مناظره امیرحسین ترکاشوند و حسین سوزنچی: لزوم و اندازه پوشیدگی زنان در تاریخ فقه

مناظره امیرحسین ترکاشوند و حسین سوزنچی: لزوم و اندازه‌ی پوشیدگی زنان در تاریخ فقه

گفت‌وگوی فقهی دربارۀ پوشش زنان از لزوم پوشیدگی زن در برابر مرد بیگانه شروع می‌شود و پس از این، اندازۀ پوشیدگی زنان است که به موضوع کنکاش و کاوش تبدیل می‌شود و در کانون مناقشه می‌نشیند. می‌توان به‌روشنی گفت که میان دین‌دانان و دین‌داران نسبت به اصل پوشش زنان به‌منزلۀ یک دستور ضروری دینی کشمکشی نیست و پوشیدگی زنان در الگوی زیست دینی بی‌شک امری پذیرفتنی است. دربارۀ میزان پوشیدگی سروتن زنان نیز گفته‌اند که موی سر و بدن زن در برابر مرد بیگانه باید پوشیده باشد اما شماری از پژوهشگران تاریخ فقه، به‌تازگی دیدگاه‌ دیگری را بیان کرده‌اند که واکنش‌برانگیز بوده‌ است. ادامه مطلب “مناظره امیرحسین ترکاشوند و حسین سوزنچی: لزوم و اندازه پوشیدگی زنان در تاریخ فقه”

پاسخ به ناقدی پرخاشگر

پاسخ به ناقدی پرخاشگر

از سال ۱۳۹۲ که شروع به ترجمه‌ی آثار نیگل کردم، ناقدان محترم زیادی شروع به نقد ترجمه‌های من از آثار نیگل کردند و انصافاً از تمام نقدهای دوستان کمال استفاده را برده‌ام و مدیون همه‌ی آن ناقدان عزیز هستم. اخیراً دوست عزیز و نادیده‌ای به نام مهدی امیریان بر ترجمه‌ی کتاب «ذهن و کیهان» نقدی نوشته‌اند و من هم بنا داشتم مثل سابق از نقدهایی که به نظرم درست می‌آید در ویراست بعدی کتاب استفاده کنم. دوستان اصرار داشتند که جواب این ناقد محترم را بدهم. بنده هم در چند فقره جوابی به این نقد می‌دهم.

نقدهایی که آقای امیریان بر کتاب ذهن و کیهان وارد کرده‌اند در چهار دسته می‌گنجند (البته از حس منفی ناقد و از کلمات دارای بار عاطفی منفی نسبت به مترجم می‌گذرم). ۱. در موارد زیادی خود ناقد خطای فاحشی کرده‌اند. ۲. فقط پنج مورد حق با آقای امیریان هست و از ایشان بابت این پنج مورد بی‌نهایت تشکر می‌کنم. ۳. در شش مورد هم من و هم آقای امیریان خطا کرده‌ایم. ۴. در مواردی هم آقای امیریان اعمال سلیقه کرده‌اند. بنده عمدتاً به مورد اول می‌پردازم و با ذکر چند نمونه نشان خواهم داد که ناقد عزیز ما انگلیسی را خوب بلد نیست و در این مقاله‌ی ۱۴ صفحه‌ای خود خطاهای فاحشی را مرتکب شده است که تنها به مواری از آن اشاره می‌کنم. ناقد محترم گفته‌اند که « امیدواریم این نقد توانسته باشد، به قدر ناچیزی تهور و بی‌باکی مترجمانی چون آقای حیدری را کاهش داده و پیش از ترجمه یک اثر، دانش خود را درباره موضوع کتاب بیازمایند.» من هم امیدوارم با این نقد کوتاه بتوانم به قدری ناچیزی تهور و بی‌باکی ناقدانی چون آقای امیری را کاهش داده و پیش از نقد یک اثر دانش زبانی خود را بیازمایند. ادامه مطلب “پاسخ به ناقدی پرخاشگر”

وقتی مترجم کیهان را بر ذهن نیگل آوار می‌کند!

وقتی مترجم کیهان را بر ذهن نیگل آوار می‌کند!

درباره تامس نیگل و کتاب او:

بدون شک تامس نیگل، فیلسوف بازنشسته دانشگاه نیویورک، یکی از مهمترین فیلسوفان تحلیلی سده ۲۰ و ۲۱ است. او در حوزه‌های متعددی نظیر فلسفه ذهن، فلسفه اخلاق و فلسفه سیاسی دارای کتابها و مقالات متعددی است. دست‌کم وی در حوزه فلسفه ذهن که تخصص ناچیز نگارنده در آن است، با انتشار مقاله «خفاش بودن چه جور چیزی است» (۱۹۷۴) توانست در دنیای علمی و عینی کنونی، جانی تازه در کالبد فلسفه ذهن بدمد و آگاهی (consciousness) را به عنوان یکی از مسائل مهم فلسفه تحلیلی و فلسفه ذهن معرفی نماید. رویکرد کلی وی در این حوزه از فلسفه، مخالفت با رویکرد «تحویل‌گرایی» (Reductionism) است که طبق آن همه‌ی امور غیرفیزیکی نظیر ویژگی‌های ذهنی، به ویژگی‌های فیزیکی تحویل می‌روند.

نیگل در اثر اخیر خود (با نام اختصاری «ذهن و کیهان») که از اتفاق کتابی است که ترجمه آن را در بوته نقد و بررسی قرار داده‌ایم، تلاش می‌کند با توجه به سه مقوله‌ی آگاهی، شناخت و ارزش، بار دیگر دربرابر هرگونه تفسیر طبیعت‌گرایانه از این امور بایستد و تفسیر مادی‌انگاری داروینیان از آن‌ها را انکار کند. بنابراین، کتاب مذکور را باید در ادامه سیر فکری نیگل بدانیم که در طول سالها فعالیت علمی خود همواره تلاش کرده با هرگونه رویکرد طبیعت‌گرایانه مرسوم از امور غیرفیزیکی مخالفت نماید. با این حساب می‌توان ترجمه این کتاب را پراهمیت قلمداد کرد و انتخاب آنرا توسط مترجم، انتخابی شایسته ارزیابی نمود.

ادامه مطلب “وقتی مترجم کیهان را بر ذهن نیگل آوار می‌کند!”

مقاله «چگونه فیلسوف شویم؟» نوشته‌ی برتراند راسل

مقاله «چگونه فیلسوف شویم؟» نوشته‌ی برتراند راسل

برتراند راسل در این رساله ویژگی های زندگیِ فیلسوفانه را واضح بیان میکند و تصویری روشن از فلسفی زیستن ارائه میدهد. راسل مخاطبش را ترغیب میکند که فیلسوف شود تا خوب زندگی کند.

« اگر میخواهید فیلسوف شوید، اولین چیزی که باید فهمید این است که بیشترِ مردم با اعتقاداتی زندگی میکنند که هیچگونه توجیهِ عقلانی ندارد و جهانِ اعتقاداتِ یک کس با دیگری احتمالاً ناسازگار باشد، چنانکه هر دو نمیتواند درست باشد. عمدتاً، عقایدِ مردم ساخته می­شود تا دلگرمشان کند. حقیقت نزدِ بیشترِ مردم عاملی فرعی است. …اما حقیقت بهتر است از کذب. شرم آور است که بخواهیم با دروغهای امیدبخش دلگرم شویم. …وانگهی، یک دلیل برای اینکه بخواهید فیلسوف [طالبِ حقیقت] باشید آن است که اعتقاداتِ خطا شما را قادر نمیکند که مقصودهایتان را عملی کنید. در قرونِ وسطا، هنگامی که نوعی بیماریِ اِپیدِمیک حادث میشد، مردم در کلیساها ازدحام میکردند تا دعا کنند و گمان میکردند که دیانتشان خدا را برآن میدارد که رحم کند؛ اما درواقع، انبوهِ مردم در ساختمانهای بدتهویه اوضاعِ مطلوب را برای شیوعِ بیماری فراهم میکرد. اگر بنا باشد که وسایلتان برای اهدافتان بسنده باشد، باید معرفت داشته باشید، نه خرافه یا تعصب. » (از متن رساله)

ادامه مطلب “مقاله «چگونه فیلسوف شویم؟» نوشته‌ی برتراند راسل”

