مقاله «روان شناسی اخلاق از نگاه مولانا» از مصطفی ملکیان

مقاله «روان شناسی اخلاق از نگاه مولانا» از مصطفی ملکیان

روان شناسی اخلاق شاخه ای از علم روان شناسی است که به آنچه در روان یک انسان اخلاقی می گذرد، می پردازد. فهرست مهمترین مباحث مطرح در روان شناسی اخلاق عبارت اند از:

بحث در مورد اموری که درون ذهن اشخاصی که با پدیده اخلاق، اخلاقی زیستن و اخلاقی بودن سروکار دارند، در جریان است و آنها را به اخلاقی بودن کمتر یا اخلاقی بودن بیشتر سوق می دهند.

بحث درباره آن دسته از نیازهای روانی که سبب شده اند انسان، نهادی به نام اخلاق را تأسیس کند. بحث درباره آن گروه از نیازهای روانی که باعث می شوند انسان به اخلاق روی بیاورد یا از آن روی گردان شود.

بحث در مورد آثار و نتایج روانی مترتب بر اخلاقی زیستن. یعنی افرادی که اخلاقی زندگی می کنند، از این اخلاقی زیستن چه آثار و نتایج مثبت یا احیاناً منفی ای در درون خودشان تجربه و احساس می کنند؟

بحث درباره معیار ها و ملاک های روان شناختی نظام های اخلاقی و نهایتاً بررسی این موضوع که آیا می توان با یک سلسله ملاک های روان شناختی، یک نظام اخلاقی را بر نظام اخلاقی دیگری ترجیح داد یا نه؟

تحلیل پیش فرض های روانشناختی اخلاق. اخلاق پیش فرض های روان شناختی دارد. مثلاً یکی از پیش فرض های روان شناختی اخلاق این است که انسان ها مختارند و نه مجبور، چرا که اگر انسان مجبور باشد، در آن صورت سخن گفتن از اخلاق معنایی ندارد و روان شناسان باید درباره درستی یا نادرستی این پیش فرض مطالعه کنند.

بحث در مورد راه کارهای روان شناختی اخلاقی زیستن. یعنی اگر معنای درست اخلاقی زیستن را دریافتیم، چگونه می توانیم خودمان اخلاقی زیست شویم و از دیگران نیز افرادی اخلاقی زیست بسازیم؟ به عبارت دیگر، چگونه می توانیم خود یا، دیگری را از انسان غیر اخلاقی به انسان اخلاقی تبدیل کنیم؟ یا چطور می توان از انسان کمتر اخلاقی انسان بیشتر اخلاقی ساخت؟ ادامه مطلب “مقاله «روان شناسی اخلاق از نگاه مولانا» از مصطفی ملکیان”

