نشست «سرقت علمی: تلقی مدرن و سنتی» با حضور آرش اباذری و محسن زمانی

نشست «سرقت علمی: تلقی مدرن و سنتی» با حضور آرش اباذری و محسن زمانی

نشست «سرقت علمی: تلقی مدرن و سنتی»، ۳۰اردیبهشت۱۳۹۸، با سخنرانی دکتر آرش اباذری و دکتر محسن زمانی برگزار شد.
انجمن‌علمی فلسفه‌علم دانشگاه شریف، میزبان شرکت‌کنندگان بود.

ادامه مطلب “نشست «سرقت علمی: تلقی مدرن و سنتی» با حضور آرش اباذری و محسن زمانی”

درس‌گفتارهای تبارشناسیِ «ایده» از محمد مهدی اردبیلی

درس‌گفتارهای تبارشناسیِ «ایده» از محمد مهدی اردبیلی

بررسی تبارشناختیِ یک مفهوم در طول تاریخ اندیشه، نه تنها به روشن‌سازی مفهوم مورد نظر می‌انجامد، بلکه همچنین می‌توان به پشتوانه‌ی آن قرائتی از کل تاریخ، که همانا تجلیِ خود حقیقت است، به دست داد. مفهوم «ایده» بی‌شک یکی از این مفاهیم کلیدی است که ردیابی سیر تکوین آن از ابتدا تاکنون، می‌تواند بصیرت‌های نابی را در بطن تاریخ فلسفه ردیابی کرده و روشن سازد. ادامه مطلب “درس‌گفتارهای تبارشناسیِ «ایده» از محمد مهدی اردبیلی”

مقصود فراستخواه در گفتگو با مهر: بحث خلقیات ایرانی پایه علمی ندارد

مقصود فراستخواه در گفتگو با مهر: بحث خلقیات ایرانی پایه علمی ندارد

شاید برای همه ما در موقعیت‌های مختلف اجتماعی بسیار پیش آمده که نوک پیکان مشکلاتمان را به سمت ایرانی بودنمان گرفته‌ایم. به راستی از کی ما ایرانی‌ها، ایرانی شدیم و از چه زمانی علل رفتارهای اشتباه اجتماعی خود را به ایرانی بودنمان نسبت دادیم؟ آیا خلقیات ما ایرانیان ضعف‌هایی دارد؟ در پاسخ به این سوال‌ها ۹۶ درصد از جامعه آماری متشکل از اعضای هیئت علمی و گروهی از نخبه‌های کشور پاسخ مثبت داده‌اند. آن‌ها مشکل را در ضعف فرهنگ کار جمعی، انتقادپذیری، رودربایستی، عدم شفافیت، خودمحوری، غلبه احساسات بر خردورزی، رواج دروغ و رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی برشمرده‌اند. آن‌ها عوامل معرفتی، کاهش سرمایه‌های اجتماعی، ساختار دولت، مناسبات دین و دولت، نوع آموزه‌های دینی، پرحادثه‌بودن تاریخ، مناسبات تولید و ساختار اقتصادی و کشمکش نخبگان را بر خلقیات ایرانی مؤثر دانسته‌اند و برای حل این مشکل آموزش مداوم، برنامه‌های توسعه فرهنگی و اجتماعی، وضع قوانین خوب، تقویت اجتماعات محلی و نهادهای عمومی، ایجاد رفاه و فقرزدایی، توسعه سیاسی و اصلاح نهاد دولت را پیشنهاد داده‌اند. ادامه مطلب “مقصود فراستخواه در گفتگو با مهر: بحث خلقیات ایرانی پایه علمی ندارد”

دین خادم، نهادگرایی و همکاری اجتماعی در اندیشه و عمل امام موسی صدر و مهندس بازرگان

دین خادم، نهادگرایی و همکاری اجتماعی در اندیشه و عمل امام موسی صدر و مهندس بازرگان

در مقاله پیشین مدلی برای الاهیات رهایی­بخش تعاونی ارائه شد و گفته شد که این الاهیات دارای جهان­بینی و سلوک معنوی (توحید و عرفان) انسان‌گرا می‌باشد. اما این رویکرد انسان‌گرایانه در صورتی اتفاق میفتد که نگاهی انسان‌گرایانه به دین داشته و دین را نه مخدوم که خادم انسان بدانیم. در این مقاله به آموزه‌های امام موسی صدر و مهندس بازرگان در این زمینه و همچنین درباره همیاری و همکاری اجتماعی و اهمیت نهادگرایی در بینش، روش و منش ایشان خواهیم پرداخت. ادامه مطلب “دین خادم، نهادگرایی و همکاری اجتماعی در اندیشه و عمل امام موسی صدر و مهندس بازرگان”

