اضطراب اجتماعی

اضطراب اجتماعی

این مراجع من یک دانشجوی دبیری بود که حدود ۲۰ سال سن داشت. مرد جوان دچار مشکلی بود که زندگیش را مختل کرده بود. او مبتلا به نوعی کمرویی بیمار گونه بود. اگر قرار بود درکلاس درس سؤالی بپرسد قلبش به تپش می افتاد، نفسش به سختی در می آمد، بدنش داغ می شد، سرش گیج می رفت، صدایش می گرفت، عرق می کرد و گلویش خشک می شد. در نتیجه بسیاری از اوقات که سؤالی برایش پیش می آمد نمیتوانست آن را از استاد بپرسد. اگر استاد نیز از او سؤالی می کرد همین دردسر تکرار می شد. وقتی قرار بود دانشجویان در کلاس کنفراس بدهند به بهانه های مختلف طفره می رفت و در نهایت هم نمره ی کنفرانش را ازدست می داد. اگر دقایقی به کلاس دیر می رسید در زدن، اجازه گرفتن و عبور از جلوی کلاس برای نشستن در جایش، برایش کاری طاقت فرسا بود بنابراین بسیار پیش می آمد که دقایقی دیر رسیدن باعث محروم ماندن از کلاس و غیبت خوردن می شد. ادامه مطلب “اضطراب اجتماعی”

معرفی کتاب در اسارت فرهنگ

معرفی کتاب در اسارت فرهنگ

کتاب در اسارت فرهنگ به زبانی ساده به تشریح معضلات فردی و اجتماعی ما و ریشه یابی خلقیات و صفاتی می پردازد که به دلیل ترس، فقر و بى‏عدالتى در طول قرون و در راستاى تنازع بقا در ما به‏ وجود آمده‏اند. ویژگیهایی که در تکرار خویش و در گذار از نسلها در ما نهادینه شده و همراه با آداب و رسومى که زاده همان شرایط بوده‏ اند، بخشى از هویت فرهنگى ما را ساخته ‏اند. ادامه مطلب “معرفی کتاب در اسارت فرهنگ”

اثبات حق طلاق زنان در قرآن و توضیح معنای «الطلاق مرتان»

اثبات حق طلاق زنان در قرآن و توضیح معنای «الطلاق مرتان»

با اینکه هیچ برنامه‌ای نداشته‌ام که سلسله مقالات قرآنی خود را بر روی آیات مرتبط با زنان و حقوق ایشان متمرکز نمایم، اما در واقع نسبتاً این گونه شده است، و این به جهت مناقشات بسیاری است که امروزه بر سر آیات مذکور وجود دارد. از این رو بنده نیز کوشش کرده‌ام فهم خود را در این خصوص در معرض نقد و نظر مخاطبان گرامی قرار دهم.(۱) حال در این مجال بر آنم که ابتدا به اثبات حق طلاق زنان در قرآن بپردازم و پس از آن، در خصوص معنای «الطلاق مرتان» توضیح دهم. ادامه مطلب “اثبات حق طلاق زنان در قرآن و توضیح معنای «الطلاق مرتان»”

عمل و محل اجتهاد

عمل و محل اجتهاد

روشنفکران دینی و مجتهدان سنتی، هم در «شیوۀ اجتهاد» با یک‌دیگر اختلاف دارند و هم در «محل اجتهاد». تفاوت در شیوۀ اجتهاد، آن است که مثلا گروه نخست(روشنفکران دینی) بیش از گروه دوم(مجتهدان سنتی)، الزامات عقلی و قواعد عرفی را مهم می‌شمارند، و گروه دوم بیش از گروه اول، در ظواهر متون و نصوص توقف می‌کنند. اما به گمان من اختلاف اصلی در شیوۀ اجتهاد نیست؛ در «محل اجتهاد» است؛ یعنی در جایی است که مجتهد یا روشنفکر، نیاز به نوآوری و اجتهاد می‌بیند. ادامه مطلب “عمل و محل اجتهاد”

میل به دیده شدن . . .

