سخنرانی آذرخش مکری در سمپوزیوم رشک و حسد

سخنرانی آذرخش مکری در سمپوزیوم رشک و حسد

هشتمین نشست از سلسله نشست‌های ماهیانه‌ی انجمن علمی روان‌درمانی ایران، از ساعت ۹:۰۰ تا ۱۳:۰۰ روز پنج‌شنبه ۷ تیرماه ۱۳۹۷، در سالن آمفی‌تئاتر بیمارستان روزبه برگزار شد. بر اساس تصمیم هیأت مدیره‌ی انجمن برای پربار کردن نشست‌های ماهیانه‌ی انجمن، تلاش خواهد شد تا این جلسات به شکل سمپوزیوم‌های موضوعیِ یک‌روزه، با امتیاز بازآموزی، برنامه‌ریزی شوند، و در این سمپوزیوم‌ها صاحب‌نظران و متخصصان از جنبه‌های مختلف به موضوع سمپوزیوم بپردازند. موضوع سمپوزیوم تیرماه انجمن علمی روان‌درمانی ایران «رشک و حسد» بود. ادامه مطلب “سخنرانی آذرخش مکری در سمپوزیوم رشک و حسد”

“حاج آخوند”، معیاری برای روحانیتِ امروز

"حاج آخوند"، معیاری برای روحانیتِ امروز

هنر اگر یکی از مهمترین راه های انتقال اندیشه در دنیای امروز نباشد، بی شک یکی از محبوبترین و بهترینِ آنهاست. روشنفکران دینی مدتی است به این مهم التفات دارند و بعضاً می کوشند تا آراء خود را در پیوند با هنر نیز عرضه کنند. چندی پیش حسن محدثی کتاب “مشرکی در خانواده پیامبر” را نگاشت و در قالبی داستانی، مرام مداراجویانه و رواداری پیامبر را به تصویر کشید. اخیراً اما عطاالله مهاجرانی کتاب “حاج آخوند” را به رشته تحریر در آورده است تا سیمای یک روحانی پاک نهاد را به تصویر کشد. روحانی ای که می تواند الگو و معیار ممتازی برای روحانیتِ امروز لقب گیرد. حاج آخوند فردی معنوی و اخلاقی است که در روستایی زندگی می کند و مهاجرانی در ایام کودکی و نوجوانی با وی معاشرت داشته و از او ادب دینداری را آموخته است. به تعبیر نویسنده، حاج آخوند فرد وارسته ای است که همچنان می تواند دلها را تکان دهد، روح ها را برآشوبد و چشم ها را به اشک بنشاند. نَفَس گرمش به زندگی معنی می دهد. ادامه مطلب ““حاج آخوند”، معیاری برای روحانیتِ امروز”

برنامه پرگار با عنوان «روان‌درمانگری چیست و چقدر موثر است؟»

برنامه پرگار با عنوان «روان‌درمانگری چیست و چقدر موثر است؟»
پرگار: بعد از افشای آزار جنسی دانش آموزان توسط یک معلم در مدرسه ای در تهران، یکی از نظراتی که کم تر دیده شد این بود که در اجتماع سالم، این معلم در اولین مراحل آگاهی خود به چنین تمایلاتی، به یک روان‌درمانگر مراجعه می کند. روان‌درمانگری چیست و تا چه حد کارآمدست؟
مهمان‌های برنامه: شهرزاد پورعبدالله روان‌درمانگر ، علی معینی روانپژشک و مهدی نسرین انترن مشاور روانشناسی. بحث ” روان‌درمانگری چیست و چقدر موثر است؟ “

ادامه مطلب “برنامه پرگار با عنوان «روان‌درمانگری چیست و چقدر موثر است؟»”

