زایش دین

زایش دین
Print Friendly
زایش دین
۵ (۱۰۰%) ۱ vote

غلامعلی کشانی: پیداشدن یک تکه سفال یا سنگ‌نبشته‌ی چند هزارساله در سرزمین آبا و اجدادی ِ تو! چه تاثیری بر روحیه‌ات می‌گذارد؟ لابد خوشحالت می‌کند. چرا؟ لابد احساس افتخار می‌کنی که کشورت را کهن‌سال‌تر نشان می‌دهد یا گوشه‌ی دیگری از شکوه و عظمت بزرگان کشورت را در دوران قدیم کشف می‌کند و به همه نشان می‌دهد که پادشاهان سرزمین‌ات چه عظمتی داشته‌اند. به غریبه‌ها و خارجی‌ها می‌گوید تو کم کسی نیستی. باید بر روی تو بیشتر حساب کنند. مرزهای سرزمین تو پیش از این، چند کشور دیگر را در خود جا داده‌بوده و امروزه به‌دلایلی تاسف‌بار، کوچک شده‌است. به‌آنان اعلام می‌کنی مثلا ً از قرن‌ها پیش فلان دریا را به‌نام قوم تو یا سرزمین‌ات می‌نامیده‌اند که سرزمینی بسیار کهن است و دیگران حقّ‌ ندارند خود را برتر از تو بنشانند و در شاه‌نشین مجلس جهانی تکیه بزنند.بسیار خوب! این چیزهای باستانی، کاربردشان فقط همین است؟ یا این‌که کاربردهای دیگری هم می‌تواند داشته‌باشد؟ موزه‌ها به چه دردی می‌خورند؟ فقط برای تفاخر و کمی هم سرگرمی‌ی توریستی یا کار دیگری هم می‌توانند بکنند؟
مقاله‌ی علمی‌ی زیر مقاله‌ایست باستان‌شناسنامه، با شواهد بسیار زیاد. امّا به درد فخرفروشی‌ی مردم این یا آن سرزمین نمی‌خورد، مقام قومی را بالا نمی‌برد یا قوم دیگری را به پایین نمی‌آورد.
این نوشته تلاش می‌کند پرونده‌ی تاریخ ذهن ِ “انسان به‌مثابه ِ انسان” را برای ما باز کند و نه بیشتر. تلاش می‌کند، امّا باز هم معلوم نیست موفق می‌شود یا نه. می‌گویند پرسش‌ درست از هر پاسخی بهتر است. خواننده، پس از خواندن این مقال،‌ خود را با پرسش‌هایی روبرو می‌بیند که پاسخ می‌خواهند و فروتنی. پاسخ‌هایی برآمده از جستجوی فروتنانه.
با خواندن متن این پژوهش، فرق میان باستان‌شناسی برای کینه‌ورزی و تفاخر؛ و تشدید مرارت و رنج و درگیری ِ پس از تحقیر و کینه و تفاخر در میان انسان‌ها با باستان‌شناسی برای تقلیل مرارت و رنج و درگیری میان انسان‌ها را خواهید دید. تقلیل مرارتی که ناشی از جستجوی حقیقت و دریافت پاره‌هایی از آن است.
آن‌گاه که انسان دریابد و بالاتر از آن بپذیرد که آدمیان همگی از یک جنس‌اند، جایی برای تفاخر مرارت زا و جنگ‌آفرین نیز باقی نمی‌ماند.
این شما و متن گزارش ” زایش دین” . شاید که پرسشی بر‌انگیزد:

.


.

دانلود مقاله زایش دین (سرور اولسرور دوم)

.


.

نویسنده: چارلز مان

مترجم: غلامعلی کشانی

.


.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *