مقاله سید حسن اسلامی اردکانی با عنوان «شیخ بهایی و مسئله حق‌طلبی و گمراهی»

مقاله سید حسن اسلامی اردکانی با عنوان «شیخ بهایی و مسئله حق‌طلبی و گمراهی»

شیخ بهایی و مسئله حق‌طلبی و گمراهی[۱]

سید حسن اسلامی اردکانی

اشاره

شیخ عبدالله بن صالح بحرانی، شیخ بهایی را دارای معتقداتی ضعیف ‌شمرده و بر آن است که وی مدعی است اگر کسی در راه رسیدن به حق، به کژراهه افتد، معذور است. آن گاه اشکالاتی بر این سخن وارد می‌کند. این نوشته در پی آن است تا این سخن و اشکال وارد شده بر او را در بستر تاریخی خود بررسی نماید و قوت دیدگاه شیخ بهایی را نشان دهد. برای رسیدن به این هدف، نوشته حاضر در یک درآمد و پنج بخش سازمان یافته است. پس از طرح مدعای بحرانی درباره ضعف معتقدات شیخ بهایی، صحت آن بررسی شده و سپس سازگاری دیدگاه شیخ بهایی با موضع عالمان اصولی شیعی بیان شده است. آنگاه اشکال بحرانی و مشابهت آن با اشکال غزالی بررسی شده است. نویسنده در پایان پس از بررسی دفاع‌پذیری سخن شیخ بهایی، دو تفسیر حداقلی و حداکثری از سخن شیخ بهایی به دست می‌دهد که زمینه‌ای برای بحث بیشتر را در این باب فراهم می‌سازد.

ادامه مطلب “مقاله سید حسن اسلامی اردکانی با عنوان «شیخ بهایی و مسئله حق‌طلبی و گمراهی»”

نوشتار حسین حسینی با عنوان «امانوئل لویناس: فیلسوفِ دیگری»

نوشتار حسین حسینی با عنوان «امانوئل لویناس: فيلسوفِ ديگری»

تا دلِ هرزه‌گردِ من، رفت به چینِ زلفِ او

زان سفرِ درازِ خود، عزمِ وطن نمی‌کند

(حافظ)

یکی از دل‌مشغولی‌های بسیاری از فیلسوفان جدید بحث از «دیگری» و رابطه با او است. این دغدغه بیشتر میان فیلسوفان قاره‌ای مطرح است. شاید به دلیل اینکه آنها بیشتر از فیلسوفان تحلیلی از مباحث ملموس و متعارف سخن می‌گویند و کمتر درگیر بازی‌های آکادمیک و مباحث دانشگاهی هستند. در این نوشته‌هایی که می‌آید بحث از «دیگری» را نزد فیلسوفانی مانند لویناس، بوبر، دریدا و ماریون به کوتاهی بررسی می‌کنیم. ادامه مطلب “نوشتار حسین حسینی با عنوان «امانوئل لویناس: فیلسوفِ دیگری»”

رضا بابایی: اگر عمری باشد…

رضا بابایی: اگر عمری باشد...

اگر عمری باشد، پس از این هیچ فضیلتی را هم‌پایه مهربانی با آدمیزادگان نمی‌شمارم.

اگر عمری باشد، کمتر می‌گویم و می‌نویسم و بیشتر می‌شنوم و می‌خوانم.

اگر عمری باشد، پس از این خویش را بدهکار هستی و هستان می‌شمارم نه طلبکار.

اگر عمری باشد، پس از این در هیچ انتخاباتی شرکت نمی‌کنم که به تیغ نظارت استصوابی اخته شده است.

اگر عمری باشد، دیگر به هیچ سیاست‌مداری وکالت بلاعزل نمی‌دهم.

