شمارۀ ۱۴۹ نشریۀ اطلاعات حکمت و معرفت با عنوان «شعر و اندیشۀ حافظ»

شمارۀ 149 نشریۀ اطلاعات حکمت و معرفت با عنوان «شعر و اندیشۀ حافظ»

شمارۀ ۱۴۹ نشریۀ اطلاعات حکمت و معرفت با عنوان «شعر و اندیشۀ حافظ» منتشر شد. این نشریه که تا مردادماه ۱۳۹۷ به‌صورت ماه‌نامه منتشر می‌شد، پس از وقفه‌ای کوتاه و چند ماهه، به‌صورت فصل‌نامه و با تغییرات اندکی در ساختار منتشر می‌شود.

نشریه علاوه بر سرمقالۀ با عنوان «حلقه تاویل» به قلم سردبیر، نشریه انشاءالله رحمتی، از سه بخش ویژه‌نامه، اندیشه و نظر و کتاب تشکیل شده است. بخش ویژه‌نامه متشمل بر ده مقاله است. مسعود فریامنش دبیر این شماره از فصلنامه را به عهده داشته است.

نخستن نوشتار با عنوان «حافظ و لطف سخنش» گفت‌و‌گویی‌است که مریم حسینی با فتح الله مجتبائی انجام داده است. «در این گفتگو استاد دکتر فتح‌الله مجتبایی به توضیح موضوعاتی همچون دلایل رواج بی‌مانند شعر حافظ در میان فارسی‌زبانان، جایگاه حافظ و خصوصیات شعر او، سابقه اطلاق لقب «لسان‌الغیب» به خواجه شیراز، چرایی تفأل به دیوان او در میان فارسی‌زبانان و موضوعاتی مانند این پرداخته است. ادامه مطلب “شمارۀ ۱۴۹ نشریۀ اطلاعات حکمت و معرفت با عنوان «شعر و اندیشۀ حافظ»”

مقاله خسرو باقری نوع‌پرست با عنوان «بررسی و نقد کتاب از علم سکولار تا علم دینی»

مقاله خسرو باقری نوع‌پرست با عنوان «بررسی و نقد کتاب از علم سکولار تا علم دینی»

کتاب از علم سکولار تا علم دینی (گلشنی، ۱۳۷۷/۱۳۹۲) حاصل کوششی برای نقد رویکرد سکولار به علم و دعوت به رویکرد دینی به علم است. مولف در نقد رویکرد سکولار دو گام اساسی برمی دارد. نخست، استدلال می کند که علم نیازمند جهت است؛ جهتی که از جهان بینی دانشمند حاصل می شود. در ضمن این استدلال، مولف به نقد دیدگاه اثبات گرایی (پوزیتیویسم) می‌پردازد و می‌کوشد نشان دهد که علم پیش فرض‌های متافیزیکی دارد. دوم این که علم در مقام کاربرد یافته‌ها محتاج اخلاق است و بدون آن به تخریب می انجامد. در مقاله حاضر، با استفاده از روش نقد درونی و بیرونی، استدلال شده است که به رغم توجه مولف به ارتباط علم با متافیزیک، وی در تبیین این رابطه توفیق نیافته است زیرا آن را از سویی به مقام کاربرد و اخلاق مربوط کرده و از سوی دیگر به صورت افزودن چارچوب متافیزیکی به علم به صورت پسینی محدود کرده است.

ادامه مطلب “مقاله خسرو باقری نوع‌پرست با عنوان «بررسی و نقد کتاب از علم سکولار تا علم دینی»”

آرش نراقی: «آواز خدا ، بازسازی نظریه فضل الرحمان در خصوص مکانیسم تنزیل وحی»

آرش نراقی: «آواز خدا ، بازسازی نظریه فضل الرحمان در خصوص مکانیسم تنزیل وحی»

سخنرانی آرش نراقی با عنوان «آواز خدا: بازسازی نظریه فضل الرحمان در خصوص مکانیسم تنزیل وحی» ادامه مطلب “آرش نراقی: «آواز خدا ، بازسازی نظریه فضل الرحمان در خصوص مکانیسم تنزیل وحی»”

آناتومی اقتصاد سیاسی ایران: یوسف اباذری، رامین معتمدنژاد و مراد فرهادپور

آناتومی اقتصاد سیاسی ایران در گفتارهایی از یوسف اباذری، رامین معتمدنژاد و مراد فرهادپور

