در این مطلب سعی شده است مجموعه مقالات، نوشتارها و مصاحبههای فارسی و انگلیسی حسین دباغ جمعآوری شود. در ادامه میتوانید آنها را دریافت کنید:
در این مطلب سعی شده است مجموعه مقالات، نوشتارها و مصاحبههای فارسی و انگلیسی حسین دباغ جمعآوری شود. در ادامه میتوانید آنها را دریافت کنید:
همهگیری ویروس «کووید 19» معروف به «کرونا» جامعه ما را دچار چالشهای روانی- اجتماعی کرده است. بیشتر مردم نگران ابتلا به این ویروس هستند و نظم زندگی روزانه خود را از دست دادهاند. بعضی بهشدت مضطرب شدهاند و عدهای به سبب تشدید نگرانیهای شغلی و اقتصادی و همینطور محدودشدن روابط خانوادگی و اجتماعی، احساس افسردگی را تجربه میکنند.
با وجود مفیدبودن انتشار توصیههای پزشکی و بهداشتی در رسانهها و شبکههای اجتماعی و ضرورت جدی عمل به این توصیهها، به نظر میرسد یکی از چالشهای مهم جامعه ما در این روزها حفظ همزمان سلامت جسم و روان است. همهگیری ویروس کرونا بار دیگر به ما نشان میدهد که ابتلا به ویروس و تعامل آن با بدن انسان فقط یک موضوع ویروسشناسی، ایمونولوژی یا پزشکی صرف نیست. در بررسی هر پدیده انسانی باید این نکته را در نظر داشت که وجود انسان ابعاد مختلفی دارد، به طوری که حتی برای کنترل یک بیماری واگیردار عفونی هم باید با یک نگاه همهجانبه به کلیت انسان توجه کرد و ابعاد روانی موضوع را در کنار ابعاد جسمی در نظر گرفت.
در این میزگرد با حضور یک پزشک فوقتخصص ریه و یک روانپزشک، به بررسی ابعاد مختلف جسمی و روانی همهگیری کرونا میپردازیم. رامین سامی، پزشک فوقتخصص ریه، عضو هیئتعلمی دانشگاه علومپزشکی اصفهان و رئیس بیمارستان خورشید و حافظ باجغلی، روانپزشک و رواندرمانگر تحلیلی، با دو نگاه متفاوت، پدیده چندبعدی همهگیری کرونا را تحلیل میکنند. ادامه مطلب “خطرناکتر از کرونا؛ بررسی چالشهای روانی- اجتماعی ابتلا به ویروس کووید 19 در گفتوگو با یک پزشک و یک روانپزشک”
فصلنامۀ علمی تخصصی اطلاعات حکمت و معرفت
شمارۀ 153 حکمت زندگی
مطلبم را با این پرسش آغاز میکنم که آیا شما نیز باور دارید «فلسفه صرفا باورهایی انتزاعی است که در زندگی واقعی روزمره به کار کسی نمیآید»، «فلسفه را باید به فیلسوفان وا نهاد» و سخنانی از این قبیل که خط مرزی میکشد میان فیلسوف و همۀ دیگران؟ ادامه مطلب “معرفی شماره 153 نشریه «اطلاعات حکمت و معرفت»”
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا-تاریخ انتشار: چهارشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۸) – مهسا کلانکی: آیا خُلقیات ما ایرانیان و برخوردمان در مقاطع تاریخی با مشکلات، ذاتی است یا اکتسابی؟ این پرسش بنیادین دو دیدگاه را در برمیگیرد نخست اینکه این رفتار به اعتقاد برخی مانند جمالزاده به ذات ما ایرانیان بازمیگردد و یا به اعتقاد برخی دیگر از جامعهشناسان در زمان بحران احساس ناامنی در همه جوامع باعث تغییر در خلق و خو میشود. در ضمیر ناخودآگاه جمعی مدام خود را متهم میکنیم که ما ایرانیان تنبلیم، ما ایرانیان فقط اعتراض میکنیم، ما ایرانیان روحیه کار جمعی نداریم و …! اما سوال اصلی این است؛ برچسبهایی که همواره به مای ایرانی زده شده چه از سوی خودمان و چه از سوی مستشرقان و غربیها چقدر با واقعیت اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ما همخوانی دارد؟
آرش حیدری، جامعهشناس، عضو هیئت علمی دانشگاه علم و فرهنگ و از نویسندگان کتاب «برآمدن ژانر خلقیات در ایران» است که با جستجوی نامش در اینترنت میتوان به تلاشهای علمیاش در این زمینه پی برد. حیدری درباره خلق و خوی ایرانی در زمان بحران معتقد است مسئله این نیست که «ما ایرانیها» چه صفتی داریم، مسئله این است که چرا و چگونه دانشی شکل گرفت که تلاش کرد صفتی خاص را به «ما ایرانیها» بچسباند. ادامه مطلب “آرش حیدری: بحران در خلق و خوی «ما» نیست، وضعیتِ بحرانی است”
مجموعه زیر، مستندهای زیبا و خوش ساخت نویسندگان بزرگ -ساختهی مالکوم هوسیک- در سال ۱۹۹۶ است که به زندگی مشهورترین نویسندگان ادبیات جهان میپردازد. شبکهی چهار سیما در سالهای دههی هفتاد این مجموعه را با صدای دوبلور خوش صدای مستندها، علیاکبر گودرزی پخش کرد. این برنامه در ۲۵ قسمت کامل قابل دریافت است. ادامه مطلب “مجموعه مستندهای نویسندگان بزرگ (دوبله فارسی)”
استاد معظم جناب آقای مصطفی ملکیان، که عمرشان دراز باد و انوار علمیهشان تابان (زین پس در این نوشته از ایشان تحت عنوان «ناقد» یاد میکنیم)، در بخشی از جلسهی سوم درسگفتار «روانشناسی اخلاق» در مؤسسهی پرسش، نکات کوتاهِ در-خور-درنگی در باب تفسیر رحمانی از قرآن بیان میکنند (برای نسخهی تصویری این بخش از درسگفتارها این پیوند (لینک) را دنبال کنید). ادامه مطلب “یاسر میردامادی: آیا ابن عربی قرآن را از محتوای «خشن» آن تهی میکند؟”
مجموعه پیشرو مجموعه مقالات، سخنرانیها و مصاحبههای مکتوب محمد ضیمران است که عموما توسط شاگردان و علاقهمندان ایشان به صورت متن پیاده شده. در ادامه میتوانید فایلهای PDF آنها را دانلود کنید. ادامه مطلب “مجموعه مقالات، سخنرانیها و مصاحبههای مکتوب محمد ضیمران”
مجموعه پیشرو، مجموعه جلساتی است که در آن کلیاتی از تعلیم و تربیت از منظر مصطفی ملکیان در دیدار با جمعی از معلمان -از 1 اسفند 93 شروع و تا 22 دی ماه 96 به پایان رسیده- بیان و توسط فرزانه دشتی پیاده شده است. صوت و متن در ادامه قابل دریافت است.