میل به دیده شدن

شاید بتوان به مسأله ی «میل به دیده شدن» پرداخت. مسأله ای که کمتر انسانی می تواند ادعا کند که تابحال، درگیر آن نبوده یا نخواهد بود. شاید بتوان ادعا کرد، میل به دیده شدن، یکی از اساسی ترین مسائل انسانها در دوران مختلف است. منتهی در هر عصری، به شکل متفاوتی، گریبانگیر انسانها می شود. اما امروزه و در عصر مدرن و در کشورهای توسعه نیافته یا در حال توسعه، همانند ایران، شاهد خواست دیده شدن به هر نوعی هستیم. شاید همین مسأله، دلیل اقبال ما ایرانیان به شبکه های اجتماعی نظیر اینستاگرام و …. است. بطور مثال در آتش سوزی روز گذشته هم شاهد همین مسأله از سوی عده ی زیادی از مردم حاضر در محل حادثه بودیم. مردمی که عده ای از آنها برای دیده شدن، چه توسط دوربین های خبری و چه دوربین های گوشی های موبایل خود، میل به دیده شدن و گرفتن بعضا عکس های سلفی با آتش سوزی و حتی آتش نشانان داشتند. عده ای دیگر، صفحات مجازی خود را با قراردادن عکسهایی از حادثه و بعضا اعلام همدردی با آتش نشانان ، پر نموده و یا عکس پروفایل شخصی خود را به عکس آتش نشانان، تغییر دادند. شاید «میل به دیده شدن» در اکثر انسانهای عالَم باشد، اما اینکه ما انسانها چگونه این میل را ارضا می کنیم، بسیار مهمتر است… گاهی با فعالیتی و موفقیتی بزرگ برای خود و بعضا عده ای از مردم، گاهی با نجات جان مردم با گزینش یک حرفه همچون آتش نشانی و گاهی هم با گرفتن سلفی با حوادث روز و یا تغییر چهره های عجیب و …
شاید خود من هم با نوشتن همین پُست کوتاه، چنین قصدی را منتهی به نوع دیگری داشتم!!!

گفت‌و‌گو با آرش نراقی با عنوان آگاهی و خودآگاهی

گفت‌و‌گو با آرش نراقی با عنوان آگاهی و خودآگاهی

مراد از آگاهی چیست و چه انواعی دارد؟
غیبت و یا حضور آگاهی در فرآیند اندیشیدن تحت چه شرایطی رخ می دهد؟

چه بسیار مواقعی که ما می اندیشیم بی آنکه از آن آگاه باشیم و اموری را می آموزیم بی آنکه در آموختن ما آگاهی دخیل باشد مانند یادگیری بوسیله آنچه مکانیزم شرطی شدن نام دارد.
و سوال بنیادی تر آنکه چگونه یک فرد ناآگاه، در عین آگاه نبودنش پی به ناآگاهی خویش میبرد و رفته رفته حوزه آگاهی خود را افزایش دهد؟

اینها پرسشهایی است که با دکتر آرش نراقی استاد کالج موروین آمریکا در رشته دین و فلسفه، در میان گذاشته شد و با وجود اینکه اساسا در دنیای کنونی پاسخ چندان روشنی برای چنین سوالاتی نمی توان یافت ایشان با شرح مفهوم آگاهی در گفتگویی همدلانه و با بیانی ملموس، به ابراز نقطه نظراتشان در این رابطه پرداختند. ادامه مطلب “گفت‌و‌گو با آرش نراقی با عنوان آگاهی و خودآگاهی”

