رضایت خدا را نمی‌فهمم !

رضایت خدا ، نوشتاری از رضا ایرانمنش
Print Friendly
به این مطلب امتیاز دهید!

داعشی سرمیبرد برای رضای خدا !

موتور سواری به روی بدحجابی اسید می پاشد برای رضای خدا !

عضوی از القاعده خودش را در جمعی منفجر میکند برای رضای خدا !

از دین برگشته ای را اعدام میکنند برای رضای خدا !

همسایه ام دروغ مصلحتی میگوید برای رضای خدا !

حاجی قربانی میکند برای رضای خدا !

مومنی نماز میخواند برای رضای خدا !

دوستم درس میخواند برای رضای خدا !

خیّری به یتیمی کمک میکند برای رضای خدا !

پزشکی بیماری را رایگان معالجه میکند برای رضای خدا !

رضایت خدا را نمی‌فهمم چون برای هرکس معنای متفاوتی دارد.

اما درد انسان را خوب میفهمم چون درد برای همه ی انسان ها یک معنی دارد . . .

13 نظر برای “رضایت خدا را نمی‌فهمم !

  1. بسمه تعالی
    پاسخ به کسی که می گوید”رضایت خدا را نمی فهمم”:
    یک – به جای اینکه دین را از منابع اصلی ان یعنی قران و عترت توام با یکدیگر بیاموزید، می خواهید ان را از ادعاهای مدعیان یاد بگیرید .
    دو – مدعیان دینداری ممکن است در سخنان خود راست و یا دروغ بگویند لازم است ان ها را با معیار های دین بسنجید . این شنونده است که باید عاقل باشد و راست و دروغ ها را از یکدیگر تشخیص بدهد.
    سه – دین حقیقی یکی است ولی باطل ها و فریب ها فراوان هستند . شخصی می گفت این را قبول دارم ولی ما نمی توانیم ان راه حق را از میان انبوه گمراهی ها و باطل ها تشخیص بدهیم . به او گفتم : ان قدر هم ناتوان و بی عرضه نیستیم .
    چهار – چگونه است که برای خرید یک کالا مدت ها جست و جو می کنید و جوانب ان را برسی می نمایید تا کلاه بر سرتان نرود، ولی برای مهم ترین موضوع سر نوشت ساز خود حاظر به تحقیق نیستید و به الگو ها ی دین یعنی پیامبر اکرم (صل الله علیه و اله) و معصومین (علیهم السلام ) توجه نمی کنید . ایا شما نمی دانید که حضرت امام حسین (علیه السلام) حق هستند و یزید باطل است ؟ اری اگر بخواهید می توانید بدانید و می توانید بفهمید .

      1. با فرشید موافقم.بنظرم جناب مدافع دین همان سخنان و به اصطلاح استدلالهای چندین هزار ساله ی دینداران را تکرار میکند. البته این احساسات استدلال نما برای یک دیندار مایه ی سکینه و آرامش است، اما برای کسی که بدون پیشداوری و با گشودگی تمام در پی فهم حقیقت است، چیزی ندارد.

        1. و شما ( علیرضا) بجای پاسخ مستدل فقط ادعا نموده اید. اگر واقعا در پی فهم حقیقت بودید موضوع های مطرح شده را بررسی می نمودید. شما که مدعی عدم پیش داوری هستید دلیل خود را بیاورید ویا دلایل فوق را رد کنید البته اگر می توانید!

    1. وقتی حتی نمی توانید وجود خدا را اثبات کنید،چطور باطل بودن یزید و بر حق بودن حسین را اثبات کنید.
      از کجا معلوم که حرف یزید درست نباشد که:
      “لعبت هاشم بالملک ولا خبر جا و لا وحی نزل”

      1. پا سخ به “فرشید”
        نظم و هما هنگی درکل جهان و در هر بخش از ان و قانونمند بودن تمام پدیده ها – دلیل و نشان از خالق و هماهنگ کننده ونظم دهنده جهان است .قانونهای علمی و اصول کلی علمی که قانون های خاص را پوشش می دهند – ازکجا امده اند وچرا بر قرار هستند؟ مدیریت کل جهان با کیست ؟
        این سوال را پاسخ بدهید و از بحث فرار نکنید.

