آیا جهان طراحی شده است؟

آیا جهان طراحی شده است؟

به نظر می رسد جهان برای داشتن قابلیت ایجاد حیات، به صورت دقیقی تنظیم شده است. این مقاله شواهدی را  دال بر نظریۀ «تنظیم دقیق»۱ بررسی کرده و به بیان رقیب مهم آن یعنی نظریۀ «وجود بیش از یک جهان»۲ می پردازد. ادامه مطلب “آیا جهان طراحی شده است؟”

استهزای دین است یا افسوسِ دانش؟

استهزای دين است يا افسوسِ دانش؟

«کفاره کسی که با خوردن آب یا با خوردن خاک روزه خود را عمداً» باطل کرده، چه تفاوتی با هم دارد؟
۱) «اولی باید برای هر روز یک مُد طعام به فقیر بدهد و دومی باید برای هر روز به شصت فقیر طعام دهد»
۲) «اولی نیاز به قضای روزه ندارد و دومی باید هم قضا کند و هم کفاره بدهد»
۳) «اولی در انتخاب نوع کفاره آزاد است و دومی باید کفاره جمع بدهد»
۴) «اولی باید دو ماه روزه بگیرد و دومی باید به شصت فقیر اطعام دهد»

***
این‌که در بالا خواندید، آخرین سؤال از بیست و پنج سؤال زیر عنوان «فرهنگ و معارف اسلامی» است (شماره ردیف ۷۵) که همین امسال ـ صبح پنجشنبه ۱۵ر۴ر۹۶ ـ در آزمون عمومی کنکور برای «گروه آزمایشی علوم ریاضی و فنی» [آزمون سراسری ورودی دانشگاه‌های کشور ـ سال ۱۳۹۶] مطرح گردیده است. ادامه مطلب “استهزای دین است یا افسوسِ دانش؟”

در هلهله‌ی فقر و خشونت

در هلهله‌ی فقر و خشونت

قتل آتنا بسیار دردناک است. اما دردها در یک جامعه خشونت زده کم نیستند. درد بیشتر زمانی است که برای جبران یک خشونت درخواست خشونت بیشتر می‌شود. درد بیشتر زمانی است که جامعه‌ای برای ایجاد خشونت بیشتر، دست به هلهله شادمانی می‌زند. فریاد سنگسار سنگسار مردم و میل به شنیدن فریاد ضجه قاتل از سوی خانواده مقتول در لحظه سنگسار شدن، امیال سرکوب شده‌ای هستند که در هیئت خشونت سرباز می‌کنند. ادامه مطلب “در هلهله‌ی فقر و خشونت”

ناپختگیِ فلسفه نزد روشنفکران جوان ایرانی

ناپختگیِ فلسفه نزد روشنفکران جوان ایرانی

فلسفه خوانی نزد روشنفکران جوان ایرانی، عمدتا پس از انقلاب اسلامی و بخصوص همزاد با به پا خواستنِ جنبشِ اصلاحیِ دوم خرداد، پا گرفت و رونق بسیاری یافت. با شکوفا شدنِ شخصیت های فلسفی برجسته ی ملی در محافل فکر و ادب و هنر، بخصوص پس از دوم خرداد، و طرح مسائلی از قبیل دین و معرفت دینی، توسعه سیاسی، لیبرالیسم، حقوق بشر و عدالت و غیره، گرایش روزافزونی به سوی فراگیری فلسفه در میان روشنفکران و تحول خواهان جوان، رشد یافته است.

ادامه مطلب “ناپختگیِ فلسفه نزد روشنفکران جوان ایرانی”

ماجرای من و کتاب‌های فلسفه

ماجرای من و کتاب‌های فلسفه

در سایت صدانت، مطلبی خواندنی، از دوست عزیز و دیرینه‌ام جناب آقای دکتر عباسعلی منصوری، مطالعه کردم با عنوان “ماجرای من و کلاس‌های فلسفه“. دکتر منصوری در نوشته خودشان به مسائل متعددی پرداخته‌اند، اما من فقط به یک نکته در مورد متن‌محوری فلسفه اسلامی اشاره می‌کنم. البته این یادداشت کوتاه در امتداد مطلب ایشان است و نقد آن نیست؛ زیرا آنچه گفته‌اند توصیف درست یک وضعیت رایج بوده که بر همگان آشکار است. همچنین قصد نقد وضعیت دانشگاهی را هم ندارم؛ زیرا نظام آموزشی دانشگاه به‌قدری هیچ و پوچ و پوک و تهی است که رسواتر از آن است که ارزش نقد و بررسی داشته باشد. لذا این یادداشت چه از جهت ایجابی و چه از جهت سلبی هیچ نسبتی با وضعیت آموزشی هیچ دانشگاهی ندارد. حتی امیدی نیست که آقایان چنین مطالبی را متوجه شوند؛ زیرا در طراز چنین سخنانی نیستند. آن‌چه مد نظر است، تأملی در یکی از وجوه فلسفه اسلامی است به مثابه یک فلسفه مهم، جدی و حقیقی، و نیز نسبتی که ما باید با آن داشته باشیم. همچنین اشاره‌ای است به یکی از امکانات و پتانسیال‌هایی که این فلسفه به‌خاطر ویژگی‌های خاصش در خود نهفته دارد. ادامه مطلب “ماجرای من و کتاب‌های فلسفه”

