از مرگ چرا هراسم؟ ؛ گفتاری از آرش نراقی درباره هراس از مرگ از منظر اپیکوریان

از مرگ چرا هراسم؟ ؛ گفتاری از آرش نراقی درباره هراس از مرگ از منظر اپیکوریان

از مرگ چرا هراسم؟

(گفتاری درباره هراس از مرگ از منظر اپیکوریان)[۱]

آرش نراقی

مرگ یکی از مهمترین سرچشمه های هراس در زندگی انسانها بوده است.  اما ریشه این هراس عمیق وجودی چیست؟  چرا انسانها مرگ خود و عزیزان شان را سوگناک و هراس آور می یابند؟  به نظر می رسد که پاسخ این پرسش روشن است: مرگ بنیان هستی ما و عزیزان مان را نشانه می رود.  دررسیدن مرگ به معنای از دست دادن عزیزترین محبوب ما، یعنی جان خود و عزیزان مان،‌ است.  گویی مرگ مایه زیانی عظیم و چاره ناپذیر است، و این زیان عظیم است که مرگ را هولناک می کند.  این آموزه را گاه «آموزه زیان» می نامند: هراس از مرگ ناشی از زیانی است که لاجرم بر ما وارد می کند.  اما آیا «آموزه زیان» صادق است؟  آیا مرگ به واقع سرچشمه زیان و به این اعتبار مایه هراس در زندگی ماست؟  آیا هراس از مرگ امری معقول است؟ ادامه مطلب “از مرگ چرا هراسم؟ ؛ گفتاری از آرش نراقی درباره هراس از مرگ از منظر اپیکوریان”

سخنرانی محمود مروارید با عنوان «رویکرد تحلیلی به فلسفه‌ی اسلامی»

سخنرانی محمود مروارید با عنوان «رویکرد تحلیلی به فلسفه‌ی اسلامی»

چهارمین نشست هفتگی «نیم فاصله، دانشگاهیان در فضای عمومی» با موضوع «رویکرد تحلیلی به فلسفه اسلامی» با حضور محمود مروارید، عضو هیئت علمی پژوهشگاه دانش‌های بنیادی، چهارشنبه ۱۱ دی‌ماه از سوی مؤسسه خانه کتاب برگزار ‌شد.

محمود مروارید در ابتدای این جلسه با طرح این سؤال که اساساً فلسفه تحلیلی یعنی چه؟ و تفاوت و شباهتش با دیگر فلسفه‌ها چیست؟ سخنان خود را آغاز کرد و گفت: می‌توان ۱۰ خصوصیت برای فلسفه تحلیلی بیان کرد که معمولاً نظریات و افرادی که ذیل فلسفه تحلیلی قرار دارند چند نمونه از این خصوصیات را دارند. ادامه مطلب “سخنرانی محمود مروارید با عنوان «رویکرد تحلیلی به فلسفه‌ی اسلامی»”

درس‌گفتارهای نظریه عدالت جان رالز از مصطفی زالی

درس‌گفتارهای نظریه عدالت جان رالز از مصطفی زالی

جان رالز (۱۹۲۰-۲۰۰۲) را می‌توان یکی از مهم‌ترین و اثرگذارترین فیلسوفان سیاسی معاصر دانست. کوشش اصلی او متمرکز بر استخراج اصولی برای عدالت ناظر به نهادهای اصلی اجتماعی (ساختار بنیادین جامعه) است. او به این منظور چهارچوبی را مبتنی بر نظریه کلاسیک قرارداد اجتماعی طرح می‌کند که بر اساس آن اصول عدالت، حاصل توافق بی‌طرفانه اشخاص آزاد و برابر در موقعیتی برابر و منصفانه (موقعیت نخستین) است؛ اصول عدالت برآمده از این موقعیت منصفانه (اصل اول ‌(برابری در حقوق و آزادی‌های اساسی)، اصل دوم (مرکب از دو اصل برابری منصفانه فرصت‌ها و اصل تفاوت))، به عنوان عدالت به مثابه انصاف شناخته می‌شود.

