درس‌گفتارهای دیباچه‌ای به الهیّاتِ کمال (صفات خدا) از یاسر میردامادی

درس‌گفتارهای دیباچه‌ای به الهیّاتِ کمال (صفات خدا) از یاسر میردامادی

خدای ادیان ابراهیمی (یهودیت، مسیحیت و اسلام) عموماً دارای صفات کمال تصویر می‌شود، صفت‌هایی مانند قدرت مطلق، علم مطلق، خیرخواهی محض و غیره. اما هر کدام از این صفات کمال به چه معنا است و آیا تصور هر کدام از این صفات به تنهایی منطقاً ممکن است؟ مثلا آیا منطقاً ممکن است که کسی به همه‌ی گزاره‌های صادق در گذشته، حال و آینده علم داشته باشد؟ و اگر صفت «علم مطلق» فرضاً ممکن نیست، آن‌گاه بر سر صفت «علم مطلق الهی» (به فرض وجود داشتن خدا) چه می‌آید؟ افزون بر این، آیا می‌توان موجودی را تصور کرد که نه تنها هر کدام از این صفت‌های کمال را دارا است، بلکه سرجمع تمام این صفت‌ها را نیز دارا است؟ یعنی آیا موجودی که از جمیع جهات کامل است، ممکن است؟

 شاخه‌ای از الهیات که بحث از صفات کمال خداوند می‌پردازد و می‌کوشد از کمال مطلق الهی دفاع کند «الهیّاتِ کمال»[۱] نام دارد. بحث از صفات کمال الهی چنان واجد اهمیت است که اجماعی نسبی وجود دارد حول این نکته ‌که خدا بدون صفاتِ کمال، گویی دیگر خدا (یعنی شایسته‌ی پرستش) نیست، حتی اگر فرضاً وجود داشته باشد. از این گذشته، در اهمیت بحث از صفات خدا این نکته نیز گفتنی است که پرسش محوری در الهیات کمال بسا بنیادی‌تر از این پرسش رایج است که: آیا دلایلی برای باور به وجود خدا داریم؟ پرسش محوری الهیات کمال بنیادی‌تر است زیرا می‌پرسد: اصلا وجود داشتن خدا منطقاً تصورپذیر است؟ به تعبیر ساده‌تر الهیاتِ کمال می‌پرسد: آیا خدا ممکن است؟ اگر بله، چگونه؟ تنها پس از پاسخ مثبت به این پرسش بنیادی‌ترِ الهیات کمال است که آن‌گاه پرسش از وجود داشتن یا نداشتن خدا مجال طرح می‌یابد.

با این حال، پاسخ مثبت به پرسش از امکان و چگونگی احتمالی وجود داشتن خدا، به خودی خود، پاسخی به این پرسش فراهم نمی‌آورد که: آیا دلایلی برای وجود داشتن خدا در دست داریم یا خیر؟ زیرا بسا امور امکانی را می‌توان تصور کرد که گرچه منطقاً ممکن (یعنی تصورپذیر) اند، اما وجود ندارند. «اسب تک‌شاخ پرنده» مفهومی تصورپذیر و در نتیجه منطقاً ممکن است، اما وجود ندارد. به تعبیر ساده‌، اثبات امکان وجود داشتن خدا، وجود داشتن خدا را ثابت نمی‌کند، بلکه تنها امکان آن را نشان می‌دهد. ادامه مطلب “درس‌گفتارهای دیباچه‌ای به الهیّاتِ کمال (صفات خدا) از یاسر میردامادی”

