معرفی کتاب سرچشمه‌های دانایی و نادانی، کارل پوپر، ترجمه عباس باقری

معرفی کتاب سرچشمه‌های دانایی و نادانی، کارل پوپر، ترجمه عباس باقری

کارل ریموند پوپر (Karl Raimund Poper 1902-1994) فیلسوف شهیر اتریشی‌الاصل معاصر است که نظریاتش مخصوصا در زمینه‌ی فلسفه‌ی علم زبانزد بوده و او را جزو فیلسوفان علم طراز اول قرار داده است. دو کتاب اصلی او «منطق اکتشاف علمی» و «جامعه‌ی باز و دشمنان آن» از عالی‌ترین کتاب‌های پژوهشی در زمینه‌ی خود هستند. «سرچشمه‌های دانایی و نادانی» یکی از رساله‌های کم‌حجم به چاپ رسیده از اوست که در اصل متن یک سخنرانی در آکادمی بریتانیا در سال ۱۹۶۰ بوده است. هرچند که حجم کتاب بسیار کم است و به دلیل ماهیت سخنرانی­گون بودن آن، به زبان ساده‌تری بیان شده است اما حاوی نکات مهمی در باب نظریات اوست. رای پوپر در این کتاب دارای پیام بسیار مهم معرفت‌شناختی است که می تواند در بعد وسیع‌تر به روش سیاست‌مداری و حکومت‌داری نیز تسری یابد. در واقع هسته اصلی کتاب را این ایده تشکیل می‌دهد که نوع نگاه ما به موضوع معرفت‌شناسی رابطه‌ی تنگاتنگی با اقتدارگرایی و مفاهیم تمامیت‌خواهانه (توتالیتر) دارد. ادامه مطلب “معرفی کتاب سرچشمه‌های دانایی و نادانی، کارل پوپر، ترجمه عباس باقری”

سخنرانی علی معظمی با عنوان «مفهوم آزادی از دو دیدگاه»

سخنرانی مفهوم آزادی از دو دیدگاه، دکتر علی معظمی

با توجه به اهداف این دوره در مقایسه فعالیت‌های فلسفی در حوزه فلسفه تحلیلی و فلسفه قاره‌یی در دو جلسه دیدگاه دو فیلسوف سیاسی را درباره آزادی مطرح می‌کنیم. هر یک از این دو را می‌توان در یکی از این دسته‌بندی‌های تحلیلی و قاره‌یی جای داد. مسئله مشترکی که بین این دو نفر انتخاب کرده‌ایم مسئله آزادی است. دلیل این انتخاب این است که آزادی دستکم از انقلاب فرانسه به بعد یکی از مورد بحث‌ترین مفاهیم فلسفه سیاست بوده است و دیدگاه‌های متنوعی دربارت آن ارائه شده است و می‌شود. به این ترتیب هدف از انتخاب این مسئله این است که هم نمونه‌یی از تحلیل یک مسئله با این رویکردهای متفاوت داشته باشیم و هم بتوانیم در انتهای جلسه دوم به واسطه همین تحلیل‌ها، به مقایسه کلی‌تر این رویکردها بپردازیم.
در ادامه تصویری کلی از آن‌چه در این دو جلسه خواهد گذشت به دست خواهم داد. ادامه مطلب “سخنرانی علی معظمی با عنوان «مفهوم آزادی از دو دیدگاه»”

نوشتار «دیالکتیک سلیگمنی در آستانه تحولی نو در روانشناسی» از میلاد محمودزاده

نوشتار «دیالکتیک سلیگمنی در آستانه تحولی نو در روانشناسی» از میلاد محمودزاده

در سیر تکامل علم ( science ) نقطه عطف هایی وجود دارد که باعث تحول اساسی در شناخت ما از جهان و پدیده های معین می شود. پیشرفت علم حاصل تفکر انتقادی( critical thinking) نسبت به نظریه های علمی موجود به منظور جایگزینی با دیدگاه هایی بهتر و دقیق تر است. توماس کوهن ( Thomas Kuhn ) فیلسوف و جامعه شناس آمریکایی در کتاب ساختار انقلاب های علمی ( The structure of scientific Revolutions ) برای تحول و توسعه در علم ۴ مرحله به خصوص را بر می شمارد که اصلی ترین آن برای ظهور و بروز علم جدید مرحله عبور از پارادایم (paradigm) فعلی و شکل گیری پارادایم های جدید است. پارادایم نوعی چهارچوب فکری منسجم و کاملا پذیرفته شده توسط متخصصان یک حیطه علمی مشخص است که صاحب نظران تلاش می کنند به بیشتر سوالات آن حیطه در چهارچوب مفروضات آن پارادایم ( paradigm) پاسخ دهند. در صورتی که دانشمندان با سوالات و انتقاداتی مواجه شوند که با استفاده از پارادایم کنونی قابل پاسخگویی نباشد در این صورت نیاز به شکل گیری پارادایمی جدید احساس خواهد شد. نمونه بارز این تغییر پارادایم را می توان در علم فیزیک و در عبور از قوانین فیزیک نیوتونی ( newton’s physics law) برای توصیف و تبیین جهان میکروسکوپی ذکر کرد ، به این دلیل که قوانین فیزیک نیوتونی برخلاف جهان مایکرو  برای ذرات زیر اتمی ( الکترون ، نوترون و . . . )  پاسخگو نبودند و منجر به شکل گیری قوانین فیزیک کوانتومی ( Quantum mechanics) شدند. بعد از پایان جنگ جهانی دوم و نمایان شدن هر چه بیشتر ویرانی ها و عواقب مرگباری که بشر با آن رو به رو شده بود انجمن روانپزشکی آمریکا ( American Psychiatric association ) به منظور منسجم کردن تشخیص و درمان بیماری های روانی در سال ۱۹۵۲ اقدام به انتشار نسخه اولیه راهنمای تشخیصی و آماری بیماری های روانی ( DSM) کرد. ادامه مطلب “نوشتار «دیالکتیک سلیگمنی در آستانه تحولی نو در روانشناسی» از میلاد محمودزاده”

درس‌گفتارهای نظریه عدالت جان رالز از مصطفی زالی

درس‌گفتارهای نظریه عدالت جان رالز از مصطفی زالی

جان رالز (۱۹۲۰-۲۰۰۲) را می‌توان یکی از مهم‌ترین و اثرگذارترین فیلسوفان سیاسی معاصر دانست. کوشش اصلی او متمرکز بر استخراج اصولی برای عدالت ناظر به نهادهای اصلی اجتماعی (ساختار بنیادین جامعه) است. او به این منظور چهارچوبی را مبتنی بر نظریه کلاسیک قرارداد اجتماعی طرح می‌کند که بر اساس آن اصول عدالت، حاصل توافق بی‌طرفانه اشخاص آزاد و برابر در موقعیتی برابر و منصفانه (موقعیت نخستین) است؛ اصول عدالت برآمده از این موقعیت منصفانه (اصل اول ‌(برابری در حقوق و آزادی‌های اساسی)، اصل دوم (مرکب از دو اصل برابری منصفانه فرصت‌ها و اصل تفاوت))، به عنوان عدالت به مثابه انصاف شناخته می‌شود.

رالز در کتاب نظریه عدالت در سه بخش، شرح عناصر اساسی نظریه خود را به پیش می‌برد: در بخش نخست پس از توضیحی مقدمات پیرامون روش خاص خود در چهارچوب اصول عدالت و تمایز آن با بدیل‌های موجود (نفع‌گرایی و شهودگرایی)، به توصیف اصول عدالت پرداخته و سپس به روش استنتاج این اصول و اثبات برتری آن را نسبت به بدیل‌های موجود می‌پردازد. بخش دوم نظریه به نهادهای حاصل از عدالت به مثابه انصاف اختصاص دارد؛ رالز در این بخش توضیح می‌دهد که از میان نظامات سیاسی موجود دو نظام سوسیالسیم لیبرال و دموکراسی مالکیت‌محور، با الزامات دو اصل عدالت سازگار هستند؛ بخش سوم نظریه عدالت به اثبات پایداری جامعه بسامان (جامعه برآمده از عدالت به مثابه انصاف) اختصاص دارد. در این بخش رالز اثبات می‌کند که اولاً عدالت به مثابه انصاف با روانشناسی اخلاقی بشر سازگار است و ثانیاً اصول عدالت به مثابه انصاف بخشی ذاتی از خیر انسان است (استدلال مشهور به مساوقت). اما رالز در گردشی مشهور به لیبرالیسم سیاسی می‌کوشد برخی تناقضات نظریه عدالت را مرتفع ساخته و مشخصاً استدلال مساوقت را با اجماع همپوشان جایگزین سازد. ادامه مطلب “درس‌گفتارهای نظریه عدالت جان رالز از مصطفی زالی”

یگانه راه رهایی به روایت مصطفی ملکیان؛ آسیب‌ شناسی ریشه اعتراضات

یگانه راه رهایی به روایت مصطفی ملکیان؛ آسیب‌ شناسی ریشه اعتراضات

وقتی قرار اول‌مان در اوایل آبان ماه کنسل شد، نزدیک به دو ماه طول کشید تا قرار دیگری با او بگذاریم و برای مصاحبه به دیدارش برویم. در این مدت اتفاق مهمی در کشور افتاده بود. اعتراض‌‌هایی که به بهانه افزایش قیمت بنزین آغاز و کمی بعد به خشونت کشیده شد. خبرهایی که متعاقب این اعتراض‌ها و پس از آن آمد، موضوع مصاحبه ما را تغییر داد: «چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟» و «جامعه چه مسیری را طی می‌کند؟»

به نظر ناخوش بود. کمی بی‌حوصله و خسته به نظر می‌آمد، شاید هم کمی عصبانی از اتفاق‌هایی که افتاده و برخوردهایی که شده. اگر کسی مصطفی ملکیان را بشناسد، دلیل این بی‌حوصلگی و عصبانیت او را کاملا درک می‌کند. کسی که تمام دغدغه‌اش اخلاقی زیستن و تلاش برای بهروزی و خوشی آدمیان است، قطعا ناخوشی انسان‌ها، او را هم ناخوش می‌کند.

لب به انتقاد گشود و گفت باید به مشکلات موجود توجه کرد: «هرچه هم خاک روی مشکلات بپاشید، در نهایت باید آن مشکلات اصلی را پیدا کنید و آنها را حل کنید.» ملکیان می‌گوید، انسان دارای ساختار ذهنی، جسمی و روانی خاصی است و برای داشتن زندگی اجتماعی باید به این ساختارها توجه شود. اگر نه، این موجود نمی‌تواند همبستگی اجتماعی‌اش را با سایر موجودات همنوع خودش در جامعه حفظ کند: «جز این، راهی وجود ندارد.»

ملکیان می گوید، وقتی مردم به کسی رأی می‌دهند، برای تامین «نظم، امنیت، عدالت و آزادی» است. هر اقدامی که این موارد را تهدید کند، صدای اعتراض آنها را، از این حیث که انسان هستند و یک‌سری نیازهای انسانی دارند، درمی‌آورد. نمی‌توان به آنها گفت که چرا صدایتان را بلند کردید. او از این جهت به اعتراض‌های مردمی به افزایش قیمت بنزین نگاه می‌کند: «وقتی ضربه‌ای به کاسه زانوی من می‌خورد، پای من ناخودآگاه بالا می‌پرد. وقتی یک سوزنی در دست من فرو برود، ناخوداگاه جیغ می‌کشم. دیگر اینجا فرصت تأمل ندارم. این اعتراضات هم دقیقا جیغ کشیدن کسی است که آزار دیده است.»

ملکیان سه نقد و عیب اساسی به سخن افرادی وارد می کند که استدلال شان برای افزایش قیمت بنزین، مقایسه آن با کشورهای دیگر است.

در نهایت وقتی از او پرسیدیم، «چه باید کرد و راه حل چیست؟»، همان پاسخی را داد که بارها در سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های دیگرش، کم و بیش، مستقیم و غیرمستقیم به آن اشاره کرده است: «اصلاح فرهنگ» یا همان «تحول درونی».

ملکیان معتقد است که «کارهای فرهنگی یعنی اینکه من باورهای کاذب را از مردم بگیرم و باورهای صادق را وارد ذهن‌شان کنم. احساس و عواطف نابه‌جا را از مردم بگیرم و به جای آن، احساسات و عواطف به‌جا را در ذهن و ضمیرشان بکارم. خواسته‌های نامعقول را از آنها بگیرم و به آنها خواسته‌های معقول بدهم.» گرچه این، راهی بس دشوار و طولانی است اما یگانه راه موجود است.

گفتگو روزنامه شهروند با مصطفی ملکیان را در ادامه بخوانید: ادامه مطلب “یگانه راه رهایی به روایت مصطفی ملکیان؛ آسیب‌ شناسی ریشه اعتراضات”

از مرگ چرا هراسم؟ ؛ گفتاری از آرش نراقی درباره هراس از مرگ از منظر اپیکوریان

از مرگ چرا هراسم؟ ؛ گفتاری از آرش نراقی درباره هراس از مرگ از منظر اپیکوریان

از مرگ چرا هراسم؟

(گفتاری درباره هراس از مرگ از منظر اپیکوریان)[۱]

آرش نراقی

مرگ یکی از مهمترین سرچشمه های هراس در زندگی انسانها بوده است.  اما ریشه این هراس عمیق وجودی چیست؟  چرا انسانها مرگ خود و عزیزان شان را سوگناک و هراس آور می یابند؟  به نظر می رسد که پاسخ این پرسش روشن است: مرگ بنیان هستی ما و عزیزان مان را نشانه می رود.  دررسیدن مرگ به معنای از دست دادن عزیزترین محبوب ما، یعنی جان خود و عزیزان مان،‌ است.  گویی مرگ مایه زیانی عظیم و چاره ناپذیر است، و این زیان عظیم است که مرگ را هولناک می کند.  این آموزه را گاه «آموزه زیان» می نامند: هراس از مرگ ناشی از زیانی است که لاجرم بر ما وارد می کند.  اما آیا «آموزه زیان» صادق است؟  آیا مرگ به واقع سرچشمه زیان و به این اعتبار مایه هراس در زندگی ماست؟  آیا هراس از مرگ امری معقول است؟ ادامه مطلب “از مرگ چرا هراسم؟ ؛ گفتاری از آرش نراقی درباره هراس از مرگ از منظر اپیکوریان”

سخنرانی محمود مروارید با عنوان «رویکرد تحلیلی به فلسفه‌ی اسلامی»

سخنرانی محمود مروارید با عنوان «رویکرد تحلیلی به فلسفه‌ی اسلامی»

چهارمین نشست هفتگی «نیم فاصله، دانشگاهیان در فضای عمومی» با موضوع «رویکرد تحلیلی به فلسفه اسلامی» با حضور محمود مروارید، عضو هیئت علمی پژوهشگاه دانش‌های بنیادی، چهارشنبه ۱۱ دی‌ماه از سوی مؤسسه خانه کتاب برگزار ‌شد.

محمود مروارید در ابتدای این جلسه با طرح این سؤال که اساساً فلسفه تحلیلی یعنی چه؟ و تفاوت و شباهتش با دیگر فلسفه‌ها چیست؟ سخنان خود را آغاز کرد و گفت: می‌توان ۱۰ خصوصیت برای فلسفه تحلیلی بیان کرد که معمولاً نظریات و افرادی که ذیل فلسفه تحلیلی قرار دارند چند نمونه از این خصوصیات را دارند. ادامه مطلب “سخنرانی محمود مروارید با عنوان «رویکرد تحلیلی به فلسفه‌ی اسلامی»”

پرونده‌ای درباره لذت و رنج؛ ضمیمه اندیشه و علوم انسانی روزنامه اصفهان زیبا

پرونده‌ای درباره لذت و رنج؛ ضمیمه اندیشه و علوم انسانی روزنامه اصفهان زیبا

آنچه در این شماره از ویژه نامه به آن خواهیم پرداخت، مفهوم لذت و رنج در زندگی است. این موضوع از آن جهت مهم است که زندگی بشر در طول تاریخ مرهون نوع نگاه و تفسیر نسبت به زندگی خوب و نیک فرجام است؛ در واقع تبیین شیوه ای از زندگی که در آن سعادت معنا می یابد و انسان به مطلوب خودش می‌رسد. زندگی خوب و بهزیستی به معنای خوب زندگی کردن، دارای مؤلفه های مختلفی است که فیلسوفان و اندیشمندان متعددی در گذر تاریخی به جستجوی آن پرداخته اند. از آنجا که معمولا غایت زندگی به همراه شیوه زیستن دغدغه بشر بوده، دستیابی به آرامش و بالاترین حد بهبودی نیز منشأ دلبستگی های آن است.

