنگین:

بررسی و نقد دین‌شناسی عبدالکریم سروش[۱]

ابوالقاسم فنائی

این جستار می‌کوشد برخی از آراء دین‌شناسانۀ عبدالکریم سروش را در گذر زمان بررسی کند و نشان ‌دهد که وی در صدد طبیعی کردنِ الاهیات، یا به تعبیر جامع‌تر، طبیعی کردنِ دین، دین‌شناسی و دینداری، به نحوی ناموجّه و غیر قابل دفاع است. در آغاز طبیعی کردنِ الاهیات را تعریف، و آن را به دو نوع موجّه و ناموجّه تقسیم می‌کنیم؛ و سپس با مرور آراء سروش نشان می‌دهیم که اولاً چگونه می‌توان علی الاصول چنین ویژگی‌ای را به این آراء نسبت داد، و ثانیاً، به سود این ادعا استدلال خواهیم کرد که الاهیات طبیعی‌شدۀ سروش هم ناموجّه و ناپذیرفتنی است، و هم اهداف او را در طبیعی کردنِ الاهیات برآورده نمی‌کند. اما نادرستیِ الاهیات طبیعی‌شده سروش نه به معنای نفی ضرورت طبیعی ‌کردن الاهیات است و نه به معنای نادرستی هر خوانشی از الاهیات طبیعی‌شده؛ بلکه صرفاً بدین معناست که خوانش حداکثری وی از الاهیات طبیعی‌شده و شیوۀ خاص او در طبیعی کردنِ الاهیات ناموجّه است… ادامه مطلب “مقاله ابوالقاسم فنائی با عنوان «الاهیات طبیعی‌شده، متافیزیک حداقلی و فیزیک حداکثری: بررسی و نقد دین‌شناسی عبدالکریم سروش»”

هادی صمدی: عدالت اجتماعی و سرشت انسان

هادی صمدی: عدالت اجتماعی و سرشت انسان

در آراء اندیشمندان سیاسی چون ارسطو، هابز، لاک، و روسو ارتباط وثیقی میان آراء سیاسی و نظرات روان‌شناختی ایشان پیرامون سرشت انسان برقرار بوده است. با تفکیک هرچه بیشتر علوم در سده‌ی بیستم این رابطه گسست و اندیشمندان سیاسی مطالعه‌ی سرشت انسان را به روانشناسی و زیست‌شناسی وانهادند. ادامه مطلب “هادی صمدی: عدالت اجتماعی و سرشت انسان”

نوشتار هدایت علوی تبار با عنوان «الحادِ اصل‌موضوعی سارتر»

نوشتار هدایت علوی تبار با عنوان «الحادِ اصل‌موضوعی سارتر»

الحادِ اصل‌موضوعی سارتر

نوشته: هدایت علوی ‌تبار

 

ژان پل سارتر یکی از فیلسوفان ملحد قرن بیستم است. او با دلایل فلسفی به موضع الحادی خود نرسید بلکه دلایل روان‌شناختی و جامعه‌شناختی باعث شد تا در دوازده سالگی الحاد را، به تعبیر خودش، «شهود» کند. بنابراین الحاد سارتر، در اصل، غیرفلسفی و غیراستدلالی است و در فلسفۀ او به عنوان یک نتیجه یا نقطۀ پایان مطرح نمی‌شود، بلکه نقش یک اصل‌موضوع یا نقطۀ شروع را ایفا می‌کند و او نتایج مهمی از آن می‌گیرد. در این مقاله برای اثبات این جنبه از الحاد سارتر سه دلیل آورده شده است.

ادامه مطلب “نوشتار هدایت علوی تبار با عنوان «الحادِ اصل‌موضوعی سارتر»”

درس‌گفتارهای «مقایسه دمکراسی شهرستانگرا با دمکراسی تمرکزگرا» از شیرزاد پیک حرفه

درس‌گفتارهای «مقایسه دمکراسی شهرستانگرا با دمکراسی تمرکزگرا» از شیرزاد پیک حرفه

تحلیل تطبیقی چگونگی شکل‌گیری، پیامدها، مزایا و معایب دمکراسی لیبرال شهرستان‌گرای انگلوساکسن و انگلوامریکن و دمکراسی تمرکزگرای فرانسه ادامه مطلب “درس‌گفتارهای «مقایسه دمکراسی شهرستانگرا با دمکراسی تمرکزگرا» از شیرزاد پیک حرفه”