گزارشی از سخنرانی مصطفی ملکیان در شب بخارا، ویژه نیکوس کازانتزاکیس

گزارشی از سخنرانی مصطفی ملکیان در شب بخارا، ويژه نيكوس كازانتزاكيس

کازانتزاکیس از معنویان جهان

سخنرانی مصطفی ملکیان تحت عنوان «ذهنی روشن و قلبی گرم» به مرور کتاب خاطرات همسر دوم نیکوس کازانتزاکیس، هلن، از همسرش نیکوس، اختصاص داشت. وی در ابتدا گفت: حسن عمده این کتاب آن است که به یک معنا زندگینامه خودنوشت است، زیرا از کنار نهاده شدن نامه‌های نیکوس کازانتزاکیس فراهم آمده و مستند است و جز در فواصل نامه‌ها، توضیح چندانی وجود ندارد و سرنوشت او را از ورای نامه‌هایی که نوشته، گرد هم آورده است.

ملکیان یگانه راه درست رویارویی با یکی از فرزانگان یا فیلسوفان یا عارفان یا الهی‌دانان یا عالمان را یافتن و سپس جذب نقاط و نکات مثبت در زندگی و اندیشه‌های ایشان خواند و گفت: در هر مواجهه دیگری با این بزرگان نه عقلانیتی هست، نه اخلاقیتی. به این اعتبار کوشیدم نکات مثبت زندگی کازانتزاکیس را بیابم، تا در صورت پذیرش این نکات، آنها را جذب زندگی خودمان کنیم.

البته در این کتاب از اندیشه‌های او- که در سایر آثارش هست- خبری نیست و صرفا گزارش‌هایی از زندگی او می‌بینیم. من از این کتاب قطور و آموزنده ۴۳ نکته مثبت از زندگی کازانتزاکیس استخراج کرده‌ام. به گمان من کازانتزاکیس یکی از معنویان قرن بیستم است. خود او هم در نامه‌ای که به اندیشمندان انگلیس احتمالا در سال ۱۹۴۶ نوشت، آنها را به گرد هم آوردن معنویت و عقلانیت فراخواند.

ادامه مطلب “گزارشی از سخنرانی مصطفی ملکیان در شب بخارا، ویژه نیکوس کازانتزاکیس”

علی سرزعیم؛ تفاوت نگاه مهندسی و حسابداری با نگاه علوم اجتماعی و اقتصاد

علی سرزعیم؛ تفاوت نگاه مهندسی و حسابداری با نگاه علوم اجتماعی و اقتصاد

ما

شاید یکی از تاثیرگذارترین مقالاتی که در عمرم خوانده ام مقاله ای است که توسط جان فارستر چند دهه قبل به سال ۱۹۷۱با عنوان «رفتارهای خلاف شهود سیستم های اجتماعی» نوشته شده است. در این مقاله نویسنده می گوید که پدیده های اجتماعی رفتارهایی دارند که با شهود عادی قابل فهم و پیش بینی نیستند زیرا فهم متعارف ما درک خطی و مکانیکی از پدیده ها دارد در حالیکه در اغلب سیستم های اجتماعی سازوکار بازخورد وجود دارد و همین امر یک سیستم را غیرخطی می کند. دقیقا به همین دلیل فهم و تحلیل و پیش بینی پدیده های اجتماعی امری است که نیاز به آموزش و ممارست دارد و نمی توان به شهود فردی اتکا نمود. شاید بتوان ویژگی نگاه مهندسی و خصوصا حسابداری را ایستا دیدن و تحلیل کردن مسائل عنوان کرد ولی ویژگی نگاه علوم اجتماعی و اقتصاد تحلیل پویا و دینامیک است. در علوم اجتماعی و خصوصا اقتصاد افراد می آموزند که مسائل را بیش از اینکه به شکل یک مسئله بهینه سازی خطی ببینند به شکل انتخاب استراتژی در درون یک بازی چندجانبه تحلیل کنند که هر حرکت واکنش دیگران را  به همراه خواهد داشت و از تجمیع رفتارها و اقدامات است که برآیند نهایی مشخص می شود. برای اینکه این مدعا مشخص تر شود چند مثال عرضه می کنم. ادامه مطلب “علی سرزعیم؛ تفاوت نگاه مهندسی و حسابداری با نگاه علوم اجتماعی و اقتصاد”