آناتومی اقتصاد سیاسی ایران در گفتارهایی از یوسف اباذری، رامین معتمدنژاد و مراد فرهادپور

در ستیز با اشباح

تضادها و تناقض‌های نئولیبرالیسم ایرانی

محسن آزموده:  این روزها سرشت ساختار اقتصاد سیاسی ایران موضوعی مناقشه برانگیز شده است. به ویژه در شرایطی که تحریم و فشار اقشار مختلف جامعه به ویژه فرودستان و حقوق بگیران را در مضایقه گذاشته و همزمان شاهد آشکار شدن فسادهای برخی از برخورداران هستیم. مخالفان خصوصی‌سازی و برنامه‌های آزادسازی اقتصادی، مشکل را از سیاست‌های «نئولیبرالی» می‌دانند که به زعم ایشان بعد از پایان جنگ در برنامه کار دولت‌ها قرار گرفته و البته امروز با گذشت ۳۰ سال نتوانسته کارنامه قابل قبولی ارایه کند؛ در مقابل مدافعان بازار آزاد، می‌گویند که ساختار اقتصاد سیاسی ایران همیشه دولتی بوده و آنچه منتقدان به عنوان بخش خصوصی می‌نامند در واقع بخش شبه‌خصوصی یا به تعبیر رایج این روزها، «خصولتی» است. یوسف اباذری، جامعه‌شناس نام‌آشنا یکی از جدی‌ترین منتقدان خصوصی‌سازی اقتصاد ایران عصر روز پنجشنبه ۲۷ دی ماه جاری در موسسه پرسش با بحث از «آناتومی اقتصاد سیاسی ایران» کوشید به این انتقادها پاسخ بدهد و بر دیدگاه خود مبنی بر اولا نئولیبرال بودن این ساختار و ثانیا ناکام بودن آن بعد از سه دهه تاکید کرد. نکته قابل توجه این نشست، حضور مراد فرهادپور، دیگر چهره نام‌آشنای چپ روشنفکری در ایران است که از سال‌های دهه ۱۳۶۰ تا میانه دهه ۱۳۸۰، به خصوص در نشریه تاثیرگذار ارغنون با اباذری همکاری و همفکری می‌کرد، اما این دو در سال‌های اخیر با وجود مواضع کلی مشترک و اختلاف نظرهای جزیی، کمتر با هم در مجامع عمومی حاضر می‌شدند. دیگر اتفاق مهم این نشست پر مخاطب و شلوغ، سخنرانی رامین معتمدنژاد، اقتصاددان و استاد دانشگاه سوربن بود. معتمدنژاد، در سخنرانی مفصل خود تلاش کرد ضمن نقد کلی اقتصاددانان از طفره رفتن در نقد سرمایه‌داری از منظر یک اقتصاددان، تحولات معاصر اقتصادی ایران در پهنه بین‌المللی را ارزیابی کند. او در پایان گفتارش با تاکید بر اینکه ارزش حاکم بر زندگی ما از صدر تا ذیل سوداگری و پول است، گفت: «سرمایه‌داری ایرانی در شکل انحصاری و در محتوا بانکی است. یک سرمایه‌داری مرکانتیل نه مرکانتیلیستی به معنای قرن هجدهمی، بلکه به این معنا که در این سرمایه‌داری پول در مدارهایی می‌چرخد و از روی آنها لیز می‌خورد و خودش را بیشتر و بیشتر می‌کند». ادامه مطلب “آناتومی اقتصاد سیاسی ایران: یوسف اباذری، رامین معتمدنژاد و مراد فرهادپور”