مقاله هانا آرنت با عنوان «اقتدار، خشونت و تمامیت‌خواهی»

مقاله هانا آرنت با عنوان «اقتدار، خشونت و تمامیت‌خواهی»

اقتدار، خشونت و تمامیت‌خواهی

نویسنده: هانا آرنت

ترجمه: صالح نجفى، روزنامه شرق، ۱۱ دی ۱۳۸۴

یادداشت مترجم (صالح نجفى): ریچارد سنت در کتاب «اقتدار» (به ترجمه باقر پرهام، انتشارات شیرازه، ۱۳۷۸)، اقتدار را جزء نیازهاى بنیادى آدمى قلمداد مى کند. همچنان که کودکان به مراجع اقتدارى نیاز دارند که هدایتشان کنند و اطمینان شان بدهند، بزرگسالان نیز نیاز دارند نقش مرجع اقتدار را بازى کنند تا بتوانند تا حدودى به وجود خویش تحقق بخشند.

ریچارد سنت ویژگى عصر جدید را در مواجهه با مسئله اقتدار این مى داند که افراد به جاى هراس از تضعیف نیروى اقتدار و فروپاشیدن آن (هراسى که در جوامع ماقبل مدرن بر آدمیان مستولى بود)، از نفس وجود اقتدار (یعنى از اقتدار فى حد ذاته) مى هراسند. به زعم او، در نهاد آدمى تمایلى شدید هست به اینکه محافظت شود، به اینکه احساس کند کسى، نهادى یا نیرویى (بشرى یا مافوق بشرى) او را در پناه خود گیرد.

در زندگى مدرن اما ترس هاى دیگرى پیدا شده که افراد را از خود اقتدار و مراجع و عمال آن ترسانده: ترس از فریب خوردن، ترس از قربانى شدن آزادى به نام امنیت، ترس از توده هاى بى اراده و گول خورده و البته بى علاقگى به پیروى از مراجعى که دیگر شایستگى آمریت ندارند. با این همه، میل به هدایت شدن، امنیت داشتن و ثبات همچنان به جاى خویش باقى است. آرنت پنج دهه پیش (در خطابه اى که ترجمه اش را مى خوانید) اشاره به این مهم کرد که فروپاشى اقتدار زمینه ساز رژیم هاى یکه تاز و تمامیت خواه است. فقدان اقتدارخواه در عرصه حیات درونى و خواه در عرصه حیات جمعى فاجعه بار است.

آدورنو در کتاب «شخصیت اقتدارطلب» که در سال هاى پس از جنگ انتشار یافت، نشان داد که چگونه احساس ضدیت با یهود منعکس کننده نیاز کسانى است که در کودکى خویش شخصیت توانا و صاحب اقتدارى نداشته اند و از همین روى در درون خویش احساس ناتوانى مى کرده اند، هم اینان اند که درصددند تا گناه خود را به هر ترتیبى به گردن دیگران اندازند. بحث آرنت به ما یادآورى مى کند که یکى از نمودهاى بحران دنیاى مدرن فروریزى همه مراجع اقتدار و ریشه دوانیدن تمامیت خواهى در حوزه هاى مختلف حیات آدمیان بوده است. ادامه مطلب “مقاله هانا آرنت با عنوان «اقتدار، خشونت و تمامیت‌خواهی»”

قهرمان‌سازی یا قهرمان‌ستیزی؛ با حضور کاوه بهبهانی و آرش کمالی

قهرمان‌سازی یا قهرمان‌ستیزی؛ با حضور کاوه بهبهانی و آرش کمالی

در این جلسه کاوه بهبهانی و آرش کمالی به میزبانی دکتر علی آذری، درباب فیلم قهرمان به کارگردانی اصغر فرهادی دربارۀ فیلم و حواشی‌ای که برانگیخته به گفت‌وگو نشسته‌اند. ادامه مطلب “قهرمان‌سازی یا قهرمان‌ستیزی؛ با حضور کاوه بهبهانی و آرش کمالی”

معرفی شماره ۱۶۱ نشریه «اطلاعات حکمت و معرفت»