پنج مولفه‌ی تصویرِ سینمای ایران از جامعه‌ی ایران

پنج مولفه‌ی تصویرِ سینمای ایران از جامعه‌ی ایران

در جشنواره‌ی فیلم فجر سی‌وهفتم (۱۳۹۷) تعداد فیلم‌هایی که از نظر فرم‌شناختی قابل اعتنا بودند بیشتر از جشنواره‌های قبل بود و لااقل نیمی از فیلم‌های داستانی («ماجرای نیمروز ۲: رد خون»، «شبی که ماه کامل شد»، «تختی»، «قصر شیرین»، «سرخپوست»، «متری شیش‌ونیم»، «مسخره‌باز»، «جاندار»، «بنفشه‌ی آفریقایی»، «طلا»، «ناگهان درخت»، «درخونگاه»، «قسم»، «سال دوم دانشکده‌ی من»، «روزهای نارنجی» و «بیست‌وسه نفر»)، صرف نظر از محتوا، با استانداردهای سینمای ایران فیلم‌های نسبتا خوش‌ترکیبی محسوب می‌شوند و نشان می‌دهند تعداد سینماگران و عوامل فیلمِ حرفه‌ای و توانای جوان در ایران در حال افزایش‌اند. حضور موثر، پرتعداد و موفق کارگردانان جوان و خوش‌آتیه‌ی دهه‌شصتی و دهه‌هفتادی (همایون غنی‌زاده، نیما جاوید، محمدحسین مهدویان، سعید روستایی، حسین امیری دوماری، پدرام امیری، سیاوش اسعدی و آرش لاهوتی) هم نشانگر نوعی پوست‌اندازی در سینما و سیطره‌ یافتن نسل جدید بر سینمای ایران است که با سوژه‌های نو و تهور در تجربه‌های نو و طبع‌آزمایی سینمایی دوره‌ی متفاوت و جدیدی در سینمای ایران را نوید می‌دهند. در سه فیلم سینمایی امسال از تعبیر «ژن خوب» استفاده شده بود، اما دو فیلم ضعیف در جشنواره («معکوسِ» پولاد کیمیایی و «سونامی» میلاد صدرعاملی) به خاطر ژن خوب آقازاده‌های سینما وارد جشنواره شده بود. اگر آراء هیات داوران جشنواره «شفاف» شود احتمال ورود چنین فیلم‌های ضعیفی به جشنواره کاهش می‌یابد. اما ارزیابی فرم و تکنیک در فیلم‌های جشنواره موضوع این یادداشت نیست.  ادامه مطلب “پنج مولفه‌ی تصویرِ سینمای ایران از جامعه‌ی ایران”

از نجاست تا خشونت

از نجاست تا خشونت سگ

چند روز پیش مطلبی را از آقای حسن اسلامی راجع به این موضوع میخواندم که ایشان استدلال کرده بودند ربطی میان مفهوم نجاست سگ و خشونتی که این روزها به انحاء مختلف در جامعۀ ما بر این حیوانات مظلوم وارد میشود وجود ندارد (این مطلب). در حالیکه دغدغه مندیهای اخلاقی ایشان را بسیار ارج مینهم و در موارد بسیاری با ایشان همدلیهای بسیاری دارم، اما با ادعای اصلی نوشتۀ ایشان نمیتوانم موافق باشم. طبق استدلال ایشان، “کسانی که با سگ‌ها رفتار وحشیانه‌ای دارند، در کنار دلایل متعدد، گاه به نجس بودن آنها اشاره می‌کنند و نتیجه می‌گیرند رفتارشان موجه است. زین رو، به دو نکته باید پرداخت؛ یکی نجس بودن سگ‌ها و دیگری مجاز بودن رفتار خشن با سگ‌ها به دلیل نجس بودن‌شان. میان این دو مساله منطقا هیچ ربطی وجود ندارد، با این حال چنان این دو در پی هم می‌آیند که خیلی افراد باور دارند نجاست سگ‌ها دلیل خوبی است برای رفتار وحشیانه با آنها.” ادامه مطلب “از نجاست تا خشونت”

یادداشت حسن اسلامی‌اردکانی با عنوان «سگ اصحاب کهف»

یادداشت حسن اسلامی‌اردکانی با عنوان «سگ اصحاب کهف»

در جامعه قطبی شده امروز همزمان شاهد دو برخورد متضاد با سگ‌ها هستیم. عده‌ای در پی سگ‌کشی هستند. در برابر، شاهد رواج سگ‌های مینیاتوری و گاه درشت هیکلی هستیم که در خودروهای لوکس و گاه بر ساعدهای خانم‌ها جاخوش کرده‌اند.