اگر عمری باشد، دیگر هیچ عدالت کوچکی را در هوس رسیدن به عدالت بزرگ‌تر قربانی نمی‌کنم. ادامه مطلب “رضا بابایی: اگر عمری باشد…”

از نسبت خدا با کرونا تا اختلاف در اختلاف؛ نوشتاری از یاسر میردامادی

از نسبت خدا با کرونا تا اختلاف در اختلاف؛ نوشتاری از یاسر میردامادی

ماجراهای دین و فلسفه (۴)؛

از نسبت خدا با کرونا تا اختلاف در اختلاف

نویسنده: یاسر میردامادی

در کنار زندگی شلوغ روزمرّه و به دور از چشم‌ِ همگان ماجراهایی در هزارتوی دین‌ و فلسفه در ایران و جهان رخ می‌دهد که شاید اثر مستقیم و سریعی بر زندگی‌مان نگذارند. وانگهی، ما که همه دین‌پژوه و فلسفه‌خوان نیستیم و حتی شاید از دور هم دستی بر آتش این امور نداشته باشیم. اما تجربه نشان داده که رخدادهای فکری ـــ به ظاهر ـــ بی سر و صدایِ دور و برمان می‌توانند در میان یا دراز مدّت اثر ماندگاری بر زیست جمعی‌مان‌ بگذارند.

 

در  صفحه ماهانه «ماجراهای دین و فلسفه» به رخدادهایی می‌پردازیم که گرچه اکنون در حال نواخته شدن در ایران یا جهان اند صدای‌شان شاید بعداً به گوش برسد. این رخدادها می‌تواند نشر کتاب، مقاله‌ یا مجلّه‌ای باشد، می‌تواند سخنرانی، مناظره، گفت‌وگو یا نزاعی فکری باشد یا پی‌جویی متفکّری، ره‌گیری گرایشی و یا روایت موجی مجازی باشد که حول موضوعی در دین یا فلسفه رخ داده است. 

ادامه مطلب “از نسبت خدا با کرونا تا اختلاف در اختلاف؛ نوشتاری از یاسر میردامادی”

یادداشت مرتضی مردیها با عنوان «احساس بطالت و کسالت»

یادداشت مرتضی مردیها با عنوان «احساس بطالت و کسالت»

در مورد این‌که قدیم‌ها چگونه بود و دنیای مدرن و معاصر با بشریت چه کرده است دروغ‌های بزرگ و بسیاری گفته شده است. کثرت گسترده‌ای از نخبگان حتی، به جد و به بداهت باور دارند که در قدیم مردمان آسوده‌خاطر، مهربان، خیرپیشه، غیرمادی، اهل اخلاق بودند، و با آمدن‌ جهان نو نه فقط مادی‌گرایی جانشین معنویت و بی‌بندوباری جایگزین اخلاق شد، بلکه انبوهی از امراض جسمی و روحی و فلاکت و فروپاشی هم عارض انسان نو شد و انبساط خاطر و امید و اعتماد را در دنباله‌های ابهام تاریخ دفن کرد.

سخن من این است که پیشینیان نه فقط از حیث معیشت، بهداشت، سلامت و امنیت اغلب دچار وضعیتی بسیار بدتر از انسان معاصر بودند، بلکه از منظر فرهنگ و اخلاقیات و انسانیت هم بسیار پایین‌تر بودند. در اینجا در پی شرح و استدلال برای این موضوع نیستم. علاقه‌مندان می‌توانند صفت آن را در دیگر نوشته‌هایم از جمله فصل نخست کتاب “فلسفه‌های روانگردان” با عنوان “در غم غربت قدیم” بیابند و بخوانند. آنچه در اینجا می‌خواهم مطرح کنم، از قضا یکی از معضلات و مشکلات دنیای مدرن است، که در انبوه سخن‌فرسایی‌های لشکر مدرن‌ستیزان ردی از آن ندیده‌ام. ادامه مطلب “یادداشت مرتضی مردیها با عنوان «احساس بطالت و کسالت»”

ساخت برنامه تصویری گفتگو محور فرهنگی و درخواست مشارکت از مردم

ساخت برنامه تصویری گفتگو محور فرهنگی و درخواست مشارکت از مردم

صدانت به پشتوانه هشت سال فعالیت مستقل فرهنگی، در پی تولید برنامه‌ای تصویری است که در قالب میزگرد و با حضور کارشناسان و نظریه‌پردازان معتبر، مسائل مرتبط با علوم انسانی و مشکلات فرهنگی جامعه ایران را به بحث و گفت‌وگو بگذارد. این برنامه در راستای اهدافی است که ما در سال‌های گذشته به پشتوانه و دلگرمی شما همراهان گرامی دنبالشان کردیم.