حال این لذت و رنج، گونه های متنوعی را در خود جای داده است؛ از بعد مادی گرفته تا بعد معنوی و فرامادی. برخی معنای لذت را در دستیابی به مواهب مطلوب آدمی به شمار می آوردند و برخی کسب درجات معنوی و آرامش درونی را لذت حقیقی می پندارند. در مقوله رنج هم برخی هر گونه رنجی را مذموم می دانند و برخی برای رسیدن به درجات بالاتر عرفان و حقیقت، آن را لازم و ضروری می پندارند. در واقع انسان ها در هدفی که برای خود ترسیم می کنند، به دنبال کسب منفعت، آسایش و رضایت‌اند. این حالات روی دیگر سکه لذت هستند. از این رو، بررسی دقیق این موضوع از آن جهت که با هدف زیستن آدمی در ارتباط است، اهمیت وافری می یابد. ادامه مطلب “پرونده‌ای درباره لذت و رنج؛ ضمیمه اندیشه و علوم انسانی روزنامه اصفهان زیبا”

حنیف‌رضا جابری‌پور؛ داغ‌های تازه‌شده و ترومای (روان‌زخم) میان‌نسلی را بشنویم

حنیف‌رضا جابری‌پور؛ داغ‌های تازه‌شده و ترومای (روان‌زخم) میان‌نسلی را بشنویم

داغ‌های تازه‌شده و ترومای (روان‌زخم) میان‌نسلی را بشنویم.

نویسنده: حنیف‌رضا جابری‌پور (مشاورِ ارشد «بنیادِ کودکِ استرالیا» و دانشجوی دکتریِ در دانشکده‌ی آموزش در دانشگاه موناش، ملبورن، استرالیا)

 

درخواست می‌کنم این نوشته را یا نخوانید، یا تا انتها بخوانید.

حوادث تلخ روزهای گذشته که دنیا را تکان داد، دل‌های ایرانیان زیادی را هم به شکل‌های گوناگون و البته متضاد تکان داد. عصب‌شناسان امروزه بهتر می‌دانند آنچه که ما از آن به «تازه شدن داغ» یاد می‌کنیم چه فرایند مغزی و عصب‌شناختی‌ای دارد. سازوکارهایی در زیست‌ و روان ما انسان‌ها وجود دارند که باعث می شوند برخی اتفاق‌ها که در زمان حال می‌افتند ما را به تجربه‌ها، احساسات و عواطف، و عزم‌ها و عهدهای گذشته وصل کنند. این همه، محصول اتفاق‌های بزرگ است. هر آدمی به نحوی به آن وصل می‌شود، وجودش پُر می‌شود از احساس و عاطفه و فکر و تحلیل، و این‌ها را جایی در ظرفی می‌ریزد. ادامه مطلب “حنیف‌رضا جابری‌پور؛ داغ‌های تازه‌شده و ترومای (روان‌زخم) میان‌نسلی را بشنویم”

پیتر سینگر: ترور سلیمانی توسط آمریکا توجیه شدنی نیست

پیتر سینگر: ترور سلیمانی توسط آمریکا توجیه شدنی نیست

به‌دنبال حمله هواپیماهای بدون‌سرنشین آمریکا که منجر به کشته شدن فرمانده ارشد نظامی ایران و چند نفر دیگر شد، یک مقام ارشد وزارت امور خارجه در یک کنفرانس مطبوعاتی اظهار داشت: «یا [حضرت] مسیح! [یعنی] ما باید توضیح بدهیم که چرا این کارها را انجام می‌دهیم؟» درحقیقت، قاعده بین‌المللی حقوق، مبتنی‌بر این [پرسش] است. ملبورن: در تاریخ ۳ ژانویه، ایالات‌متحده، قاسم سلیمانی، یکی از فرماندهان ارشد نظامی ایران را به قتل رساند، در حالی که او در مسیر ترک فرودگاه بین‌المللی بغداد -با یک اتومبیل به‌همراه ابومهدی المهندس رهبر عراقی کتائب حزب‌الله، یک شبه‌نظامی تحت حمایت ایران- بود. همه سرنشینان این خودرو کشته شدند. روز بعد در یک نشست مطبوعاتی ویژه، یک مقام ارشد وزارت خارجه آمریکا گفت که سلیمانی به مدت ۲۰ سال «معمار اصلی» حملات تروریستی ایران بوده است و «۶۰۸ آمریکایی را تنها در عراق کشته است.» وی افزود: «سلیمانی و المهندس توسط سازمان ملل متحد به‌عنوان تروریست معرفی شده بودند.» وی ادامه داد: «هردوی این مردان مصداق واقعی مردان بد بودند.» ادامه مطلب “پیتر سینگر: ترور سلیمانی توسط آمریکا توجیه شدنی نیست”