زندگی‌نامه‌ آرش نراقی

زندگی‌نامه‌ آرش نراقی

زندگی‌نامه‌ آرش نراقی؛ آرش نراقی‌ زندگی‌نامه‌ خود را چنین‌ شرح‌ می‌دهد: در سال‌ 1345 در تهران‌ به‌ دنیا آمدم‌. در سال‌ 70-1369 از دانشگاه‌ تهران‌ فارغ‌ التحصیل‌ شدم‌. نخستین‌ پرسش‌ فلسفی‌ كه‌ در اندیشه‌ من‌، در روزگار كودكی‌، جوشید پرسش‌ از وجود و نسبت‌ ما آدمیان‌ با او بود. این‌ پرسش‌ هرگز از كانون‌ توجه‌ فلسفی‌ و وجودی‌ من‌ به‌ دور نشد، و همواره‌ در من‌ شوقی‌ بی‌ حد در جهان‌ فلسفه‌، عرفان‌، و الهیات‌ برانگیخته‌ است‌. مجوعه‌ی‌ تأملات‌ و پژوهشهایم‌ در این‌ حوزه‌ها در قالب‌ چندین‌ مقاله‌، به‌ ویژه‌ در نشریه‌ « كیان‌ » و « راه‌ نو » انتشار یافت‌. كتابی‌ هم‌ از من‌ تحت‌ عنوان‌ « رساله‌ی‌ دین‌ شناخت‌ » توسط‌ انتشارات‌ طرح‌ نو (1378) انتشار یافته‌ است‌. همچنین‌ با همكاری‌ دوستی‌ دو كتاب‌ از انگلیسی‌ به‌ فارسی‌ « در آمدی‌ بر فلسفه‌ی‌ دین‌ » (انتشار طرح‌ نو، 1376)، و « كلام‌ فلسفی‌ » (انتشارات‌ صراط‌، 1374) منتشر گردید. ادامه مطلب “زندگی‌نامه‌ آرش نراقی”

«نکو گوی ؛ اگر دیر گویی چه غم»، پاسخی بر نقد دکتر سروش دباغ

«نکو گوی ؛ اگر دیر گویی چه غم»، پاسخی بر نقد دکتر سروش دباغ

آنچه که مرا ، در این مقال ، واداشت تا پاسخی برای نقد اخیر دکتر سروش دباغ بر کتاب شعاع شمس دکتر ابراهیمی دینانی ، بنویسم ، دِینی است که به عنوان یک دانشجو ، به ’ایشان در مقام یک استاد‘ دارم.

نقد دکتر دباغ ، اجمالا در این یک بند خلاصه می شود که دکتر دینانی ، در کتاب ’شعاع شمس‘ ، دچار خطا های فاحشی گشته است و همچون سایر آثارش در صحنه نشر کتبی و کلامی ، اسلوبی بالبداهه دارد و در چارچوب یک پروژه تحقیقاتی و علمی ، اثر ارزشمندی شناخته نمی شود و عاید معرفتی قابل توجهی ندارد و برای فضای علمی کشور مایه شرمساری و تاسف است که از این چنین آثاری استقبال می کند و مولفان ، همچنان جرات دارند چنین نگارش های بی کیفیتی ، عرضه کنند.
پاسخ این حقیر به عنوان یک دانشجو که شعاع شمس را مطالعه نموده است به اشکالات ایشان ، در قالب چند نکته ، به شرح ذیل ارائه می شود. ادامه مطلب “«نکو گوی ؛ اگر دیر گویی چه غم»، پاسخی بر نقد دکتر سروش دباغ”

نقد دکتر سیدیحیی یثربی به دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی

نقد دکتر سیدیحیی یثربی به دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی

در نیم قرن اخیر در مراکش و مصر و لبنان و الجزایر؛ کم و بیش ابن رشد را مورد بررسی قرار داده و چیزهایی درباره‌اش نوشته‌اند که ارزیابی کارشان مجال بیشتری می‌طلبد. اما کتاب دوست فاضلم، استاد دانشگاه تهران، جناب آقای دکتر دینانی با عنوان «درخشش ابن رشد در حکمت مشاء» در ایران معروف است. این کتاب را طرح نو به شکل مطلوب و خوب درهمان سال اتمام تالیف ( 1384 ‏) چاپ کرده ‏است. این کتاب پانصد و دوازده صفحه‌ای دارای چهارده فصل است. ادامه مطلب “نقد دکتر سیدیحیی یثربی به دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی”

صوت سخنرانی حمید طالب‌زاده و محمود مرواريد “نظريه‌ادراكات‌اعتباری علامه‌طباطبايی”

صوت سخنرانی حمید طالب‌زاده و محمود مرواريد "نظريه ادراكات اعتباری علامه طباطبايی"

سخنرانیِ دکتر طالب‌زاده و دکتر مروارید در برنامۀ “دو ديدگاه دربارۀ نظريۀ ادراكاتِ اعتباریِ علامه طباطبايی”، یک‌شنبه بیست‌وششمِ اردیبهشت ماه، تالارِ کمال دانشگاه تهران ادامه مطلب “صوت سخنرانی حمید طالب‌زاده و محمود مرواريد “نظريه‌ادراكات‌اعتباری علامه‌طباطبايی””

نقدی بر آرای ونزبرو در مورد تاریخ تثبیت نهایی متن قرآن، دکتر محمد کاظم شاکر

نقدی بر آرای ونزبرو در مورد تاریخ تثبیت نهایی متن قرآن، دکتر محمد کاظم شاکر

وقتی یک محقق غربی می خواهد اسلام را بشناسد به طور طبیعی به دنبال منبع یا منابعی معتبر است که بتواند از طریق آن به واقعیت اسلام (اسلام تاریخی) دست یابد.

سنت گرایان از دانشمندان غربی، همچون تئودور نولدکه، فریدریش شوالی، ریچارد بل و ویلیام مونتگمری وات، قرآن و سنت را به عنوان منابعی که واقعیت اسلام تاریخی را به آنها می شناساند به رسمیت شناختند.

گلدتسیهر اعتبار سنت را زیر سؤال برد و تنها قرآن را منبع معتبر برای شناخت اسلام و پیامبر و مسلمانان صدر اسلام و مخالفانشان دانست.

جوزف شاخت با تألیف کتاب منابع فقه اسلامی اندیشه های گلدتسیهر را تقویت کرد و از آن پس، عدم اعتبار سنت اسلامی برای شناخت اسلام تاریخی، به مثابه سکه رایج در مطالعات غربی درآمد، به طوری که کسی حاضر نبود زحمت اثبات آن را نیز بر عهده گیرد! ادامه مطلب “نقدی بر آرای ونزبرو در مورد تاریخ تثبیت نهایی متن قرآن، دکتر محمد کاظم شاکر”

سخنرانی داریوش آشوری با عنوان زبان علم

سخنرانی داریوش آشوری با عنوان زبان علم

داریوش آشوری: برخورد من با مسئله زبان از اینجا آغاز شد که من فرصتی پیدا کردم که در محضر مردی یگانه به نام آقای غلامحسین مصاحب شاگردی کنم. در آن زمان که مکاتب علمی و فلسفی زیادی در غرب بوجود آمده بود، در آن پروژه ای که آقای مصاحب به طور جدی و مجدانه ای دنبال می‌کردند یک مسئله این بود که با این واژگان تخصصی سینما و علوم سیاسی و جامعه شناسی و فلسفه و علمی و… چه باید کرد؟

چگونه می‌توان کلمات علمی را از زبان دیگر وارد زبان دیگری کرد؟ ادامه مطلب “سخنرانی داریوش آشوری با عنوان زبان علم”

تأثیر عامل ژنتیکی بر حکم اخلاقی و فقهی همجنس‌گرایی ، رهبرپور و روحانی

تأثیر عامل ژنتیکی بر حکم اخلاقی و فقهی همجنس‌گرایی

بررسی تأثیر عامل ژنتیک بر شناخت و تعیین حکم اخلاقی و فقهی همجنس‌گرایی با تکیه بر موضوع‌شناسی در حوزه همجنس‌گرایی و ژنتیک دغدغه اصلی این پژوهش است. مبنای این بررسی، پذیرش تأثیر عامل ژنتیک بر خصیصه‌های روانی و خُلق و خوی فردی به ویژه گرایش به همجنس بوده است. این تأثیر موضوع‌ساز بوده و حکم موضوع جدید به بررسی جدید و نگاه جدید نیاز دارد. در این راستا، با مبناقراردادن انسان‌شناسی تلفیقی، در جهت نیل به حکم اخلاقی و فقهی همجنس‌گرایی تلاش می‌شود. بعد از بیان حکم، پیشنهادهایی برای اجرای بهتر آن در فضای فعلی جامعه ارائه شده است. ادامه مطلب “تأثیر عامل ژنتیکی بر حکم اخلاقی و فقهی همجنس‌گرایی ، رهبرپور و روحانی”

