ملاحظاتی انتقادی درباره ترجمه کتاب «مفهوم آیرونی» سورن کرکگور

ملاحظاتی انتقادی درباره ترجمه کتاب «مفهوم آیرونی» سورن کرکگور

ملاحظاتی انتقادی درباره ترجمه کتاب «مفهوم آیرونی» سورن کرکگور

محمد مصطفی بیات (دانش‌آموخته زبان و ادبیات انگلیسی و فلسفه)

*نسخه کامل این مقاله به صورت pdf در اینجا قابل دریافت است.

مقدمه

در این مقاله می‌کوشم نشان دهم که ترجمه صالح نجفی از کتاب «مفهوم آیرونی» سورن کرکگور ترجمه‌ای قابل‌قبول نیست و نمی‌توان آن را منبعی معتبر برای فهم دقیق و بی‌کم‌وکاست اندیشه کرکگور و بالتبع، منبعی معتبر برای نوشتن مقاله و پایان‌نامه درباره اندیشه وی دانست. تلاشم بر این است که ذیل شش عنوانْ شواهدی متعدد و متنوع ارائه و به کمک آنها مدعای خود را مستدل کنم. آن شش عنوان از این قرارند: «ترجمه غیردقیق یا ترجمه نادرست یا ترجمه غیردقیق و نادرست»، «واژه یا عبارات یا جملات ترجمه‌نشده»، «فقدان وحدت در ترجمه»، «فقدان پانویس و واژه‌نامه برای واژه‌های ترجمه‌شده، مخصوصاً واژه‌های فنی»، «مشکلات ویرایشی یا زبان فارسی نارسا» و «عدم ترجمه بسیاری از یادداشت‌های مفید مترجمان انگلیسی». همچنین ذیل عنوانِ «نامشخص‌بودن سهم مترجم فارسی و مترجمان انگلیسی، به تفکیک از یکدیگر، در گردآوری اطلاعات مندرج در برخی از پانویس‌ها»، یعنی عنوان هفتم، شواهدی را ارائه خواهم کرد که مترجم فارسی در ارجاع‌دهی حق مترجمان انگلیسی را ادا نکرده است. مشخصات متن انگلیسی‌ای که من برای بررسی ترجمه فارسی مبنا قرار داده‌ام از این قرار است: «The Concept of Irony, with Continual Reference to Socrates»، نوشته «Soren Kierkegaard»، ترجمه «Howard V. Hong and Edna H. Hong»، نشر «Princeton University»، سال انتشار ۱۹۸۹٫ مشخصات ترجمه فارسی بررسی‌شده از این قرار است: «مفهوم آیرونی با ارجاع مدام به سقراط»، نوشته «سورن کیرکگور»، ترجمه «صالح نجفی»، نشر «مرکز»، سال انتشار ۱۳۹۵٫ ترجمه فارسی را به طور کامل بررسی کرده‌ام، منتها در این مقاله تنها به خطاهای مترجم تا صفحه ۳۰۵ اشاره کرده‌ام (کل کتاب ۳۵۴ صفحه است). همچنین به تمامی خطاها اشاره نکرده‌ام، بلکه کوشیدم به بخشی از مهم‌ترین آنها اشاره کنم (این مقاله نسخه‌ای طولانی‌تر نیز دارد که در آن شواهد بیشتری ارائه شده و برخی شواهدِ ارائه‌شده در همین مقاله نیز با تفصیل بیشتر آورده شده‌اند). خطاها و کاستی‌ها را نیز براساس شماره صفحات کتاب ترجمه فارسی طبقه‌بندی کرده‌ام نه براساس کیفیت خطاها و کاستی‌ها، بنابراین داوری دقیق درباره مدعیات اصلی این مقاله، متوقف بر خواندن تمام متن و مشاهده تمام شواهد است. شایان ذکر است خواننده گاه ممکن است برخی شواهد یک عنوان را ذیل عنوان دیگر نیز ببیند: از جمله در بخش «ترجمه غیردقیق یا ترجمه نادرست یا ترجمه غیردقیق و نادرست» گاه در جمله یا جملات بررسی‌شده، شواهد «فقدان وحدت در ترجمه» و «واژه یا عبارات یا جملات ترجمه‌نشده» و «زبان فارسی نارسا» نیز دیده می‌شود.

ادامه مطلب “ملاحظاتی انتقادی درباره ترجمه کتاب «مفهوم آیرونی» سورن کرکگور”

عباسعلی منصوری: جفایی که نظام آموزشی ما بر کتاب مقدس کرد

عباسعلی منصوری: جفایی که نظام آموزشی ما بر کتاب مقدس کرد

در فاصله تعطیلی کلاس های درس تا شروع امتحانات در تیرماه امسال این توفیق را داشتم که انجیل را بخوانم. این مطالعه لحظات خوبی را برایم رقم زد و دست آوردهای خوبی برایم داشت ، این دست آوردها مرا بر آن داشت که مطلب کوتاهی در باب نحوه مواجه اشتباه ما با متون مقدس یهود و مسیحیت بنویسم.