در بحث سگ‌ها دست‌کم از سه جنبه می‌توان بحث کرد؛ نخست نجاست سگ‌ها، دیگری رفتار خشن و کشتار آنها و سوم تبدیل سگ‌ها به اشیای لوکس. در اینجا تنها به دو مساله نخست اشاره می‌کنم. ادامه مطلب “یادداشت حسن اسلامی‌اردکانی با عنوان «سگ اصحاب کهف»”

شأن اخلاقی زندگی اصیل

شأن اخلاقی زندگی اصیل

شکی نیست که دو واژه «اصالت» و «اصیل»، کمابیش، دارای هم ایهام کاررفتنی اند و هم ابهام کاررفتنی؛ اما، در این، نیز، شکی نیست که هر دو بار عاطفی مثبت دارند و، اصلاً، از الفاظ و اصطلاحات ارزشی محسوب می شوند. در این نوشته، سعی بر این است که؛ اولاً، مهمترین کاررفت های واژه «اصالت» (و، بالتبع و بالطبع، واژه «اصیل») ذکر و از هم تفکیک شوند و ابهام هر یک از آن کاررفت ها، حتی المقدور، رفع گردد و ثانیاً، نشان داده شود که اصالت، در هر یک از کاررفت ها اش، چه فایده/ فواید و ضرورت/ ضرورت هایی دارد که خاستگاه ارزشمندی اخلاقی آن شده اند تا بدان جا که فیلسوفان اگزیستانسیالیست آن را یگانه فضیلت یا لااقل، فضیلت عمده ی آدمی دانسته اند. اصطلاح «اصالت»، در آثار فلسفی و اخلاقی، لااقل، پنج کاررفت گوناگون دارد. می توان گفت که این پنج کاررفت پنج معنای گوناگون این اصطلاح اند. اما، شاید بتوان گفت که این کاررفت های گوناگون یک وجه جامع دارند، بدین معنا که همه شان انواع یا مصادیق مختلف یک چیز اند؛ و آن چیز عبارت است از صداقت ورزیدن با خود یا وفادار بودن و ماندن به خود؛ گویی که در هر انسانی موجود یا شیء یا عین یا ذات ای هست، به نام «خود»، که انسان می تواند چنان که با دیگران بی صداقتی و فریبکاری در پیش می گیرد، با آن خود نیز، بی صداقتی و فریبکاری ورزد و، باز چنان که به دیگران خیانت می کند، به آن خود، نیز خیانت کند. معامله ی انسان با خود اش چندان تفاوتی با معامله اش با دیگر انسان ها ندارد؛ درست چنان که من می توانم با تو با صداقت/ بی صداقتی رفتار کنم و نسبت به تو وفادار/ خائن باشم، می توانم با خود ام، نیز، با صداقت/ بی صداقتی رفتار کنم و نسبت به خود ام نیز، وفادار/ خائن باشم. ادامه مطلب “شأن اخلاقی زندگی اصیل”

فلسفۀ اخلاق جدید

فلسفۀ اخلاق جدید

فلسفۀ اخلاق جدید[۱]

جی. ای. ام. آنسکوم

ترجمۀ یاسر پوراسماعیل[۲]

 منتشر شده در شماره ۱۲۸ فصلنامه علمی تخصصی اطلاعات حکمت و معرفت

مقدمۀ مترجم: مقالۀ «فلسفۀ اخلاق جدید» از نوشته‌های سرنوشت‌ساز آنسکوم در حیطۀ فلسفۀ اخلاق است. به نظر انسکوم، مادام که از حالات روان‌شناسی، مانند قصد، عمل و انگیزه، تصوری نداشته باشیم نمی‌توانیم به پرسش‌های فلسفۀ اخلاق پاسخ دهیم. مثلاً این پرسش که آیا شخص ناعادل شخص بدی است پرسشی اخلاقی است، اما پاسخ به آن بدون «فلسفۀ روان‌شناسی»(مسائل مربوط به قصد و عمل) ممکن نیست. انسکوم به عنوان نمونه‌ای مشهور از مسائل اخلاقی به مسألۀ اشتقاق «باید» از «است» اشاره می‌کند: به نظر او، چنین چیزی واقعاً مسأله نیست؛ مثلاً در مورد امور نااخلاقی روزمره معمولاً «باید» را از «است» به دست می‌آوریم. برای مثال از اینکه گیاه به آب «نیازمند است» حکم می‌کنیم که «باید» به گیاه آب داد. اما اگر این «باید» بخواهد بر «عمل» فرد تأثیری بگذارند، لازم است که شخص «بخواهد» که گیاه رشد کند(امری که به روان‌شناسی مربوط است). تنها «باید»های اخلاقی هستند که بر عمل فرد تأثیر می‌گذارند. طبق تلقی رایج، این بایدها به این دلیل تأثیرگذارند که از سنخ قانون‌اند(چه قانون الهی و چه قانون عقل). اما چنین ایده‌ای به نظر انسکوم دیگر طرفداری ندارد پس «باید» اخلاقی هم باید کنار گذاشته شود. همچنین به نظر انسکوم، تلاش‌های فایده‌گرایانه و پیامدگرایانه در جهت تبیین اخلاق دچار مشکل‌اند. با وجود این، انسکوم می‌خواهد از این تز دفاع کند که همچنان می‌توان از اخلاق بحث کرد به همان شکلی که ارسطو و سایر فیلسوفان باستان از آن بحث می‌کردند: چیزی که امروزه به «اخلاق فضیلت» معروف شده است. این مقاله برای نخستین بار در سال ۱۹۵۸ در شماره ۳ مجلۀ Philosophy منتشر شد و بعدها به عنوان نخستین مقاله در مجموعه مقالات Virtue Ethics(اخلاق فضیلت) با تدوین راجر کریسپ و مایکل اسلوت انتشار یافت.

ادامه مطلب “فلسفۀ اخلاق جدید”

نه خرد و نه خدا

نه خرد و نه خدا

سازوکار دنیای جدید را بر خرد و تدبیر انسان بنا نهادند و خدا را به حاشیه پرتاب کردند. دین داران در چنین جهانی احساس بیگانگی کردند. چنین شد که در این جا و آنجای عالم، دین داران به عرصه سیاست هجوم بردند تا دنیایی تازه بسازند. دنیایی که خدا در آن مهجور و بیگانه نیست.
قرن بیستم، قرن لکه دار شدن حیثیت دنیای مدرن بود. بحران‌های اقتصادی، دو جنگ جهانی خونین، کوره‌های آدم سوزی در آلمان، و به میان آمدن سلاح‌های کشتار جمعی و تخریب محیط زیست. این همه، فرصتی فراهم کرد تا دین داران عقده‌های خفته در درون را علنی کنند. خدا به نامی برای ظهور جنبش‌های جدید تبدیل شد.
هر کجای عالم، دین داران با زبان و بیانی متفاوت به صحنه آمدند. مضمون همه آنها اما این بود که جهان بی خدا، بی روح است. آنها در جستجوی روحی برای جهان بی روح بودند. انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ نمادی برای چنین خواستی شد.

ادامه مطلب “نه خرد و نه خدا”

اعمال فضیلت‌نما

اعمال فضیلت‌نما

اعمال فضیلت‌نما

(آیا رذیلت می‌تواند با فضیلت اشتباه گرفته شود؟)

 منتشر شده در شماره ۱۲۸ فصلنامه علمی تخصصی اطلاعات حکمت و معرفت

نویسنده: سعید انواری۱

مقدمه

اخلاق فضیلت‌گرا توصیه می‌کند که «به نحوی عمل کن که افراد با فضیلت عمل می‌کنند» (گرت، ص۱۸). اما افراد بافضیلت چگونه عمل می‌کنند؟ آیا می‌توان ظاهر عمل ایشان را ملاک قرار داد؟ به عنوان مثال چگونه می‌توان اعتماد به نفس را از غرور تشخیص داد؟ در نتیجه آیا راه معقولی برای تشخیص فضائل اخلاقی از غیراخلاقی وجود دارد؟ (نک: لاودن، اخلاق فضیلت، ص۳۹۳).

