سخنرانی آرش نراقی با عنوان «مولوی و تجربه درآستانگی»

سخنرانی آرش نراقی با عنوان «مولوی و تجربه درآستانگی»

متن سخنرانی «مولوی و تجربه درآستانگی» برای نخستین بار در همایش بزرگ‌داشت زادروز مولانا جلال الدین (دانشگاه جان هاپکینز، ۲۹ سپتامبر ۲۰۱۸) ارائه شده است. ادامه مطلب “سخنرانی آرش نراقی با عنوان «مولوی و تجربه درآستانگی»”

چکیده کتاب فلسفه‌ ملال

چکیده کتاب فلسفه‌ ملال

ملال چیست ؟ چه زمانی ایجاد می‌شود ؟ چرا اینچنین است ؟ چرا بدان گرفتار می‌شویم ؟ چگونه بر ما مستولی می‌شود ؟ چرا نمی‌توان با نیروی اراده بر آن غالب شد ؟ تفاوت ملال و افسردگی چیست ؟ تفاوت ملال و بی‌علاقگی چیست؟

ملال پدیده‌ای متعلق به دوران مدرنیته است، ملال امتیاز انسان مدرن است، وقتی ساختارهای سنتی معنا را درهم شکستیم ملال را ساختیم. بعید نیست بی‌اینکه بدانیم گرفتار ملال باشیم و گاهی بی‌اینکه دلیلش را بدانیم این حال بر ما چیره شود. ملال «فرسایش ناب» است که تاثیری نامحسوس دارد و به تدریج فرد را به ویرانه‌ای تبدیل می‌کند که دیگران نمی‌فهمند و در واقع خود آن فرد هم نمی‌فهمد. ملال غیرانسانی نیز هست؛ چون معنا را از زندگی انسان می‌رباید، یا اینکه جلوه‌ای از این واقعیت است که چنین معنایی حضور ندارد.

ملال را با مصرف موادمخدر، الکل، سیگار، اختلالات تغذیه، بی‌بندوباری جنسی، ویرانگری، افسردگی، ستیزه‌جویی، خشونت، دشمنی، خودکشی، رفتارهای پرخطر و مواردی اینچنینی مرتبط می‌دانند و آمارها نیز موید این ارتباط است. ادامه مطلب “چکیده کتاب فلسفه‌ ملال”

هانا آرنت ، به زبان ساده

هانا آرنت ، به زبان ساده

امروز سالگرد تولد هانا آرنت ، فیلسوف سیاسی یهودی تبار آلمانه. خب میشه الان کلی لفاظی کرد و قلمبه سلمبه گفت اما میشه فلسفه رو خیلی ساده و لذتبخش هم فهمید بنابراین تصمیم گرفتم به اختصار بهتون بگم هاناآرنت درباره خشونتی که این روزها جهان و ذهنمون رو اشغال کرده چه حرفای جالبی داره:

یکی از دغدغه های هانا آرنت موضوع خشونت و اطاعت پذیریه. بعد از جنگ دوم جهانی،وقتی آیشمن، مجری اصلی جنایت هولوکاست، گرفتار شد. هانا آرنت رفتار این آدم معمولی و خیلی مظلوم رو بررسی کرد تا بفهمه چطور از یه آدم به این سادگی خشونت هایی به اون وسعت سرزده. آرنت در جریان این تحقیقات به یک مفهوم جالب رسید:”پیش پا افتادگی جنایت”. به این معنا که اگر آدم ها یه پروسه ی مشخصی رو طی کنن، خیلی راحت تبدیل به آیشمن میشن و جنایت تبدیل میشه به یه مساله پیش پا افتاده و اونوقت یه استاد دانشگاه، یه بچه مهربون، یک زن آروم یه مرد رمانتیک یا یه پیرمرد خواستنی به راحتی میشه یه جانی تمام عیار!، نمونه عینی این ماجرا رو شما تو گوشه گوشه جهان دیروز و امروز می بینید و شاهد بوده یا هستید که چطور آدم های موجه در مصدر ناموجه ترین کارها قرار میگیرن و در کمال تعجب اون رو مرتکب می شن اما این اتفاق و مراحل اون چطور پیش میرن؟ ادامه مطلب “هانا آرنت ، به زبان ساده”

ماهیت و ارزیابی سلامت معنوی

ماهیت و ارزیابی سلامت معنوی نویسنده: جان. دبلیو. فیشر

معنویت مفهومی است که رابطه میان انسان و امر الوهی را تشکیل می دهد و تلاش ها برای تعریف آن همچنان ادامه دارد. بسیاری از مطالعات روابط میان معنویت، دین و سلامتی را برجسته کرده اند. انبوهی ازمنابع به تقریباً یکصد مربی در چهار نوع مدرسه پرداخته اند که نتیجه تلاش آنها ارائه الگویی بوده که در آن سلامت معنوی را می توان اگر نه جنبه بنیادین سلامت، بلکه دست کم بخش مکمل دیگر ابعاد سلامت(از جمله سلامت جسمی، روانی، عاطفی، اجتماعی و اخلاقی) دانست. کیفیت روابطی که میان هر شخص با خود، دیگران، محیط زیست و خدا تجربه می شود، نشانگر وضعیت سلامت معنوی در هر یک از این چهار ساحت است. این الگو مبنایی برای ارزیابی های سلامت/بهزیستی معنوی در مدارس و دانشگاه هاست. مقاله حاضر ضمن پرداختن به ماهیت معنویت و ابعاد آن، به ارائه الگویی برای سلامت معنوی می پردازد و در نهایت، چالش های موجود بر سر راه سلامت معنوی را بازخوانی می کند. ادامه مطلب “ماهیت و ارزیابی سلامت معنوی”

مناظره یاسر میردامادی و اسفندیار طبری در برنامه پرگار: آیا فلسفه پیشرفت می کند؟

مناظره یاسر میردامادی و اسفندیار طبری در برنامه پرگار: آیا فلسفه پیشرفت می کند؟

آیا فلسفه پیشرفت می کند؟ اگر در فلسفه پیشرفت می بینیم چرا پرسش های بنیادی فلسفی همان است که از ابتدا بوده و اگر فلسفه پیشرفت نمی کند فیلسوفان امروزی چکار می کنند؟ اگر سقراط را در کلاس فیزیک در دانشگاهی امروزی بگذارید احتمالا بر اثر میزان نادانسته ها خود را می بازد. ولی اگر او را در کلاس فلسفه بگذارید شاید بهتر از دیگر شاگردان وارد بحث با استاد شود. این مقایسه به ما چه می گوید؟ آیا نمی توان گفت فلسفه پیشرفت نمی کند؟ اگر در فلسفه پیشرفت نمی بینیم پس این همه استاد و دپارتمان و نشریات فلسفی مشغول به چه کارند؟ آیا صرفا اندیشه های آبای فلسفه را به اشکال نو یا نسبتا نو بیان و تدریس می کنند؟ ناگفته پیداست که بسیاری از اهالی فلسفه با رای موسوم به عدم پیشرفت فلسفه مخالفند. بعضی از آنان لفظ پیشرفت را نارسا می دانند و برخی معتقدند به واقع شاهد پیشرفت در فلسفه هستیم. از نظر آنان اگر پرسش های اساسی فلسفی مثل معنای زندگی، وجود یا عدم وجود خدا و کم و کیف اراده و اختیار انسانی، بی پاسخ قطعی مانده این ناشی از سرشت فکر فلسفی ست. ولی اگر این پرسش ها نه مایه ی اجماع بلکه زمینه ی اختلاف بیشتر بین فلاسفه شده یک فرد عامی حق ندارد بگوید ما را با اندیشه های اولیه ی فلسفی بگذارید و به حرفه ای دیگر بچسبید؟ مهمان های برنامه: اسفندیار طبری؛ استاد فلسفه و یاسر میردامادی؛ پژوهشگر فلسفه و دین. ادامه مطلب “مناظره یاسر میردامادی و اسفندیار طبری در برنامه پرگار: آیا فلسفه پیشرفت می کند؟”

رضاشاه روحت شاد؟

رضاشاه روحت شاد؟

بعد از آن گردهمایی غافلگیرانه کنار مزار کوروش کبیر، برخی مراکز ذیربط سفارش تحقیق می‌دادند که بررسی شود این رستاخیز عطف نظر به سلطنت از چه رو است. نیز اخیراً بعد از شعارهایی که در ناآرامی‌های سال قبل شنیده شد، و نیز پژواک پهن‌تر آن در مجازستان، مبنی بر به قول پادشاه فقید “مرگ بر ما که گفتیم مرگ بر شاه” برخی روشنفکران (یوسف اباذری، کلیپ مربوطه) به تکاپو افتاده‌اند که نخیر، ابداً چنین نیست، و این حرف‌ها از آن روست که‌ جوانان آن روزها نبوده و ندیده‌اند، که اگر شاهد آن همه بدی بودند بازگشت آن را آرزو نمی‌کردند و نه نیز در پی تحقق دوباره آن قدمی برمی‌داشتند. ادامه مطلب “رضاشاه روحت شاد؟”

ضرورت تجدید حیات مبحث “توحید اجتماعی-سیاسی” در گفتمان نواندیشی دینی

ضرورت تجدید حیات مبحث "توحید اجتماعی-سیاسی" در گفتمان نواندیشی دینی

“با زندگی فردی و گوشه گیری و به نام سلوک و اخلاق؛ در بافته های خود سر فروبردن و برای خود خیالات باطل بافتن نه راه سلوک بسوی خدا باز می شود و نه اخلاق معنا می یابد زیرا اینگونه خودگرایی؛ سلوک بسوی خود است نه خدا”

پرتوی از قرآن، سوره بلد،آیت الله طالقانی

“شریعتی گفته بود اگر سقراط فلسفه را از آسمان به زمین آورده، محمد دین را چنین کرده است. وی معتقد بود توحید نه خدا یکی است و بیشتر نیست بلکه دارای ابعاد وسیعی است که وقتی معتقد می شوی خدا یکی است و همه آفریده های یک خدا هستند و در برابر او برابر و با یکدیگر برادر(وخواهر)ند؛ بدین ترتیب توحید فلسفی و الهیاتی تبدیل به توحید اجتماعی و رفع همه فاصله ها و تبعیضات نژادی و جنسیتی و طبقاتی و وقومی و زبانی و .. می شود. به همین خاطر است که پیامبر گفته بود همه مردم مانند دانه های شانه با هم برابرند. بدین ترتیب او از توحید به عدالت و نفی همه تبعیضات می رسید”

رضا علیجانی

یکی از پروژه های نسل اول روشنفکران دینی (مهندس بازرگان، آیت الله طالقانی، دکتر شریعتی و مجاهدین بنیانگذار) در عرصه نواندیشی دینی افزون بر طرح اسلام اجتماعی-سیاسی، بسط مبحث توحید از توحید فردی و وجودی به توحید اجتماعی-سیاسی بود. ادامه مطلب “ضرورت تجدید حیات مبحث “توحید اجتماعی-سیاسی” در گفتمان نواندیشی دینی”

نقدها را بوَد آیا که عیاری گیرند؟

نقدها را بوَد آیا که عیاری گیرند؟

جناب رضا بابایی و جناب محمدتقی سبحانی در دو متن جداگانه به طرح ادعاهایی درباب ربط و نسبت سه سازه‌ی مفهومی، یعنی تصوف و روشنفکری دینی و فقه پرداخته‌اند که در اینجا با تساهل آنها را به ترتیب سه متغیر الف و ب و ج می‌نامم.

نگارنده نه دل در گرو روشنفکری دینی دارد، نه تصوف؛ و نوشته‌ی حاضر صرفاً نگاهی به تحلیل دو گفتمان یادشده دارد تا نشان دهد که هر دوی آنها به قول رمان هارتموت لانگه، صرفا “حمایت از هیچ” است. هر دوی به فقر استدلالی، و کلی‌گویی‌هایِ محقق‌آزار مبتلا هستند؛ و البته‌ نوشته‌ی جناب سبحانی، تردامن‌ به انگیزه‌خوانی و کشف‌های دایی‌جان ناپلئونی از پشت‌پرده‌ها. ادامه مطلب “نقدها را بوَد آیا که عیاری گیرند؟”

تصوف و روشنفکری دینی؛ از ناسازواری تا همگرائی

تصوف و روشنفکری دینی؛ از ناسازواری تا همگرائی

یکی از نویسندگان محترم (رضا بابایی در نوشتار فقه، تصوف و روشنفکری دینی)، اخیرا نوشته‌اند که «اگر بتوان برای روشنفکری دینی، تباری شناسنامه‌دار در تاریخ مسلمانان یافت، به گمان من عرفان و تصوف است» و افزوده اند:«اگر عطار و سنایی و مولوی و محیی‌الدین را از روشنفکران دینی بگیرند، گویی جوانکی بی‌پناه را در سنگستان تنهایی رها کرده‌‌اند»
این نوشته البته برای افشای نادرستی همایش تصوف به رشته تحریر در آمده و گویا می‌خواهند بانیان همایش را به اهمیت کار صوفیان و لزوم تبعیت روشنفکران از آنان آگاه سازند و فقیهان را هشدار دهند که در دنیای جدید، راهی جز پیوستن به ائتلاف صوفیان و روشنفکران ندارند و تا دیر نشده است، برای نجات خود و دینداری، باید به اردوگاه آنان پناه آورند! ادامه مطلب “تصوف و روشنفکری دینی؛ از ناسازواری تا همگرائی”

فقه، تصوف و روشنفکری دینی

فقه، تصوف و روشنفکری دینی

اگر بتوان برای روشنفکری دینی، تباری شناسنامه‌دار در تاریخ مسلمانان یافت، به گمان من عرفان و تصوف است. شریعتی می‌گوید مثنوی سه بار من را از خودکشی نجات داد. سروش بدون مولانا، چنین نام‌آور نمی‌شد. اگر عطار و سنایی و مولوی و محیی‌الدین را از روشنفکران دینی بگیرند، گویی جوانکی بی‌پناه را در سنگستان تنهایی رها کرده‌اند. دلدادگی روشنفکری دینی به عرفان و تصوف، بیشتر از وام او به فلسفه‌های جدید نیست؛ اما اگر فلسفه و کلام، کالبد روشنفکری دینی است، تصوف و عرفان روح آن است؛ هم آنگاه که در موضع نقد و آسیب‌شناسی است و هم آنگاه که در مقام ایجاب و آفرینش‌گری است. روشنفکران دینی، آنجا که می‌خواهند دربارۀ حقیقت ایمان و نسبت دین با آن سخن بگوید، چیزی بیش از مثنوی مولوی و منطق الطیر عطار و حدیقۀ سنایی نمی‌گویند؛ حتی اگر این کتاب‌ها را نخوانده باشند یا مذاق عرفانی نداشته باشند.

ادامه مطلب “فقه، تصوف و روشنفکری دینی”