تعریف بازگشتی

تعریف بازگشتی

تعریف یعنی شناساندن چیزی بوسیلۀ یک توصیف. مثلاً “تک‌شاخ” بنا به تعریف یعنی “اسبی که یک شاخ روی سرِ خود دارد”. هر تعریف دستِ‌کم دو بخش دارد: یکی معرَّف (definiendum) (= آنچه قرار است تعریف شود، در مثال ما “تک‌شاخ”) و دیگری معرِّف (definiens) (= آنچه معرَّف را تعریف می‌کند، در مثال ما “اسبی که یک شاخ روی سرِ خود دارد”). اما تعریف کردنِ مفاهیم همیشه کار ساده‌ای نیست. فرض کنید می‌خواهیم “نیایِ ذکورِ مستقیم” را تعریف کنیم. خیلی ساده می‌شود گفت نیایِ ذکور مستقیم هرکس پدر او، پدر بزرگِ او، پدرِ پدر بزرگ او و هکذاست. ادامه مطلب “تعریف بازگشتی”

آزادی بیان – برگرفته از کتاب ریچارد سورابجی

آزادی بیان - برگرفته از کتاب ریچارد سورابجی

آزادی بیان در آتن باستان مطرح بود. واژه «پریزیا» به معنای «گفتن همه چیز» در زبان یونانی آن دوران نماینده مفهوم آزادی بیان بود. البته  نه به این معنا که همگان امکان «پریزیا» را داشتند. در واقع در یونان باستان افراد بسیار کمی در بیان، آزاد بودند. شاعران هزل گو یکی از گروههایی بودند که آزادی بیان داشتند، علاوه بر آنها شهروندان آتنیِ مشهور به رفتار مناسب نیز از این آزادی بهره می بردند. برده ها و خارجی ها (مانند ارسطو) از آزادی بیان به معنای «پریزیا» برخوردار نبودند. با وجود این که در کل افراد بسیار کمی در گفتن هر چه بخواهند آزاد بودند، بسیاری از آتنی ها باور داشتند که آزادی بیان اصلا خوب نیست و نباید برقرار باشد. فیلسوف ها نیز در برخی موارد از این موهبت برخوردار بودند. به عنوان مثال، نقل است هنگامی که اسکندر مقدونی به سراغ دیوژن کلبی رفت به او گفت هرچه میخواهی بگو تا برایت برآورده کنم. دیوژن به اسکندر میگوید برو کنار جلوی تابش آفتاب را گرفته ای. تصور اینکه شخصی بدون پروا هر چه می خواهد به اسکندر بگوید و جان سالم به در ببرد بدون وجود پریزیا غیرممکن می نماید. البته همه فیلسوف ها این قدر خوش شانس نبودند. مثلا سقراط جانش را بر سر  حرفهایش گذاشت و کشته شد.

ادامه مطلب “آزادی بیان – برگرفته از کتاب ریچارد سورابجی”

بازنشر مقالات هفت‌گانه

بازنشر مقالات هفت‌گانه

سایت محمدمجتهد شبستری در ۲۵ دی ۹۵ در مطلبی نوشت: هفت مقاله زیر که باز نشر می‌شوند، همان مقالاتی‌اند که صاحب این قلم  در آن‌ها اعتبار اجتهاد فقهی در موضوعات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در عصر حاضر را با دلایل متعدد زیر سوال برده و به مراجع محترم تقلید پیشنهاد کرده بود بر مبنای محتوای آن مقالات، با نویسنده آن‌ها شخصاً درمناظره‌ای شرکت کنند. ادامه مطلب “بازنشر مقالات هفت‌گانه”

پرگار: روشنفکران غیردینی ودینی، چه تعاملی؟

پرگار: روشنفکران غیردینی ودینی، چه تعاملی؟

روشنفکران غیردینی با دیندارانی که در تلاش برای پرداخت چهره ی متفاوتی از اسلام هستند چگونه تعاملی برقرار کرده اند؟ در بده بستان بین روشنفکران دینی و غیردینی عمده شدن بحث در مورد اسلام چه پیامدهایی دارد؟ ادامه مطلب “پرگار: روشنفکران غیردینی ودینی، چه تعاملی؟”