میزگرد پرگار با عنوان «آیا گوشتخواری غیراخلاقی است؟»

میزگرد پرگار با عنوان «آیا گوشتخواری غیراخلاقی است؟»

استدلال های فلسفی در مورد پرهیز از گوشت نسبتا جدید است. از جمله ی این استدلال ها یکی این است که جانوران مثل انسان حق دارند. کم و کیف این حق محل مناقشه است اما مبنای آن این مشاهده ی ابتدایی ست که جانور هم مثل انسان درد و رنج می کشد. آیا این استدلال می تواند شما را به کم مرتبه بودن عمل گوشتخواری ترغیب کند؟ میزگرد پرگار با عنوان «آیا گوشتخواری غیراخلاقی است؟» با حضور آرش نراقی و اسفندیار طبری: ادامه مطلب “میزگرد پرگار با عنوان «آیا گوشتخواری غیراخلاقی است؟»”

علی کریمی و صدای حقیقت

تردیدی نیست که دشمنانِ حقیقت همواره به دنبال مرزبندی‌های کاذب برای پوشاندن حقیقت‌اند. تمامیِ مرزبندی‌های قومی، دینی، نژادی، زبانی و حتی طبقاتی، اگر بنا باشد یک طرف را عین حقیقت و خیر، و آن سوی دیگر را باطل و شرّ مطلق اعلام کنند، به نبردهای بیهوده‌ای منجر می‌شوند که برای هیچ‌کس سودی دربر نخواهد داشت، جز البته، دشمنان حقیقت. اساساً هیچ تفاوتی در آن نیست که این ذهنیت، در قالبِ قسمی «غیرسازی هویت‌بخش»، «ما» ایرانیان را در مقابل «آن» اعراب قرار دهد، یا مثلاً «ما» کُردها را دربرابر «آن» فارس‌ها بنشاند. شاهد اصلی این مرزهای کاذب چیزی جز این نیست که دشمنانِ حقیقت، خود را در «هر دو سوی» مرز و در کنار هر یک از «ما» قرار می‌دهند. چیزی شبیه آنکه فلان مدیر فاسد دولتی، زمانی که خطرِ افشاگری را احساس می‌کند، بلافاصله کل ماجرا را به آن «بیگانگان» نسبت می‌دهد و از «هم‌وطنان» می‌خواهد که «اتحاد» داشته باشند و به ضرر «مسئولانِ خودی» عمل نکنند، چرا که نتیجه به ضرر «همگان» خواهد بود. ادامه مطلب “علی کریمی و صدای حقیقت”

قضاوت با چه معیاری؟!

قضاوت با چه معیاری؟!

مناظرۀ تلوزیونی علی کریمی و محمدرضا ساکت (فیلم این مناظره)، دبیرکل کنونی فدراسیون فوتبال، در برنامۀ تلویزیونی نود در برگیرندۀ نکات بسیاری از منظر منطق و اخلاق بود. با توجه به انعکاس این مناظرۀ تلویزیونی در فضای مجازی و واکنش و موضع‌گیری افراد و شخصیتهای بسیار نسبت به آن، قصد دارم به نکته‌ای در این زمینه اشاره کنم.
نویسنده بر این باور است که همدلی مردم با علی کریمی و پذیرش بیشتر حرفها و ادعاهای او نسبت به طرف مقابل، بیشتر ریشه در پیشینۀ ذهنی مردم از شخصیت علی کریمی به عنوان یک بازیکن بسیار محبوب، شجاع و مردمی در مقایسه با جناب ساکت به عنوان نمایندۀ یک نهاد صاحب قدرت و دولتی دارد؛ به عبارت دیگردو مؤلفۀ زیر در نوع قضاوت بینندگان تلوزیونی این برنامه بسیار تأثیرگذار بودند: ادامه مطلب “قضاوت با چه معیاری؟!”

پاپ فرانسیس در کنفرانس تد

پاپ فرانسیس در کنفرانس تد
پاپ فرانسیس این سخنان را در نطقی ویدئویی با عنوان «چرا تنها آینده‌ای که ارزشِ ساختن دارد آنی است که همگان را به حساب خواهد آورد!» ایراد کرد که در کنفرانس «تد۲۰۱۷» در ونکوور کانادا در شامگاه سه شنبه ۲۵ آوریل پخش شد.

