گفت‌‏وگو با علی‌رضا علوی‏‌تبار با عنوان «جناح‌بندی‌های جدید در نواندیشی دینی»

گفت‌‏وگو با علی‌رضا علوی‏‌تبار با عنوان «جناح‌بندی‌های جدید در نواندیشی دینی»

جناح‌بندی‌های جدید در نواندیشی دینی

گفت‌‏وگو با علی‌رضا علوی‏‌تبار

روزنامه هم‌میهن ۱۰ مرداد ۱۴۰۱ / فرزاد نعمتی (خبرنگار گروه فرهنگ)

اختلافات فکری عبدالکریم سروش و محسن کدیور در سال‌‌های اخیر بر کسی پوشیده نیست. برای مخاطبان جدی روشنفکران دینی تاریخ این اختلاف البته نه به سال‌‌های اخیر که به دهه۷۰ بازمی‌‌گردد؛ زمانی که انتشار «صراط‌‌های مستقیم» مسبب مناظره کدیور با سروش و انتشار کتاب «درباره پلورالیزم دینی» شد. بعدتر نشر «بسط تجربه نبوی» نیز بر اختلافات افزود اما در دهه۹۰ نظریه‌‌های «رویای رسولانه» و «دین و قدرت» سروش به نقادی بی‌‌محابای کدیور از او انجامید. در آخرین موضع‌‌گیری، سروش موضع «روحانی نام‌‌برده» را از جنس «تکفیر» خود دانسته است و با اشاره به آنچه در مصر بر نصر حامد‌ ابوزید رفت، در مذمت چنین عملی سخن گفته است. ورای طعنه‌‌های کلامی رد و بدل شده میان طرفین که متاسفانه حکایت آن در میان روشنفکران ایرانی متواتر است، با دکتر علیرضا علوی‌‌تبار درباره ریشه‌‌های معرفتی و تبعات این اختلاف فکری به گفت‌‌وگو نشسته‌‌ایم.

ادامه مطلب “گفت‌‏وگو با علی‌رضا علوی‏‌تبار با عنوان «جناح‌بندی‌های جدید در نواندیشی دینی»”

مقاله اکبر گنجی با عنوان «سروش و خدایی که جز نام نیست»

مقاله اکبر گنجی با عنوان «سروش و خدایی که جز نام نیست»

سروش و خدایی که جز نام نیست

اکبر گنجی – نقدی بر دیدگاه‌ الاهیاتی عبدالکریم سروش. آنچه سروش عرضه می‌دارد مجموعه‌ای به شدت مشوش از آرای پراکنده‌ای است که ‌از منابع متفاوت تغذیه می‌کنند، و حتی از انسجام درونی نیز بی‌‌بهره‌اند.

چکیده:

در سال‌های اخیر عبدالکریم سروش اهتمام خاصی به خداشناسی نشان‌داده است، و داعیه بازاندیشی رادیکال درباره تصور ما از خدا، و نسبت خدا با انسان و طبیعت را مطرح کرده است. در مجموع می‌توان سه مولفه اصلی را در خداشناسی او تشخیص داد:

الف- وحدت وجود: عالم به مثابه افکار و خیالاتی در ذهن خدا هستند، و به تعبیری دیگر، خدا عین عالم است و ذره‌ای جدایی میان آنها نیست.

ب- الاهیات به شدت تنزیهی (خدای بی‌صورت): هیچ یک از واژگان زبان ما و مفاهیم دستگاه ادراکی ما بر او صدق نمی‌کنند. به ویژه، اوصافی که از خصوصیات «شخص» انسانی است به معنای حقیقی بر خداوند قابل حمل نیست. خدا به معنای حقیقی کلمه نه می‌داند، نه اراده می‌کند، نه خلق می‌کند، نه مهر می‌ورزد، نه پیامبری فرومی‌فرستد، نه با انسان سخن می‌گوید، نه دعای انسان را می‌شنود و نه به دعای او پاسخ می‌دهد.

