1- سالهای طولانی است که روشنفکران ایرانی از ضرورت تقدم آزادی سیاسی بر آزادی اقتصادی سخن می گویند اما غالبا استدلال اقتصاددانان مدافع بازار خلاف این است . نظریه های قوی اقتصاددانان بر این نکته تأکید دارد که آزادی اقتصادی مقدم بر آزادی سیاسی است. از جمله،میلتون فریدمن که میگوید ” آزادی اقتصادی شرط اصلی آزادی سیاسی است”.لطفا توضیح بدهید که در ادبیات اقتصاد آزاد، چه نسبتی میان آزادی اقتصادی و آزادی سیاسی وجود دارد و چرا دیدگاه روشنفکران چپ گرا در زمینه تقدم آزادی سیاسی بر آزادی اقتصادی درست نیست؟
پاسخ: اولین نکته در خور توجه چگونگی رابطه بین سرمایه داری و دموکراسی ، به هر تعبیری که در نظر بگیریم مانند اقتصاد بر اساس مکانیسم بازار و یا سرمایه داری، است. پرسشی که مطرح می شود این است که از لحاظ نظری و تجربی این ارتباط چگونه بوده است؟ شاید در این مورد بهترین تحلیلی که من دیده ام در مقاله “دموکراسی، سرمایه داری و جهانی شدن” نوشته لرد رالف داهرن دورف (Ralph Dahrendorf) آمده است. او یک پژوهشگر و نویسنده علوم اجتماعی است و حدود ده سال مدیریت مدرسه اقتصاد لندن را بعهده داشت. لیکن دیدگاه او با دیدگاه اقتصاد دانان این رشته کمی تفات دارد. گرچه نظریات او جنبه فرضیه یا گمانه را داشته و نیاز به آزمون دقیق تر است. لیکن او به گزینه های دیگری از اندیشه نظر دارد که قابل تامل است. ادامه مطلب “چگونگی رابطه سرمایه داری و دموکراسی؛ گفتگوی ماهنامه مهرنامه با محمد طبیبیان”







