تأمّلی دربارهٔ رابطهٔ «مرگ» و «زندگی» و نسبت آنها با «عشق»

تأمّلی دربارهٔ رابطهٔ «مرگ» و «زندگی» و نسبت آنها با «عشق»

تأمّلی دربارهٔ رابطهٔ «مرگ» و «زندگی» و نسبت آنها با «عشق» (بخشی از مجموعهٔ «کلماتِ باطل») تقدیم به صدیق قطبی مسعود زنجانی

روشنفکری دینی چه می‌گوید؟

روشنفکری دینی چه می‌گوید؟

صدیق قطبی: به نظر می‌رسد در میان روشنفکران دینی به رغمِ همه‌ی اختلاف‌نظرها و تنوع تعابیر، می‌توان خطوط مشترک و جان‌مایه‌های یگانه‌ای یافت. در اینجا تلقّی خودم را از مشخصه‌های روشنفکری دینی تقریر می‌کنم:

خدا و امر متعالی در نگاه کریستین بوبن

خدا و امر متعالی در نگاه کریستین بوبن

کریستین بوبن به دنبال باورهای یقینی و ارائه‌ی تعاریف مشخص از خدا و امر متعالی نیست. تعاریف پژمرده می‌کنند. عقیده، می‌خُشکاند. خدا، امر متعالی یا امر مقدس در نگاه کریستین بوبن امری است که به تجربه در می‌آید، احساس می‌شود، بساویده می‌شود، اما تن به منطق عقیده و قرنطینه‌‌ی تعریف نمی‌سپارد. خدا دانستنی نیست، دوست […]

نگاه دوباره به توحید

نگاه دوباره به توحید

می‌کَشَد هر کرکسی اجزات را هر جانبی چون نه مرداری تو بلک بازِ جانانی چرا؟ بعید است که مولانا مضمون این بیت سرشار و شگرف را از آیه‌ی زیر اقتباس نکرده باشد: «وَمَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَکَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّیْرُ أَوْ تَهْوِی بِهِ الرِّیحُ فِی مَکَانٍ سَحِیقٍ»(حج/۳۱) «و هر کس به خدا شرک ورزد […]

معنای زندگی نزد سهراب سپهری

معنای زندگی نزد سهراب سپهری

آیا زندگی خالی از معنا است؟ پاسخ سهراب سپهری منفی است: «زندگی خالی نیست». اما چه چیزهایی زندگی را برای او سرشار می‌کند؟ «در این جهان ظلمانی، در این روزگار سرشار از فجایع، در این دنیای پر از کینه»(مارگوت بیکل، ترجمه احمد شاملو)، چه آویزگاه‌های استواری به چشم می‌خورد که شاعر را مجاب می‌کند که […]

زندگی بهنگام، مرگ بهنگام

زندگی بهنگام، مرگ بهنگام

کارهای ناتمام، آرزوهای تحقق‌نیافته و به طورِ کلّی زندگی به کمال‌نرسیده، از اسبابی است که مرگ را دشوار و نابهنگام می‌کند. رابیندرانات تاگور می‌گفت آنچه مرگ را دشوار می‌کند، گذشته‌ی ناکامل ماست: «مرا برهان از گذشته‌ی به کمال نرسیده‌ام که از فراپُشت به من چسبیده است و مرگ را دشوار می‌کند.» (رابیندرانات تاگور) همچنان که […]

آنچه در کودکی جا گذاشته‌ایم!

آنچه در کودکی جا گذاشته‌ایم!

شاعران می‌گویند: «رؤیای بزرگ‌تر شدن خوب نبود / ای کاش تمام عُمر کودک بودیم». و می‌گویند: «بیا ساده مثل چکاوک شویم / بیا بازگردیم و کودک شویم»، اما آیا بازگشت به کودکی ممکن است؟ بازگشت به کودکی یعنی چه؟ بازیابی و بازپروری چه روحیاتی می‌تواند ما را دوباره کودک کند؟ و اساساً بازیابی تمام روحیات […]

دینداری خلّاق !

دینداری خلّاق !

دینداری خوب، دینداری خلاقانه است. یعنی دست به انتخاب بزنی و بخش‌های لطیفانه‌تر متون دینی را برجسته کنی، محوریت ببخشی و دیگر بخش‌های متن را در سایه‌ی آن بفهمی، تأویل کنی و یا تاریخمند بدانی.

جهان، آبستن از خداست

جهان، آبستن از خداست

یکی از عارفان مسیحی درباره‌ی خدا، تعبیر حیرت‌آوری دارد که به چشم من از گویاترین تعابیر است؛ گر چه ممکن است در نگاه برخی، کفرآمیز و یا یاوه بیاید. آنجلا فولینیویی می‌گوید: «جهان از خدا حامله است.»

عشق و تنهایی

عشق و تنهایی

گر چه عشق، مرهم تنهایی است و خستگی و درماندگی ناشی از دویدن در برهوت تنهایی را التیامی می‌بخشد، اما خودِ عشق، ضرورت تنهایی را نیز فراچشم می‌آورد. گویا آدم‌هایی که در خویشتن به قدر کافی خلوت نکرده‌اند و طعم گس تنهایی را به خوبی نچشیده‌اند، غنای کافی برای یک تجربه‌ی عاشقانه‌ی سرشار ندارند. اما […]