خدا، خلق، خود : عرفان اجتماعی در اندیشه شریعتی و اقبال

خدا، خلق، خود : عرفان اجتماعی در اندیشه شریعتی و اقبال

در ادامه‌ی مجموعه نوشتار توحید اجتماعی-سیاسی و در نخستین مقاله از مجموعه نوشتار عرفان اجتماعی تحت عنوان “عرفان اجتماعی بر بستر توحید اجتماعی سیاسی” گفته شد که موحد چندساحتی، از آن رو که توحیداش تک‌ساحتی نیست، سلوک معنوی او نیز در بعد فردی خلاصه نشده و سلوکی مبتنی بر عرفان اجتماعی است. همچنین بر این نکته تاکید شد که نحله نواندیشی دینی علاوه بر بازخوانی توحید اجتماعی-سیاسی نسل اول نواندیشان دینی، نیاز به بازخوانی عرفان اجتماعی شریعتی و اقبال و آموزه‌های اجتماع‌محور طالقانی، بازرگان و امام موسی صدر نیز دارد تا دوباره از درون این نحله فرزندانی چون چمران‌ها، هدی صابر‌ها زاده شوند که سراسر زندگی خود را وقف مبارزه و تلاش برای کاهش آلام و درد و رنج‌های بشر و آموزش و توانمندسازی آنان نهادند و به قدر وسع خود هم تقریر حقیقت نمودند و هم تقلیل مرارت. در انتهای مقاله پیشین نیز اشاره شد که هرچند عرفان اجتماعی شریعتی و اقبال منتقد عرفان سنتی و عرفان خدامحور و متاثر از عرفان خراسانی و عرفانی انسان‌گرا است اما در محدوده انسان‌گرایی از عرفان خراسانی فراتر می‌رود. در این مقاله به عرفان اجتماعی در اندیشه شریعتی و اقبال خواهیم پرداخت. ادامه مطلب “خدا، خلق، خود : عرفان اجتماعی در اندیشه شریعتی و اقبال”

«می‌روم کمی بخوابم»، روایتی ایرانی از ایزوتسو فیلسوف ژاپنی

«می‌روم کمی بخوابم»، روایتی ایرانی از ایزوتسو فیلسوف ژاپنی

۱. مستند چهل‌تکّه

توشی‌هیکو ایزوتسو (۱۹۱۴-۱۹۹۳ میلادی) زبان‌شناس، فیلسوف زبان، از بنیان‌گذاران فلسفه‌ای معاصر موسوم به «فلسفه شرقی»، ادیب، دین‌شناس تطبیقی، اسلام‌شناس و به طور ویژه قرآن‌شناس نامور ژاپنی (زاده توکیو) در ایران گویا شناخته‌ شده‌تر از وطن اصلی خود ژاپن است.

ایزوتسو در هفتم ژانویه ۱۹۹۳ میلادی (هفدهم دی ماه ۱۳۷۱خورشیدی) چشم از جهان فروبست. او چهره‌ای جامع و حدودی ناشناخته در فلسفه و دین‌شناسی معاصر است. او سی و پنج زبان را فرا گرفته بود و در این میان دست کم به هفده زبان تسلّط داشت، از جمله به زبان‌های عربی، عبری، فارسی، سانسکریت، پالی، روسی، لاتین، یونانی و چینی.

کمی پیشتر اشاره کردم که ایزوتسو در ایران گویا شناخته‌ شده‌تر از وطن اصلی خود ژاپن است. برای آن‌که غیر مستند سخن نگفته باشم تنها یک جلوه از ناشناختگی ایزوتسو در ژاپن در پی می‌آید. کتابی در باب تفکّر فلسفی در ژاپن معاصر در اصل به زبان ژاپنی نوشته شده است. ناشرِ ترجمه انگلیسی این اثر، آن را منبعی کم نظیر در زبان انگلیسی توصیف می‌کند. این کتاب «مروری بر تفکر اخیر فلسفی در ژاپن از ۱۸۶۲ تا ۱۹۹۶» نام دارد. در این کتابِ بیش از سیصد صفحه‌ای، تنها در کمتر از یک صفحه (ص ۲۷۸) آن هم در ضمیمه‌ انتهای کتاب به ایزوتسو پرداخته شده است.

در ایران اما اخیراً مستندی منحصر به فرد در باب احوال، آراء و میراث ایزوتسو ساخته شده و به نمایش در آمده است. این مستند، که «شرقی» نام دارد، ساخته مستندساز ایرانی مسعود طاهری و محصول «چهرداد فیلم» است.

مستند «شرقی» در ۱۲ کشور جهان فیلم‌برداری شده است، از جمله در ایران، ژاپن، فرانسه، سوئیس، ایتالیا، ترکیه، کانادا، آمریکا، سوریّه، اسپانیا و روسیّه. طرف‌های مصاحبه در این مستند در مجموع به ۱۱ زبان سخن گفته‌اند. برای تهیه این مستند از حدود ۱۲۰ نفر مصاحبه به عمل آمده است که پس از ارزیابی‌، در نهایت بیش از ۶۰ چهره از دوستان و شاگردان ایزوتسو و همچنین ایزوتسو شناسان، کارشناسان و شخصیت‌های سیاسی درباره زندگی، آثار، آراء و میراث ایزوتسو سخن می‌گویند. ادامه مطلب “«می‌روم کمی بخوابم»، روایتی ایرانی از ایزوتسو فیلسوف ژاپنی”

