مبانی نظری کنشگری اجتماعی (اکسپو ـ بخاری)

مبانی نظری کنشگری اجتماعی ( اکسپو ـ بخاری )

کاوه بهبهانی: کبریت این بحث را دوست معمار خوش‌فکرم علی امتیاز کشید. او در یادداشت‌هایی در روزنامۀ شرق از همکارانش خواست هزینۀ شرکت در اکسپوی ۲۰۲۰ دُبی (دوازده میلیون دلار) را صرف تجهیز مدرسه‌های محروم کشور به بخاری کنند یا دست‌کم در اِکسپوی موردبحث حضور کم‌هزینه‌تر و در عوض، معنادارتری داشته باشند (تجهیز ۱۲۰ هزار کلاس درس به بخاری که ۳ میلیون کودک ایرانی در آن تحصیل می‌کند هم ۱۲ میلیون دلار هزینه دارد).

موضوع را که با من در میان گذاشت برای من فرقی نمی‌کرد. بجای اکسپو بگذارید X درحالی‌که X حکایت از نوعی منطقِ نمایش داشته باشد در جامعه‌ای که پاره‌ای از اقشار از نیازهای ابتدایی خود محروم‌اند، آن‌وقت درنهایت احترام به هم‌وطنانم پیشنهاد می‌دادم که X در اولویت نیست. و دست بر قضا یک دلیل من همان برچسبی است که به مخالفت با منطق نمایش می‌زنند: پوپولیسم! راستش به باور من شبح پوپولیسم در راه است. در میان این‌همه نمایش و جلوه‌گری و “تبرج” و ولع دید زدن و دید خوردن پچپچه‌ها و عربده‌های پوپولیستی، سکۀ رایج بازار شده‌اند.

رسوایی سال‌های زعامت “الیت‌ها” در این چند سال پُر آب چشم، پااندازِ حجلۀ پُردرد شیرینی‌خورانِ قدرت و عوام‌انگیزی (/پوپولیسم) خواهد بود. هر مرهمی بر زخم‌های مزمن مطرودان و محذوفان شاید از سرعت بخورد قطار پوپولیسم با بدنۀ نحیفِ فرهنگی که با نابختیاری‌های بسیار شکل‌گرفته است بکاهد. البته پنهان نمی‌کنم که عمیقاً از آن ناامیدم. اما مگر آدمی را جز تلاش چه داده‌اند؟ این گفت‌و‌گو در کانون معماران معاصر با دکتر یاسر موسی‌پور دست داد. هرچند راتبه‌گیر نتیجه هم‌داستان نبودیم، همدلی‌ها بسیار بود و من از این گفت‌و‌گو بسیار آموختم. در آنچه گفته‌ام کوشیده‌ام تقریری از منطق نمایش به دست دهم و بعد بروم سراغ دوراهۀ اخلاقی موردبحث: X یا بخاری. ادامه مطلب “مبانی نظری کنشگری اجتماعی (اکسپو ـ بخاری)”

درس‌گفتارهای تاریخ فلسفه‌ی قرون وسطی از دکتر علی کرباسی‌زاده‌ اصفهانی

درس‌گفتارهای تاریخ فلسفه‌ی قرون وسطی از دکتر علی کرباسی‌زاده‌ اصفهانی

یکی از واحدهای درسی رسمی گروه‌های فلسفه در تمام دانشگاه‌ها درس «تاریخ فلسفه‌ی قرون وسطی» است. اصطلاح قرون وسطی، اصطلاح مورخان برای یادکردِ دوره‌ای است که از پایان امپراتوری روم در قرن پنجم میلادی شروع می‌شود و تا سقوط قسطنطنیه و پایان امپراتوری روم شرقی (یا بیزانس) در ۱۴۵۳ ادامه می‌یابد. در واقع به عنوان عصری که بین دوره‌ی یونانی – رومی، که دوره‌ی قدیم خوانده شده‌است، و دوره‌ی جدید و معاصر قرار دارد. بدین جهت این دوره، قرون وسطی نامیده می‌شود. ادامه مطلب “درس‌گفتارهای تاریخ فلسفه‌ی قرون وسطی از دکتر علی کرباسی‌زاده‌ اصفهانی”

