مصاحبه کاوه بهبهانی با هفته‌نامه شهرِ راز درباره‌ی شهر و شهروندی

مصاحبه کاوه بهبهانی با هفته‌نامۀ شهرِ راز دربارۀ شهر و شهروندی

مصاحبه کاوه بهبهانی با هفته‌نامه شهرِ راز درباره‌ی شهر و شهروندی

شنبه ۱۹ خرداد ۹۷ – شماره ۲۵۴

ادامه مطلب “مصاحبه کاوه بهبهانی با هفته‌نامه شهرِ راز درباره‌ی شهر و شهروندی”

تحلیل و نقد گفتمان تئودیسه‌های سنتی در پاسخ به مسئلۀ شر

تحلیل و نقد گفتمان تئودیسه‌های سنتی در پاسخ به مسئلۀ شر

تحلیل و نقد گفتمان تئودیسه‌های سنتی در پاسخ به مسئلۀ شر

نویسنده: نعیمه پورمحمدی (استادیار فلسفه دین دانشگاه ادیان قم)

چکیده:

مهمترین تئودیسه‌های سنتی در پاسخ به مسئله شاهد محور شر عبارتند از تئودیسه‌های «اختیار»، «پرورش روح»، «خلوص»، «تسلیم و وابستگی به خدا»، «مکافات و هشدار»، «جبران» و «قدردانی». به الگوی فکری حاکم بر این تئودیسه‌ها «گفتمان تئودیسه» می‌گوییم. گفتمان تئودیسه‌ها از جهات مختلف فلسفی قابل انتقاد است. در این مقاله انتقادهای گوناگون به گفتمان فلسفی تئودیسه‌ها را استخراج، صورت بندی، مقوله سازی و ارائه کردم. این نقدهای گفتمانی به شش جهتِ ۱) «شخص تئودیسه پرداز»، ۲)«ماهیت شرور»، ۳)«ماهیت جهان»، ۴)«ماهیت خدا»، ۵)«زبان تئودیسه»، و۶)«عمل تئودیسه پردازی» قابل تقسیم و بیان هستند. توضیح اینکه، ۱) تئودیسه‌ها با تکیه بر شخص تئودیسه‌پرداز به این دلیل که «نظری»، «سوژه محور» و «غیرتاریخی»اند، قابل نقدند. ۲) تئودیسه‌ها از جهت ماهیت شرور به این دلیل که «انتزاعی»، «ذات‌گرایانه»، «ناظر محور» و «درجه دوم» اند، قابل نقدند. ۳) تئودیسه‌ها از جهت ماهیت جهان به این دلیل که «علّی» و «خدامحور» اند، قابل نقدند. ۴) تئودیسه‌ها از جهت ماهیت خدا پیروی «خداشناسی سنتی» هستند و این امر قابل انتقاد است. ۵) تئودیسه‌ها از جهت زبان «غیرتراژیک» و «غیررازورزانه» اند و این امر قابل نقد است. ۶) تئودیسه‌ها از جهت عمل تئودیسه‌پردازی «سکولار»، «غیرمتن محور» و به دنبال «حرفه‌ای سازی» و «نظام‌مندی»‌اند واین امر قابل نقد است. پس از نقد گفتمانی تئودیسه‌های سنتی، به سراغ نمونه‌هایی از تئودیسه‌هایی که در دوران مدرن ارائه شده‌اند رفتم و گزینه‌هایی را یافتم که با یک «چرخش گفتمانی»، دستور زبان تئودیسه ها را متحول کرده‌اند: «تئودیسه‌های مبتنی بر صلیب»، «تئودیسه اعتراض»، «تئودیسه روایی» و «تئودیسۀ فمینیستی» نمونه‌هایی از این تئودیسه‌ها هستند که اصلاح گفتمانی پیدا کرد‌اند؛ یعنی گفتمان آنها «عملی»، «ابژه محور»، «تاریخی»، «عینی»، «ناذات گرا»، «غیرعلّی»، «تراژیک» و «متن محور» شده است و «زبان درجه اول» دارند.