در نظام آموزش دینی، بر حق همه ما جفای بزرگی شد. و آن جفا، از اعتبار انداختن تورات و انجیل در چشم ما است.

ما ایرانیان  از مقطع ابتدایی که وارد نظام آموزشی شدیم ، به انحا مختلف این سخن را خواندیم و شنیدم که تورات و انجیل تحریف شده اند. اینقدر این سخن برای ما تکرار شد که ما را به این نتیجه رساند که لابد در این دو کتاب خیری نیست و  حتما این دو کتاب مملو از تحریفات و دستنوشته های انسانی هستند و ضرورتی برای خواندن آنها وجود ندارد.. این اندیشه و الغا هیچ شوق و میلی برای مطالعه این کتاب ها برای ما باقی نگذاشت. ادامه مطلب “عباسعلی منصوری: جفایی که نظام آموزشی ما بر کتاب مقدس کرد”

فلسفه تحلیلی، زمینه‌ها و گرایش‌های آن در گفت‌وگو با محمدمهدی مجاهدی

فلسفه تحلیلی، زمینه‌ها و گرایش‌های آن در گفت‌وگو با محمدمهدی مجاهدی

اشاره:

سجاد صداقت: داستان مصاحبه پرونده فلسفه تحلیلی فرهیختگان از ایران شروع و به هلند ختم شد. در شرایطی که برای این پرونده قصد داشتیم با یکی از اساتید داخل کشور مصاحبه کنیم اما او به دلیل مخالفت با کشاندن بحث‌های فلسفه به درون صفحه‌های روزنامه‌ها از آن سر باز زد. به صورت همزمان و با امید کمتری سؤالات را برای دکتر محمدمهدی مجاهدی فرستادم. دکتر مجاهدی با طبعی بلند و تواضعی بی‌نظیر در حالی که به شدت درگیر سفر و چند سخنرانی پی‌در‌پی بود به وعده خویش وفا کرد. پاسخ‌های او را هم‌اینک در ادامه خواهید خواند. فهم خاص این «استاد مدعو فلسفه سیاسی دانشگاه لیدن هلند» چنان در این گفت‌وگو مشخص است که حوزه فلسفه تحلیلی با همه پیچیدگی‌هایش را می‌توان به زبان ساده‌تری فهم کرد. گفت‌وگوی فرهیختگان با دکتر مجاهدی را از دست ندهید.  ادامه مطلب “فلسفه تحلیلی، زمینه‌ها و گرایش‌های آن در گفت‌وگو با محمدمهدی مجاهدی”

درس‌گفتارهای ایده‌آلیسم آلمانی از سیدحمید طالب‌زاده – ترم اول

درس‌گفتارهای «تحلیل گفتمان» از آرش حیدری

ایده‌آالیسم آلمانی، نام جنبشی در فلسفۀ آلمان است که در دهۀ هشتاد سدۀ هجدهم میلادی آغاز و در دهۀ چهل سدۀ نوزدهم پایان یافت. مشهورترین نمایندگان این جنبش، کانت، فیشته، شلینگ، و هگل هستند. هرچند تفاوت‌های بزرگی میان این چهره‌هاست، اما همگی در پذیرش ایده‌آلیسم، مشترکند.

ایده‌آلیسم آلمانی برخلاف نامی که دارد واقعیت عالم مدرن را بیان می‌کند. فیلسوفان این دوره از تاریخ تفکر مانند جغد مینروا بر روی خرابه‌های ویران شده، پرواز کردند. دورانی که واقعیت توسط هیوم دست‌نیافتنی شده بود و متافیزیک گذشته دیگر پاسخ‌گوی سؤالات جدید مطرح‌شده نبود، عالم تفکر برای استبقای خویش نیازمند طرحی جدید بود. طرحی که با کانت آغاز شد و همو ستون‌های اصلی آن را بنا کرد. کانت در این طرح جدید با گذر از متافیزیک گذشتگان، متافیزیک جدیدی بنا کرد. در این نگرش دیگر بحث انطباق عالم خارج و عالم ذهن مطرح نبود، بلکه سوژه با توجه به امکاناتی که دارد خود جهان بیرون را شهود می‌کند. این طرح توسط فیخته و شلینگ رشد پیدا می‌کند، عنصر سوژه و من استعلایی در آن پروارنده می شود و با هگل به اوج خود می رسد. ادامه مطلب “درس‌گفتارهای ایده‌آلیسم آلمانی از سیدحمید طالب‌زاده – ترم اول”