اخلاقی زیستن در گفتارهایی از مصطفی ملکیان، مقصود فراستخواه و امیر اکرمی

اخلاقی زیستن در گفتارهایی از مصطفی ملكیان، مقصود فراستخواه و امیر اكرمی

محسن آزموده| متاسفانه اخلاق در عرف جامعه ما به معنای مجموعه‌ای از باید و نبایدهای نیک‌خواهانه اما بدون مبنا فروکاسته شده و وقتی کسی دم از اخلاق می‌زند، ذهن همگان به سمت انبانی از نصایح و توصیه‌های خسته‌کننده و ملال‌آور سوق می‌یابد. این در حالی است که اخلاق در واقع سیمان مناسبات اجتماعی است و از قضا هنجارها و اصول اخلاقی، اموری من‎عندی و باری به هر جهت نیستند و اساسا بر عقلانیت و خرد استوار هستند. از این حیث تامل در ضرورت اخلاقی زیستن و دشواره‌های آن، کوششی بایسته برای ارتقای کیفیت زندگی انسانی در سطح فردی و جمعی است. هفتمین همایش نظام اخلاقی مولانا، عصر جمعه ۲۳ فروردین به موضوع موانع و مشکلات اخلاقی زیستن اختصاص داشت. در این همایش که به همت موسسه سروش مولانا در سالن همایش‌های کتابخانه ملی برگزار شد، شماری از پژوهشگران و دانشوران تراز اول ایرانی درباره این موضوع از جنبه‌های مختلف سخنرانی کردند. مهناز قانعی‌راد موانع و ممدات روانشناختی غیرمعرفتی اخلاقی زیستن را بررسی کرد و میلاد نوری به نقش مثبت یا منفی عشق در اخلاقی زیستن پرداخت، محسن جوادی تاثیر حب ذات را در اخلاقی زیستن بررسی و مقصود فراستخواه مساله را از جنبه جامعه‌شناختی مورد تحلیل قرار داد. امیر اکرمی نیز موضوع را از منظر مولانا مورد بحث قرار داد و مصطفی ملکیان موانع و ممدات روانشناختی معرفتی اخلاقی زیستن را تحلیل کرد. در صفحه پیش‌رو به دلیل کوتاهی مجال تنها گفتارهای سه نفر از این پژوهشگران یعنی مصطفی ملکیان، مقصود فراستخواه و امیر اکرمی عرضه می‌شود و امیدواریم در فرصتی دیگر بتوانیم گزارشی از سخنرانی پژوهشگران دیگر نیز ارایه دهیم.

ادامه مطلب “اخلاقی زیستن در گفتارهایی از مصطفی ملکیان، مقصود فراستخواه و امیر اکرمی”

آیا انسان گوشت و پوست و خون‌‌دار در حال احتضار نیست؟

آیا انسان گوشت و پوست و خون‌‌دار در حال احتضار نیست؟

نوشتار زیر مشتمل بر دو بخش است؛ در بخش نخست، خُرده‌‌پرسش‌‌هایی اعتراضی به نسبت وضعیت فلاکت‌‌بار موجود و در خطاب با جناب استاد ملکیان طرح می‌‌شود تا زمینه برای پرسش انتقادی بزرگ‌تر از ایشان که در بخش دوّم نوشتار طرح خواهد شد، فراهم ‌‌آید. در بخش دوّم نوشتار بر آنم که با تأکید بر وجه دیالکتیکی اندیشه (دیالکتیک ذهن و عین یا عامل و ساختار) به این مسأله بپردازم که اندیشه‌‌های ملکیان و پروژه‌‌ی اصالت فرهنگی، با نادیده گرفتن ساختارها و درد و رنج‌‌هایی که این ساختارهای نابه-سامان برای عاملان انسانی ایجاد کرده‌‌اند، نتوانسته‌ غایت اندیشه‌‌ی وی را که کاهش درد و رنج انسان گوشت و پوست و خون‌‌دار است، به مقصود برساند. ادامه مطلب “آیا انسان گوشت و پوست و خون‌‌دار در حال احتضار نیست؟”