ج- طبیعت‌گرایی: کل جهان طبیعت (که عالم انسانی از جمله پدیده نبوت را نیز در بر می‌گیرد) یک سیستم بسته و خودسامان است، و هر چه در عالم طبیعت روی می‌دهد علل مادی و طبیعی دارد. خدای مجزا از طبیعت هیچ فعل و دخالتی در طبیعت ندارد، از فرستادن باران و خلقت اشیاء گرفته تا ارسال پیامبران یا انجام معجزات.

آنچه سروش عرضه می‌دارد مجموعه‌ای به شدت مشوش از آرای پراکنده‌ای است که ‌از منابع متفاوت تغذیه می‌کنند، و حتی از انسجام درونی نیز بی‌‌بهره‌اند. او خود تفاسیر متفاوتی از سه مولفه بالا ارائه می‌دهد، که گاه با هم هماهنگ نیز نیستند. خود این مولفه‌ها نیز (دست کم مطابق برخی تعابیر) با یکدیگر ناسازگار هستند. همچنین، دلایلی که برای این مولفه‌ها ارائه می‌دهد معمولا نااستوارند و گاه به تشویشی عمیق دچارند.

از جمله نتایجی که سروش بر آرای الهیاتی خود مترتب می‌کند تفسیر آیات قرآن بر حسب صیغه مجهول است که به «خدازدایی از قرآن» می‌انجامد. خدایی که اینگونه سروش معرفی می‌کند عملا نه هیچ نقشی در حیات معنوی انسان دارد و نه در عالم طبیعت. خدای سروش چیزی فراتر از یک نام نیست، و از این رو آن را «خدای نومینالیستی سروش» می‌توان نامید. ادامه مطلب “مقاله اکبر گنجی با عنوان «سروش و خدایی که جز نام نیست»”

تقریری از جلسات قرآن و سه پرسش اساسی؛ بخش ۳ از ۴

مجموعه جلسات «قرآن و سه پرسش اساسی»؛ بخش سوم: قرآن به چه کار امروز ما می‌آید؟

تقریر مهدی ایرانمنش از دیدگاه فرهاد شفتی ارائه شده در مجموعه جلسات «قرآن و سه پرسش اساسی»؛ بخش سوم: قرآن به چه کار امروز ما می‌آید؟

برای دریافت فایل PDF به انتهای صفحه مراجعه کنید.

« پرسش سوم: قرآن به چه کار امروز ما می‌آید؟»

یادداشتی از فرهاد شفتی: از صدانت و دوست ارجمند، مهدی ایرانمنش، سپاسگزارم که همّت کرده و تقریری از پنج نشست “قرآن و سه پرسش اساسی”  که در صدانت برگزار شد را در زمانی بسیار کوتاه به صورت نوشتار زیر درآوردند. همچنین سپاسگزارم که پیش از انتشار، به من فرصت تنقیح آنرا دادند، اگرچه همین باعث تاخیر در انتشار این نوشتار شد. در بازبینی انجام شده، سعی کردم ضمن حفظ ماهیت گفتاری آن با کمی ویراستاری و در مواردی جابجا کردن و به طور معدود اضافه کردن برخی توضیحات، بر انسجام و روشنی این متن که در اصل، گفتار و گفتگو بوده است بیفزایم.

همانگونه که در متن آمده است، پرسش اصلی در واقع این است که قرآن به چه کار امروز ما می‌آید. برای تبیین پاسخم به این پرسش اما باید از گردنه‌ی دو پرسش اساسی دیگر عبور می‌کردم، اول اینکه مخاطب قرآن کیست و دوم اینکه آیا قرآن به دین نگاهی کثرت‌انگار دارد یا نگاهی انحصارگرا. پس از پاسخ به این دو پرسش می‌توان با نگاهی آبدیده‌تر به پرسش قرآن و امروز و ما پرداخت.