گفتگو با ابوالقاسم فنائی در باب جنبه‌های اخلاقی و معنوی نهضت امام حسین

گفتگو با ابوالقاسم فنائی در باب جنبه‌های اخلاقی و معنوی نهضت امام حسین

تبیین‌هایی که تاکنون از واقعه عاشورا و نهضت امام حسین ارائه شده است، اغلب به وجه‌ای خاص از این حادثه مهم اشاره کرده‌اند. ابوالقاسم فنائی -که آثار مهمی در زمینه ارتباط دین و اخلاق داشته‌اند[۱]– در این گفتگو نیز به تبیین اخلاقی این واقعه می‌پردازد. تبیینی که گر چه لزوماً نافی دیگر تبیین‌ها نیست، اما هم زیربنایی‌تر و واقع نماتر می‌نماید و هم از حیث کارکردی و درس‌آموزی از آن حضرت حائز اهمیت است. این تبیین بر اصولی اخلاقی، همچون عدالت، کرامت و آزادگی انگشت می‌نهد که رعایت آنها را در لابلای وقایع عاشورا و نیز در سایر ایام زندگی آن حضرت می‌توان دید. توجه آن حضرت و یارانشان به رعایت این اصول مؤید آن است که در مسیر انجام وظایف دینی، هرگز نباید گمان کرد که هدف می‌تواند وسیله را توجیه کند. به علاوه این تبیین، الگو بودن آن حضرت را محدود به شیعیان یا مسلمانان نمی‌کند. صدانت شنیدن ‏این گفتگوی نیکو را که به همت کانون فرهنگی هنری امام حسین شکل گرفته‌است را به علاقه‌مندان توصیه می‌نماید. ادامه مطلب “گفتگو با ابوالقاسم فنائی در باب جنبه‌های اخلاقی و معنوی نهضت امام حسین”

نوشتار محمدمنصور هاشمی: محمدرضا شجریان صدای غرور زخم‌خورده‌ی یک سرزمین

نوشتار محمدمنصور هاشمی: محمدرضا شجریان صدای غرور زخم‌خورده‌ی یک سرزمین

صدای غرور زخم‌خورده‌ی یک سرزمین

به یادِ آوازِ جاودانِ محمدرضا شجریان

محمدمنصور هاشمی

منبع: مجلۀ هنری تحلیلی کافه کاتارسیس

ما همه می‌میریم. اما همه یک جور زندگی نمی‌کنیم. محمدرضا شجریان از دنیا رفت. دوست داشتیم بیشتر باشد. بیشتر بماند. بیشتر بخواند. ولی مرگ کاری به دوست‌داشتن‌های ما ندارد. با مرگ کاری نمی‌توان کرد. با زندگی اما بسیار کارها می‌توان کرد. از بختیاری ما بود که یکی از آن بسیار کارها را دیدیم. دیدیم که کسی در کاری چنان به مهارت و خلاقیت رسید که کارش هیچ کم نداشت. دیدیم که کسی پیش چشم ما شاهکار آفرید. ادامه مطلب “نوشتار محمدمنصور هاشمی: محمدرضا شجریان صدای غرور زخم‌خورده‌ی یک سرزمین”

درس‌گفتارهای «مقولات ویژه در فلسفه دین، خداباوری و تکامل داروینی» از سید حسن حسینی

درس‌گفتارهای «مقولات ویژه در فلسفه دین، خداباوری و تکامل داروینی» از سیدحسن حسینی

از زمانی که داروین کتاب منشأ انواع را در سال ۱۸۵۹ منتشر کرد، بحث‌های پرچالش درباره این کتاب، تا امروز ادامه دارد و چالش تند و تیز بین خداباوران، ایتئیست‌ها و زیست‌شناسان همچنان ادامه دارد. نسبت خدا با تکامل داروینی، منحصر به بحث‌های آکادمیک و دانشگاهی نیست بلکه بحثی اجتماعی است که در رسانه‌های عمومی نیز نفوذ پیدا کرده است. مثلا در دادگاه‌های آمریکا درباره این بحث می‌شود که آیا تکامل داروینی اجازه تدریس دارد و یا باید ایده آفرینش گرایی را تدریس کرد و دعواهای مختلفی در ایالت‌های مختلف آمریکا صورت گرفته است. جامعه آمریکا را مثال زدم چون آمریکا جامعه متدینی است اما در مجامع عمومی و علمی در اروپا، تکامل داروینی غالب است.

واکنش به کتاب منشأ انواع، منحصر در خداباوران، ایتئیست‌ها و زیست‌شناسان نبوده است و امروزه می‌بینیم که فرایند تکاملی، تقریباً همه حوزه‌ها را در بر گرفته و به مسائل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، سینما و … پیوند خورده است و ما شاهد تفسیرهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، سینمایی و.. از تکامل داروینی هستیم. بنابراین تکامل داروینی فراتر از بحث ارگانیسم حیات است و از این جهت، پربارترین علم طبیعی پس از دوره جدید بوده است و حتی به عقیده من، پربارتر از فیزیک بوده است و شواهد زیادی برای این مدعا وجود دارد.

برای مخاطبان آگاه و اهل علم که شنونده صوت این کلاس‌ها هستند، توصیه می‌کنم که به شکل منظم از مباحث استفاده کنند. اگر در خلال این مباحث، مواردی را شنیدید که با برداشت‌های ذهنی شما و انتظارات و پیش‌زمینه‌های مطالعاتی شما در تعارض بود، تعجب نکنید و اجازه دهید کلاس تعهد خود را نسبت به موضوع، انجام دهد. به این معنا که باید بحث‌های روز دنیا در حوزه تکامل داروینی را مطرح کنیم بدون اینکه گرایش دینی را در طرح مباحث، مدخلیت دهیم. روال ما در کلاس حاضر این است که قبل از ورود به تفسیر یک نظریه علمی و تبلیغ گرایش دینی، آن نظریه علمی را بدون تعصب و پیش‌داوری مطرح کنیم، آنگاه در جلسه نهایی راه‌حل‌هایی برای تعارض‌های پیش‌آمده، ارائه دهیم. همچنین مخاطبان گرامی در نظر داشته باشند که این کلاس، جمع‌بندی نهایی از نسبت نظریه تکامل داروینی با خداباوری، ارائه نمی‌دهد و این به عهده مخاطبان است و هدف ما آشنایی علاقه‌مندان، با بحث‌های روز دنیا در این حوزه است. ادامه مطلب “درس‌گفتارهای «مقولات ویژه در فلسفه دین، خداباوری و تکامل داروینی» از سید حسن حسینی”

نوشتار نادر اربابی با عنوان «سختگیری و تعصب خامی است»

نوشتار نادر اربابی با عنوان «سختگیری و تعصب خامی است»

آموزه‌های مثنوی چراغی در کوره راه خرد

سختگیری و تعصب خامی است

نادر اربابی (پزشک و دانشجوی ارشد فلسفه اخلاق)

منتشر شده در روزنامه اعتماد | شماره ۴۷۵۵ -۱۳۹۹ سه شنبه ۸ مهر

گروه اندیشه| هشتم مهرماه در تقویم روز بزرگداشت خالق مثنوی معنوی است: جلا‌ل‌الدین محمد بلخی (۶۷۲-۶۰۴ ه.ق) موسوم به مولانا، مولوی، رومی بدون تردید یکی از ارکان اربعه فکر و فرهنگ و ادب ایران در دوره اسلامی است، در کنار فردوسی، سعدی و حافظ. مولانا البته فیلسوف به معنای خاص آن نبود و نیست، یعنی اندیشمندی که مشخصا در پاسخ به پرسش‌های مشخص فلسفی در حوزه‌های هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی و متافیزیک، آثاری منحصرا با این موضوعات پدید آورده باشد و کوشیده باشد چنانکه رسم فیلسوفان رسمی است، با تکیه بر آنچه عقل و خرد می‌خواند، مستدل به آنها پاسخ دهد. اما در آثار ارزشمند منظوم و منثور به جا مانده از او، همچون مثنوی معنوی، غزلیات شمس، مجالس سبعه، فیه ما فیه، مکتوبات و… تقریبا از پاسخ به هیچ پرسش بنیادین فلسفی غفلت نشده تا جایی که بسیاری را بر آن داشته که بکوشند از مجموعه این آثار، نظامی فکری برای او مستخرج کنند. از این حیث مولانا جلال‌الدین که شاعری سترگ است و فقیهی عالم، بدون شک حکیمی فرزانه و متفکری ژرف‌اندیش است و متعاطی حقیقت در دریای جوشان آثار او گوهرهای گرانبهایی خواهد یافت. در یادداشت حاضر، نویسنده کوشیده با رویکردی اخلاقی، معرفت‌شناسی فضیلت‌گرایانه مولانا را آشکار کند.