تفاوت بین قانون علمی و تئوری ، ویدئو

تفاوت بین قانون علمی و تئوری ، ویدئو

وقتی که دارین با دوستتون در مورد یک نظریه‌ی علمی ثابت شده بحث می‌کنین، ممکنه اون در جواب بگه: «خیلی خب، این فقط یک نظریه‌ست!». در حالیکه بحث در مورد یک قانون علمی ثابت شده به ندرت به جمله‌ی «خب، این فقط یک قانونه!» ختم میشه.علت چیه!؟
تفاوت یک نظریه و یک قانون چیه و آیا یکی بهتر از دیگریه؟ ادامه مطلب “تفاوت بین قانون علمی و تئوری ، ویدئو”

تبارشناسیِ روشنفکریِ ما از داریوش آشوری

تبارشناسیِ روشنفکریِ ما از داریوش آشوری

در دورانِ سی‌ساله‌یِ پس از انقلابِ اسلامی، به دنبالِ شوکی که بر اثرِ آن به ذهن و روانِ مردمِ ایران و بخشِ بزرگی از جهان وارد شد، پرسش‌هایِ بسیاری در باره‌یِ زمینه‌ها و شرایطِ امکانِ این انقلاب در ذهن‌ها نقش بست. این پرسش‌ها ناگزیر کندـوـ‌کاو در بابِ زمینه‌هایِ فرهنگی و سیاسیِ آن را در تاریخِ ایران پیش کشید. گذشته از کندـ‌وـ‌کاو در زمینه‌هایِ دوردستِ تاریخی، کند‌ـ‌وـ‌کاو در تاریخِ دورانِ صدساله‌یِ زمینه‌سازِ انقلابِ مشروطیّت تا انقلابِ اسلامی بیش از همه ذهن‌ها را به خود خوانده است. پرسشی که تمامیِ این جویندگی‌ها و پویندگی‌ها را هدایت می‌کند، بیش‌تر بر این بنیاد است که “چه شد که چنین شد؟” یعنی، مردمی که صد سال پیش‌تر برایِ آزادی و قانون‌روایی و دموکراسی قیام کردند، چه شد که از فرمان‌رواییِ دین و “حکومتِ اسلامی” سر درآوردند؟ در این باب شمارِ بسیاری کتاب به دستِ پژوهشگرانِ ایرانی و خارجی در این سال‌ها نوشته شده است. از جمله، فراوان پایان‌نامه‌هایِ دکتری به قلمِ دانشجویانِ ایرانی در اروپا و امریکا در رشته‌هایِ تاریخ و علومِ سیاسی و جامعه‌شناسی که به صورت کتاب نیز منتشر شده است. ادامه مطلب “تبارشناسیِ روشنفکریِ ما از داریوش آشوری”

مناظرۀ علت با دلیل ، رضا بابایی

مناظرۀ علت با دلیل ، رضا بابایی

در مناظرۀ آقای بازرگان و سروش، آقای بازرگان از دیدگاه سنتی دربارۀ قرآن دفاع می‌کند و آقای سروش از نظریه‌ای که چندان سابقه و پشتوانۀ تاریخی در ایران ندارد. آقای سروش، برای اثبات نظریه‌اش دلیل نمی‌آورد و بیشتر دیدگاهی تازه را دربارۀ وحی و زبان قرآن، عایق‌بندی می‌کند؛ اگرچه نظریۀ سنتی نیز دلیلی از جنس برهان عقلی ندارد. اینکه آقای سروش، قرآن را رؤیاهای صادق پیامبر می‌خواند، نه سخنان صریح خدا با او در بیداری، اگرچه دلیل ندارد، اما بی‌علت نیست. نظریه‌ها یا فرضیه‌ها در همۀ علوم، افزون بر دلیل، علت نیز دارند. علت، پدیدآورنده است؛ دلیل، نشان‌دهنده. علت، هستی‌بخش است و دلیل، آگاهی‌بخش. مثلا موقعیت خاص زمین در برابر خورشید، «علت» سردی هوا است، و یخ زدن آب، «دلیل» آن؛ یعنی ما از یخ زدن آب، پی می‌بریم که دمای هوا زیر صفر است؛ اما یخ زدن آب، علت سردی هوا نیست؛ بلکه دلیل آن است.
نظریۀ آقای سروش دربارۀ قرآن، فاقد دلیل است؛ اما مهم است که بدانیم چرا چنین نظریه‌ای به وجود آمده است و بسیاری از روشنفکران دینی، قرائتی شبیه آن – در پیامد و آثار – از قرآن و حدیث دارند. به عبارت دیگر، باید دید که خاستگاه این نظریۀ درست یا نادرست چیست و قرار است چه مسئله‌ای را حل کند یا چه راهی را پیش پای مسلمانان بگذارد. ادامه مطلب “مناظرۀ علت با دلیل ، رضا بابایی”