مایلم در این یادداشت دو نکته را توضیح دهم. اول اینکه مباحث این سه پرسش وابسته به یکدیگرند. پاسخ به پرسش سوم بر مبنای پاسخ‌های پرسش اول و دوم‌ است. از همین روی شاید خواندن بخش‌های آخری این نوشتار بدون حداقل مروری بر بخش‌های نخستین و میانی، مبنا و منطق سخن را دچار ابهام کند. نکته‌ی دوم اینکه در پاسخ به این سه پرسش، به مناسبتِ موضوع، جریان اندیشه به تدریج به سوی سر منزل مقصود روان است. گمانم این است که باور و فهمی که از موضوعات مختلف مطرح کرده‌ام  تنها با نزدیک شدن به بحث‌های پایانی آشکار می‌شود.
ادامه مطلب “تقریری از جلسات قرآن و سه پرسش اساسی؛ بخش ۳ از ۴”

نوشتار عباسعلی منصوری با عنوان «نقد محسن کدیور بر عبدالکریم سروش: تاملی در سنخ نقد و محل اختلاف»

نوشتار عباسعلی منصوری با عنوان «نقد محسن کدیور بر عبدالکریم سروش: تاملی در سنخ نقد و محل اختلاف»

نقد محسن کدیور بر عبدالکریم سروش: تاملی در سنخ نقد و محل اختلاف

عباسعلی منصوری

عضو هیات علمی دانشگاه رازی

این یاداشت تلاشی است برای بررسی این پرسش که:

نقد محسن کدیور بر دین شناسی عبدالکریم سروش از سنخ روشنفکری دینی است یا از سنخ استفاده از چماق تکفیر؟

بلکه به تعبیر بهتر پرسش واقعی این است که:

مساله اصلی که سروش و کدیور در مورد آن اختلاف نظر دارند، چیست؟

پیش پرسش: چرا لازم است که در مورد اختلاف دین شناسی محسن کدیور و عبدالکریم سروش بیشتر بگویم و بنویسیم؟

برخی از کسانی که به لحاظ دین شناسی به جریان روشنفکری و نواندیشی دینی تعلق خاطر دارند، این نوع نوشتارها و پرداختن به این اختلاف را به زیان روشنفکری دینی می دانند.تا حدی که حتی از انتشار این نوع نوشتارها ابا دارند. اما بنده ماجرا را اینگونه نمی بینم و معتقدم که این نوع نگرانی ها بیشتر به مصلحت سنجی های تفکر سنتی نزدیک است تا به حقیقت طلبی روشنفکری دینی. بنابراین دل نگرانی هایی همچون زخم زبان جریان سنتی ، زمین خوردن جریان روشنفکری دینی ، سوء استفاده سیاسیون از این اختلاف فکری، خدشه دار شدن حیثیت علمی دکتر سروش یا کدیور و….. نباید سبب شود که حقیقت طلبی را رها کنیم.

ادامه مطلب “نوشتار عباسعلی منصوری با عنوان «نقد محسن کدیور بر عبدالکریم سروش: تاملی در سنخ نقد و محل اختلاف»”

تقریری از جلسات قرآن و سه پرسش اساسی؛ بخش ۲ از ۴

« پرسش دوم: قرآن انحصارگراست یا کثرت‌انگار؟»

تقریر مهدی ایرانمنش از دیدگاه فرهاد شفتی ارائه شده در مجموعه جلسات «قرآن و سه پرسش اساسی»؛ بخش دوم: قرآن انحصارگراست یا کثرت انگار؟

برای دریافت فایل PDF به انتهای صفحه مراجعه کنید

« پرسش دوم: قرآن انحصارگراست یا کثرت‌انگار؟»

 یادداشتی از فرهاد شفتی: از صدانت و دوست ارجمند، مهدی ایرانمنش، سپاسگزارم که همّت کرده و تقریری از پنج نشست “قرآن و سه پرسش اساسی”  که در صدانت برگزار شد را در زمانی بسیار کوتاه به صورت نوشتار زیر درآوردند. همچنین سپاسگزارم که پیش از انتشار، به من فرصت تنقیح آنرا دادند، اگرچه همین باعث تاخیر در انتشار این نوشتار شد. در بازبینی انجام شده، سعی کردم ضمن حفظ ماهیت گفتاری آن با کمی ویراستاری و در مواردی جابجا کردن و به طور معدود اضافه کردن برخی توضیحات، بر انسجام و روشنی این متن که در اصل، گفتار و گفتگو بوده است بیفزایم.