درس‌گفتارهای نظریه‌های جامعه‌شناسی از حسین کچوئیان

درس‌گفتارهای نظریه‌های جامعه‌شناسی از حسین کچوئیان

نظریه‌های جامعه‌شناسی چهارچوب‌های نظری پیشنهادی جامعه‌شناسان برای توضیح و تحلیل فعالیت‌ها، فرایندها و ساختارهای اجتماعی است. در دوره‌ی درسی پیش‌رو ابتدا بحث کلی در باب موضوع بحث می‌آید، این که نظریه چیست؛ نظریه‌ی جامعه شناسی چیست؟ و دست آخرجامعه شناسی چیست؟ بحث دیگر راجع به رویکرد تاریخی و مطالعاتی اتخاذ‌شده‌ی ناظر به نظریه‌های جامعه‌شناسی است. در ادامه هم بحثی در باب دوره‌ی تاریخی یا نوع نگاه سنت و پس از آن نوع نگاه تجدد به این مقولات گشوده می‌شود. ادامه مطلب “درس‌گفتارهای نظریه‌های جامعه‌شناسی از حسین کچوئیان”

الهیات رهایی‌بخش ِتعاونی؛ طرح یک الاهیات دوبُنیِ انسان‌گرا

الهیات رهایی‌بخش ِتعاونی؛ طرح یک الاهیات دوبُنیِ انسان‌گرا

در فصل نخست و در مجموعه نوشتار “توحید اجتماعی-سیاسی“، به جهان‌بینی توحیدی دوبعدی (توحید ذهنی-فلسفی در جهان شخصی و توحید اجتماعی-سیاسی در جهان پیرامونی) و در فصل دوم و مجموعه نوشتار “عرفان اجتماعی” به سلوک معنوی دوبعدی (سلوک فردی در جهان شخصی و عرفان اجتماعی در جهان پیرامونی) مبتنی بر آن جهان‌بینی پرداخته شد. در ادامه گفته شد که این جهان‌بینی و طریقت مبتنی بر آن نیاز به یک چارچوب الاهیاتی مخصوص به خود نیز دارد که می‌توان این الهیات را، الهیات رهایی‌بخش تعاونی خواند که علاوه بر آموزه‌های عرفانی و رهایی‌بخش شریعتی و اقبال، مبتنی بر آموزه‌های اجتماع‌محور و نهادمحور مهندس بازرگان، امام موسی صدر و آیت‌الله طالقانی نیز می‌باشد. در فصل اول از یک توحید دوبُنی و در فصل دوم از یک عرفان دوبُنی سخن گفته شد و در این فصل و در مجموعه نوشتار الاهیات رهایی‌بخش تعاونی به یک الهیات دوبُنی پرداخته خواهد شد. دوبُنی اینجا به معنای پرداخت متوازن به دو جهان شخصی و جهان پیرامونی در دینداری و آموزه‌های دومحوری دین است. در این مقاله مدلی برای الاهیات رهایی‌بخش تعاونی ارائه خواهد شد، الاهیاتی که چنانچه در مجموعه مقالات پیشین گفته شد جهان‌بینی آن مبتنی بر توحید تک‌ساحتی و سلوک معنوی آن نیز بر اساس سلوک تک‌ساحتی نیست. ادامه مطلب “الهیات رهایی‌بخش ِتعاونی؛ طرح یک الاهیات دوبُنیِ انسان‌گرا”

مولانا و عقلانیت

مولانا و عقلانیت

 از عدم چون عقل زیبا رو گشاد          خلعتش داد و هزاران نام داد   (د. چهارم/۲۱۸۰)

 

آیا مولوی عاشقی عقل‌گریز است که جز شور و عشق و عاطفه در انبان سخن وی نمی‌توان یافت؟ یا عارفی خردستیز که بی‌دلیل سخن می‌گوید و انتظار قبول بی‌دلیل دارد؟ اگر چنین نیست چرا “پای استدلالیان را چوبین” دانسته و “اهل جنت را ابلهان” دانسته است؟ اساسا دیدگاه مولوی درباره عقل چیست؟ آیا حکمت و عرفان او با عقل و استدلال سازگار است؟ در خطوطی که پیش رو دارید در حد توان به این پرسش‌های جذاب و بحث‌انگیز خواهیم پرداخت.