ادامه مطلب “نوشتار نادر اربابی با عنوان «سختگیری و تعصب خامی است»”

نوشتار حنیف‌رضا جابری‌پور با عنوان «در ستایشِ کمک‌خواستن»

نوشتار حنیف‌رضا جابری‌پور با عنوان «در ستایشِ کمک‌خواستن»

در ستایشِ کمک‌خواستن

حنیف‌رضا جابری‌پور (مشاورِ ارشد «بنیادِ کودکِ استرالیا» و دانشجوی دکتریِ در دانشکده‌ی آموزش در دانشگاه موناش، ملبورن، استرالیا)

 

کمک‌گرفتن به مثابه‌ی احساسِ ضعف

کمک‌گرفتن برای من کار سختی است. برایم آسان نیست که برای انجام یک کار یا در مورد شرایطی که در آن قرار دارم از کسی کمک بخواهم. حتی اگر کسی خودش بیاید سراغم و پیشنهاد کمک بدهد، معمولا با سختی می‌پذیرم. این روحیه سبب شده است (و می‌شود) که برخی کارهای دشوار را به خوبی به پایان نرسانم یا از برخی شرایط پیچیده‌ی زندگی آسیب ببینم.

روزی به انباری خانه رفته بودم تا یک میز نه چندان سنگین را بیرون بیاورم. دست کم دو نفر در خانه بودند که می توانستم از آنها کمک بخواهم تا با هم میز را بیاوریم. اما به طور خودکار به تنهایی وارد این کار شدم. هنگام خارج شدن از در انباری یکی از پایه های میز بین دیوار و در گیر گرد. سعی کردم میز را بیرون بکشم اما اندازه‌ی بزرگ میز و جا دست نداشتن در آن راهروی نسبتا تنگ باعث شد  تا تعادلم به هم بخورد. برای به دست آوردن تعادل، ناخودآگاه به میز فشار آوردم و پایه میز ترک برداشت و لق شد. خیلی اعصابم خرد شد.

اولین چیزی که به ذهنم آمد جمله‌ای ملامت‌گونه بود: “می‌مُردی از یک نفر کمک می‌گرفتی؟ بیا! تحویل بگیر!” ظرف مدت کوتاهی قوای توجیه‌گیر وجودم با حداکثر تلاش در جهت خلاصی از عذاب وجدان، فعال شدند. “مگه چیه؟ اصلا کی گفته که آدم باید از دیگران کمک بخواهد؟ صائب همینطوری روی هوا که نگفته دست طلب چو پیش کسان می‌کنی دراز/ پل بسته ای که بگذری از آبروی خویش.” ابتدا تلاش کردم موضوع را انکار کنم و زیر فرش بزنم. اما خودم هم می‌دانستم که دارم هوچی‌گری درمی‌آورم. کمک‌خواستن برای جابجا کردن میز هیچ ربطی به آبرو ندارد. قطعا بی‌آبروییِ شکستنِ میز بیشتر از کمک خواستن برای جابجایی سالم میز است. مدتی زمان لازم بود تا بتوانم آرامشم را بازیابم و کمی گردن فرود آورم و با فروتنی بیشتر به این موضوع فکر کنم. بزرگترین کشف در این مسیر یک سوال بود: “کمک‌گرفتن از دیگران برای تو نشانه‌ی چیست؟” ادامه مطلب “نوشتار حنیف‌رضا جابری‌پور با عنوان «در ستایشِ کمک‌خواستن»”