رالز در کتاب نظریه عدالت در سه بخش، شرح عناصر اساسی نظریه خود را به پیش می‌برد: در بخش نخست پس از توضیحی مقدمات پیرامون روش خاص خود در چهارچوب اصول عدالت و تمایز آن با بدیل‌های موجود (نفع‌گرایی و شهودگرایی)، به توصیف اصول عدالت پرداخته و سپس به روش استنتاج این اصول و اثبات برتری آن را نسبت به بدیل‌های موجود می‌پردازد. بخش دوم نظریه به نهادهای حاصل از عدالت به مثابه انصاف اختصاص دارد؛ رالز در این بخش توضیح می‌دهد که از میان نظامات سیاسی موجود دو نظام سوسیالسیم لیبرال و دموکراسی مالکیت‌محور، با الزامات دو اصل عدالت سازگار هستند؛ بخش سوم نظریه عدالت به اثبات پایداری جامعه بسامان (جامعه برآمده از عدالت به مثابه انصاف) اختصاص دارد. در این بخش رالز اثبات می‌کند که اولاً عدالت به مثابه انصاف با روانشناسی اخلاقی بشر سازگار است و ثانیاً اصول عدالت به مثابه انصاف بخشی ذاتی از خیر انسان است (استدلال مشهور به مساوقت). اما رالز در گردشی مشهور به لیبرالیسم سیاسی می‌کوشد برخی تناقضات نظریه عدالت را مرتفع ساخته و مشخصاً استدلال مساوقت را با اجماع همپوشان جایگزین سازد. ادامه مطلب “درس‌گفتارهای نظریه عدالت جان رالز از مصطفی زالی”

سخنرانی کاوه بهبهانی با عنوان فلسفه علیه نسبی‌باوری

سخنرانی کاوه بهبهانی با عنوان فلسفه علیه نسبی‌باوری

فلسفه از همان آغاز در جدالی سقراطی با نسبی‌باوری (در قالب سوفیسم) بود. نسبی‌باوری و جزم‌اندیشی هر دو آفت تعقل و ژرف‌اندیشی‌اند. در این نشست از شیوع نسبی‌باوری به ویژه در میان سلبریتی‌های نوظهور و آفت آن برای تفکر سخن رفته است. ادامه مطلب “سخنرانی کاوه بهبهانی با عنوان فلسفه علیه نسبی‌باوری”

مقاله حسین دباغ با عنوان «چه هاست در سر این مغز “نهان” اندیش!»

مقاله حسین دباغ با عنوان «چه هاست در سر این مغز "نهان" اندیش!»

چه هاست در سر این مغز “نهان” اندیش!

حسین دباغ — موسسه آموزش عالی علوم شناختی

جهان زیر موسوم به “جهان صداقت” را در نظر بگیرید:

فرض کنید در جهان صداقت، آدمیان از نطق یا کلام یا زبان گفتاری برای انتقال مفاهیم استفاده نمی کنند. همچنین از زبان بدن نیز برای ارتباط بهره نمی گیرند. در عوض آدمیان برای ارتباط و فهم یکدیگر کافیست “ذهن خوانی” کنند؛ بدین شکل که رد و بدل شدن امواج مغزی میان آدمیان به آنان کمک می کند تا از “نهان” یکدیگر خبر بگیرند. گویی آدمیان به سان شیشه ای شفاف اند که درونشان هویدا و دانه های دلشان پیداست. طبیعی است که در چنین جهانی آدمیان محتاج “تفسیر” نیستند. لازم نیست وقتی کسی درد دارد آن را “بیان” کند. همین که برای مثال دکتر وی را  “ببیند” از درد او شناخت پیدا می کند. همین که کسی عاشق می شود و تجربه عشق را از سر می گذراند، فرد معشوق از آن مطلع می شود. لازم نیست فرد عاشق عشقش را بزک کند تا در معشوق خویش تاثیر ایجاد کند و نزد وی مقبولیت پیدا کند. به قول سعدی:

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم
رنگ رخساره خبر می‌دهد از حال “نهانم”

گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم
بازگویم که “عیان” است چه حاجت به “بیانم” ادامه مطلب “مقاله حسین دباغ با عنوان «چه هاست در سر این مغز “نهان” اندیش!»”

مستند بازی‌های مغز (دوبله فارسی)

مستند بازی‌های مغز

برتراند راسل می‌گوید که علم به شکلی توسعه یافته است که بر خلاف انتظار است. بدین معنا که علم ابتدا به چیزهایی پرداخته است که بیش از همه از ما دور هستند و رفته رفته به بررسی اموری تن داده است که نزدیک و نزدیک تر به ما هستند: دانش بشر ابتدا به امور ماوراءالطبیعی – مثلا بهشت – پرداخته، سپس به روی زمین آمده و آن را مورد مطالعه قرار داده است، رفته رفته به تحقیق درباره‌ی حیوانات و گیاهان مشغول شده، بعد از آن به کندوکاو در باب بدن آدمی گراییده، و در نهایت، آن هم به طوری بسیار ناقص، به مطالعه‌ی ذهن انسان پرداخته است. آیا شده است این سوال که ذهن‌هایمان چگونه کار می‌کنند، چه قوانینی بر آن‌ها حاکم است، و چه عواملی بر آن‌ها تاثیر می‌گذارند، ذهن شما را به خود مشغول کند؟ ادامه مطلب “مستند بازی‌های مغز (دوبله فارسی)”

نوشتار مهدی غفوریان با عنوان «فلسفه چیست؟ (معرفی فلسفه به ناآشنایان)»

نوشتار مهدی غفوریان با عنوان «فلسفه چیست؟ (معرفی فلسفه به ناآشنایان)»

معمولا وقتی نام بسیاری از رشته‌های دانشگاهی همچون شیمی و ریاضی و پزشکی و تاریخ و روانشناسی و الهیات و انواع مهندسی‌ها را می‌شنویم، در ذهن‌مان تصویری از کارکرد و کاربرد آن‌ها شکل می‌گیرد که بلافاصله از وضعیت شغلی و درآمدی‌شان سوال می‌کنیم. اما غالبا با شنیدن نام فلسفه، علامت پرسشی در ذهن‌مان نقش می‌بندد که منجر به سوال از کارکرد و کاربردش می‌شود! گاهی نیز تصویر ذهنی‌مان از فلسفه، مجموعه‌ای از پرسش‌های بزرگ و دشوار و انتزاعی و دور از زندگی است که بر این اساس، نمی‌توانیم حکم بیهودگی و بی‌فایدگی‌اش را صادر نکنیم!

در نوشتار پیش‌رو می‌کوشم تا از حضور فلسفه، یعنی پرسش‌ها و باورهای فلسفی، در تاروپود زندگی‌مان سراغ بگیرم و از این طریق، فلسفه را به کسانی معرفی کنم که ناآشنا یا بی علاقه به آن‌اند. البته این نوشته، نه ابداعی و نه احتمالا جذاب است اما کوشش کرده‌ام که واضح باشد بطوریکه خواننده ترغیب شود تا پرسش-های فلسفی زندگی‌اش را جدی بگیرد و آنها را بیگانه با خویش نپندارد. شایان ذکر است که نوشته پیش‌رو معرفی‌ای ابتدایی و ارائه‌دهنده تصویری اجمالی از فلسفه است که می‌تواند اهمیت و جنس فعالیت فلسفی را در یک نگاه کلی نشان دهد.

ادامه مطلب “نوشتار مهدی غفوریان با عنوان «فلسفه چیست؟ (معرفی فلسفه به ناآشنایان)»”