همانگونه که در متن آمده است، پرسش اصلی در واقع این است که قرآن به چه کار امروز ما می‌آید. برای تبیین پاسخم به این پرسش اما باید از گردنه‌ی دو پرسش اساسی دیگر عبور می‌کردم، اول اینکه مخاطب قرآن کیست و دوم اینکه آیا قرآن به دین نگاهی کثرت‌انگار دارد یا نگاهی انحصارگرا. پس از پاسخ به این دو پرسش می‌توان با نگاهی آبدیده‌تر به پرسش قرآن و امروز ما پرداخت.

مایلم در این یادداشت دو نکته را توضیح دهم. اول اینکه مباحث این سه پرسش وابسته به یکدیگرند. پاسخ به پرسش سوم بر مبنای پاسخ‌های پرسش اول و دوم‌ است. از همین روی شاید خواندن بخش‌های آخری این نوشتار بدون حداقل مروری بر بخش‌های نخستین و میانی، مبنا و منطق سخن را دچار ابهام کند. نکته‌ی دوم اینکه در پاسخ به این سه پرسش، به مناسبتِ موضوع، جریان اندیشه به تدریج به سوی سر منزل مقصود روان است. گمانم این است که باور و فهمی که از موضوعات مختلف مطرح کرده‌ام  تنها با نزدیک شدن به بحث‌های پایانی آشکار می‌شود.
ادامه مطلب “تقریری از جلسات قرآن و سه پرسش اساسی؛ بخش ۲ از ۴”

مقاله ابوالقاسم فنائی با عنوان «در باب اسلام، مسلمانی، و روشنفکری دینی»

مقاله ابوالقاسم فنائی با عنوان «در باب اسلام، مسلمانی، و روشنفکری دینی»

در باب اسلام، مسلمانی، و روشنفکری دینی

ابوالقاسم فنائی

به نظر می‌رسد در بحثی که اخیراً درباره‌یِ نظریه‌های جدید برخی از روشنفکران دینی مطرح شده چهار پرسش زیر با یکدیگر خلط می‌شوند:

چه کسی مسلمان است و چه کسی مسلمان نیست؟

چه کسی روشنفکر دینی است و چه کسی روشنفکر دینی نیست؟

چه چیزی را می‌توان به اسلام نسبت داد؟ یا اسلام چیست؟

چه کسی حق دارد چیزی را به اسلام نسبت دهد؟

من بدون اینکه از اشخاص نام ببرم، می‌کوشم در این رابطه نکاتی را مطرح کنم و امیدوارم این نکات به برطرف شدن برخی از ابهامات کمک کند.

چه کسی مسلمان است و چه کسی مسلمان نیست؟ ادامه مطلب “مقاله ابوالقاسم فنائی با عنوان «در باب اسلام، مسلمانی، و روشنفکری دینی»”

«خیلی دور، خیلی نزدیک»: مجموعه نشست‌های دورنما با دین‌پژوهان و اسلام‌پژوهان ایرانی ساکن خارج از ایران، به میزبانی زهیر میرکریمی

«خیلی دور، خیلی نزدیک»: مجموعه نشست‌های دورنما با دین‌پژوهان و اسلام‌پژوهان ایرانی ساکن خارج از ایران، به میزبانی زهیر میرکریمی