این مقاله کوشیده است تا با بررسی اعمال فضیلت‌نما نشان دهد که همواره عملی که در ظاهر از فضائل به شمار می‌‌آید، فضیلت محسوب نمی‌شود. بر این اساس، رفتارهایی مورد بررسی قرارگرفته‌اند که در ظاهر شبیه فضایل اخلاقی هستند و معمولا با آنها اشتباه گرفته می‌شوند، اما در حقیقت فضیلت نیستند. ملامهدی نراقی در جامع السعادات می‌‌نویسد: «در برابر هر یک از انواع فضایل، رذیلتی شبیه فضیلت وجود دارد» (ص۶۲). به عنوان مثال ترک آرزو اگر صرفا به دلیل تنبلی و نا امیدی از دست‌یابی به آن باشد، فضیلت نیست. و یا اگر عدم تمایل به اشتهار (که یکی از فضائل اخلاقی شمرده شده و از آن به «خمول» تعبیر شده است)، ناشی از خجالت و بی‌دست و پایی فرد باشد، نه تنها فضیلت به شمار نمی‌آید، بلکه نقصی روحی است که باید در جهت رفع آن کوشید. خواجه نصیر طوسی به این دسته از افعال اشاره کرده است و می‌نویسد: «افعالی صادر می‌شود از مردم شبیه به افعال اهل فضائل»، سپس بیان می‌کند که باید «میان فضیلت و آنچه نه فضیلت بود به معرفتِ حقیقتِ هر فعلی و … میان آنچه مبدأ آن فضیلتی بود و آنچه مبدأ آن حالتی دیگر باشد غیر فضیلت» تمایز و تفکیک نماییم (خواجه نصیر، اخلاق ناصری، ص۱۲۲). دشتکی در این زمینه می‌نویسد: «قاصر جاهل را رذایل به فضائل مشتبه شود، مثلا سفسطه را حکمت پندارد و تهور را شجاعت و خُمود (سستی و بی‌حالی) را عفّت» (دشتکی، اخلاق منصوری، ص۱۸۲؛ نیز نک: ص۱۸۵و۱۸۶). در کتاب جامع السعادات ملا مهدی نراقی نیز به برخی از اینگونه اعمال اشاره شده است.۱

ادامه مطلب “اعمال فضیلت‌نما”

مجموعه خرد جنسی

خرد جنسی

اخبار هر روزه تجاوز جنسی، کودک آزاری، آمار طلاق، خشونت‌های خانگی، سقط جنین‌های زیر پله‌ای، دختران فراری، گسترش ازدواج سفید، سفر مردان ایرانی به تایلند، تشدید انتقال ایدز از طریق ارتباط جنسی، آمار عملهای جراحی، مصرف داروهای مرتبط با رابطه جنسی، قتل های ناموسی، و … نشان می‌دهد مشکلات در حوزه زیست جنسی شرایط مطلوبی ندارد.

هفت سال در زمینه بررسی زیست جنسی جامعه ایران کار کرده‌ام و امروز به این‌ نتیجه رسیده‌ام که ما باید به فهم مشترکی از زیست جنسی جامعه برسیم. چرا که مسائل اجتماعی آنگونه که تبیین می شوند راهکار خود را می نمایند. سیاست‌گذاری و مداخله در زیست جنسی بدون مشارکت اهل خرد با تمام گرایش ها، در رسیدنِ به فهم مشترک از این پدیده، درست نیست. ادامه مطلب “مجموعه خرد جنسی”

عشق پیش‌رونده و عشق بالارونده چریک عارف

عشق پیش‌رونده و عشق بالارونده چریک عارف: عرفان اجتماعی در بینش و روش و منش مصطفی چمران

در مقاله پیشین از مجموعه مقالات عرفان اجتماعی بر بستر توحید اجتماعی-سیاسی پس از بررسی عرفان اجتماعی شریعتی و اقبال گفته شد که آنچه که اقبال و شریعتی به عنوان “مسلمان تمام” رونمایی کرده‌اند را می‌توان در شمایل در چمران و هدی صابر دید. در این مقاله به بررسی عرفان اجتماعی دکتر مصطفی چمران و تاثیر عرفان شریعتی و اقبال بر او خواهیم پرداخت. ادامه مطلب “عشق پیش‌رونده و عشق بالارونده چریک عارف”