نوشتار محمد قطبی با عنوان «نیایش‌گری در الهیات دوبُنی»

نوشتار محمد قطبی با عنوان «نیایش‌گری در الهیات دوبُنی»

در سیزده نوشتار پیشین مجموعه الهیات دوبُنی، درباره‌ جهان‌ انسانی گفته شد که《جهان انسانی را به دو بخش جهان فردی (جهان شخصی) و جهان اجتماعی (جهان پیرامونی) تقسیم نموده‌اند، بخش فردی جهان انسانی به زندگی شخصی و فردی انسان‌ها بازمی‌گردد و ابعاد اخلاقی، ذهنی، روانی، اندیشگی و…فرد را در بر می‌گیرد. بخش اجتماعی جهان انسانی مربوط به زندگی اجتماعی فرد است و شامل روابط بین انسانی و برهمکنش او با انسان‌های دیگر اجتماع است. در این سلسله مقالات بخش جهان فردی جهان انسانی، جهان شخصی و بخش اجتماعی آن جهان پیرامونی نامیده شد و تاکید شد که نادیده گرفتن و غفلت از هر کدام از این جهان‌ها به خدای تک‌ساحتی، توحید تک‌ساحتی و سلوک تک‌ساحتی می‌انجامد و در برابر موحد سالک تک‌ساحتی از موحد سالک چندساحتی، تمام سخن گفته شد》و همچنین تاکید شد که《دوبُنی اینجا به معنای پرداخت متوازن به دو جهان شخصی و جهان پیرامونی در دینداری و آموزه‌های دومحوری دین است》.در ادامه در نوشتار مدل دین‌شناسنامه الهیات دوبنی گفته شد که الهیات دوبنی می‌تواند سنتزی برای رویکردهای مذهب وجودی-فردگرا و مذهب وجودی-جمع‌گرا ایجاد کند.

ادامه مطلب “نوشتار محمد قطبی با عنوان «نیایش‌گری در الهیات دوبُنی»”

سخنرانی میلاد نوری با عنوان «زمان، جاودانگی، و معنای زندگی»

سخنرانی میلاد نوری با عنوان «زمان، جاودانگی، و معنای زندگی»

زندگی در چشم‌برهم‌زدنی به «مرگ» ختم می‌شود. مفهوم «مرگ» با یادآوریِ ارزش لحظات، زندگی را معنادار می‌کند؛ اما خود آن نیز، تلاش‌ها و امیدهای آدمی را به چالش می‌کشد. سوگناکی زندگی آنجاست که هر دم حاصل لحظات‌ِ زندگی‌مان را از دست می‌دهیم. چه‌بسا دلتنگیِ ناشی از اندیشۀ مرگ، افسون و شادی زیستن را در ما بمیراند؛ زیرا ما می‌خواهیم آنچه را به‌دست می‌آوریم جاودانه از آن خود سازیم. کسی که نگاه به فراسوی زمان دارد، می‌پندارد که از طریق اندیشیدن به «جاودانگی» می‌تواند بر تعارض‌های ناشی از «مرگ» غالب آید. چه‌بسا نیز چنین باشد؛ زیرا ممکن است مفهوم جاودانگی حس بی‌فرجامی را از میان بردارد. اما جاودانگی نیز همچون خودِ مرگ، تعارض‌انگیز است. به تعبیر ویتگنشتاین: «آیا چگونگی و چرایی زندگی جاودان، به اندازۀ زندگانی کنونی‌مان، مبهم و رازآلود نیست؟». گذرندگی زمان، مفهوم مرگ، دغدغۀ جاودانگی و معنای زندگی، مسائلی‌اند که به سرشت انسانی ما، از آن‌جهت که خودآگاهیم، پیوند دارند. در گفتاری با عنوان «زمان، جاودانگی، و معنای زندگی» که در دانشکده الهیات دانشگاه شهید بهشتی ارائه داشته‌ام، پرتوی بر این مسئله افکنده شده است‌. ادامه مطلب “سخنرانی میلاد نوری با عنوان «زمان، جاودانگی، و معنای زندگی»”