«خیلی دور، خیلی نزدیک» عنوان مجموعه‌ای از گفت‌وگوهای زنده‌ی مجموعه‌ی دورنما در محیط اینستاگرام است که از زمستان ۱۴۰۰ آغاز شده است و در سال ۱۴۰۱ نیز ادامه دارد. در هر نشست از این مجموعه، میزبان به سراغ یکی از دین‌پژوهان و اسلام‌پژوهان ایرانیِ ساکن خارج از ایران می‌رود و پس از آشنایی با کارنامه‌ی علمی و پژوهشیِ او، در موضوعی خاص پرسش‌هایی درباره‌ دین‌پژوهی و اسلام‌پژوهی مطرح می‌کند. در پایان هر نشست همراهان و مخاطبان در محیط اینستاگرام می‌توانند پرسش‌های خود را با مهمان مطرح کنند. ادامه مطلب “«خیلی دور، خیلی نزدیک»: مجموعه نشست‌های دورنما با دین‌پژوهان و اسلام‌پژوهان ایرانی ساکن خارج از ایران، به میزبانی زهیر میرکریمی”

تقریری از جلسات قرآن و سه پرسش اساسی؛ بخش ۱ از ۴

تقریر مهدی ایرانمنش از دیدگاه فرهاد شفتی ارائه شده در مجموعه جلسات «قرآن و سه پرسش اساسی»؛ بخش اول: مخاطب قرآن کیست؟

تقریر مهدی ایرانمنش از دیدگاه فرهاد شفتی ارائه شده در مجموعه جلسات «قرآن و سه پرسش اساسی»؛ بخش اول: مخاطب قرآن کیست؟

برای دریافت فایل PDF به انتهای صفحه مراجعه کنید

پرسش اول:  مخاطب قرآن کیست؟

 یادداشتی از فرهاد شفتی: از صدانت و دوست ارجمند، مهدی ایرانمنش، سپاسگزارم که همّت کرده و تقریری از پنج نشست “قرآن و سه پرسش اساسی”  که در صدانت برگزار شد را در زمانی بسیار کوتاه به صورت نوشتار زیر درآوردند. همچنین سپاسگزارم که پیش از انتشار، به من فرصت تنقیح آنرا دادند، اگرچه همین باعث تاخیر در انتشار این نوشتار شد. در بازبینی انجام شده، سعی کردم ضمن حفظ ماهیت گفتاری آن با کمی ویراستاری و در مواردی جابجا کردن و به طور معدود اضافه کردن برخی توضیحات، بر انسجام و روشنی این متن که در اصل، گفتار و گفتگو بوده است بیفزایم.

همانگونه که در متن آمده است، پرسش اصلی در واقع این است که قرآن به چه کار امروز ما می‌آید. برای تبیین پاسخم به این پرسش اما باید از گردنه‌ی دو پرسش اساسی دیگر عبور می‌کردم، اول اینکه مخاطب قرآن کیست و دوم اینکه آیا قرآن به دین نگاهی کثرت‌انگار دارد یا نگاهی انحصارگرا. پس از پاسخ به این دو پرسش می‌توان با نگاهی آبدیده‌تر به پرسش قرآن و امروز و ما پرداخت.

مایلم در این یادداشت دو نکته را توضیح دهم. اول اینکه مباحث این سه پرسش وابسته به یکدیگرند. پاسخ به پرسش سوم بر مبنای پاسخ‌های پرسش اول و دوم‌ است. از همین روی شاید خواندن بخش‌های آخری این نوشتار بدون حداقل مروری بر بخش‌های نخستین و میانی، مبنا و منطق سخن را دچار ابهام کند. نکته‌ی دوم اینکه در پاسخ به این سه پرسش، به مناسبتِ موضوع، جریان اندیشه به تدریج به سوی سر منزل مقصود روان است. گمانم این است که باور و فهمی که از موضوعات مختلف مطرح کرده‌ام  تنها با نزدیک شدن به بحث‌های پایانی آشکار می‌شود. ادامه مطلب “تقریری از جلسات قرآن و سه پرسش اساسی؛ بخش ۱ از ۴”

میزگرد طبیعت‌گرایی با حضور حسین شیخ‌رضایی، علی حسین‌خانی و حسن امیری‌آرا

میزگرد طبیعت‌گرایی با حضور حسین شیخ‌رضایی، علی حسین‌خانی و حسن امیری‌آرا

میزگرد طبیعت‌گرایی با حضور حسین شیخ‌رضایی، علی حسین‌خانی و حسن امیری‌آرا

فلسفه زیر چتر علم

منبع: روزنامه اعتماد، شماره ۵۲۵۰، چهارشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۱

محسن آزموده :مباحث و آثار فلسفی میان اهل فرهنگ در ایران بسیار طرفدار دارند. اما در میان این آثار پرمخاطب کمتر نامی از مفهوم طبیعت‌گرایی یا طبیعی‌گرایی (naturalism) به میان‌ می‌آید و اصطلاح رایج ناتورالیسم در میان اهل فرهنگ بیشتر به عنوان یک مکتب یا جریان ادبی شناخته شده است. این در حالی است که به نظر می‌رسد امروزه طبیعت‌گرایی، گرایش یا بحث غالب در مجامع علمی فلسفی در جهان است. در نتیجه این کنجکاوی برای مخاطب پدید می‌آید که طبیعت‌گرایی یعنی چه و چرا این قدر مورد توجه است؟ در جامعه ما که در ظاهر این‌قدر به مباحث فلسفی علاقه‌مند است، چرا در این‌باره این اندازه کم بحث می‌شود و در مورد آن کتاب یا مقاله بسیار اندک است؟ برای پاسخ به این پرسش‌ها، نزد سه تن از اعضای هیات علمی موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران رفتیم. حسین شیخ‌رضایی، علی حسین‌خانی و حسن امیری آرا، پژوهشگران فلسفه هستند و هر یک در این زمینه، نوشته‌ها و مقالات قابل توجهی نگاشته‌اند. یکی از انگیزه‌های ما از پرداختن به این موضوع، همایشی با موضوع طبیعت‌گرایی بود که در اسفندماه سال ۱۴۰۰ در موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد. در این همایش شمار زیادی از چهره‌های فلسفی بین‌المللی حضور داشتند. همین رویداد و اقبال شایان توجه متخصصان فلسفه از سراسر دنیا، نشان‌گر اهمیت و رواج بحث درباره طبیعت‌گرایی در روزگار ما است. علاقه‌مندان به مباحثی که آن اساتید ارایه کردند، برای استفاده از فایل دیداری و شنیداری همایش می‌توانند به سایت موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران مراجعه کنند. ادامه مطلب “میزگرد طبیعت‌گرایی با حضور حسین شیخ‌رضایی، علی حسین‌خانی و حسن امیری‌آرا”

مقاله حسین دباغ با عنوان «مولانا و عشق بی ادب»

مقاله حسین دباغ با عنوان «مولانا و عشق بی ادب»

مولانا و عشق “بی ادب”: چرا تلقی مولانا از عشق می تواند اخلاق سوز باشد؟

حسین دباغ

انتشار اولیه در نشریه حیات معنوی/ سال چهارم/ شماره یازدهم/ بهار ۱۴۰۱

آیا عشق ضرورتا آدمی را اخلاقی تر می کند؟ آیا در ساختار عشق عنصری نهفته است که ضرورتا توانایی اخلاقی زیستن را فراهم می کند؟ به نظر می رسد پاسخ مولانا مثبت باشد. نه تنها آدمیان که حتی شاید حیوانات به باور او با عشق بدل به موجودات اخلاقی تری می شوند. من در این نوشته استدلال می کنم که تقریر مولانا از یک تعارض رنج می برد. او از یک طرف عشق را درمان خودخواهی ما آدمیان می داند که “اخلاق ساز” است ولی از طرفی دیگر وقتی از عالم انسانی ارتفاع میگیرد و عشق را امری الهی قلمداد می کند خاصیت ویرانگری عشق “اخلاق سوز” می شود. ادامه مطلب “مقاله حسین دباغ با عنوان «مولانا و عشق بی ادب»”