        1. جناب آقای دکتر
          لطفا کمی نظریه کوانتوم را مطالعه بفرمایید تا ببینید که این قوانین نیستند که حاکمند بلکه احتمالات هستند که رخ می دهند.
          در ضمن این برهانی که شما به آن اشاره کردید (برهان نظم یا صانع) مدتهاست که پنبه اش زده شده است.(برای توضیح بیشتر به مباحث اثبات خدای جناب ملکیان مراجعه کنید.)
          در آخر هم کی شما بحث کردید که من بخواهم از بحث با شما فرار کنم!!!!؟؟؟؟
          به هر ترتیب تا به امروز رای من این است که اعتقاد به خدا، گزاره ای خرد گریز است نه خرد پذیر

          1. پاسخ شماره۲ به فرشید
            ۱-اگر جهان قانونمند نیست پس علوم طبیعی ازجمله فیزیک وکوانتوم در پی کشف جه هستند؟
            ۲-احتمالات گذار بین حالت های کوانتومی یک سیستم به شرطی معنی دارد که چنین حالت هایی مشخص باشند. بعنوان مثال مجموعه حالت های اتم هیدروژن ومجموعه تراز های انرژی انرا درنظر می گیریم. اکنون می پرسیم چرابرای تمام اتم های هیدروژن مجموعه های فوق یکسان هستند یعنی چرا همه انها از معادله شرو دینگر پیروی می کنند؟ویا چرا همه انها مطابق قانون و فر مالیزم کلی تری که معادله فوق را نتیجه می دهد رفتار می نمایند؟ این هماهنگی و قانونمندی ونظم چرا بر قرار است؟
            ۳- اکنون که معلوم شد کوانتوم نیز قانونمند بودن جهان را نشان می دهد وجایگاه احتمالات را در ان دانستید بیایید حقیقت را بپذیرید.
            ۴-حرف پایانی شما بدون اوردن دلیل است. درست بر ضد نظر شما – خرد یک جهان بیهوده با انسانهای بی سرانجام را نمی پذیرد.

  2. آهویی در چنگال پلنگی درد می کشد.
    پلنگی برای شکار، درد می کشد.
    ورزشکاری برای قهرمان شدن توی تمرینات در می کشد.
    پزشکی بر اثر کار زیاد درد می کشد.
    بیمار سرطانی تحت درمان درد می کشد.
    سرمایه داری برای افزودن سرمایه اش درد می کشد.
    دزدی که در حال دزدی تیر خورده است درد می کشد.
    عامل انتحاری درد می کشد.
    قربانی تروریسم درد می کشد.
    در جنگی، هر دو طرف، ظالم و مظلوم، درد می کشند.
    همه درد می کشند.
    منم که این کلمات را می نویسم درد می کشم.
    درد را حس می کنم ولی نمی فهمم.
    شاید اگر درد را بفهمم، خدا را هم بفهمم.
    چون در هنگام درد بیشتر حسش می کنم.
    آنوقت شاید رضای خدا را هم بفهمم.

  3. به نظر می رسد این یادداشت در پی ادعایی فلسفی و عقلی در رد مفهوم رضای خدا نیست، بلکه تلنگری است بر این که رضای خدا چه نسبتی با درد انسان ها دارد؛ آدمیان که همگی اهل و عیال و مخلوق او هستند و خدا نسبت به همه آنها غیرت و تعصب دارد.
    نویسنده می خواهد میان رضای خدا و حب نفس حتی در مواردی که به نظر شخصی است، تمایز بگذارد و خواننده آن را درک کند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *