در این نشست مقاله کاسیرر « روشنگری » که بر چاپ چهارم کتاب فلسفه روشنگری افزوده خواهد شد خوانده شد و نظر میشل فوکو درباره کتاب فلسفه روشنگری مطرح گشت. سپس اشاره ای به نظر منتقدان روشنگری شد… ادامه مطلب “آیا مدرنیته همان روشنگری است؟”
در این نشست مقاله کاسیرر « روشنگری » که بر چاپ چهارم کتاب فلسفه روشنگری افزوده خواهد شد خوانده شد و نظر میشل فوکو درباره کتاب فلسفه روشنگری مطرح گشت. سپس اشاره ای به نظر منتقدان روشنگری شد… ادامه مطلب “آیا مدرنیته همان روشنگری است؟”
رسم قربانی کردن، رسمی دیرین و دیرپا در میان ادیان و ایین ها و اسطوره هاست. خلاصه عمل “قربانی” این است که من، موجود دیگری ( غالبا یک حیوان) را در پیشگاه خدا یا خدایان قربانی می کنم تا آن خدا/خدایان خرسند شوند و از جانب آن/آن ها به من آسیب و گزندی نرسد. این رسم منحصر به اسلام یا هیچ دین و آئین خاصی هم نیست حتی بسیاری از ما در زندگی روزمره، دست به قربانی می زنیم: خانه ای می خریم و گوسفندی را قربانی می کنیم، ماشین می خریم یا شغلی به دست می آوریم یا عروسی می کنیم و قس علی هذا. فیلسوفان اخلاق طرفدار گیاهخواری، معمولا به اصل عدم وارد کردن رنج ناضرور به موجودات صاحب رنج استناد می کنند و می گویند کشتن حیوانات برای استفاده از گوشت یا سایر متعقاتشان موجب وارد آمدن رنجی به آن ها می شود که ناضرور است. ادامه مطلب “قربانی کردن و چند پرسش”
دوباره میخوانم پس میفهمم ( توصیههای دکارت برای چگونه خواندن متون فلسفی)
هر شخصی که تصمیم به خواندن یکی از متون اصلی فلسفی گرفته باشد، میداند که در بسیاری از موارد، این کار سادهای نیست! خوشبختانه، فیلسوف و ریاضیدان فرانسوی رنه دکارت (1596-1650) توصیههای مفیدی برای چگونه خواندن یک متن فلسفی به ما ارائه کرده است. ولی قبل از اینکه به توصیههای او برای چگونه خواندن فلسفه بپردازم، بگذارید کمی درباره این فیلسوف بزرگ بگویم. ادامه مطلب “توصیههای دکارت برای چگونه خواندن متون فلسفی”
سالهاست که در لابلای متون، به رصد شیوۀ استدلال دانشمندان اسلامی و غیر اسلامی پیرامون موضوع “تحریف قرآن” پرداخته ام. اما همیشه با سوالات جدی ای روبرو بوده ام؛ سوالاتی که هیچ وقت پاسخی برای آن در میان این نزاع ها نیافته ام. این سوالات به اعتقاد نویسندۀ این سطور بسیار با اهمیت محسوب می شوند و بی توجّهی نسبت به آن ها می تواند موجب بی اعتباری استدلال ها به سود و یا به ضرر تحریف قرآن باشد. ادامه مطلب “تامّلی روش شناختی در منازعات پیرامونِ تحریف قرآن (1)”
صدیق قطبی:
«ای دوست، عالم عشق طرفه عالمی است! با دشمنان دوست بودن، جز در عالم عشق هرگز نبوَد.- عینالقضات همدانی»(1)
دشمنان را نیز میتوانیم دوست بداریم. اینکار نه تنها ممکن است بلکه سودمندی و مطلوبیّت هم دارد. دوست داشتن دشمنان را بیشتر در «نیکخواهی» باید معنا کرد. ممکن است خوش نداشته باشیم با دشمنان، بدخویان و کسانی که از سرِ بددلی به ما آسیب زدهاند همنشینی و مصاحبت داشته باشیم. خُردهای بر این کنارهگیری نمیتوان گرفت. اما «بدخواهی» مقولهی دیگری است. توصیهی عارفان و فرزانگان این بوده است که «بدخواه» هیچ احدی نباشیم بلکه از صمیم دل و سویدای جان برای همگان- حتی دشمنان و عنودان- نیکخواهی و آرزوی بهروزی و خوشفرجامی داشته باشیم. ادامه مطلب “میشود دشمنان را دوست داشت؟”
صدیق قطبی:
«جملههای سادهی نسیم و آب و جویبار
فعل لازم نفس کشیدن گیاه
اسم جامد ستاره، سنگ
اشتقاق برگ از درخت
و آنچه زین قِبَل سؤالهاست؛
در بر ادیبِ دهر و مکتب حقایقش
بیش و کم شنیدهایم و خواندهایم
نکتههایی آشناست.