نشست «آیا اقتصاد ایران نئولیبرال است؟» با حضور حسام سلامت و محمد ماشین‌چیان

نشست «آیا اقتصاد ایران نئولیبرال است؟» با حضور حسام سلامت و محمد ماشین‌چیان

در گفت‌وگویی که ۲۳ آبان ماه ۹۸ به همت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شریف میان حسام سلامت و محمد ماشین‌چیان برگزار شد؛ از یک سو حسام سلامت کوشش می‌کند به اتکای شواهد تجربی و مستندنگاری‌های میدانی، نشان داد که «نئولیبرالیسم ایرانی» چگونه کار می‌کند، با چه نیروهای دیگری ترکیب شده است، چه خطوطی را دنبال می‌کند، چه مناسبات قدرتی می‌سازد، با نیروهای کار چه می‌کند، منطق انباشت سرمایه را چگونه پیش می‌بَرَد، موازنه‌ی قوای سیاسی را چگونه تغییر می‌دهد یا بازتولید می‌کند، و سئوال‌های دیگری از این دست. همه‌ی اینها در حالی است که، از سوی دیگر محمد ماشین‌چیان، نماینده نظریه‌پردازان بازارگرا اساساً وجود سیاست‌های نئولیبرالیستی در اقتصاد سیاسی ایران را انکار می‌کند و بر این باور است که نظام اقتصادی حاکم را باید به اتکای مفاهیم دیگری توضیح داد که اصولاً ربطی به نئولیبرالیسم ندارند، اگر به تمامی با آن در تعارض نباشند. ادامه مطلب “نشست «آیا اقتصاد ایران نئولیبرال است؟» با حضور حسام سلامت و محمد ماشین‌چیان”

یادداشت «تاملی در مواجهه خصمانه با صوفیان» از وحید حلاج

یادداشت «تاملی در مواجهه خصمانه با صوفیان» از وحید حلاج

با درگذشت دکتر نورعلی تابنده، قطب سلسله دروایش گنابادی، باز هم نزاع قدیمی ‌میان فقیهان و صوفیان سرباز کرد و احادیث منتسب به امامان شیعه در ذم و لعن صوفیه به میان کشیده شد. در این میان کسانی از مسلمانان غالبا بنیادگرا سعی کرده‌اند تا با توسل به این احادیث، دروایش گنابادی را مطرود و ملعون نشان دهند. (یک نمونه از توئیت‌های مرتبط را اینجا ببینید). این جماعت البته بیراه نمی‌گویند و احادیثی در کتب معتبر شیعی در ذم و طرد صوفیان وارد شده است. برای نمونه هاشم معروف الحسنی، متکلم شیعه لبنانی معاصر، در کتاب «تصوف و تشیع» ۱۲ حدیث از ائمه شیعه و از کتب مختلف حدیثی در رد و ذم صوفیه آورده است تا نشان دهد نسبتی میان تشیع و تصوف نیست و صوفیان همواره مورد نفی شیعه قرار داشته‌اند. نزاع میان فقیهان و صوفیان، نزاعی درازدامن است و هربار به نحوی خود را باز می‌نماید و غالبا این فقیهان بوده‌‌اند که با استناد به احادیث موجود، توانسته‌اند پیروز میدان باشند. ادامه مطلب “یادداشت «تاملی در مواجهه خصمانه با صوفیان» از وحید حلاج”

اصلاح طلبی التقاطی؛ پاسخ موسی غنی‌نژاد به یادداشت «اختیارگرایی پوشش محافظه کاری»

اصلاح طلبی التقاطی؛ پاسخ موسی غنی‌نژاد به یادداشت "اختیارگرایی پوشش محافظه کاری"

پاسخ جدید آقای علوی تبار را به فال نیک می­گیرم چون ادامه این مباحث می­تواند روشنگر نکات مبهم و البته بسیار مهم جریان های فکری در چهار دهه اخیر باشد و نشان دهد که چرا برخی گره­ های فکری مبتلابه جامعه ما همچنان ناگشوده مانده و باز نمی­شود. این پاسخ جدید تحت عنوان «اختیارگرایی پوشش محافظه کاری» آشکارا نشان می­دهد که آقای علوی­ تبار تمایلی به وارد شدن به بحث اصلی یعنی مسئولیت چپ­های سابق (اصلاح­ طلبان بعدی) در آنچه بر سر کشور ما، چه از نظر فکری و چه از نظر سیاسی، آورده اند ندارد. تاکتیک و یا شاید استراتژی ایشان (هم تاکتیک هم استراتژی!) این است که برخی مباحث حاشیه­ ای را مطرح کنند تا موضوع اصلی مغفول بماند. برای اینکه بهانه ­ای باقی نماند ابتدا به همه نکات مطرح شده توسط ایشان می­پردازم و سپس برای چندمین بار به سراغ بحث اصلی می­روم. ادامه مطلب “اصلاح طلبی التقاطی؛ پاسخ موسی غنی‌نژاد به یادداشت «اختیارگرایی پوشش محافظه کاری»”