درس‌گفتارهای شرح هستی و زمان هایدگر از احمد رجبی

درس‌گفتارهای شرح هستی و زمان هایدگر از احمد رجبی

درس‌گفتارهای شرح هستی و زمان هایدگر در نیم‌سال دوم ۹۸-۹۹ برای دوره کارشناسی فلسفه دانشگاه تهران ایراد شده است و در آن به شرح و تفسیر مباحث و فصل‌هایی از کتاب هستی و زمان هایدگر پرداخته شده است. محور اصلی و هدف بحث، توجه به جایگاه زمان و زمانمندی دازاین در هستی‌شناسی بنیادین هایدگر است، به نحوی که گزینش و شیوه شرح مباحث کتاب به سوی تفسیر مساله زمانمندی در اندیشه متقدم هایدگر پیش می‌رود. نخست، ایده هستی‌شناسی و مقصود هایدگر از پرسش از وجود ناظر به متافیزیک سنتی، و نیز تعریف پدیدارشناسی هرمنوتیکی با تمرکز بر متن درآمد کتاب بحث می‌شود و سپس بحث‌هایی روی فصول مربوط به مفهوم جهان (به ویژه معنای تفسیرشدگی جهان و مفهوم ابزار در توصیف اشیاء دم دست) و مقومات دازاین (نحوه رابطه افکندگی و طرح‌افکنی با یکدیگر) صورت می‌گیرد. سپس با تفسیر مفهوم دغدغه در تعریف هستی‌شناختی دازاین و پرسش از کل‌بودن و وحدت ساختاری دازاین، بحث نسبتا مفصلی درباره تحلیل مشهور هایدگر از مساله مرگ انجام می‌شود و از همین بحث، به واسطه مفهوم “آینده متناهی” دازاین به عنوان کانون کتاب هستی و زمان، بخش‌هایی از مباحث هایدگر درباره زمان و زمانمندی تفسیر می‌شوند.
لازم به ذکر است که به جز سه جلسه نخست، جلسات بعدی به صورت مجازی و فایل صوتی ضبط شده است. ادامه مطلب “درس‌گفتارهای شرح هستی و زمان هایدگر از احمد رجبی”

مجموعه‌ی «کربلا به روایت یزید»؛ کاری از جمهور تی‌وی

مجموعه‌ی «کربلا به روایت یزید» کاری از جمهور تی‌وی

این روزها رسانه جمهور تی‌وی مجموعه‌ای تصویری با عنوان «کربلا به روایت یزید» را منتشر می‌کند. این مجموعه سعی دارد با حضور مجتبی احمدی (پژوهشگر دین) به عنوان کارشناسی که پروژه‌ی مطالعاتی ده ساله «قصه الامه» را به پایان رسانده؛ نتیجه‌ی مطالعات جامعه شناختی ایشان را در حوزه‌ی تاریخ اسلام -پیرامون عاشورا- با مخاطبان در میان گذارد.

در توضیح این برنامه آمده است: “گمان می‌کنیم تا وقتی نسبتی واقعی با زمینه‌ی رخدادهای تاریخی پیدا نکنیم شناخت درستی از خود واقعه پیدا نخواهیم کرد و در دو اَبَر دوگانه‌ی «عاشورای فریز شده در تاریخ» و «گفتمانِ حسینِ روزمره/شمر زمانه‌ات را بشناس» گرفتار خواهیم ماند. تولید این برنامه در زمانه‌ی اعوجاج های نظری و وضعیتِ «یخرجون من دین الله افواجا» و منبرهای تکراری صدا و سیما، می‌تواند به فهم و رشد دینی دینداران منجر شود” ادامه مطلب “مجموعه‌ی «کربلا به روایت یزید»؛ کاری از جمهور تی‌وی”