نظرات مختلفی در مورد نسبیگرایی اخلاقی وجود دارد. برخی آن را پادزهری از موعد گذشته و روح افزا برای امپریالیسم و تکبر فرهنگی محسوب میکنند. برخی دیگر آن را چون علامتی خود ویرانگر و مردد در راستای انصاف و عدالت فرهنگی میدانند. ماهیت هیجانآور و پرفشار معمول در مورد این مسائل نشان دهنده این است که بسیاری از ما نسبت به آنها مردد هستیم. ممکن است نتوانیم میان دو جبهه تصمیم بگیریم: با وجود آن که ممکن است از امپریالیسم و شوونیسم فرهنگی متنفر باشیم، در عین حال ممکن است تعهدات اخلاقی سنگینی داشته باشیم که باور داریم کاربردشان فراتر از مرزهای فرهنگی و سیاسی است که ما مستقیماً با آنها در تماس هستیم. آنچه به نظر انکارناپذیر میآید این است که لجنپراکنی و اذیت و آزار مانعی بر سر راه اندیشهورزی دقیق و موشکافانه است. چشم اندازهای نسبیگرایی باید به شکلی واقعبینانهتر مورد بحث قرار بگیرند.
این مقاله قصد دارد کمکی کوچک به آن تکلیف دشوار باشد. هدف من این است که چیستی نسبیگرایی اخلاقی را روشن کنم و سپس برخی از مزایای مفروض آن را نقادانه مورد بررسی قرار دهم؛ به ویژه این پیشنهاد که مزیت نسبیگرایی این است که موجب اجتناب از شوونیسم فرهنگی میشود. ادامه مطلب “مقاله جرالد لانگ با عنوان «نسبی گرایی اخلاقی و شوونیسم فرهنگی»”