پیش‌گفتار

گذشته از معضل دردناکی به اسم ضعف و انحطاط علمی‌ و فکری، که شوربختانه جوامعی چون ما قرن‌هاست عملاً به آن دچارند، کسانی هم هستند که قولاً و نظراً به کوفتن خرد و تحقیر عقلانیت می‌پردازند. گروهی از این اشخاص، آدم‌ها را به عقل‌گریزی و فرو نهادن تفکر و اندیشه توصیه می‌کنند و در عوض، زیستن در عالم سُستی و بی فکری و دم غنیمتی را ترویج می‌نمایند. عده دیگری هم برآنند که به منزل رسانیدن کاروان سعادت و تعالی انسان، نه در صلاحیت ساربان عقل است و نه در توان قوه عقلانیت، بلکه برای این مقصود می‌بایست طریق دیگری را که آنها آن را “فراتر از عقل” و “برتر از علم” می‌خوانند برگرفت. این دسته از مدعیان معنویت، انسان‌ها را به پناه بردن به عوالم مجهول و روش‌های مبهم و راه‌های ناشناختنی ترغیب می‌کنند و از مجهول بودن راه، چنین نتیجه می‌گیرند که “اینجا وادی معناست و این، مقام عشق و عرفان است و در این راه، مرکب علم و خرد را اجازه پای نهادن نیست”.

اما این، همه شرح ماجرا نیست، آن چه آب را گل آلودتر می‌کند آن است که چنان کسانی چنین روشی را به نام آموزگاران “عرفان” و “عشق” و “معنویت” ترویج و توجیه می‌کنند و برای اثبات مدعای خود از سخنان مشاهیر عرفان و ادب شاهد می‌آورند… این نوشتار بر آن است تا صحت یا سقم چنین مدعایی را در مورد یکی از مهم‌ترین چهره‌های ادب و عرفان به نام جلال الدین محمد بلخی تحقیق کند. به گفته دیگر، در این مقاله برآنیم تا با کنکاشی دقیق و مستند و بر اساس متن سخن خود مولوی تحقیق کنیم که آیا او با علم و عقلانیت سر ناسازگاری دارد و آیا به خردگریزی و عقل ستیزی توصیه می‌کند؟ برای این منظور به جستجو در مهم‌ترین اثر حکمی ‌و آموزشی مولوی “مثنوی معنوی” می‌پردازیم و مفهوم عقل و خرد را در متن آن می‌کاویم و شواهد موجود را در ترازوی سنجش می‌نشانیم تا در حد توان به تصویری شفاف و مطمئن، از نگاه مولوی به پدیده عقل دست یابیم. ادامه مطلب “مولانا و عقلانیت”

بررسی و نقد الاهیات دکتر عبدالکریم سروش

بررسی و نقد الاهیات دکتر عبدالکریم سروش

ابوالقاسم فنائی استادیار دانشکده فلسفه دانشگاه مفید در نشست «بررسی و نقد الاهیات دکتر عبدالکریم سروش» در دانشگاه مفید قم، به ارائه و نقد آرای الاهیاتی عبدالکریم سروش پرداخت.

فنائی در ابتدای ارائه خود گفت: “در خوانش دین شناسانه سروش نقش عوامل ماوراء الطبیعی به حداقل ممکن رسیده و نقش عوامل طبیعی بسیار گسترده است. از این رو دقیق ترین عنوان برای پروژه اصلاح گرایانه او «طبیعی کردن الهیات» است. البته از تعبیرهای مشابهی چون دنیایی کردن، سکولار کردن، علمی کردن یا انسانی کردن دین هم می شود استفاده کرد.

اگر این پروژه طبیعی کردن را در یک طیف در نظر بگیریم، الهیات سروش در نزدیکترین نقطه به سویه حداکثری قرار می گیرد. به این معنا که درجات بالاتری از طبیعی کردن وجود دارد که آشکارا عین خداناباوری است و الهیات سروش دیوار به دیوار آن است. تنها عنصری که در الهیات او هنوز به طور کامل طبیعی نشده وجود خدای خالق است. اما طبق توضیحاتی که خواهد آمد با تکیه بر روندی که سروش به سود طبیعی کردن الهیات می آورد، می توان گام آخر را برداشت و دین را به طور کامل طبیعی کرد. این کلیت داعیه ای است که من دارم و نقدم مبتنی بر آن است…”

در بخش بعدی این نشست، میرسعید موسوی کریمی دانشیار دانشکده فلسفه مفید و وحید سهرابی‌فر استاد دانشگاه ادیان مذاهب به عنوان ناقد، به نقد ارائه ابوالقاسم فنائی پرداختند. ادامه مطلب “بررسی و نقد الاهیات دکتر عبدالکریم سروش”