معرفی شماره ۱۶۱ نشریه «اطلاعات حکمت و معرفت»

با این‌که تفکرات فلسفی در باب مسائل مربوط به بخش پایانی عمر، دارای قدمت است و فیلسوفانی چون ارسطو معتقدند موضوعاتی مانند خوش‌بختی، فضیلت و تحقق خویشتن در روزگار میان‌سالی و سالمندی به ثمر می‌نشیند، حجم زیاد کالاهای مختص سالمندان، گواهی است بر این‌که در عصر حاضر، تولیدکنندگان کالا و کسبه بیش از هر طیف دیگری، این پیشی گرفتن جمعیت پیر به جوان را به رسمیت شناخته‌اند. در حالی که فلسفه‌پردازی برای گروه‌های سنی کودک و جوان و بزرگسال روزبه‌روز رونق بیشتری می‌گیرد و هرکدام از این گروه‌ها می‌توانند به‌سهولت از مشاوره‌های روحی و روانی مخصوص به خود بهره‌مند شوند، فرا رسیدن دوران پیری هنوز هم تاحدودی به‌مثابه‌ی تبعیدی است به اتاق انتظاری برای مرگ که فرد سالمند با نوعی شرایط روحی و روانی که حتی برای خودش هم ناشناخته است، در آن بی‌اعتنا رها می‌شود. چنین تبعیضی در رفتار با گروه سنی سالمند و توجه نکردن به اوضاع روانی این بخش از زندگی به آن می‌ماند که به آسفالت کردن جاده‌ای زیبا مبادرت کرده باشیم که تهش به دره‌ای هولناک می‌رسد، یا می‌توان آن را به داستانی شبیه دانست که بدون اعتنا به بخش پایانی، نیمه‌کاره رها شده است.

اصطلاح یونانی اِپوخه (Epoché)، که بیشتر در دین‌پژوهی از آن استفاده می‌شود، به‌معنای درآمدن از پوست خود و فرو رفتن در حال‌وهوای انسا‌ن‌های دیگر است، به‌صورتی که بشود به مسائل از منظر آن‌ها نگریست و احساس‌های‌شان را درک کرد. شاید یکی از علت‌های کم‌اقبالی به پیری این باشد که پرداخت کارشناسانه به مسائل این دوران غالباً به‌عهده‌ی آن دسته از گروه‌های سنی است که صابون حرکت به سمت پیری هنوز به جامه‌شان نخورده و برای‌شان آسان نیست از چیزی داد سخن بدهند که تجربه‌های زیسته‌ی جسمانی و روانی آن را از سر نگذرانده‌اند و ماهیتش را لمس نکرده‌اند.

اما در هر حال، با وجود همه‌ی این موانع، در سال‌های اخیر سعی بر این بوده که به سالمندی و مقدمه‌ی آن یعنی میان‌سالی از منظر ملاحظات فلسفی و روان‌شناسانه‌ی گسترده‌‌تری نگریسته شود. با درنظر گرفتن این جست‌وجوهای نوین برای یافتن راه‌حل‌هایی برای ادامه‌ی معنادارتر و لذت‌بخش‌تر زندگی در روزگار پیری، می‌توان ادعا کرد گرچه سخن گفتن از سالمندی قدمت زیادی دارد، «پیر شدن» از منظری که امروزه بدان نگریسته می‌شود پدیده‌ی جوانی است.

در این ویژه‌نامه‌ که به پدیده‌ی میان‌سالی و سالمندی اختصاص یافته است، به بدبیاری‌های جسمانی که در این دوران‌ها رخ می‌دهد، پرداخته نمی‌شود. هدف‌ این شماره نشان دادن این است که حتی با وجود اینکه در دوران پیری عقربه‌های ساعت اپی‌ژنیک ما برای به زوال رساندن دی‌ان‌ای عجله دارند و سلول‌ها هم دیگر توان چندانی برای تولید انرژی ندارند و ایمنی بدن نیز از همیشه لاجون‌تر به نظر می‌رسد و می‌خواهد هرچه زودتر به آخر خط برسد، می‌شود، و باید، نوعی پیری موفق را تجربه کرد و راهی یافت برای اینکه در روزگار سالمندی نیز بهترین نقش ممکن را در زندگی ایفا کرد. ازاین‌رو در این دفتر برآنیم تا با مدد گرفتن از فلسفه و عرفان و روان‌شناسی، سال‌خوردگی را با شیوه‌های معمول اندیشیدن به زندگی ادغام کنیم تا شاید کمکی باشد برای روشن‌تر شدن این بخش پایانی اما ارزشمند زندگی. ادامه مطلب “معرفی شماره ۱۶۱ نشریه «اطلاعات حکمت و معرفت»”