درس‌گفتارهای «تحلیل گفتمان» از آرش حیدری

درس‌گفتارهای «تحلیل گفتمان» از آرش حیدری

تحلیل گفتمان در معنای رایج به نوعی تکنیک فروکاسته شده است. فروکاست تحلیل گفتمان به تکنیک و تهی کردن آن از تاریخ‌مندی موجب شده است که این نظریه و چشم‌انداز انتقادی از خصلت‌های خودش تهی شود و همچون تکنیکی پوزیتیویستی در خدمت سری دوزی بسیاری از متون در بیاید. درس‌گفتارهای پیش رو تلاش دارد قرائتی تاریخ‌مند از تحلیل گفتمان ارائه کنند و علیه این ایده است که تحلیل گفتمان را به تکنیک فرو بکاهد. ادامه مطلب “درس‌گفتارهای «تحلیل گفتمان» از آرش حیدری”

برنامه پرگار تحت عنوان «خداناباوری و زمینه‌ی گسترش آن» با حضور: عرفان کسرایی و یاسر میردامادی

برنامه پرگار تحت عنوان «خداناباوری و زمینه‌ی گسترش آن» با حضور: عرفان کسرایی و یاسر میردامادی
آتئیسم یا خداناباوری چیست و چرا گفته می شود در کشورهایی چون ایران و افغانستان در حال گسترش است؟ جان شلنبرگ فیلسوف معاصر می گوید اگر خدایی وجود داشت خداناباوران را بیشتر دوست می داشت چرا که قوایی که به آن‌ها داده را به کار می برند تا در مورد او موشکافی کنند و پرسش در مورد او را تا حد انکار وجودش جدی می‌گیرند. اما خداناباوری همیشه نتیجه به کارگیری قوایی نیست که خداباوران معتقدند منشاء الهی دارد. نتیجه‌ی شرایط زیست و عوامل سیاسی نیز هست. یک نظر سنجی جدید نشان داده که درترکیه شمار کسانی که می‌گویند به وجود خدا باور ندارند در ده سال اخیر سه برابر شده است. در ایران و افغانستان امکان چنین نظرسنجی‌هایی دشوار است اما امکانات ارتباطی جدید باعث شده خداناباوران عقایدشان را صریح تر بیان کنند. ولی آیا خداناباوری در میان جوانان عاصی بیشتر ناشی از گریز از دین به ویژه دین رسمی نیست و آیا آنچه که گسترش خداناباوری خوانده می‌شود بخشی از روندی نیست که به تنوع اشکال دینداری نیز انجامیده است؟

ادامه مطلب “برنامه پرگار تحت عنوان «خداناباوری و زمینه‌ی گسترش آن» با حضور: عرفان کسرایی و یاسر میردامادی”

مقاله رضا زمان : «لیبرالیسم سیاسی حامی محروم‌ترین‌ها؛ نگاهی به اصل تفاوت»

لیبرالیسم سیاسی حامی محروم‌ترین‌ها؛ نگاهی به اصل تفاوت

۱. لیبرالیسم در ابتدا برای حمایت از لایه‌های مرفه جامعه، که آزادی و امنیت شان از سوی حاکمان نقض و سلب می‌شد، به میدان آمد و خود را نشان داد. به همین سبب بود که با مفهوم بورژوازی پیوند خورد. اما جلوتر که آمد، بر مفاهیمی تکیه کرد که نفع و فایده‌ی همه‌ی گروه‌های اجتماعی در آن بود. علت هم داشت. تکیه‌ی لیبرالیسم بر یک طبقه از جامعه، باعث مقاومت لایه‌های دیگر در برابر آن شد، این وضع نمی‌توانست به سود این مکتب باشد[۱]. به همین سبب، کوشید تا به منافع و مصالح همه‌ی اعضا و افراد جامعه نظر کند و عام‌نگر شود[۲]. اما هرچه سن لیبرالیسم بالاتر رفت، فربه‌تر و گسترده‌تر و وسیع‌تر هم شد و قرائت‌ها و خوانش‌های مختلفی از آن به میان آمد که هر یک، موضع و نگرش خود را نسبت به جامعه و لایه‌ها و طبقات حاضر در آن داشتند. یکی از آن روایت‌ها که در این مقاله درباره آن سخن خواهم گفت، روایت جان رالز فیلسوف بزرگ قرن بیستم است. ادامه مطلب “مقاله رضا زمان : «لیبرالیسم سیاسی حامی محروم‌ترین‌ها؛ نگاهی به اصل تفاوت»”

سوسیا، چرا سوسیا نبودی؟!

سوسیا، چرا سوسیا نبودی؟!