ادامه مطلب “کلیاتی از تعلیم و تربیت از منظر مصطفی ملکیان در دیدار با جمعی از معلمان”
به دوستانی که در چنین روزی از دیدارشان محرومم
دوستان!
جنگی دهشتناک درگرفته است با دشمنی که شما او را نمیبینید و او شما را میبیند. در جبههای به وسعت و گستردگی عالم و عالمیان. مشرق تا به مغرب. همه کس از زن و مرد و پیر و برنا درگیر این جنگند. ادامه مطلب “پیام محمدعلی موحّد به مناسبت روز پدر و بحران شیوع کرونا”
شما در سال 1335 در شهرضا بدنیا آمدید، در خانوادهای مذهبی؛ و چنانکه میدانیم پدرتان، عبدالرحیم ملکیان معروف به ناصح قمشهای، از روحانیون شناختهشده شهر بودند. در ابتدا کمی از پدر و مادرتان، و فضای فرهنگی و خانوادگیتان در دوران کودکی بگویید.
من در سال 1335 در شهرضا بدنیا آمدم اما پدرم تقریباً تا سال 1342 در قم زندگی میکرد. تا اینکه بعد از وقایع 15 خرداد و تبعید آقای خمینی، به خاطر علاقهای که به ایشان داشتند، تلخکام شدند و به شهرضا برگشتند. گویی قم بدون حضور آقای خمینی را خوش نمیداشتند. وقتی به شهرضا آمدند، در آنجا بساط تدریس علوم دینی و تبلیغ و ترویج دین را در قالب منبر و مسجد و محراب گستراندند. البته پدر ایشان تاجری بازاری و از خانوادهای متمول بودند. جد بزرگ پدربزرگ من، از ثروتمندان بنام در روزگار خودشان در شهرضا بودند. با اینحال زندگی ما در منزل، متوسط بود و پدربزرگ و پدر من، زندگی بالاتر از متوسط را خوش نداشتند. فقیرانه زندگی نمیکردیم، اما مطلقاً متمولانه و متجملانه هم زندگی نمیکردیم. پدر و مادرم پیش از من صاحب دختری شده بودند که دقیقا نمیدانم در چند ماهگی از دنیا رفت و به یک معنا من فرزند ارشد خانواده محسوب میشدم. اما من در شهرضا در مدت اقامت پدرم در قم به دنیا آمدم. پدر از نظر علمی و از جهت سیر و سلوک عملی و طرز رفتار با مردم و نگرشی که به زندگی و هستی داشت، مورد محبت و احترام مردم بود. عموم مردم مراتب علمی ایشان را شاید دورادور و از دیگران میشنیدند، اما مراتب عملی ایشان را در رفتار میدیدند. بنابراین در محیطی که من بزرگ شدم، به واسطهی پدرم، عزت زیادی از مردم میدیدیم. این شرایط بعدها باعث شد من حساس و زودرنج شوم و به من لطمه زد. چون در جمعهای آشنا سخن ناگوار و تلخی نشنیده بودم، در محیطهای غریبهای که کسی پدر و خانوادهام را نمیشناخت، بسیار زودرنج میشدم. دوران کودکی من بسیار بی حادثه بود، طوری که گفتنی از آن دوران ندارم. تنها میتوانم بگویم پدرم ما را به بی اعتنایی به مالجویی و قدرتطلبی رغبت میداد. بارها و بارها از او میشنیدم که میگفتند تصوری از همه لذایذ دنیا دارم، اما تصوری از لذت ریاست ندارم؛ چه لذتی دارد که انسان بار و مسئولیت چند هزار نفر یا چند میلیون انسان دیگر را نیز بر دوش بگیرد و از آن خوشحال نیز باشد. این سیره را عملاً نیز نشان دادند. مثلاً با وجود علاقهای که به آقای خمینی و حقانیت جمهوری اسلامی داشتند و از جمهوری اسلامی حمایت میکردند، ولی، بعد از انقلاب کوچکترین سمتی نپذیرفتند. حتا امامت جمعهی شهر کوچک ما را هم قبول نکردند. عموی من از ابتدای انقلاب تا بیش از دو دهه، امام جمعهی شهر بودند. پدرم از قدرت بیزار بودند. ادامه مطلب “شرح یک زندگی فکری: گفتوگو ماهنامه اندیشهپویا با مصطفی ملکیان”