هفتمین مدرسهٔ تابستانی فلسفهٔ تحلیلی

هفتمین مدرسهٔ تابستانی فلسفهٔ تحلیلی

پژوهشکدهٔ فلسفهٔ تحلیلی پژوهشگاه دانش‌های بنیادی (IPM) هفتمین دوره مدرسه تابستانی فلسفه تحلیلی را با عنوان «مباحثی در فلسفه ذهن، زبان، اخلاق و متافیزیک» از ۴ تا ۷ شهریور برگزار می‌کند. در این دوره استادان وهمکاران پژوهشگاه دانش‌های بنیادی چهار کلاس آموزشی را در فلسفه ذهن، فلسفه زبان، فلسفه اخلاق و متافیزیک برگزار می‌کنند. (عنوان دقیق و تاریخ کلاس‌ها در برنامه پیوست آمده است).
از علاقه‌مندان به شرکت در این مدرسه تابستانی دعوت می‌شود حداکثر تا تاریخ ۱۵ مرداد با نشانی الکترونیکیدبیرخانه مدرسه تابستانی (phil@ipm.ir) تماس بگیرند. لطفاْ، در ایمیل ارسالی، ضمن ذکر نام و سوابق تحصیلی، رزومهٔ متقاضی نیز پیوست شود. هدف اصلی این مدرسه تابستانی کمک به بهبود وضعیت آموزشی در فلسفه تحلیلی است؛ متقاضیان بر اساس این هدف پذیرفته خواهند شد. با این همه، با توجه به محدودیت فضای محل‌برگزاری مدرسه تابستانی، ممکن است پژوهشکده قادر نباشد تمام متقاضیان را برای مدرسه بپذیرد. ادامه مطلب “هفتمین مدرسهٔ تابستانی فلسفهٔ تحلیلی”

فرهنگ، سدی در برابر پیشرفت!

فرهنگ، سدی در برابر پیشرفت!

آقای صدیق قطبی در کانال تلگرامی خود (عقل آبی) در متن کوتاهی تحت عنوان: “حرفِ اصلی شما چیست؟”  نوشته بودند هر شاعر یا نویسنده‌ای یک حرف اصلی بیشتر ندارد. یک حرف که در تمام آثار او تکثیر می‌شود و من با خواندن آن متوجه شدم که بیش از بیست سال است مطلبی را در دو کتاب و بیش از بیست مقاله بصورتهای گوناگون تکرار کرده ام.  و آن مطلب چنین است:

” رفتارهای فردی و اجتماعی، آداب و عادات و رسومی را که اجداد ما در راستای تنازع بقای خویش در زیر فشارهای سه گانه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کسب کرده اند و من آنها را فرهنگ می خوانم، امروز به مانعی در برابر پیشرفت جامعه ما تبدیل شده اند”.

داریوش شایگان در کتاب زیر آسمانهای جهان به این نکته چنین اشاره می کند: در کشورهایی مانند کشور ما نوعی جامعه شناسی شکست های واقعی وجود دارد. تعداد شکست هایی را که از بیش از یکصد سال پیش تاریخ ما را انباشته اند بشمارید. این شکست ها از کجا آمده اند؟ اینکه – چنانچه غالبا می گویند فلان کس را مسئول بهمان شکست بدانیم ، کمال ساده لوحی است زیرا شکست ها در کمال لجاجت و با نظمی ساعت آسا تکرار می شوند گویی از تقدیری رام نشدنی به بار می آیند، شکست نهضت مشروطیت (۱۲۸۵) شکست خیابانی (۱۲۹۹)، شکست مصدق (۱۳۳۲). وقتی که شکست به این صورت تکرار شود، از بیماری ای حکایت می کند که عمیقا در فرهنگ ما لانه دارد.

ادامه مطلب “فرهنگ، سدی در برابر پیشرفت!”

سخنرانی محمد فاضلی پیرامون کتاب «اصلاحات برای خروج از دام اجتماعی»

معرفی کتاب «دام های اجتماعی و مسئله اعتماد» توسط دکتر محمد فاضلی

بسیار خوشبختم که در این جمع حضور دارم و این فرصت هست که در مورد کتاب «دام‌های اجتماعی و مساله‌ اعتماد» حرف بزنم. برای من این بحث بیش از آنکه معرفی کتابی باشد، ادامه‌ی پروژه‌ای فکری است. پروژه‌ی فکری‌ای که در اسفند ماه سال گذشته، با سخنرانی‌ای که دکتر محسن رنانی با عنوان «افسانه‌ی پیل و پراید» از آن یاد کرد به نوعی عمومی شد. بحث امروز البته ایجابی‌تر از آن است. ابتدا مفاهیم و تعاریفی را که در کتاب مطرح شده بیان می‌کنم و بعد از آن به پروژه‌ی فکری خودم می‌پردازم. ادامه مطلب “سخنرانی محمد فاضلی پیرامون کتاب «اصلاحات برای خروج از دام اجتماعی»”

داریوش شایگان از نگاه رامین جهانبگلو و مهدی خلجی

داریوش شایگان از نگاه رامین جهانبگلو و مهدی خلجی

کانونِ کتابِ تورنتو نشست یکصد و سی‌ام خود را، که چندی پیش برگزار شد، به یابود داریوش شایگان اختصاص داد. رامین جهانبگلو و مهدی خلجی دو سخنران این نشست بودند. سعید حریری، مدیر کانون، پیش از آغاز سخنرانی‌ها دو پرسش زیر را طرح کرد که هر دو سخنران، ضمن نکات دیگر، مورد توجه قرار دادند:

فیلسوفی که می‌تواند هم در زمان شاه و هم در این زمان محبوب دو نظام حاکم باشد چگونه فیلسوفی است؟ آیا می‌توان گفت که دلیلش این است که این فیلسوف اساساً به مشکلات و معضلات مردم توجهی نداشته است؟

آیا می‌توان گفت که آقای شایگان قلبش برای ایران و ایرانیان می‌تپیده یا اینکه ایشان بیشتر شخصیتی جهانی بوده و قلبش برای جهان می‌تپیده؟ ادامه مطلب “داریوش شایگان از نگاه رامین جهانبگلو و مهدی خلجی”

مصاحبه ماهنامه قلم‌یاران با موسی اکرمی

مصاحبه ماهنامه قلم‌یاران با موسی اکرمی

در حال حاضر آیا روشنفکری را در ایران کارآمد ارزیابی می‌کنید؟

کشاندن بحث به دایره عقل و تبیین شرع در حدود عقل مهم بوده است؛ آیا سروش در این زمینه موفق عمل کرده است؟

با نگاه به حیات گذشته روشنفکری‌دینی در ایران به نظر می‌رسد که هیچکدام از روشنفکران دینی نتوانستند به مبانی اندیشه غرب و تاریخ آن توجه جدی نشان دهند؛ این عدم التفات تا چه حد به ضرر روشنفکری‌دینی تمام شده است؟

روشنفکری دینی در رویکرد نقادانۀ گذشته و حال به سنت همواره با نگرشی ایدئولوژیک به سراغ سنت رفته است؟

به نظر می‌رسد که عبدالکریم سروش هنوز نتوانسته است به درک درستی از جهان سیاست یا امر سیاسی دست یابد. به عنوان مثال کتابی چون ادب قدرت و عدالت در حوزه سیاست واجد هیچ مبنایی نیست. آیا این عدم توجه به اندیشه سیاسی جدید به این معنا نیست که حیات روشنفکر دینی در ایران در بیراهه سپری شده است؟ و آیا نسل پس از سروش هم در این راه قدم نهاده است؟

با توجه به این که اکنون در فضایی به سر می‌بریم که موضوع «ایران» مرکزیت یافته و در اندیشه ورزی به مسئله اساسی تبدیل شده است، و با توجه به اینکه روشنفکری دینی ایران هرگز نتوانست به مثلث اندیشه حقوقی، اندیشه -سیاسی و اندیشه اقتصادی توجه جدی نشان دهد، و باتوجه به اهمیت این مثلث، این بی توجهی یا کم توجهی روشنفکری دینی به آنها تا چه حد میتواند برای آن خلأ محسوب شود؟

آیا شما قبول دارید که حیات روشنفکری دینی با محوریت سروش در بیراهه سپری شده است؟ به این معنی که ایشان هنوز به میدان‌های دیگر التفات نشان نداده است؟

دکتر موسی اکرمی، استاد فلسفه، به این پرسش‌ها در یازدهمین شماره‌ی ماهنامه قلم‌یاران پاسخ داده‌اند…  ادامه مطلب “مصاحبه ماهنامه قلم‌یاران با موسی اکرمی”

مقاله «چگونه فیلسوف شویم؟» نوشته‌ی برتراند راسل

مقاله «چگونه فیلسوف شویم؟» نوشته‌ی برتراند راسل

برتراند راسل در این رساله ویژگی های زندگیِ فیلسوفانه را واضح بیان میکند و تصویری روشن از فلسفی زیستن ارائه میدهد. راسل مخاطبش را ترغیب میکند که فیلسوف شود تا خوب زندگی کند.