حدیث نواندیشان دینی؛ کتابی برای سنجش روشنفکران دینی معاصر

حدیث نواندیشان دینی ؛ کتابی برای سنجش روشنفکران دینی معاصر

حمید زارعی: بحث از روشنفکری دینی گویا هیچ زمان در کشور ما فروکش نمی‌کند. زمانی این نحله‌ی فکری در اوج خود بود و آثار متفکران آن مورد توجه بسیار قرار می‌گرفت. در زمانی دیگر، نقدها و تخریبهای بسیاری به آن شد. اما هیچ زمانی توجه به این تفکر نادیده گرفته نشده است.
انتشارات کویر، کتابی را منتشر کرده و این بار از یک نسل پس از عبدالکریم سروش سخن به میان آورده است. اگر انتقادها به جریان روشنفکری دینی، معطوف به پروژه‌ی فکری سروش بود، این کتاب اینک گامی فراتر را نشان داده و افراد دیگری را در نحله‌ی روشنفکری دینی جای داده است. کتاب «حدیث نواندیشان دینی» با عنوان فرعی “یک نسل پس از عبدالکریم سروش” متکفل بحث از سه روشنفکری است که امروز در عرصه‌ی تفکر ایران به فعالیت می‌پردازند. این کتاب را سید هادی طباطبایی به رشته‌ی تحریر در آورده است. ادامه مطلب “حدیث نواندیشان دینی؛ کتابی برای سنجش روشنفکران دینی معاصر”

مروری بر اندیشه مارکس و برآوردی از آینده مارکسیسم

مروری بر اندیشه مارکس و برآوردی از آینده مارکسیسم

مروری بر اندیشه مارکس و برآوردی از آینده مارکسیسم

اسماعیل نوشاد[*]

۱) توصیف؛ مارکس به درستی دیالکتیک متافیزیکی هگل را از آسمان به زمین آورد. ایده های دیالکتیک هگل، نه زاده و درونبود «مطلق»، و نه بروز آنها مینوی و ایده آلیستی است، بل حاصل تنش و جدال طبقات اجتماعی است. دستگاه های ایدئولوژیک تاریخی نیز در همه عرصه ها ریشه در گسل هایی دارند که مابین این طبقات شکل گرفته و می گیرد. این آغازی بود بر پایان ایده آلیسم. هگل در مبحث خدایگان و بنده مطلب مهمی ارائه می دهد که ناخواسته ایده آلیسم را بر ملا می کند. بنده از ترس خشونت و مرگ، واسطه میلِ خدایگان و طبیعتِ سخت است. بخش زمخت و سخت طبیعت به مثابه امر فی نفسه به بنده واگذار می شود و بخش لغیره طبیعت از طریق کار بنده به میل و لذت خدایگان تعلق می گیرد. این خشونت بنیادین بنیاد تضاد غیرعقلانی طبقاتی و داستان همه تاریخ بشر است. نابرابری طبقاتی ناشی از یک خشونت و غلبه بنیادین، بخشی از مردم را اسباب لذت برخی دیگر می کند. ایده آلیسم همان گفتمان طبقه خدایگان جهت بهره کشی از طبقات فرودست و بازتولید این شرایط اجتماعی است. بنابراین واژگونگی ای که مارکس در روند دیالکتیک به وجود آورد، این گفتمان را در حوزه تئوریک برملا و باطل ساخت. ادامه مطلب “مروری بر اندیشه مارکس و برآوردی از آینده مارکسیسم”

تاثیر کار بر حیات اجتماعی

تاثیر کار بر حیات اجتماعی

 فَکَذَّبَ وَ عَصى‌ ، ثُمَّ أَدْبَرَ یَسْعى‌

پس تکذیب کرد و عصیان کرد

 سپس پشت کرد و به سعی و کوشش برخاست

(قرآن ،۷۹: ۲۲-۲۱)

چکیده:

طرح مسئله: انسانِ امروز بیش‌ از پیش در پی کسبِ منافع‌شخصی خویش است، به گونه‌ای که همبستگی در حیاتِ جمعی، با تهدید مواجه شده است. شخصی‌تر شدن زندگی، نمی‌تواند خود به خود و بدون علت به وجود آمده باشد. زیرا می‌دانیم انسان طبعا موجودی اجتماعی است و زندگی‌های اولیه به صورت جمعی و قبیله‌ای بوده است. یکی از علت‌های آن می‌تواند مورد توجه قرارگرفتن مفاهیمی چون فردیت و حقوق فردی در عصر مدرن باشد. اما به نظر نمی‌رسد تنها عاملِ فلسفیِ به وجود آوردنده‌ی فردیت بتواند به بازتولید فکرِ فردیت منجر شود. آن‌چیزی که هر روز در دل خود فردیت را بازتولید می‌کند تجسم فردیت در مفهوم کار کردن است.  امروزه اکثر انسان‌ها به کار کردن مشغول‌اند ، فعالیتی که برای ادامه‌ی حیات نوع انسان ضروری است. کار کردن از این جهت که بخش بزرگی از زمان و توان ما را در زندگی معطوف به خود می‌کند، می‌تواند بخشی از ذهنیت ما را در مواجه با معنایِ زندگی شکل دهد. حال اگر کار کردن در اقتصادسیاسی کلاسیک در تجسم بخشیدن به فردیت، پیگیری نفع‌شخصی تعریف شود، بعد از حدود دو قرن از این تعریف مسلط از کار، پیامدهای اجتماعی آن باید بررسی شود. ادامه مطلب “تاثیر کار بر حیات اجتماعی”

سیره حاکمان و فقر پذیری جامعه

سیره حاکمان و فقر پذیری جامعه

سیره حاکمان و فقر پذیری جامعه

نقدی بر نقد جناب آقای محمد مهدی مجاهدی بر سخنرانی سال ۷۲ استاد ملکیان۱

نویسنده: حامد فرنقی زاد

استاد مصطفی ملکیان در سال ۱۳۷۲ در سالگرد فوت مرحوم آیت الله خمینی سخنرانی ایراد کرده اند که بخشی از صوت آن جلسه که با بغض و گریه ایشان همراه است اخیرا در فضای مجازی، مجددا انتشار یافته است. پس از آنکه بخش کوتاهی از سخنرانی ایشان را در کلیپی صوتی در مورد شیوه حکمرانی حضرت علی (ع) شنیدم بر آن شدم تا اصل یکی از روایات مورد ارجاع ایشان را بیابم که گرچه مطلوب حاصل نشد اما به نقد جناب آقای مجاهدی بر این سخنرانی ایشان برخورد کردم که مرا بر آن داشت چند خطی در باب نقد ایشان بنویسم۲. ادامه مطلب “سیره حاکمان و فقر پذیری جامعه”

چرا انقلاب شد؟ ؛ تاریخی برای اندیشیدن

چرا انقلاب شد؟ ؛ تاریخی برای اندیشیدن

یک. مقدمه و مدل تحلیل

فرض این نوشته بر «مسیر متعارف توسعۀ یک جامعه» قرار گرفته است. مدل ساده ای از این مسیر در چهار دوره قابل توصیف است(Persson,2000&Tabellini):

دورۀ نخست(رشد[i]): برنامه های رشد اقتصادی در جهان توسعه نیافته  معمولاً  به دست دولت و تحت نظر آن کلید می خورد. نخبگان جدید تحصیلکرده نیز نوعا مجبورمی شوند از طریق دولت این برنامه ها را پیش ببرند.

دورۀ دوم( رونق و مطالبات): در اثنای رشد اقتصادی، شهرنشینی و تحصیلات افزایش می یابد. طبقات متوسط جدید به وجود می آید. رونق نسبی فرهنگی واجتماعی فراهم به هم می رسد. درنتیجه جامعۀ سیاسی و مدنی جان می گیرد و مطالبات سیاسی از دولت موضوعیت پیدا می کند.

دورۀ سوم( اختلافات و سپس دوگزینۀ قابل تصور): در این گونه جوامع که فرهنگ وساختارهای مدرن، هنوز تثبیت نشده اند، دولت میل به اقتداردارد. بنابراین دربرابر مطالبات سیاسی معمولا مقاومت می کند. خود مطالبات سیاسی نیز غالباً طبیعت تندی دارند. این سبب رویارویی میان دولت و مخالفانش می شود. در اینجا ممکن است دوگزینه پیش بیاید؛ ۱٫ دولت به اقتدارگرایی قابل انعطافی رضا بدهد و در میان مخالفان نیز ابتکار عمل عمدتا به دست گروه هایی بیفتد که اهل چانه زنی ومصالحه هستند. ۲٫دولت از خود زورگویی و تصلب نشان بدهد و سیاست حذف و سرکوب در پیش بگیرد. مخالفان نیز سماجت وتندی بکنند وسطح مطالبات را تاحد براندازی افزایش بدهند. ادامه مطلب “چرا انقلاب شد؟ ؛ تاریخی برای اندیشیدن”

بحث روزه

بحث روزه

اخیرا توضیحی از آقای ترکاشوند درباره حدود روزه در ماه رمضان در شبکه­‌های اجتماعی پخش شده است که با بررسی نویی درباره محتوای آیات روزه به این بحث پرداخته است. آنچه را که من از سخن ایشان برداشت کرده ام را در این قسمت ذکر می کنم و البته کمی دامنه بحث را گسترده تر کرده و پرسش­هایی را مطرح می کنم. ادامه مطلب “بحث روزه”