کتاب توسعه

کتاب توسعه

محسن رنانی: از ۱۳۲۷ که سازمان برنامه و بودجه تاسیس شده است تا کنون، بیش از هفت دهه است که برنامه‌ریزی توسعه داریم. اما هنوز «نظریه ملی توسعه» نداریم و هنوز «کتاب ملی توسعه» نداریم. یعنی دولت‌ها برنامه‌های توسعه را، به عنوان اسناد یا کتاب‌هایی که حدیث آرزومندی مقامات ارشد کشور در آنها ثبت می‌شد، به مجلس می‌فرستادند و برای تحقق آن آرزوهای غیرواقعی، یا دستکم ناهمگون با ساختار نهادی و اقتصادی کشور، نیز منابع کشور را صرف می‌کردند. و تا امروز ما بخش اعظم منابع کشور را تخلیه کرده‌ایم، در‌حالی که هنوز تا رسیدن به شرایط آستانه‌ای توسعه (نه خود توسعه) فرسنگ‌ها فاصله داریم. ادامه مطلب “کتاب توسعه”

درس‌گفتارهای «حقیقت و روش اثر هانس-گئورگ گادامر» از امیر مازیار

درس‌گفتارهای امیر مازیار با عنوان «حقیقت و روش»

امیر مازیار: از چهارشنبه این هفته ( ۱۳ بهمن ،۲ فوریه) بحثی را درباره بخش نخست کتاب «حقیقت و روش» گادامر در کلاب‌هاوس «دیدگاه نو» آغاز خواهم کرد. «حقیقت و روش» احتمالا مبنایی‌ترین اثر در حوزه هرمنوتیک فلسفی است و گادامر شاخص‌ترین فیلسوف این حوزه. محور بحث گادامر در بخش نخست این کتاب «هنر و حقیقت» است. فشرده فلسفه هنر گادامر در این بخش آمده‌ اما در متن به بسی موضوعات دیگر نیز پرداخته شده‌است که اهمیت معرفت‌شناختی و تاریخی دارند. گادامر در این متن کل مسئله «روش شناخت» و «مفهوم حقیقت» در تاریخ مدرن را به چالش می‌کشد. این دوره ده جلسه خواهد بود.

ادامه مطلب “درس‌گفتارهای «حقیقت و روش اثر هانس-گئورگ گادامر» از امیر مازیار”

مقاله «مکس وبر، اخلاق و سیاست» نوشته‌ی ابوالقاسم فنائی

مقاله «مکس وبر، اخلاق و سیاست» نوشته‌ی ابوالقاسم فنائی

مکس وبر، اخلاق و سیاست

ابوالقاسم فنائی

فایل کامل مقاله در انتها قابل دریافت است.

چکیده: مکس وبر (۱۸۴۶-۱۹۲۰)، جامعه‌شناس و اقتصاد سیاسی‌دان شهیر آلمانی در مقاله کلاسیک خود، ”سیاست به مثابه یک حرفه“،[۱] به بررسی رابطه اخلاق و سیاست از منظر جامعه‌شناسانه پرداخته است. به گمان نگارنده، در حالی که گوهر مدعای وبر در این باب پذیرفتنی است، صورت‌بندی این مدعا در قالب اصطلاحات مبهم و نامناسب از سوی او زمینه مساعدی برای سوء تفاهم فراهم آورده است. در این مقاله می‌کوشم در حد مقدور صورت‌بندی‌های متنوعی که وبر از آنها برای تقریر مدعای خود سودجسته را مرور کنم و صورت‌بندی دقیق و قابل دفاعی از مدعای او بدست دهم.

ادامه مطلب “مقاله «مکس وبر، اخلاق و سیاست» نوشته‌ی ابوالقاسم فنائی”