این برنامه در بستری رایگان در دسترس قرار خواهد گرفت و تماشای آن برای مخاطب هزینه‌ای را به همراه ندارد. از این جهت گردش تولید آن وابسته به تأمین مالی برنامه است و ما چشم به مهربانی و پشتیبانی اعضای محترم صدانت داریم. ادامه مطلب “ساخت برنامه تصویری گفتگو محور فرهنگی و درخواست مشارکت از مردم”

«گفتمان انصاف در فوتبال و سیاست: مطالعه موردی برنامه نود»؛ مقاله‌ای مشترک از حسین دباغ و اندرو ادگار

Hossein Dabbagh & Andrew Edgar: «Talking about ‘Fairness’ in Football and Politics: The Case of Navad»

این مقاله مفهوم «انصاف» را در دو عرصه ورزش (فوتبال) و سیاست بررسی می کند. نویسندگان کوشش می کنند تا نشان دهند فوتبال می تواند فضا را برای انصاف ورزی در جامعه گسترش دهد. همچنین فوتبال می تواند با تزریق گفتمان «انصاف» سیاست حاکم بر جامعه را نسبت به اخلاق حساس تر کند. نویسندگان برای پیشبرد استدلال خود متوسل به نمونه برنامه جنجالی نود در ایران شده اند تا مدعای خود را تثبیت کنند. برنامه نود نشان می دهد می توان گفتمان «انصاف» و بحث اخلاقی حول آن را از طریق فوتبال در جامعه تزریق کرد. استدلال فلسفی موجود در مقاله یک استدلال ویتگنشتاینی است، به این معنا که ورزش را به مثابه یک نحوه زیست تلقی می کند که از طریق آن برای کاربران و کنشگران ورزش فضایی ایجاد می کند تا زبانی مختص آن را خلق کنند.

Abstract:

We argue that sport in general, and association football in particular, are activities that invite spectators and players alike to talk about them. Using a Wittgensteinian approach, we argued more precisely that football, like any sport, may be understood as a form of life, and as such that it enables speakers to talk about it in quite specific ways, not least in the manner in which normative terms, such as fairness and bias, are used. Football thereby creates a metaphorical space, we suggest, in which there is a freedom to explore and play with language, and in particular normative language, even if that language-use is repressed in the wider political society. Using the example of the Iranian television programme Navad as a case study, we explore the ways in which talk about fairness in the context of football can develop and sustain a competence in the use of political and moral language-use even when that competence is under-threat elsewhere.

ادامه مطلب “«گفتمان انصاف در فوتبال و سیاست: مطالعه موردی برنامه نود»؛ مقاله‌ای مشترک از حسین دباغ و اندرو ادگار”

درس‌گفتارهای نوروزی «عرفان، معنای زندگی، اقتصاد و جامعه‌شناسی» خیریه غدیر

سلسله درس‌گفتارهای نوروزی «عرفان، معنای زندگی، اقتصاد و جامعه‌شناسی» خیریه غدیر

سلام به دوستان، همراهان و همیاران عزیز. دوباره سال نو را تبریک می‌گوییم. سالی که اگر چه دستانمان بهم نرسید تا به گرمی بفشاریمش، ولی دل‌هایمان از هم دور نشد. در این روزگاری که همه مجبور به خانه نشینی هستیم، غدیر رسالت فرهنگی و اجتماعی خود را فراموش نکرد و حتی ویروسی کوچک با تبعاتی‌ بزرگ به نام کرونا هم نتوانست قطار در حال حرکت غدیر را متوقف کند، ولو مدتی کوتاه. در این روزها که به حکم عقلانیت و منطق از دیدار یکدیگر محرومیم و امکان حضور در کنار هم فراهم نیست، از نعمت فضای مجازی بهره می‌گیریم تا در کنارهم باشیم و با هم بر داشته‌های علمی و معرفتی خود بیافزاییم. ادامه مطلب “درس‌گفتارهای نوروزی «عرفان، معنای زندگی، اقتصاد و جامعه‌شناسی» خیریه غدیر”

