در این نوشتار می کوشم نظریه معنویت ملکیان را با جزئیات بیشتری شرح دهم و در نوشتاربعدی به نقد رویکرد ملکیان متاخر به عقلانیت و معنویت بپردازم. ادامه مطلب “مروری بر نظریه اجتماعی-سیاسی مصطفی ملکیان- بخش دوم”
در این نوشتار می کوشم نظریه معنویت ملکیان را با جزئیات بیشتری شرح دهم و در نوشتاربعدی به نقد رویکرد ملکیان متاخر به عقلانیت و معنویت بپردازم. ادامه مطلب “مروری بر نظریه اجتماعی-سیاسی مصطفی ملکیان- بخش دوم”
این مقالات پنجگانه بخشی هستند فارسی شده از فصلی در مورد نظریه اجتماعی-سیاسی مصطفی ملکیان که در کتاب نویسنده با عنوان Post-Islamist Political Theory: Iranian Intellectuals and Political Liberalism in Dialogue, Springer Publishing, 2017 به زبان انگلیسی امسال منتشر خواهد شد. نظریه عقلانیت و معنویت و نقد آن (با تمایز میان رویکرد ملکیان متفدم و متاخر به معنویت) موضوع بخشهای اول تا سوم این سلسله نوشتارها است. نظریه ملکیان در باب مداراورزی و نقد آن (با توجه به برخی مفاهیم برگرفته از لیبرالیسم سیاسی رالز)، موضوع نوشتارهای چهارم و پنجم از این مجموعه است. ادامه مطلب “مروری بر نظریه اجتماعی-سیاسی مصطفی ملکیان- بخش اول”
گفتار تحلیلی-قارهای در وضعیتِ این روزهای فلسفه در ایران کنایهزدنی مینماید، در وضعیتی که اصلِ کارِ فلسفی مورد بدگمانیِ حاکمانِ جامعه است و تصمیمگیران آشکارا به شیوههای گوناگون کمر به حذف رشتهی دانشگاهی فلسفه زدهاند. با این روی، این امیدواری هم هست که شاید از رهگذرِ این بحث، برخی پرسمانهای نهاد فلسفه در ایران آشکارتر شود و نقش فلسفه در رابطه با چالشهای جامعهی ایرانی بهتر خود را نشان دهد. ادامه مطلب “در دفاع از روشنی و روشنزبانی”
اخیراً مدرسهای، در حوالی مطب من، برنامهای با موضوع ایمنی اینترنتی برگزار کرد که عنوان فرعی آن این بود: «چگونه کودکتان را به هنگام آنلاین بودن، ایمن نگه دارید!» این برنامه، که به همت چند افسر پلیس در تالار مدرسه برگزار شد، عملکرد سامانهای را توضیح میداد که ناماش را «مرکز حفاظت کودکان در مقابل بهرهکشی در فضای اینترنتی» گذاشته بودند. بروشور برنامه این قول را به پدر و مادرهای کودکان پنج تا یازده ساله میداد که با حضور در این برنامه چیزهای بیشتری دربارهی خطرات اینترنت و به ویژه شبکههای اجتماعی خواهند آموخت. من نمیدانم از چه زمانی این را برای کودکان طبیعی دانستند که مجبور باشند پیغامهای اینترنتی را که لزوماً نیت خوبی پشت آنها نیست دریافت کنند، و تشخیص کودکآزارهایی را که در لباس دوستان همسن و سالشان ظاهر میشوند به درک و زیرکیِ خود کودکان واگذار کنند. آدام آلتر در کتاب مقاومتناپذیر این وضع هراسناک را تشریح میکند که: سامانههای ارتباطیِ امروزی، حتی بدون وجود چنین خطراتی نیز، نه تنها سلامت کودکان که سلامت همگان را نشانه گرفته است و تهدید میکند. ادامه مطلب “چرا نمیتوانیم در مقابل وسوسهی دنیای مجازی مقاومت کنیم؟”
در این مقاله محمدمنصور هاشمی به بررسی و ارزیابی جایگاه مصطفی ملکیان به عنوان نقطهی عطفی در تاریخ روشنفکری دینی میپردازد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
این مقاله را از اینجا دریافت کنید یا در ادامه بخوانید.
منتشر شده در مهرنامه، ش۳، خرداد ۱۳۸۹.
برگرفته از: سایت شخصی محمد منصور هاشمی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چرا مصطفی ملكیان را باید از نقاط عطف در تاریخ روشنفكری دینی(۱) دانست؟ این پرسشی است كه در این نوشته میكوشم به آن پاسخ دهم.
ادامه مطلب “مقاله اندیشمند دوره استقرار از محمد منصور هاشمی”
صدانت در تاریخ ۲۷ اسفند ۱۳۹۵ نوشتاری از دکتر حسین دباغ با عنوان «اصلاحِ اصلاح دینی» به اشتراک گذاشت که دیدم جای نقد دارد و تلاش میکنم گفتار خویش را در ۴ بند و یک نتیجه گیری با شما به اشتراک بگذارم. البته اصل نوشتار ایشان را در کانال خود به اشتراک خواهم گذاشت تا علاقمندان بتوانند اصل نوشتار را همراه با نقد من مطالعه کنند. ادامه مطلب “نقدی بر نوشتار دکتر حسین دباغ در باب اصلاح اصلاح دینی”
بیست و نهم جولای 1191 بود که علمای حلب خون شهاب الدین سهرودیِ سی و هشت ساله را را مباح اعلام کردند. سوم ژانویه 1521 بود که مارتین لوترِ سی و هشت ساله توسط پاپ لئوی دهم طرد و تکفیر شد. بیست و هفتم جولای 1656 بود که علمای یهودی اسپینوزای بیست و سه ساله را تفکیر کردند. سال 1995 بود که دادگاه شریعت مصر نصر حامد ابوزیدِ پنجاه و دو ساله را کافر اعلام کرد و… تاریخ ادیان، مملو از این قلع و قمع هاست. اما چه شده است که این مصلحان، فیلسوفان و عارفان از نگاه «صاحبان رسمی دین» از دایره دیانت خارج افتاده اند؟ چه امر مگویی در گفته های این بزرگواران آشکار شده است که جماعتی را پریشان می کند؟ و تا کجا می توان هنوز در دایره دیانت باقی ماند؟ ادامه مطلب “اصلاحِ اصلاح دینی”
درباره کتاب
“بندباز”، سفری بی سابقه به دنیای خویش است، سفری که نگاهی تازه را به خود و به زندگی در خواننده متولد می کند. بندباز به دنبال رسیدن به شادمانی و آزادی درونی در سایۀ رشد و آگاهی است. محور داستان گفتگوهای میان یک معلم و دانش آموز است که در آن بحث ها و پرسش هایی دربارۀ مفاهیم اساسی زندگی مطرح می شود. از جمله این که “من کیستم؟” “خوب و بد چیست؟” و “چه چیز وجود انسان را به رنج و نفرت دچار می کند؟” در کنار آن اتفاقات دیگری در مسیر داستان رخ می دهد که عمدتا جنبۀ سمبلیک و معنادار دارند. کتاب “بندباز” سعی دارد چگونگی تولد رنج های آدمی را از تولد تا بزرگسالی ریشه یابی کند و علل و عوارض آن را نشان دهد. بحث های کتاب از مسألۀ ارتباط نادرست جامعه با فرد شروع می شود و بعد به موضوع تحمیل ارزش ها و باورهای کاذب به روان انسان می پردازد. ادامه مطلب “معرفی کتاب «بندباز» اثر ساسان حبیب وند”
در آوریـل 2008كریسـتوفر پترسـون فقیـد ایمیلـی از وبسـایت «روانشناســی امــروز» دریافــت كــرد كــه در آن از وی خواســته شــده بــود یافتههـای علمـی خـود را بـه صـورت عمومـی در ایـن وبسـایت منتشـر كنـد. او كــه از بنیادگــذاران روانشناســی مثبتگــرا و نویســنده همــكار كتــاب كلاســیك قوتهـا و فضایـل منشـی: دسـتنامه و طبقهبنـدی 1بـود ایـن دعـوت را پذیرفـت و تامـلات حاضـر را نوشـت كـه عمدتـاً تحـت عنـوان كلـی زندگـی خـوب منتشـر شــده، در آن ابعــاد گوناگــون زندگــی خــوب كاویــده و بــه شــكل گســتردهای از آنهـا اسـتقبال شـده اسـت.
از ایــن تامــلات فــراوان اســتقبال شــد و خواننــدگان نظــرات خــود را منعكــس كردنـد. پترسـون از آنهـا بسـیار آموخـت، از جملـه آنكـه: مـردم دنبـال نتایـج عملی هسـتند، ایجـاز و سـادگی خـوب اسـت و آنهـا در پـی مثالهـای ملمـوس و واقعـی هســتند. پــژواك همــه ایــن درسهــا بهنحــوی در ایــن تامــلات دیــده میشــود. پــس از آنكــه تامــلات بــه مقــدار قابــل توجهــی رســید، پترســون از میــان آنهــا 100تامــل را كــه بیشــترین ارتبــاط را بــا روانشناســی مثبتگــرا دارد برگزیـد و پـس از طبقهبنـدی در یـازده بخـش، آنهـا را در قالـب كتـاب حاضـر بــه نــام در پــی زندگــی خــوب: 100تامــل در بــاب روانشناســی مثبتگــرا درآورد.
ادامه مطلب “صد تأمل درباره زندگی خوب”
در عکسهایی که در وبسایت بچه پولدارهای اینستاگرام گذاشته شده سلطهی ارزشهای مادی، بیشرمی، و ابتذال خاصی هویدا است، اما در آنها ضمناً چیزی هست که بیش از بیزاری از نمایش عریان ثروت را القا میکند. در این عکسها ــ عکسهایی از مرد جوانی که هر چهار عدد ساعتِ رولکس خود را به دست بسته، جوانی که جلوی بالگرد خود ژست گرفته، عکسهای زیادی از خودروها، قایقهای تفریحی، کفشها، عمارتهای اعیانی، استخرهای شنا، و پسربچههای نُنُر سفیدپوستی که در هواپیماهای جت شخصی ژست تبهکارها را میگیرند ــ سایهای است از چیزی بدتر: چیزی که، بعد از مشاهدهی چند ده عکس، گیجکننده، و حتی باعث نگرانی است. ادامه مطلب “مادیگرایی ما را از درون میخورد و از بین میبرد”