۱

در مهمانی‌ها یا ملاقات با دوستان‌مان از امور مختلفی سخن می‌گوییم؛ اوضاع و احوال سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی کشورهای جهان، قیمت مسکن، تیم فوتبال محبوب‌مان، وسایلی که خریدیم، شرایط شغلی‌مان، ازدواج و طلاق فامیل‌های‌مان. در اینترنت و مجلات و کتاب‌ها به دنبال اطلاعاتی می‌رویم راجع به زندگی گیاهان و حیوانات، وضعیت کهکشان‌ها، وجود آدم فضایی‌ها، حوادث هولناک یا اتفاقات عجیب‌و‌غریب، سرگذشت افراد مشهور، چگونگی نفوذ و تاثیرگذاری در دیگران. ناراحتی‌مان این است که چرا موهای‌مان ریزش دارد، چرا فلانی احوال‌پرسی گرمی با من نکرد و فراوان چراهای دیگر. ظاهرا حکایت عموم ما آدم‌ها همین است یعنی فکر کردن و سخن گفتن‌مان بیشتر صرف موضوعات و مسایلی از این جنس می‌شود. وجه مشترک این افکار و سخنان در این است که روی آنها به بیرون‌مان است نه به درون‌مان. به عبارت دیگر، اگر من و شما، درونی داشته باشیم و بیرونی، و درون‌مان را مجموعه افکار و احساسات و خواسته‌ها و گفتارها و کردارهای‌مان بدانیم، و بیرون‌مان را اموری جز این‌ها که به مواردی در بالا اشاره شد، آنگاه بیشتر وقت و نیروی ما در فکر کردن‌ها و سخن گفتن‌ها مصرف بیرونی دارد. به تعبیری، بیشتر ما “بیرون‌نگر” هستیم نه “درون‌نگر”، چنانکه چشم ذهن و ضمیرمان خیره در منظره‌های دلربای حیاط همسایه است! ادامه مطلب “سوسیا، چرا سوسیا نبودی؟!”

بررسی ترجمه‌ی دو «انقلاب علمی»

بررسی ترجمه‌ی دو «انقلاب علمی»

بررسی ترجمه‌ی دو «انقلاب علمیِ» یاسر خوشنویس

(۱) انقلاب‌های علمی، تامس نیکلز، انتشارات ققنوس (۱۳۹۵)

(۲) انقلاب علمی، استیون شِیپن، نشر کرگدن (۱۳۹۶)

نویسسنده نقد: سعید علیپور (دانشجوی دکتری مطالعات علم)

این مقاله شامل دو بخش کلی است: بخش اول مربوط به بررسی کتاب اول است و بخش دوم مربوط به بررسی کتاب دوم. نکته‌ی دوم اینکه در بعضی موارد در حد دانش ناچیزم سعی کرده‌ام ترجمه‌ی پیشنهادی خود را بیان کنم. بدیهی است که ترجمه-های پیشنهادی بنده صرفاً یکی از معانی درست جملات انگلیسی کتاب است، نه ترجمه‌ی نهایی آنها. یعنی واضح است که می‌توان ترجمه‌های بهتر و رساتری هم از آنها ارائه کرد.

ادامه مطلب “بررسی ترجمه‌ی دو «انقلاب علمی»”

سخنرانی علی‌اکبر احمدی افرمجانی با عنوان «گذر به سوی الهیات نوین»

سخنرانی علی‌اکبر احمدی افرمجانی با عنوان «گذر به سوی الهیات نوین»

هدف سخنرانی «گذر به سوی الهیات نوین» طرح یک پرسش است. آیا الهیات مدرن شده است؟ این یک فرض رایج است که من می‌خواهم مورد تردید قرار دهم. دلایل متعددی برای مدرن شدن الهیات مطرح کرده‌اند. مثلاً می‌گویند ما پس از دکارت و هیوم و کانت وارد عصر «اصالت سوژه» شده ایم و درک سوژه از خدا درک جدیدی است. در باورهایی که گذشتگان از خدا می‌کردند شأن سوژه و چگونگی نزدیک شدن او به خدا در نظر گرفته نمی‌شد. اما از دکارت به بعد متوجه شدند که باید متناسب با دستگاه ادراکی سوژه درباره‌ی خدا حرف بزنند. پس ما با یک الهیات مدرن (یعنی subjective) روبه‌رو هستیم. می‌گویند الهیات دو راه رفته است: یا راسیونالیستی (دکارتی) شده یا تجربه‌گرا (هیومی). اما نزد قدما هیچ کدام از این روش‌شناسی‌ها مطرح نبود. دغدغه‌ی روش‌شناسی یک دغدغه‌ی جدیدی در الهیات است. امروز هر کس بخواهد درباره‌ی خدا حرف بزند باید بگوید گزاره‌هایش از چه نوع است: همان‌گویانه، تالیفی پیشینی، تجربی؟ و همین را نشانه‌ای بر مدرن شدن الهیات می‌گیرند. ادامه مطلب “سخنرانی علی‌اکبر احمدی افرمجانی با عنوان «گذر به سوی الهیات نوین»”