تفاوت‌های رفتاری فقرا و اغنیا

تفاوت‌های رفتاری فقرا و اغنیا

به‌نظر می‌رسد فقر آتشی خانمانسوز میان خانواده‌ها، محله‌ها، روستاها، شهرها و تمام کشورها است که از نسلی به نسل دیگر کشیده می‌شود و افراد را در گودال‌های اجتماعی-اقتصادی رها می‌کند، گودال‌هایی که امکان بالا آمدن از آنها گاه غیرممکن است. محققان دریافته‌اند که رابطه‌‌ای میان فقر و رفتارهای مشکل‌ساز همچون مدیریت مالی ضعیف و تولید کمتر وجود دارد. یکی از مهم‌ترین سوالاتی که در این حوزه مطرح می‌شود آن است که چه عاملی باعث می‌شود تا فرد فقیر، فقیر باقی بماند یا نتواند از دام فقر خارج شود؟ ادامه مطلب “تفاوت‌های رفتاری فقرا و اغنیا”

نقد و بررسی «فلسفه در دادگاه ایدئولوژی» اثر رضا داوری اردکانی

نقد و بررسی «فلسفه در دادگاه ایدئولوژی» اثر رضا داوری اردکانی

رضا داوری اردکانی با اتهاماتی از جمله نظریه‌پردازی برای خشونت، ضدیت با حقوق بشر، آزادی، علم، تجدد و غیره مواجه بوده است. او در کتاب «فلسفه در دادگاه ایدئولوژی» سعی دارد نشان دهد که این اتهام‌ها بی‌اساس هستند و در واقع او فیلسوفی واقعی است و نه آلت دست قدرت. عنوان این کتاب هم در واقع باید «داوری اردکانی در دادگاه برخی روشنفکران ایرانی» می‌بود که نویسنده ترجیح داده به جای «رضا داوری اردکانی» از واژه فلسفه و به جای «برخی روشنفکران ایرانی» از واژه ایدئولوژی استفاده کند. او در مقدمه کتاب خاطرنشان می‌کند «در این نوشته‌ها گرچه دفاع از خود ظاهرتر است، اما در حقیقت از فلسفه دفاع شده است» (ص ۹) ولی با خواندن کتاب، خواننده در می‌یابد که این کتاب ربط چندانی به فلسفه ندارد و همان «دفاع از خود» اساس این کتاب را تشکیل می‌دهد، به استثنای یک فصل که او در آن فصل به کتاب «چرندیات پست مدرن» و ماجرای سوکال می‌پردازد.

ادامه مطلب “نقد و بررسی «فلسفه در دادگاه ایدئولوژی» اثر رضا داوری اردکانی”

کتاب صوتی کلیدهای پرورش هوش اخلاقی در کودکان و نوجوانان

کتاب صوتی کلیدهای پرورش هوش اخلاقی در کودکان و نوجوانان

نویسنده به هفت فضیلت اساسی اشاره می‌کند که پایه های اخلاقیت و انسانیت هستند و عبارتند از همدلی، وجدان، خویشتن‌داری، احترام به دیگران، مهربانی، بردباری و انصاف. او نقش خانواده را در پرورش فرزندان بر اساس این فضایل بسیار مهم می‌داند و معتقد است اولین الگوهای کودکان، والدین هستند.
ادامه مطلب “کتاب صوتی کلیدهای پرورش هوش اخلاقی در کودکان و نوجوانان”

ماجرای من و کلاسهای فلسفه

ماجرای من و کلاسهای فلسفه

تذکر: پیشاپیش تاکید می کنم که این متن در صدد بیان مطلق نیست بلکه وضعیت اکثری دانشگاه ها و اساتید را مد نظر دارد

امروز ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۴ که مشغول تدریس  کتاب بدایه الحکمه برای دانشجویان فلسفه در مقطع کارشناسی بودم.داشتم احکام سلبی وجود را درس میدادم. در اواخر کلاس بحث به اینجا رسید که این ترم زیاد درس دادیم و صد صفحه جلو رفتیم  لذا بهتر است که کلاسها را برای فرجه امتحانی زودتر تعطیل کنیم. من در پاسخ گفتم که نه باید بیشتر جلو بریم و هنوز خیلی زود است که تعطیل کنیم. یکی از دانشجویان گفت: چه تفاوتی دارد که مثلا بیست صفحه دیگر بخوانیم. ما که این صد صفحه را خواندیم برایمان هیچ سؤالی طرح نشده گیرم که بیست صفحه ی دیگر بخوانیم! ادامه مطلب “ماجرای من و کلاسهای فلسفه”

چرا نخبه ها می روند و نمی آیند ؛ به جای اینکه بروند و بیایند

چرا نخبه ها می روند و نمی آیند ؛ به جای اینکه بروند و بیایند

برای اینکه بحث ما برای مخاطبان‌، بیش‌تر قابل فهم شود، از یک اتوپیایی آغاز می‌کنیم که رایج است؛ هم بین عوام هم بین نخبگان و آن شیفتگی‌ست بر مبنای یک باور چندین قرنی که یک کشورهایی تولید‌گر نخبه هستند و نخبه‌گرا و یک کشورهایی هرگز نخبه‌پرور نبوده‌اند و نیستند. برای نمونه می شود از شیفتگی نخبگان ما به فرانسه و آلمان نام برد که در برابر سرخوردگی استوار و تاریخی ما نسبت به ایران وجود دارد. چه تفاوت‌هایی وجود دارد میان کشورهایی که نخبه‌پرور می‌شود و کشورهایی که این ویژگی در آن‌ها روشن و قابل لمس نیست؟ ادامه مطلب “چرا نخبه ها می روند و نمی آیند ؛ به جای اینکه بروند و بیایند”