ادامه مطلب “پاپ فرانسیس در کنفرانس تد”

تحلیل شرایط این روزهای جامعه ایران در گفت‌وگوی «شهروند» با دکتر محسن گودرزی

تحلیل شرایط این روزهای جامعه ایران در گفت‌وگوی «شهروند» با دکتر محسن گودرزی

 محسن گودرزی ، پژوهشگر اجتماعی، به‌تازگی گزارشی را با عنوان «زوال همبستگی اجتماعی» براساس داده‌ها و شواهد آماری و پیمایشی تهیه کرده است. در این گزارش، فرآیندهایی که رابطه افراد، گروه‌ها و نهادها را سست می‌کند و به انفصال، جدایی و تشدید تضادها می‌انجامند، به منزله فرآیندهای گسیخته‌ساز بررسی شده‌اند. در سطح عوامل عینی گسیخته‌ساز به کوچک‌شدن کیک اقتصاد ایران، تشدید نابرابری‌ها، بیکاری و بی‌ثباتی شغلی، فساد و حاشیه‌نشینی شهری پرداخته شده است. در سطح عوامل نگرشی؛ روند تغییرات نگرشی، دگرگونی نهادهای اصلی و فراگیرشدن «احساس زوال اجتماعی» بررسی شده‌اند. از دید نویسنده گزارش، رشد فردگرایی و غلبه ارزش‌های مادی در نظام سلسله مراتب ارزشی همراه با ضعف نظام هنجاری به شکل‌گیری سوژه‌ای انجامیده است که لذت‌ها و منافع فردی خود را فارغ از محدودیت‌ها و کنترل‌های اجتماعی جست‌وجو می‌کند. این روند موجب شده سه نهاد اصلی خانواده، دین و سیاست نتوانند کارکردهای انسجام‌بخش خود را به‌درستی ایفا کنند. از طرف دیگر، «احساس زوال اجتماعی» بر ذهن جمعی غلبه یافته است. مردم خود را در جامعه‌ای می‌یابند که در سراشیبی قرار گرفته است. جامعه‌ای که فرصت‌های آن عادلانه توزیع نشده، بنیان‌های اخلاقی خود را بیش از پیش از دست می‌دهد، اعتماد اجتماعی در آن پایین است و آینده‌ای روشن پیش روی خود نمی‌بیند. این عوامل موجب رشد احساس بیگانگی با جامعه، احساس استیصال و بی‌پناهی شده است. گودرزی معتقد است جامعه ایران در برابر دو سرنوشت متفاوت قرار دارد. از یک سو، روندها و پدیده‌های گسیخته‌ساز، حیات کلی آن را تهدید می‌کنند و از سوی دیگر، اشکالی از همبستگی‌های جدید در میان اقشار مختلف و لایه‌های گوناگون جامعه درحال گسترش است. درباره آنچه در جامعه ایران جریان دارد با محسن گودرزی، پژوهشگر اجتماعی گفت‌وگویی صورت داده‌ایم. پیمایش ملی ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان، بررسی تحولات ساختاری بازار کار ایران، تحولات فرهنگی ایران در سه دهه ١٣۵٣-١٣٨٣ و ده‌ها نظرسنجی و پژوهش ازجمله کارهای گودرزی است. ادامه مطلب “تحلیل شرایط این روزهای جامعه ایران در گفت‌وگوی «شهروند» با دکتر محسن گودرزی”

معرفی و بررسی کتاب گاندی و استالین در سلسله نشست های گفتار و اندیشه

معرفی و بررسی کتاب گاندی و استالین در سلسله نشست های گفتار و اندیشه

جلسه نوزدهم از سلسله نشست های گفتار و اندیشه که در دفتر شورای منطقه فارس حزب اتحاد ملت ایران اسلامی برگزار گردید به معرفی و بررسی کتاب گاندی و استالین اثر لویی فیشر اختصاص یافت. در این جلسه غلامعلی کشانی مترجم کتاب و قاسم مرادی عضو شورای منطقه فارس حزب اتحاد ملت به سخنرانی پیرامون کتاب پرداختند. تمرکز کار غلامعلی کشانی بر موضوع عدم خشونت و معرفی شخصیت، مشی و روش مبارزاتی گاندی است.
در کارنامه وی، ترجمه کتاب هایی مانند “نافرمانی مدنی” اثر هنری دیوید ثورو نیز وجود دارد. شاید کمتر کسی به یاد داشته باشد که آغاز بحث نافرمانی مدنی که در دوره اصلاحات مطرح شد ، با انتشار مقاله ای برگرفته از همین کتاب در روزنامه جامعه که توسط کشانی ترجمه شده بود ، شکل گرفت. ادامه مطلب “معرفی و بررسی کتاب گاندی و استالین در سلسله نشست های گفتار و اندیشه”

پاسخ‌های مصطفی ملکیان به پاره‌ای از پرسش‌های منتقدان – بخش دوم

پاسخ‌های مصطفی ملکیان به پاره‌ای از پرسش‌های منتقدان – بخش دوم

متن حاضر صورت مکتوب پاسخ‌های استاد مصطفی ملکیان به پرسش‌های  منتقدان است‎؛ سوالاتی که  جناب آقای حجت الله نیکویی در این نشست از ملکیان می‌پرسد‏، پرسش‌‌هایی است که از سوی  ناقدان و  پژوهشگران در  مواضع  مختلف مطرح شده است و اینک فرصتی فرآهم شده است تا از پاسخ‌های ملکیان به این پرسش‌ها مطلع گردیم:

ادامه مطلب “پاسخ‌های مصطفی ملکیان به پاره‌ای از پرسش‌های منتقدان – بخش دوم”

دموکراسی نزد شایگان

دموکراسی نزد شایگان

حسن سلامی: شایگان در نوشته هایش دموکراسی را از منظر فلسفه سیاسی و با پرداختن به ارزش و حیطه ی «آزادی» تحلیل کرده است. او تمایل خود را به دموکراسی با تکیه بر جنبه کثرت گرای آن نشان داده است . چنان که می گوید:
«من از آن جهت به دموکراسی معتقدم که راه و چاره دیگری جز آن سراغ ندارم. به علاوه، از آن جا که آدم تعدد اندیشی (کثرت گرا) هستم، عقاید و گوناگونی در دموکراسی را دوست دارم. حزب واحد برایم مثل روح سیاسی واحد است که هر قدر متعالی و والا باشد، مرا به ترس و لرزه می اندازد».(۱)

ادامه مطلب “دموکراسی نزد شایگان”

رابطه عاطفی را چگونه به خوبی تمام کنیم؟

رابطه عاطفی را چگونه به خوبی تمام کنیم؟

در حال حاضر، در جامعه بین افراد روابطی وجود دارد که به قول دکتر شریعتی با جرقه ای آغاز و اکنون به صاعقه تبدیل شده است. طرفین به این نتیجه رسیده اند که اصلا با هم وجه مشترکی ندارند و مدت هاست روزمرگی را تجربه می کنند. اکنون مانده اند چگونه این رابطه بی ارزش را تمام کنند. این راهکارها شما را در راستای خاتمه دان به این نوع روابط کمک خواهد کرد.

قطع رابطه عاطفی واقعا سخت است چون شامل دادن یا گرفتن خبر بدی است که عمیق ترین نقطه ضعف آدم ها به حساب می آید: ترس از اینکه دیگران نمی توانند دوستمان داشته باشند.

متاسفانه اکثر ما روش درست قطع رابطه را بلد نیستیم: به همین خاطر نه فقط نمی تونیم ناراحتی قطع رابطه رو به حداقل برسانیم، بلکه با رفتارهای اشتباه، اوضاع را بر فرد مقابل سخت می کنیم و خودمان هم وارد وضعیتی می شویم که نمی توانیم رفتارهایمان را نقد کنیم.

برخورد عاقلانه و اخلاقی با کسی که زمانی نگرانمان بوده و دوستمان داشته است، شجاعت می خواهد اما شجاعت همه ماجرا نیست، ما باید بتونیم برای خودمان احترام قائل باشیم و کاری کنیم که دو طرف بعد از این شکست، بتوانند دوباره به زندگی برگردند.

البته نمی شود برای قطع رابطه دستورالعملی ساده و کم هزینه توصیه کرد اما مجله «روانشناسی امروز» »Psychology Today» منتشر شده در کانادا، هفته گذشته، نکته هایی را پیشنهاد داده است تا به کمک آنها درد و رنج اجتناب ناپذیر قطع رابطه به حداقل برسد و هر دو طرف به لحاظ احساسی صدمه مادام العمر نبینند.

البته فراموش نکنید تلخ تر از همه تلخی های یک رابطه، تن دادن به تداوم رابطه نه به خاطر عشق که به خاطر نگرانی، ترس و دلسوزی است.
ادامه مطلب “رابطه عاطفی را چگونه به خوبی تمام کنیم؟”

«باید»: توهّم کانتی، رهایش ویتگنشتاینی و زورگویی منتقد فیلم

«باید»: توهّم کانتی، رهایش ویتگنشتاینی و زورگویی منتقد فیلم

تابیثا [منتقد]

من نمایشت رو نابود می کنم.

ریگِن

اما تو حتی [کارِ] منو ندیدی. نمی فهمم…کاری کردم که بهت بر بخوره؟

تابیثا

راستش رو بخوای آره. تو فضایی رو تو تئاتر اشغال کردی که می تونست برای یه چیز باارزش دیگه استفاده شه.

ریگِن

اما تو حتی نمی دونی که [نمایشِ من]…

تابیثا

درسته. حتی یه کلمه اش رو هم نخوندم،…اما بعد افتتاحیه ی فردا بدترین نقدی که کسی تا حالا خونده رو می نویسم. و نمایشت رو تخته می کنم. می خوای بدونی چرا؟ واسه اینکه از تو و امثال تو متنفرم.

مرد پرنده ای (Birdman)، اَلهاندرو گ. ایناریتو

  ادامه مطلب “«باید»: توهّم کانتی، رهایش ویتگنشتاینی و زورگویی منتقد فیلم”