درس‌گفتارهای «مرز دانایی و حد نادانی» از میلاد نوری

درس‌گفتار «مرز دانایی و حد نادانی» از میلاد نوری

انسان نه تنها می تواند از موضوعات گوناگون پرسش کند و دانشی درباب آن ها دانشی به دست آورد؛ بلکه می تواند تحقیق کند که چگونه توانسته یا می تواند به چنین دانشی دست یابد. لازمۀ این هردو، آگاهی نخستینی است که انسان به یاری آن، معرفت را جستجو می کند. در طول تاریخ، انسان تلاش کرده است که به فهم مطلقِ واقعیت و آنچه در حیطۀ آن است دست یابد؛ اما چه بسیار که دچار خطا و کژی شده است. خطاها و کژی های معرفتی، انسان را برآن داشته است که به مطالعۀ خودِ «معرفت» روی آورد؛ چراکه پنداشته است اگر سازوکار کسب معرفت را به درستی بازشناسد و به فهم جوانب آن نائل آید از خطا و اشتباه در امان خواهد ماند، تا دیگر قضایای درست را نادرست نینگارد و قضایای نادرست را درست نپندارد. همین امر به ایجاد شاخۀ فلسفی «معرفت شناسی» منجر شده است. بااین-حال، خودِ معرفت شناسان نیز دچار خطا و اشتباه بوده اند. عدم توفیق اندیشمندان در شناخت واقعیت، و نیز بروز خطا و اختلاف در تبیین هستی و چیستی خودِ معرفت، باعث شده است تا برخی متفکران در امکان حصول شناخت تردید نمایند و در وادی شکاکیت گام نهند؛ و عده ای نیز نه تنها امکان معرفت را زیر سوال برده اند، بلکه واقعیت و موضوع معرفت را انکار کرده و به سفسطه روی آورده اند. سفسطه و شکاکیت ناشی از ناکامی در فرآیند شناخت جهان و عجز از تبیین چراییِ خطا، اشتباه و اختلافات در حیطۀ معرفت بوده است. ازاین رو، طبیعی است که مباحث مربوط به آنها هم بخشی از معرفت شناسی باشد. آدمی که نمی تواند آگاهی نخستین و ابتدایی اش را انکار کند، تلاش کرده است تا از حرکت بازنایستد و از سفسطه و شکاکیت عبور نماید. این تلاش هرچه هست، با چنین سوالاتی قرین خواهد بود: مرز آگاهی کجا است؟ سفسطه و شکاکیت چیست؟ آیا امکان حصول معرفت وجود دارد؟ شناختن چه معنایی دارد؟ ما چه چیزهایی را می-شناسیم؟ اگر شکاک نباشیم، رئالیست هستیم یا ایده¬آلیست؟ تغییر و نسبیت در معرفت چه معنایی دارد؟ گفتگوی معرفتی چگونه ممکن است؟ در مجموعه درس‌گفتارهای گفتگو محور «مرز دانایی و حد نادانی» چنین سوالاتی را موضوع بررسی قرار دادیم. ادامه مطلب “درس‌گفتارهای «مرز دانایی و حد نادانی» از میلاد نوری”

سلسله مباحث «قرائتی جدید از مبانی فکر دینی» از آیت الله سید کمال حیدری

سلسله مباحث «قرائتی جدید از مبانی فکر دینی» از آیت الله سید کمال حیدری

آیت الله سید کمال حیدری: تنها راه معرفتی برای حقانیّت عالمان و پیروان ادیان و مذاهب، در دست داشتن «دلیل» است و اصلاً جز این ملاک دیگری وجود ندارد برای محاسبۀ انسان ها: «الطریق هو الدلیل». اگر کسی راه دیگری سراغ دارد به ما هم نشان دهد! اساساً امکان ندارد انسان به خاطر کاری محاسبه و بازخواست شود – حتی اگر کار و اعتقاد او درست هم بوده باشد – جز از این راه که برای فعل خود دلیل و حجّت داشته باشد؛ یعنی اگر دلیل در دست نداشته باشد، چنانچه به اعتقاد صحیحی هم دست یافته باشد، در قیامت از او پذیرفته نمی شود! ادامه مطلب “سلسله مباحث «قرائتی جدید از مبانی فکر دینی» از آیت الله سید کمال حیدری”