« اگر میخواهید فیلسوف شوید، اولین چیزی که باید فهمید این است که بیشترِ مردم با اعتقاداتی زندگی میکنند که هیچگونه توجیهِ عقلانی ندارد و جهانِ اعتقاداتِ یک کس با دیگری احتمالاً ناسازگار باشد، چنانکه هر دو نمیتواند درست باشد. عمدتاً، عقایدِ مردم ساخته می­شود تا دلگرمشان کند. حقیقت نزدِ بیشترِ مردم عاملی فرعی است. …اما حقیقت بهتر است از کذب. شرم آور است که بخواهیم با دروغهای امیدبخش دلگرم شویم. …وانگهی، یک دلیل برای اینکه بخواهید فیلسوف [طالبِ حقیقت] باشید آن است که اعتقاداتِ خطا شما را قادر نمیکند که مقصودهایتان را عملی کنید. در قرونِ وسطا، هنگامی که نوعی بیماریِ اِپیدِمیک حادث میشد، مردم در کلیساها ازدحام میکردند تا دعا کنند و گمان میکردند که دیانتشان خدا را برآن میدارد که رحم کند؛ اما درواقع، انبوهِ مردم در ساختمانهای بدتهویه اوضاعِ مطلوب را برای شیوعِ بیماری فراهم میکرد. اگر بنا باشد که وسایلتان برای اهدافتان بسنده باشد، باید معرفت داشته باشید، نه خرافه یا تعصب. » (از متن رساله)

ادامه مطلب “مقاله «چگونه فیلسوف شویم؟» نوشته‌ی برتراند راسل”

خسته از معشوقی

خسته از معشوقی

نمایش عشق دو بازیگر دارد‌: عاشق و معشوق؛ تاریخ مذکر‌، عموماً نقش اول را به مرد و نقش دوم را به زن داده است‌، و میان این دو تفاوتی بسیار است‌. همه چیز نشان‌‌‌ می‌دهد که عاشق بازیگر بزرگی است؛ او قهرمان است. توانایی او در حس گرفتن و انتقال آن‌‌‌ بی‌همتاست. این عاشق است که فعال است‌، سراسر کنش است‌، صحنه را تماماً از اکشن خویش لبریز کرده است؛ تب‌‌‌ می‌کند‌،‌‌‌ می‌گرید‌، ضجه‌‌‌ می‌زند‌،‌‌‌ می‌دود و زمین‌‌‌ می‌خورد و برمی‌خیزد و باز‌‌‌ می‌دود؛ ستایش‌‌‌ می‌کند‌، غزل‌‌‌ می‌خواند‌، غلو‌‌‌ می‌کند‌. التماس‌‌‌ می‌کند؛ رانده هم که شود باکی نیست‌، دوباره و چند باره(۱)‌. عاشق قوی است. همه او را نیرومند‌‌‌ می‌دانیم‌. گر چه به تیر غیب گرفتار شده است اما او‌‌‌ نمی‌داند کی و کی این عطش را در جانش نشانده است؛ لحظه‌‌ای به خود‌‌‌ می‌آید و‌‌‌ می‌بیند که کار از کار گذشته است‌: عاشق شده است؛ و در محله‌ی معشوق پرسه‌‌‌ می‌زند‌، خاک کوی او را سرمه چشم‌‌‌ می‌کند‌، بادی که گیسوی او را شانه کرده‌،‌‌‌ می‌بوید‌. اگر بفهمد که معشوق از چیزی خشنود است‌، خود را به آب و آتش‌‌‌ می‌زند تا آن را به چنگ آرد؛ از جان مایه‌‌‌ می‌گذارد‌. واگر معشوق از چیزی ناخرسند باشد‌‌‌ می‌غرد و‌‌‌ می‌پیچد و رجز‌‌‌ می‌خواند‌. از جان‌، از جان (و چه چیز از این هیجان‌انگیزتر) مایه‌‌‌ می‌گذارد‌. شش دانگ حواس تماشاگر را‌‌‌ به خود معطوف‌‌‌ می‌کند‌. وای به وقتی که پای رقیبی به میان آید‌: همه چیز برای یک دوئل شرافتمندانه‌، بلکه شرافتمندانه‌ترین دوئل آماده است. تماشاگران همه نیم‌خیز‌‌‌ می‌شوند‌. اگر اجازه دهی شاید سوت و کف هم بزنند وتشویق کنند که‌: گر عاشق صادقی ز مردن مهراس‌. ولی او که قبلاً مرده بود‌. او خود به چشم خویشتن دیده بود که جانش‌‌‌ می‌رود‌. عاشقان کشتگان معشوقند. پس در دوئل با رقیب چه چیزی برای باختن دارند؟ با این نیستی هستی دیگری در او آغاز‌‌‌ می‌شود‌. در این‌‌‌ بی‌قراری‌‌‌ها که قرار گرفت‌، نیمه ناپیدای خود را کشف‌‌‌ می‌کند؛ نیمه‌‌ای که عقل آن را پنهان کرده بود. ادامه مطلب “خسته از معشوقی”