گفتگوی دوماهنامه‌ی مروارید با محمدمهدی اردبیلی با عنوان «در دفاع از نقدِ درون‌زا»

گفتگوی دوماهنامه‌ی مروارید با محمدمهدی اردبیلی تحت عنوان «در دفاع از نقدِ درون‌زا»

نقد از همان ابتدا دچار نوعی پارادوکس است. از یک سو، در فرایند نقد، منتقد بناست موضع و رویکرد خود را مطرح کند و نقد با اغراض و دغدغه‌های او پیوند خورده است، اما از سوی دیگر، اگر منتقد برای نقدِ یک موضوع از مبانی خویش آغاز کند، نقدش نسبت به موضوع، همواره بیرونی و در نتیجه، ناموثر باقی خواهد ماند. خطایی که عمدتاً رخ می‌دهد این است که گویی منتقد، نقد را نه خطاب به باورمندان به موضوع نقد، بلکه خطاب به تماشاچیانی بیرون از آن مطرح می‌کند. به بیان دیگر، این منتقد (که می‌توان او را جدلی نامید) می‌کوشد تا در فرایند نقد، بیش از اقناع طرف مقابل، همفکران خودش را راضی نگاه دارد. از همین رو چنین منتقدی، نقد را از منظر خویش و با تکیه بر جهان‌بینی خویش و پیش‌انگاشت‌های نظری خویش می‌آغازد. این امر اما خودِ نقد را بی‌اثر می‌سازد. نقد باید به جای تسویۀ حساب یا حملۀ از بیرون، به مواضع دشمن، تناقضات درونی موضوع مورد نقد را برملا کند. در این معنا نقد باید از درون عمل کند. ادامه مطلب “گفتگوی دوماهنامه‌ی مروارید با محمدمهدی اردبیلی با عنوان «در دفاع از نقدِ درون‌زا»”

الهیات دوبُنی برای اسلام مدنی: پیشنهادی برای پروژه اجتماعی نواندیشی دینی‎

الهیات دوبُنی برای اسلام مدنی: پیشنهادی برای پروژه اجتماعی نواندیشی دینی‎

در طول تاریخ دو نوع مستحیل شدن و نفی اراده برای نوع انسان وجود داشته است؛ مستحیل شدن کهنه و نو. مستحیل شدن کهنه در دینداری سنتی به صورت مستحیل شدن در خدا و خدایان و همچنین ذوب شدن در مراد و مرشد، ولی و مولا، کاهن و مرجع و مانند آنها و در سیاست نیز این محو اراده با ذوب شدن در شاه و فرعون، خاقان و خلیفه و.. صورت می‌پذیرفت . مستحیل شدن نو، مستحیل شدن و ذوب شدن در سازمان، شاه، رهبری، پلیت‌برو، پیشوا و نفر اول در هر ایدئولوژی است، مسخ ایدئولوژی‌ها شدن است. این ایدئولوژی مدرن می‌تواند نازیسم و فاشیسم، کمونیسم و مارکسیسم، کاپیتالیسم و نئولیبرالیسم یا اسلامیسم و فاندامنتالیسم باشد. ادامه مطلب “الهیات دوبُنی برای اسلام مدنی: پیشنهادی برای پروژه اجتماعی نواندیشی دینی‎”

گذار به «پارادایمِ سوم»؟ آینده‌ی علم و خداگرایی

گذار به «پارادایمِ سوم»؟ آینده‌ی علم و خداگرایی

در این سخنرانی که برای دانشجویان ایرانی دانشگاه تورنتو (بهمن ماه ۱۳۹۷) برگزار شده، دکتر روزبه توسرکانی به دو پارادایم (الگوواره‌ی) پیش و پس از گالیله نگاهی گذرا داشته و علم تجربی جدید (science) را واجد اراده‌ی معطوف به پیش‌بینی پدیده‌های طبیعی بر اساس محاسبه‌ی ریاضی می‌دانند. در حالی که این اراده در افزایش مشاهدات طبیعی و دقّت محاسبات بسیار موفّق عمل کرده و با تولید فن‌آوری و تسلّط بر محیط همراه هست، چنین چارچوب فکری بر خلاف آن‌چه معمولاً ادّعا می‌شود دغدغه‌ی تبیین (explanation) به معنای فهم چرایی پدیده‌های طبیعی را نداشته و اساساً به گونه‌ای طرح‌ریزی نشده تا در جهت پاسخگویی به پرسش‌های فلسفی بشر درباره‌ی هستی حرکت کند؛ چیزی که science را از «فلسفه‌ی طبیعی» یا natural philosophy آن‌گونه که از یونان باستان و به ویژه دوران ارسطو تا قرون شانزدهم و هفدهم میلادی ادامه داشت متمایز می‌سازد. ادامه مطلب “گذار به «پارادایمِ سوم»؟ آینده‌ی علم و خداگرایی”

گفت‌وگوی مصطفی ملکیان با «اعتمادآنلاین»

گفت‌وگوی مصطفی ملکیان با «اعتمادآنلاین»

«چرا هیچ اجماعی درباره چیستی و کجایی و هستی ایران موجود نیست؟ چرا یکپارچگی و همبستگی جای خود را به چنددستگی و گسستگی داده است؟ چرا وقتی تیم ملی فوتبال ایران برنده از زمین بیرون می‌آید همه شعار ایران ایران سر می‌دهند اما هیچ ایران ایرانی در ساحات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی وجود ندارد؟ چرا فلسفه حیات حکومت و حاکمان با فلسفه حیات جامعه متفاوت است؟ روشنفکران در این میان و میانه چه نقشی دارند؟ بزرگ‌ترین ثروت ملت و نظام سیاسی، انباشت نظام معرفتی و آموزه‌های تمدنی است یا برد موشک‌ها و وسعت اقتصاد و قدرت دیپلماسی؟ و شاید جدی‌ترین پرسش: بزرگ‌ترین مصیبت ایرانِ امروز چیست؟»

ادامه مطلب “گفت‌وگوی مصطفی ملکیان با «اعتمادآنلاین»”

نوشتار مجید زمانی با عنوان «تلقیاتِ پدیداریِ دو سوژه یِ معرفتی: حیدری-وکیلی»

نوشتار مجید زمانی با عنوان «تلقیاتِ پدیداریِ دو سوژه یِ معرفتی: حیدری-وکیلی»

یاسر میردامادی: جناب حجّت الاسلام مجید زمانی، پژوهشگر فلسفه و دانش‌آموخته‌ی درس خارج فقهِ آیت‌الله سیّد کمال حیدری، در این نوشته به دفاع از نظریه‌ی استادش موسوم به «نظریه جواز تعبّد به جمیع ادیان و مذاهب» می‌پردازد. او برای دفاع از نظریه‌ی آیت‌الله سیّد کمال حیدری پرسش‌های بنیادین معرفت‌شناختی‌ای پیش روی منتقدان این نظریّه می‌افکند. این پرسش‌های معرفت‌شناختی، صرف نظر از بحث خاصّ مجید زمانی در این نوشته، به طور کلّ نیز واجد ارزش اند. نکته‌ی مهمّ در فهم نظریه‌ی «جواز تعبّد» آن است که این نظریه نمی‌گوید که «هر کس در هر باوری که دارد موجّه است». چنین رأیی آشکارا نسبی‌انگارانه است و گرچه طرفدارانی در گذشته و حال (از یونان باستان تا کنون) در میان فیلسوفان داشته و دارد اما نظریه‌ی «جواز تعبّد» نظریّه‌ای نسبی‌انگارانه نیست. نظریّه‌ی «جواز تعبّد» هم‌چنین سر از «کثرت‌انگاری صدق» در نمی‌آورد، زیرا نمی‌گوید که همه‌ی ادیان و مذاهب به یکسان (و یا اصلاً) صادق اند. لبّ لباب نظریّه‌ی «جواز تعبدّ» امّا آن است که گرچه شاید در مقام «ثبوت» تنها یک دین یا مذهب، از دیگر ادیان و مذاهب به صدق (مطابقت با واقع) نزدیک‌تر باشد اما در مقام «اثبات» پیروان اندیشه‌ورز هر دین و مذهبی ممکن است دلایلی به سود باور دینی و مذهبی خود داشته باشند که باور آن‌ها را، تحت شرایطی، برای خودشان موجّه (گرچه نه لزوماً صادق) سازد. چنین توجیهی، تحت شرایطی برای پیروان آن ادیان و مذاهب معذّر است و نزد خدای عادل و حکیم دست‌کم درجاتی از رستگاری را برای صاحبان آن توجیه به دنبال می‌آورد. مجید زمانی برای دفاع از نظریه‌ی «جواز تعبّد» در مقابل انتقادها، به ویژه استدلال می‌کند که نظریّه‌ی «جواز تعبّد» به جریان فکری موسوم به «معرفت‌شناسی فضیلت‌» نزدیک است. این نوشته می‌تواند برای کسانی که به کلام جدید، فلسفه‌ی دین، الهیّات فلسفی، تحوّلات فکر شیعی معاصر و به طور کلّ اسلام مدرن علاقمند اند، در خور مطالعه باشد. ادامه مطلب “نوشتار مجید زمانی با عنوان «تلقیاتِ پدیداریِ دو سوژه یِ معرفتی: حیدری-وکیلی»”

نوشتار غلامعلی کشانی با عنوان «توسعه در ایران، شدنی یا ناشدنی؟!»

توسعه در ایران، شدنی یا ناشدنی؟!

امتناع یا عدم امتناع توسعه، پرسشی که سال‌هاست برای جدی‌ترین اندیشه‌ورزان ایرانیِ معتقد به مهندسیِ اجتماعیِ بزرگ-مقیاس (کلان) مطرح بوده.
مهم ترین پرسشِ اقتصاد و سیاست و اجتماع و تاریخِ ۲۰۰ ساله ی اخیرِ ایران هم همین بوده.

در این پرسش‌ها، الگوی توسعه، الگوی غالبِ اروپایی و ابزار اقتصادیِ آن تولیدِ انبوه و بازار آزاد بوده.

اما این پرسش در ۱۰۰ ساله‌ی اخیر با بی‌توجهی‌ها و سهل‌‌انگاری‌هایی بزرگ مطرح شده، فارغ از:

– کهنه‌شدنِ معنای توسعه، و بروز نقد‌های قوی بر اسطوره‌‌های بدیهی فرض‌شده‌‌ی”پیشرفت” و “رشدِ بی‌نهایت و قهری” که تا به حال مساوی با صنعتی‌شدن به سبکِ اروپا یا غربی‌شدنِ سراپا فرض‌شده؛ ادامه مطلب “نوشتار غلامعلی کشانی با عنوان «توسعه در ایران، شدنی یا ناشدنی؟!»”

اخلاق اقلیمی: در فضیلت و ضرورتِ خام‌گیاهخواری در عصر حاضر

اخلاق اقلیمی: در فضیلت و ضرورتِ خام‌گیاهخواری در عصر حاضر

اخلاق اقلیمی:

در فضیلت و ضرورتِ خام‌گیاهخواری در عصر حاضر[۱]

محمدعلی طباطبایی (مهر داد)

mataba2003@gmail.com

اشاره:

چندی پیش، مقاله‌ای به قلم دکتر ناصر کرمی، استاد اقلیم‌شناسی دانشگاه نروژ، در یک سایت اینترنتی منتشر شد که دربردارندۀ انتقاداتی تند و تیز به گیاهخواری، از منظرهای گونه‌گون، بود. من در این مقاله، ضمن پاسخ به تک‌تک آن انتقادها، می‌کوشم نشان دهم که در روزگار ما توجه جدی به مقولۀ رژیم غذایی، مخصوصا با توجه به شرایط اقلیمی، بخشی از مسئولیت شهروندی ماست، و بر این اساس، خام‌گیاهخواری یا نهایتا گیاهخواریِ حساب‌شده، در شرایط زمانی و مکانی ما، نه‌فقط یک انتخاب یا فضیلت، بلکه یک ضرورت اخلاقی اجتناب‌ناپذیر است. این مقاله، گیاهخواری را از شش منظر مختلف با همه‌چیزخواری مقایسه می‌کند و نشان می‌دهد که بر اساس آخرین یافته‌های علمی در همۀ این زمینه‌ها گیاهخواری روشی قابل دفاع‌تر است. آن شش منظر عبارتند از: ۱_ اجماع علمی دربارۀ رژیم غذایی مناسب برای گونۀ انسان، ۲_ تأثیر بر سلامتی انسان، ۳_ تأثیر بر حفظ یا تخریب محیط زیست، مخصوصا بر ۴_ بحران آب، ۵_ تأثیر بر خلق‌وخو، و ۶_ نهایتا از منظر اخلاقی.

ادامه مطلب “اخلاق اقلیمی: در فضیلت و ضرورتِ خام‌گیاهخواری در عصر حاضر”

سم هریس، خداناباوری معتقد به معنویت

در میانه‌ی دهه‌ی نخست این قرن، انتشار چند کتاب درباره‌ی موضوعی واحد حاکی از ظهور جنبشی جدید بود. چهار نویسنده‌ی اصلی عبارت بودند از ریچارد داوکینز، کریستوفر هیچِنز، دنیل دِنِت و سَم هریس. این جنبش به «خداناباوریِ جدید» شهرت یافت.

در آن زمان، هریس، که در واقع اولین کتاب منسوب به این جنبش، پایان ایمان، را منتشر کرد، بی‌تردید به اندازه‌ی سه نفر دیگر نامدار نبود. این سه نفر در حوزه‌ی خود مشهور بودند-داوکینز در زیست‌شناسیِ تکاملی، هیچنز در روزنامه‌نگاری و سخنوری، و دنت در فلسفه و شناخت‌شناسی. هریس فقط مدرک کارشناسیِ فلسفه داشت و همین یک کتاب را منتشر کرده بود. این چهار نفر، که به «چهار سوارکار آخرالزمان» شهرت یافتند، در سال ۲۰۰۷ در آپارتمان هیچنز در واشنگتن دور هم جمع شدند تا در موافقت با خداناباوری، یا به تعبیر درست‌تر، مخالفت با ایمان با یکدیگر بحث کنند. این جلسه به صورت تصویری ضبط شد و ویدیوی آن در یوتیوب در دسترس است. ادامه مطلب “سم هریس، خداناباوری معتقد به معنویت”

سخنرانی محسن رنانی در مراسم هشتمین سالگرد وداع با عزت‌الله و هاله سحابی با عنوان «علت شکست نوگرایان در توسعه آفرینی در ایران: از امیرکبیر تا موسوی»

سخنرانی محسن رنانی در مراسم هشتمین سالگرد وداع با عزت و هاله سحابی با عنوان «علت شکست نوگرایان در توسعه آفرینی در ایران: از امیرکبیر تا موسوی»

مراسم هشتمین سالگرد وداع با عزت‌الله و هاله سحابی در تاریخ ۹ خرداد ۱۳۹۸ در کانون توحید برگزار شد. فایل صوتی سخنرانی محسن رنانی در این مراسم که با عنوان «علت شکست نوگرایان در توسعه آفرینی در ایران: از امیرکبیر تا موسوی» ایراد شده است.

ادامه مطلب “سخنرانی محسن رنانی در مراسم هشتمین سالگرد وداع با عزت‌الله و هاله سحابی با عنوان «علت شکست نوگرایان در توسعه آفرینی در ایران: از امیرکبیر تا موسوی»”

درس‌گفتارهای «تاریخ فلسفه‌ی یونان باستان» از مهدی قوام‌صفری

درس‌گفتارهای «تاریخ فلسفه‌ی یونان باستان» از مهدی قوام‌صفری

درس‌گفتارهای «تاریخ فلسفه‌ی یونان باستان» از دو قسمت کلی تشکیل شده است. فلسفه‌ی یونان باستان و فلسفه‌ی هلنیستی یا یونانی‌مآبی. فلسفه یونان باستان از حدود قرن ۶ پیش از میلاد آغاز می‌شود و با طیف گسترده‌ای از موضوعات را شامل است. یونان در نزد بسیاری محققین و مورخان، زادگاه فلسفه محسوب می‌گردد و بسیاری از آثار ارزشمند فلسفی حاصل تلاش فیلسوفان شهیر یونانی است. بیشتر متفکران فلسفه‌ی غرب را با فلاسفه یونانی آغاز می‌کنند و درواقع می‌پندارند که افکار و نظرات این فیلسوفان خصوصاً افلاطون و ارسطو تأثیرات شگرفی بر کلیت و تمامیت فلسفه غرب داشته است. همان‌طور که تأثیر این فیلسوفان بر جریان فلسفه‌ی اسلامی نیز بدون منکر و مخالفی است. در این قسمت شروع با تالس است و خاتمه به افلاطون. ادامه مطلب “درس‌گفتارهای «تاریخ فلسفه‌ی یونان باستان» از مهدی قوام‌صفری”