ادامه مطلب “تحلیل و نقد گفتمان تئودیسه‌های سنتی در پاسخ به مسئلۀ شر”

نشست جمعیت خیریه غدیر با آرش نراقی پیرامون «رابطه بیناشخصی»

نشست جمعیت خیریه غدیر با آرش نراقی پیرامون «رابطه بیناشخصی»

رابطه بیناشخصی عنوان گفتگویی است با دکتر آرش نراقی. او در بخش اول این گفتگو به شرح رابطه تفهمی می پردازد. رابطه ای که منحصر به مناسبات انسانی است و سطح عالی آن رسیدن به یک رابطه صمیمانه است. ایشان در ادامه، نوعی از روابط بیناشخصی را شرح میدهد که “رابطه شکوفاننده” نام دارد. همچنین به راههای تقویت این نوع رابطه اشاره میکند اما آن را همانند سایر روابط دارای چالشهایی میداند که راه حل عبور از آن “گفتگو” است و البته این گفتگو برای موثر واقع شدن نیازمند ویژگی هایی است. آرش نراقی در انتها، به رعایت نکاتی اخلاقی به هنگام پایان دادن به برخی روابط اشاره دارد… ادامه مطلب “نشست جمعیت خیریه غدیر با آرش نراقی پیرامون «رابطه بیناشخصی»”

معرفی و بررسی کتاب دیانت و عقلانیت با حضور رضا بابایی

معرفی و بررسی کتاب دیانت و عقلانیت با حضور رضا بابایی

کتاب «دیانت و عقلانیت» یادداشت‌ها و مقالات رضا بابایی در حوزۀ دین‌شناسی، با رنگ‌وبوی روشنفکری دینی و سمت‌وسوی آسیب‌شناسی است. بسیاری از این یادداشت‌ها و مقالات، سابقۀ نشر در مجلات علمی و فضاهای مجازی دارند؛ اما نویسنده با نظرداشت نقدها و بازخوردها، همۀ آنها را بازنویسی و ویرایش کرده است؛ چنانکه در مقدمۀ کتاب می‌نویسد: «این یادداشت‌ها و جستارها، در طی سالیانی دراز پدید آمده‌اند؛ اما همگی در سال ۱۳۹۶ بازنگری و ویرایش علمی شده‌اند.»

بنیان کتاب بر «عقلانیت درون‌دینی» است؛ یعنی نویسنده، اجزای نظری و مناسکی منسوب به دین را به پیش‌فرض‌ها، مبانی و مقبولات دینی عرضه می‌کند تا درنگرد که آیا میان آنها ارتباطات منطقی و ارگانیک وجود دارد یا نه. او به‌اجمال می‌پذیرد که پاره‌ای از باورها و توصیه‌های دینی، از سنجش‌های خردبسنده می‌گریزند، اما اولا خط قرمز دین خردستیزی است و ثانیا باورها و رفتارهای منسوب به دین را باید با عقلانیت درون‌دینی سنجید. منطق این سنجش و ارزیابی نیز در خود دین صورت‌بندی می‌شود، نه در بیرون از آن. بنابراین کتاب از چشم‌انداز عقل خودبنیاد در دین نمی‌نگرد، بلکه عقلانیتی را که می‌توان از طریق انسجام‌گروی(Coherentism) از باورها و آموزه‌های کلی دین آموخت، معیار ارزیابی‌ها قرار داده است. ادامه مطلب “معرفی و بررسی کتاب دیانت و عقلانیت با حضور رضا بابایی”

ماجرای دفاع محمدرضا شفیعی کدکنی از زبان فارسی در کلاس درس

ماجرای دفاع محمدرضا شفیعی کدکنی از زبان فارسی در کلاس درس

چند روز پیش فایل صوتی هفت دقیقه‌ایی از دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی منتشر شد که دربارهٔ زبان فارسی و زبان‌های محلّی بود. این هفت دقیقه بخشی از کلاس درس ایشان در دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران در تاریخ یکم خرداد ۱۳۹۷ است. (صوت کامل این جلسه) چنان‌که در فایل منتشرشده نیز شنیده می‌شود، استاد ابتدا خاطره‌ای از دوران حضورشان در آکسفورد و برخوردشان با جُنگی خطی می‌گویند که شامل اشعاری به سبک هندی از فردی انگلیسی‌زبان و عضو کمپانی هند شرقی است. سپس از اهداف انگلیسی‌ها در آموختن زبان فارسی و آشنایی با فرهنگ ایرانی سخن می‌گویند که با این کار زبان فارسی را در هند برانداختند و با رواج زبان اردو راه را برای زبان انگلیسی گشودند و اندک‌اندک آنچه خواستند، کردند. استاد در این بخش می‌گویند: «[انگلیسی‌ها] بعد از اینکه مسلّط شدند، گفتند گور بابای زبان فارسی، شما زبان فارسی براتون خوب نیست. شما بیایید اردو رو که یک زبان محلّی است، اینو بگیرید بزرگش کنید و همین کار رو کردند. می‌دونستند که زبان فارسی شاهنامه داره، مثنوی داره، سعدی داره، حافظ داره، نظامی داره؛ می‌تونه با شکسپیر کشتی بگیره. ولی زبان اردو چیزی نداره که با شکسپیر کشتی بگیره. بعد از مدتی بچّهٔ هندی میگه: گور بابای این زبان اردو. من که می‌تونم شکسپیر بخونم، چرا این شعرهای ضعیف و این ادبیات چی چی… اصلاً زبانم رو انگلیسی می‌کنم، چنانکه کردند» (از ۱:۱۳ تا ۲:۷ از فایل منتشرشده) پس از آن با اندرزی مشفقانه به ماجرای این روزهای زبان‌های محلّی اشاره‌ای کوتاه می‌کنند و به سیاست روس‌ها در آسیای میانه می‌پردازند که هر قومیّت کوچکی را پرورش می‌دهند و آنها را از زبان فارسی و فرهنگ ایرانی دور می‌کنند تا آنچه انگلیسی‌ها در هند کردند، اینها در آسیای میانه بکنند. یعنی با پرداختن به زبان‌های محلّی و از بین بردن زبان فارسی و فرهنگ ایرانی در آسیای میانه، جوان قوم قزاق که زبان‌ محلّی‌‌اش آثاری مانند آنچه در زبان فارسی می‌بینیم، ندارد، می‌گوید حال که زبان ملّی من از لحاظ دارا بودن آثار ادبی چنین است من پوشیکن می‌خوانم، لرمانتف می‌خوانم و روس می‌شود.  ادامه مطلب “ماجرای دفاع محمدرضا شفیعی کدکنی از زبان فارسی در کلاس درس”

معرفی کتاب «سپهر اندیشه علوی در نهج البلاغه» در سلسله نشست های گفتار و اندیشه

معرفی کتاب «سپهر اندیشه علوی در نهج البلاغه» در سلسله نشست های گفتار و اندیشه با سخنرانی احمد اسلامی و سید محمد مهدی جعفری ادامه مطلب “معرفی کتاب «سپهر اندیشه علوی در نهج البلاغه» در سلسله نشست های گفتار و اندیشه”

در باب افول روشنفکری دینی در جامعه ایرانی: تکمله ای بر نوشتار آقای علی زمانیان

در باب افول روشنفکری دینی در جامعه ایرانی: تکمله ای بر نوشتار آقای علی زمانیان

آقای زمانیان در مواجه با پرسش چرایی افول روشنفکری در ایران و آینده متصور برای آن، به درستی تأنی و تامل نموده و به جای تلاش برای پاسخ سعی نموده است صورت مساله را روشن کند و چهار معنا برای مقصود از افول روشنفکری دینی را بیان نموده است. از نظر ایشان اولین معنا و عمیقترین معنای به محاق رفتن روشنفکری دینی بحران رویکرد است به این معنا که این جریان در بنیاد خود دچار تعارض شده است کانه به این نتیجه رسیده است تلاش برای آشتی دین با دنیای معاصر ،یک تلاش بیهوده است. و این معنا از به محاق رفتن روشنفکری را{ بحران رویکرد} می نامد.

آقای زمانیان در ادامه نوشته وارد بحث در باب چهار معنای مذکور افول روشنفکری دینی نشده است و با اشاره به نقش تنگنای سیاسی در افول روشنفکری دینی عامل اصلی را سیاست می داند کانه معنای دوم سوم افول را جدی نمی گیرد.

من در این نوشتار به هیچ وجه در صدد نقد آقای زمانیان هستم و اتفاقا نوشته ایشان را یک نوشته بسیار خوب و روشنگرانه می دانم . آنچه که بنده می خواهم در این نوشتار به صورت اجمالی عرض کنم ،تامل در معنای اول افول و به محاق رفتن روشنفکری دینی است.

ادامه مطلب “در باب افول روشنفکری دینی در جامعه ایرانی: تکمله ای بر نوشتار آقای علی زمانیان”