دیدار دو فیلسوف تحلیلی در گفت‌وگو با حسین شقاقی

دیدار دو فیلسوف تحلیلی در گفت‌وگو با حسین شقاقی

محسن آزموده: تصور عمومی ناآشنایان با فلسفه تحلیلی آن است که اندیشمندان این سنت فکری یک کلیت منسجم و یکنواخت را تشکیل می‌دهند. اما نگاه جزئی‌نگر و دقیق به آرا و اندیشه‌های ایشان واقعیت دیگری را آشکار می‌کند و از اختلاف‌نظرها و دیدگاه‌های متفاوت و بلکه متضاد پرده برمی‌دارد. در میان فیلسوفان نحله تحلیلی در سده بیستم، برای مخاطبان عمومی فلسفه و کتاب‌خوان‌ها، لودویگ ویتگنشتاین در کنار برتراند راسل، گوتلوب فرگه و وایتهد نامی آشنا و شناخته شده است و معمولا علاقه‌مندان غیرحرفه‌ای فلسفه نام او را شنیده‌اند و احیانا با امهات دیدگاه‌های او آشنا هستند. ویلارد ون اورمن کواین، فیلسوف برجسته امریکایی اما به این شهرت نیست و با وجود اهمیت و اصالت اندیشه‌اش در فلسفه تحلیلی معاصر، تنها متخصصان و پژوهشگران جدی فلسفه تحلیلی با او آشنا هستند. با این همه کواین یکی از اثرگذارترین و مهم‌ترین فیلسوفان این سنت فکری است که همچنان اندیشه‌هایش در دپارتمان‌ها و گروه‌های فلسفه مورد نقد و ارزیابی قرار می‌گیرد. کتاب «ویتگنشتاین و کواین» نوشته جمعی از متخصصان فلسفه تحلیلی با ویراستاری رابرت ال. آرینگتون و هانس. یوهان گلاک به تازگی توسط حسین شقاقی به فارسی ترجمه و توسط انتشارات امید صبا منتشر شده است. این کتاب، شامل مقالات و جستارهایی در مقایسه تفاوت‌ها و شباهت‌های اندیشه‌های این دو فیلسوف، با رویکرد انتقادی و تخصصی است. بر این اساس تصمیم گرفتیم، با مترجم کتاب که خود پژوهشگر حوزه فلسفه تحلیلی است و در این زمینه مقالات متعددی نوشته است، درباره کواین و نسبتی که با ویتگنشتاین دارد، گفت‌وگویی صورت دهیم که از نظر می‌گذرد.

ادامه مطلب “دیدار دو فیلسوف تحلیلی در گفت‌وگو با حسین شقاقی”

درس‌گفتار «عناصر فلسفه حق» از حسام سلامت

درس‌گفتار «عناصر فلسفه حق» از حسام سلامت

هگل «عناصر فلسفه حق» را در سال ۱۸۲۱ منتشر کرد. رئوس آن اما پیشتر، در سال ۱۸۱۷، در بخش دوم (ذیل عنوانِ «روح عینی») از فصل سومِ (با عنوان «علم روح») ویراستِ نخستِ «دایره‌المعارف علوم فلسفی» منتشر شده بود. هگل در «عناصر» شرح مبسوطی از فلسفه‌ی سیاسی خود، در مقام دقیقه‌ای از یک نظام فلسفی عام‌تر، به دست می‌دهد و در آن می‌کوشد به راه‌ورسمی مشخصاً دیالکتیکی میان دو سنت لیبرالیسم و محافظه‌کاری وساطت کند. همین موضع در-میانه‌ی (in-between) هگلی همواره سبب شده است که «عناصر» آماج داوری‌های متناقض قرار بگیرد، به این دلیل ساده که ردپای مؤلفه‌های تعیین‌کننده‌ای از هر دوی این سنت‌ها را می‌توان جابه‌جا در متن آن سراغ گرفت. سودای هگل این بود که در «عناصر» میان آزادی و ضرورت، حق و وظیفه، و خودآیینی و اطاعت آشتی برقرار کند. از همین روست که مواجهه با «عناصر» عملاً مواجهه با دعاوی سنت‌های لیبرالیستی و محافظه‌کار هم هست. خودِ هگل در فاصله‌ی ۱۸۱۷ تا ۱۸۳۱، «عناصر» را هفت بار درس داد. وقتی مرگ آمد هگل سرگرم کارکردن بر هفتمین درسگفتارش از «عناصر» بود. ادامه مطلب “درس‌گفتار «عناصر فلسفه حق» از حسام سلامت”