تٲمّلی دربارهٔ پیوند «هستی» و «نیستی» و «هنرِ تنهایی»

تٲمّلی دربارهٔ پیوند «هستی» و «نیستی» و «هنرِ تنهایی»

مسعود زنجانی: تجربهٔ «نیستی»، انسان را «هست» می‌کند. تجربهٔ هستی، بدونِ تجربهٔ نیستی، ناممکن است. تنها آنکس که رنج را تا انتها بُرده و اندوهِ ابدی را در نهایتِ خویش زیسته، شایستهٔ شادمانی و سزاوارِ رستگاری است. تنها آنکس که از سُویدایِ دل گریسته، توانِ خندیدن به وسعتِ دل را دارد. تنها آنکس که یٲس […]

تٱمّلی دربارهٔ “خودشیفتگیِ فرهنگی” و پیوند آن با “جزمیت گرایی”

تٱمّلی دربارهٔ "خودشیفتگیِ فرهنگی" و پیوند آن با "جزمیت گرایی"

من سعی دارم، از چشم‌اندازِ دیگری، به این دو متنِ مکتوب و تصویری بنگرم و به نوعی آنها را مقایسه کنم. به نظرِ من، هر دو مورد، دو جلوهٔ انسانی و سخت ستودنی از این استادِ گرانمایه هستند؛ یکی را باید مَثَلِ کردارِ نیک او دانست و دیگری را مصداقِ پندارِ نیکش.

کارگاه اصول خوشبختی گروه بیست تا سی با حضور مسعود زنجانی

آیا فلسفه می تواند به خوشبختی ما کمک کند؟

آیا فلسفه می تواند به خوشبختی ما کمک کند؟ به نظر می‌رسد روح انسان زودتر از جسم او چروک بر می‌دارد، اما چون چروک‌های روح به‌راحتی جسم دیده نمی‌شود، از آن غفلت می‌کنیم. آیا انسان‌های امروزی برای نیرومندی، شادابی، زیبایی و جوان ماندن روحشان، تنها به اندازه ای که برای زیبایی پوست خود می اندیشند […]

تأمّلی دربارهٔ «هنر گفتگو» و پیوند «گفتگو» و «بازی»، مسعود زنجانی

تأمّلی دربارهٔ «هنر گفتگو» و پیوند «گفتگو» و «بازی»، مسعود زنجانی

گفتگو، ابزاری برای رسیدن به هیچ هدفی، حتی «حقیقت»، نیست. گفتگو خود هدف است، و بدین معنا، تمام هودگی گفتگو در بی هودگیِ (بی هدفی) آن است. گفتگوی گادامری را باید در افقی هستی شناسانه – به معنای هایدگری – تعبیر کرد، چرا که در درجهٔ نخست یک «شیوهٔ بودن در جهان» است. برخلافِ گفتگوی […]

تأمّلی دربارهٔ عشق و جاودانگی و هنرِ در حال زیستن ، مسعود زنجانی

تأمّلی دربارهٔ عشق و جاودانگی و هنرِ در حال زیستن، مسعود زنجانی

تقدیم به خالقِ «طعمِ گیلاس»، عباس کیارستمی مسعود زنجانی: زندگی تنها در «اکنون» جاری است و اکنون همیشه هم‌آغوشِ دو «نیستی» است؛ گذشته ای که «دیگر نیست» و آینده ای که «هنوز نیست». هستی در محاصرهٔ نیستی است. بنابراین، باید آموخت در همسایگی نیستی و علیرغمِ آن، «هست» بود. باید در آغوش مرگ، زندگی کرد و […]

تٲمّلی دربارهؑ «حکمتِ شادان» یا پیوندِ «خِرد» و «شادمانی»

تٲمّلی دربارهؑ «حکمتِ شادان» یا پیوندِ «خِرد» و «شادمانی»

نشاطِ دائم داشتن را نباید صرفاً یک وضعیتِ روانشناختی دانست و آن را رفتارشناسانه تعبیر کرد. اگرچه خِردمند را نباید با چهرۀ تلخ و خشک و سیمایی عبوس و دُژم تصوّر کرد، اما نباید اینگونه هم پنداشت که او کسی است که درد و غمی ندارد، و زندگی برای او، جز به خوش باشی و […]