روشنفکری دینی به‌مثابه کلام جدید

روشنفکری دینی به‌مثابه کلام جدید

صدانت: از اواسط دهه شصت تا اواخر دهه هفتاد را که با قوت گرفتن کیهان فرهنگی آغاز شد و با تعطیلی کیان خاتمه یافت، معمولا دوران اوج و بالندگی روشن فکری دینی می دانند. تیراژ مجله کیان بالغ بر ۲۰ هزار جلد بود و تخمین ها حکایت از این داشت که هر شماره اش را حدود یکصد هزار نفر می خوانند. در کنار کیان روزنامه ها و مجلات دیگری هم چاپ می شدند و هر مقاله ای در جامعه شوری می افکند و باب بحث و گفتگوی تازه ای را می گشود. با این حال، از اوایل دهه هشتاد گویی نقش روشنفکری دینی در جامعه آرام آرام کمرنگ شد و مطالب مطروحه از سوی این طیف، دیگر چراغی بر نمی افروخت و شوری بر نمی انگیخت. از سوی دیگر به نظر می رسد روشنفکران دینی، دیگر بالندگی و فروزندگی دو دهه قبل را نداشتند؛ برخی از روشنفکری دینی عبور کردند، برخی آن را دارای ناسازگاری درونی دانستند و برخی دیگر افتان و خیزان در این عرصه باقی ماندند. ما، در گروه فرهنگی صدانت، گمان می کنیم مجموعه ای از علل و دلایل دست در دست هم داده اند تا روشنفکری دینی این گونه به محاق برود. حال با پیشنهاد برخی از بزرگواران، اقتراحیه ای تدارک دیده ایم تا از شما صاحبنظر گرامی بخواهیم در قالب یادداشتی مختصر برای ما بنویسید که روشنفکری دینی چه بود؟ چه شد؟ چرا این گونه شد؟ و چه آینده ای برای آن متصور است؟

همان‌طور که می‌دانید در سالهای اخیر دربارۀ روشنفکری دینی و مسائل پیرامونی آن کم بحث نشده است. به همین دلیل و برای پرهیز از تکرار، می‌کوشم در جواب سؤال شما منظری را طرح کنم که کمتر مورد توجه بوده است؛ منظری که شاید کمک کند روشنفکری دینی را از زاویۀ دیگری ببینیم.

برای فهم هر پدیده‌ای، از جمله روشنفکری دینی، از مدل‌ها یا الگوهای متعددی می‌توان بهره برد. پیشنهاد من این است که روشنفکری دینی را از جهت تعهدش به دین و عقلانیت ذیل کلام و با در نظر گرفتن تعهدش به روشنفکری و عقل جدید،  ذیل کلام جدید بفهمیم. ادامه مطلب “روشنفکری دینی به‌مثابه کلام جدید”

“به محاق رفتن” یا در تنگنای سیاسی گرفتار آمدن؟

"به محاق رفتن" یا در تنگنای سیاسی گرفتار آمدن؟

صدانت: از اواسط دهه شصت تا اواخر دهه هفتاد را که با قوت گرفتن کیهان فرهنگی آغاز شد و با تعطیلی کیان خاتمه یافت، معمولا دوران اوج و بالندگی روشن فکری دینی می دانند. تیراژ مجله کیان بالغ بر ۲۰ هزار جلد بود و تخمین ها حکایت از این داشت که هر شماره اش را حدود یکصد هزار نفر می خوانند. در کنار کیان روزنامه ها و مجلات دیگری هم چاپ می شدند و هر مقاله ای در جامعه شوری می افکند و باب بحث و گفتگوی تازه ای را می گشود. با این حال، از اوایل دهه هشتاد گویی نقش روشنفکری دینی در جامعه آرام آرام کمرنگ شد و مطالب مطروحه از سوی این طیف، دیگر چراغی بر نمی افروخت و شوری بر نمی انگیخت. از سوی دیگر به نظر می رسد روشنفکران دینی، دیگر بالندگی و فروزندگی دو دهه قبل را نداشتند؛ برخی از روشنفکری دینی عبور کردند، برخی آن را دارای ناسازگاری درونی دانستند و برخی دیگر افتان و خیزان در این عرصه باقی ماندند. ما، در گروه فرهنگی صدانت، گمان می کنیم مجموعه ای از علل و دلایل دست در دست هم داده اند تا روشنفکری دینی این گونه به محاق برود. حال با پیشنهاد برخی از بزرگواران، اقتراحیه ای تدارک دیده ایم تا از شما صاحبنظر گرامی بخواهیم در قالب یادداشتی مختصر برای ما بنویسید که روشنفکری دینی چه بود؟ چه شد؟ چرا این گونه شد؟ و چه آینده ای برای آن متصور است؟ ادامه مطلب ““به محاق رفتن” یا در تنگنای سیاسی گرفتار آمدن؟”

نشست حیوان ؛ ابژه یا دگرسوژه؟

صوت نشست حیوان، ابژه یا دگرسوژه (کامل)

نشست «حیوان ؛ ابژه یا دگرسوژه؟» با حضور اردشیر منصوری و بهنام خداپناه در خانۀ اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد. صوت این نشست را می‌توانید در ادامه دریافت کنید. ادامه مطلب “نشست حیوان ؛ ابژه یا دگرسوژه؟”