«کرونا، طاعون و رنسانس جدید»؛ نوشتاری به سبک ترجمه آزاد از محمد سوری

«کرونا، طاعون و رنسانس جدید»؛ نوشتاری به سبک ترجمه آزادی از محمد سوری

خبر پخش ویروس کرونا در ووهان چین، اولین بار اوایل زمستان که پخش شد، خود من و خیلی از دوستانم به شروع زامبی آپوکالیپس تشبیهش کردیم. نسل ما که با زامبی‌ها در ادبیات و گیم و سینما بزرگ شده همیشه جایی پس ذهنش هراس و شیفتگی توامان خاصی نسبت به پندمیک‌ها و بیماری‌های ویروسی دارد. ولی واقعیت امر این است که ترس از بیماری‌های واگیردار به قدمت تمدن بشری است و جایی در حافظه‌ی بین‌الاذهانی ما ثبت شده است. در نوشته زیر که تلفیقی از مقاله‌ای از سایت Unherd و افزودنی‌های مترجم است، به سراغ تأثیراتی که طاعون سیاه بر اروپای قرون وسطی گذاشت رفته‌ایم و این اثرات را با کرونا و تأثیراتش بر لحظه‌ی حال خودمان قیاس کرده‌ایم. ادامه مطلب “«کرونا، طاعون و رنسانس جدید»؛ نوشتاری به سبک ترجمه آزاد از محمد سوری”

نوشتار حسین دباغ با عنوان «ازدواج و فرزندآوری؛ روایی یا ناروایی اخلاقی؟»

نوشتار حسین دباغ با عنوان «ازدواج و فرزندآوری؛ روایی یا ناروایی اخلاقی؟»

مسیحیان را شاید بتوان اولین حامیان صریح ترک ازدواج دانست. با اینکه قبل از آنان کسانی بودند که با تکیه زدن بر زهد و ترک دنیا از ازدواج و امر فرزندآوری سرپیچی می کردند، «رهبانیت» به شکل نظام مند چنین فرآیندی را به پیش برد. امروزیان اما دلایل دیگری برای کناره گرفتن از ازدواج و فرزندآوری عنوان می کنند. ایشان با استناد به بحث های اخلاقی می کوشند تا استدلال کنند ازدواج و فرزندآوری اخلاقاً نارواست. به عنوان نمونه، متفکر ارجمند و استاد محترم جناب آقای ملکیان (از این پس ملکیان) اخیراً در گفتگویی، در فضای مجازی، «ازدواج» و «فرزندآوری» را در «ترازوی اخلاق» نهاده اند[۱]، بدون پروا و «تحاشی»، مقدمات هنجاری ای را پیش نهاده و دست آخر حکم به ناروایی اخلاقیِ آن دو داده اند:

“…ازدواج و فرزندآوری را خلاف اخلاق می دانم. بارها گفته ام و از این سخن تحاشی ندارم. منتها می دانم که نه تنها من، بلکه اگر بزرگترین متفکران جهان هم همین مطلب را بگویند باز وضع به همین منوال ادامه پیدا خواهد کرد. همه ی آدمیان، اخلاقی نیستند که وقتی یک منظر اخلاقی برایشان روشن شد به مقتضایش عمل کنند… [بلکه وقتی ممکن می شود] که عشق در قالَب ازدواج نباشد. من معتقدم زندگی اصیل خیلی زندگی مهمتری است. من توصیه ی اخلاقی می کنم که این دست زندگی ها فسخ شود. نهاد ازدواج یک نهاد غیراخلاقی است ونباید واردش شد اگر واردش شدید و به این تعارضات اخلاقی برخوردید باید فسخ کنید… در علوم انسانی باید ببینیم که در اعمِّ اغلب موارد چگونه است ونمی توان به معدود ازدواج های متفاوتی که فاقد این تعارضات است اعتنا کرد. النادر کالمعدوم.” ادامه مطلب “نوشتار حسین دباغ با عنوان «ازدواج و فرزندآوری؛ روایی یا ناروایی اخلاقی؟»”