لیک هیچ کس به ما نگفت
مرجع ضمیر زندگی کجاست؟»(شفیعی کدکنی)
شاید هیچ لازم نباشد از مرجع ضمیر زندگی آگاه شویم. کار ما آنچنان که سهراب میگفت شناسایی راز زندگی نیست، بلکه شناوری در افسون زندگی است: «کار ما شاید این است/ که در افسون گل سرخ شناور باشیم». تمنای رهجستن به راز زندگی نه تنها پاسخی مناسب نخواهد یافت، بلکه شیرینی و شکوهِ شناوری و افسونزدگی را نیز از ما خواهد ستاند. ادامه مطلب “مرجع ضمیر زندگی”
ذیلاً دو “قانون دربارۀ سایهها” خواهم گفت که حاضرم شرط ببندم که هر دو قانون را قبول دارید. ادامه مطلب “پارادکس سایه”
گریز از گفتوگو دست کم دو اشکال دارد: يکی اخلاقیـروحی و دیگری معرفتی. اشکال اخلاقیـروحی و روانی به امکان گرفتاری افراد گفتوگوپرهیز در دام خودمحوری و خودپسندی و خودمستثناپنداری باز میگردد که گویی خود را تافتهای جدابافته از ديگران و فراتر از گفتوگو میشمارند، چنانکه انگار چیزهایی میدانند که ديگران نمیتوانند بفھمند، یا اگر آن چيزھا به گوش دیگران برسد، آنھا را پريشان میکند یا دستکم دیگران چیزی برای افزودن بر دانستههای ایشان در چنته ندارند که در میان آورند و به ایشان بیاموزند یا بتوانند ایشان را نقد کنند. ادامه مطلب “گفتوگو بهمثابهی شیوهی زیست ، محمدمهدی مجاهدی”
فروید میگفت اضطراب و تشویش (یا به تعبیر من، بیقراری و ناآرامی) در میان انسانها شایع است و تقریباً هیچ انسانی خالی از آن نیست. فروید اضطراب را به سه دسته تقسیم میكرد، كه روانشناسی هر انسانی یكی از این سه را بر دوتای دیگر غلبه میدهد. به تعبیر دیگ، یكی از راهها برای طبقهبندی انسانها به لحاظ ساختار روانی این است كه ببینیم كدام اضطراب در او غلبه دارد (صحبت از غلبه میكنیم، چون به نظر فروید همه انسانها دستخوش هر سه اضطراب هستند) و بنابراین شخصیت و منش متفاوتی پدید میآورد. اضطراب به حالتی اطلاق میشود كه انسان نتواند با چیزی كنار بیاید و آن را بپذیرد. ادامه مطلب “مصطفی ملکیان؛ سنخ شناسی انسان از منظر فروید: سه نوع اضطراب”
شرح ماجرا به یک داستان کمیک بیشتر شباهت دارد تا یک تراژدی یا چیزی که خودشان به دنبالش بودند. حماسه. جوانی بیستوچند ساله کتاب جنگهای چریکی چهگوارا را به رفیقی دیگر میدهد و میگوید: «این طور باید خدمت کرد»… ادامه مطلب “مقاله فدائیان جهل نوشتهی رضا خجسته رحیمی”