گفت‌وگو با عادل مشایخی درباره ابتذال؛ شجاعت زیستن در جهان بدونِ دیگری

گفت‌وگو با عادل مشایخی درباره ابتذال؛ شجاعت زیستن در جهان بدونِ دیگری

 علی ورامینی-محسن آزموده/ مرگ مرتضی پاشایی، خواننده پرطرفدار پاپ و اتفاقاتی که در مراسم تشیع جنازه او افتاد یکی از نقاط عطفِ فکری در دهه نود است. بعد از این اتفاق و سخنرانی یوسف اباذری در نقد این وضعیت بود که بحث ابتذال و امر مبتذل در ایران بیش از همیشه مورد توجه نخبگان فکری قرار گرفت. اگر نقطه عزیمت اباذری در آن سخنرانی را به خاطر بیاوریم و با آنچه به لحاظ تاریخی خاستگاه پدید آمدن واژه ابتذال «banalité» است قیاس کنیم می‌بینم که وقتی از این مفهوم صحبت می‌کنیم اصلاً مشخص نیست که از چه مفهومی سخن می‌گوئیم و حد و ابعاد آن کجاست. خاستگاه ابتذال به لحاظ تاریخی از طبقه فرادستِ اشراف قرن نوزدهم می‌آید و اباذری در قرن بیست‌ویکم آن پدیده‌ای که به امر سیاسی و طبقه فرودست توجهی ندارد را مبتذل می‌خواند. مبهم بودن مفهوم ابتذال هم‌چنین باعث شده تا بعضا این مفهوم کاربردی اخلاقی پیدا کند و حتی فراتر از آن به واکنش‌های هیستریک تبدیل شوند. نمونه‌ی آن را به کرّات دیده‌ایم که در فضای مه آلوده، فضایی که تشخیص سره از ناسره بسیار دشوار می‌نماید، هرکسی دیگری را مبتذل خطاب می‌کند. در حالی که ابتذال هر روز بیشتر لقلقه زبان روشنفکران، منتقدان، هنرمندان و .. بود هم‌زمان شاهد گسترده‌تر شدن امر مبتذل (به آن معنایی که اباذری سعی داشت ایضاح کند) بودیم. در سالی که گذشت، به‌خصوص در حوزه هنر، آش به‌قدری شور شد و حد و مرز ابتذال چنان گسترش پیدا کرد که حتی آن‌کسی را هم که به عنوان نماد ابتذال (به معنای خالی کردن عرصه عمومی از امر سیاسی و رهایی بخش) می‌دانستند، سعی کرد خود را از دیگرانی که پر و بال به آن‌ها داده بود تبری بجوید. ادامه مطلب “گفت‌وگو با عادل مشایخی درباره ابتذال؛ شجاعت زیستن در جهان بدونِ دیگری”

Can Atheists Pray to God? A Philosophical Appraisal

Can Atheists Pray to God? A Philosophical Appraisal

A well-established dichotomy, shared by both theists and atheists, has it that in order to offer a petitionary prayer to God one must be theist, implying that atheists (including agnostics) cannot pray to God. A number of philosophers, from different doctrinal backgrounds, have recently cast doubt on this, taking it to be a false dichotomy.
In this talk, Mr Mirdamadi reformulates the issue and defends a modified version of the possibility as well as desirability of atheist praying to God. He argues that this position opens the new avenue of theist-atheist dialogue –– a dialogue which is a desideratum especially after the new waves of religious fundamentalism, on the one hand, and the rise of militant atheism, on the other. ادامه مطلب “Can Atheists Pray to God? A Philosophical Appraisal”

مجله ۴۲ : علم و دین

مجله ۴۲ : علم و دین

شماره‌ی ۹ مجله‌ی ۴۲ به رابطه‌ی «علم و دین» اختصاص دارد. در بخش «سخن سردبیر»، زهیر باقری نوع‌پرست به این پرسش پرداخته که آیا توفیق علمی تمدن‌ اروپای مسیحی و تمدن اسلامی قابل تکرار است و می‌توان بدون استقلال علم از دین، علم را پیش برد؟ در این نوشته، رویکردهایی که نقش تمدن اسلامی را به «واسطه‌گری‌» فرومی‌کاهند نقد می‌شوند و بررسی میشود چرا علم مدرن نه در تمدن چین باستان و نه در تمدن اسلامی –که به لحاظ علمی تمدن‌هایی پیشرفته بوده‌اند – بلکه در تمدن اروپای مسیحی شکل می‌گیرد. در مطلبی تحت عنوان «چیستی علم و دین و ارتباط آنها با یکدیگر» به قلم هلن د کروز و برگردان ناهید خاصی، تاریخچه‌ای از رویکردهای معاصر به رابطه‌ی بین علم و دین ارائه می‌شود. نگرش اندیشمندان سده‌های نوزدهم و بیستم مانند آگوست کنت، مارکس، و فروید  به رابطه‌ی علم و دین جای خود را به نگرش‌های متاخرتری داده‌اند که از دقت و ظرافت بیشتری برخوردارند. در این نوشتار ضمن پرداختن به این رویکردهای متاخر، به مطالعه دین در رشته‌های مختلف علمی همچون روانشناسی و علوم شناختی در دوران معاصر اشاره شده و دینداری دانشمندان و دانشگاهیان در غرب نیز مورد بررسی قرار گرفته است. در مطلبی تحت عنوان «آیا باورمند به فرگشت می‌تواند به خدا اعتقاد داشته باشد؟» استیو استوارت ویلیامز با بررسی‌های خود سعی دارد نشان دهد فرگشت با تصور سنتی از خداوند قابل جمع نیست. در این راستا او نشان می‌دهد چگونه نظریه‌ی داروین، استدلالی که هیوم در «گفتگوهایی در باب دین طبیعی» علیه برهان نظم طراحی کرد را به تمام و کمال رساند. این مقاله توسط امیرحسین زاهدی به فارسی برگردانده شده است. ادامه مطلب “مجله ۴۲ : علم و دین”

سخنرانی مصطفی ملکیان در جلسه‌ی بررسی کتاب «شمس تبریز»

سخنرانی مصطفی ملکیان در جلسه‌ی بررسی کتاب «شمس تبریز» نوشته مهدی سالاری نسب

در ابتدای امر، پیش از پرداختن به کتاب شمس تبریز به نویسندگی آقای سالاری ­نسب، به نکته‌ای کوتاه اشاره می‌کنم مبنی بر این‌که به نظر می‌آید روشی که برای معرفی و شناساندن متفکران در ایران متعارف است، روشی نیست که با آخرین دستاوردهای اندیشه‌نگاری سازگار باشد و چون پرداختن به آن، در این مقال نمی‌گنجد از آن عبور می‌کنم.

در باب نوشته‌های آقای سالاری نسب، به گمان من، هر کس که کتاب ایشان را مدنظر قرار دهد، آینده درخشانی را از جهت ادب و خصوصاً ادب عرفانی، برای ایشان تصور می‌کند. در ارتباط با کتاب شمس تبریز، چند نکته قابل‌تأمل است. این نکات اگرچه کلی‌اند اما، به نظر من کلی بودن این نکات، وضوح آن‌ها را کم نمی‌کند و نکات بسیار واضحی هستند. ادامه مطلب “سخنرانی مصطفی ملکیان در جلسه‌ی بررسی کتاب «شمس تبریز»”

مستند بازی‌های مغز (دوبله فارسی)

مستند بازی‌های مغز

برتراند راسل می‌گوید که علم به شکلی توسعه یافته است که بر خلاف انتظار است. بدین معنا که علم ابتدا به چیزهایی پرداخته است که بیش از همه از ما دور هستند و رفته رفته به بررسی اموری تن داده است که نزدیک و نزدیک تر به ما هستند: دانش بشر ابتدا به امور ماوراءالطبیعی – مثلا بهشت – پرداخته، سپس به روی زمین آمده و آن را مورد مطالعه قرار داده است، رفته رفته به تحقیق درباره‌ی حیوانات و گیاهان مشغول شده، بعد از آن به کندوکاو در باب بدن آدمی گراییده، و در نهایت، آن هم به طوری بسیار ناقص، به مطالعه‌ی ذهن انسان پرداخته است. آیا شده است این سوال که ذهن‌هایمان چگونه کار می‌کنند، چه قوانینی بر آن‌ها حاکم است، و چه عواملی بر آن‌ها تاثیر می‌گذارند، ذهن شما را به خود مشغول کند؟ ادامه مطلب “مستند بازی‌های مغز (دوبله فارسی)”

ما همه زنگی‌ایم آیا؟ و یا کمی بدتر!

ما همه زنگی‌ایم آیا؟ و یا کمی بدتر!

جناب مولانا روزگاری فرموده بود:
تیغ دادن در کف زنگی مست/ بِه که آید «علم» ناکس را به دست
سیل ایران را در نوردیده است؛ آن چنان که خشکسالی. اکنون این دو بلای متضاد را با هم داریم و این هر دو، ابتکار عمل را از دست ایرانیان گرفته‌اند. جز افتادن به دام نادانی عمیق هیچ تبیینی برای آن نمی‌توان داد؛ نادانی!
* علت اصلی این پدیده‌ها (سیل و خشکسالی و زلزله) که ما انسان‌ها آن را در فهرست ۴۰ بلای طبیعی قرار داده‌ایم چیست؟ تغییر طبیعی اقلیم (climate change)، یا گرمایش جهانی (global warming) ناشی از عملکرد انسان؟
* فرق بین «زلزله» و «سیل»، با شاخص انسان‌ساز بودن، چیست؟ ادامه مطلب “ما همه زنگی‌ایم آیا؟ و یا کمی بدتر!”