حقیقت نزدیک به زندگی

حقیقت نزدیک به زندگی

حقیقتی که زندگی را از گرما بیندازد، چه لطفی دارد؟ حقیقتی که به کار زندگی نیاید، از تبار مرگ است. مثل مرگ، تلخ و مثل مرگ، شایسته‌ی گریز. اما اگر بپذیریم که حقیقت، تنها تا آنجا که در خدمت زندگی است و به بهروزی آدمی یاری می‌کند، ارزشمند است، آیا چراغ سبز و جواز عام […]

مرگ با زندگی چه می‌کند؟

مرگ با زندگی چه می‌کند؟

صدیق قطبی: «مرگ، مسأله‌ی زندگان است؛ مردگان هیچ مسأله‌ای ندارند. از میان تمامی موجوداتی که روی زمین می‌میرند، فقط انسان است که مردن برای او مسأله است.»(۱)

تا توانی دلی به دست آور !

تا توانی دلی به دست آور - صدیق قطبی

چرا فرزانگان عارف، «دل‌آزردن» را اینهمه بد می‌دانستند؟ اینهمه توجه و عنایت به ضمیر و نهاد آدمیان از کجا ناشی می‌شود؟ امروزه به نظر می‌رسد آموزه‌هایی از این دست، بیشتر جنبه‌ی رمانتیک و احساساتی دارند و دل‌آزردن، گناه بزرگی به شمار نمی‌‌رود.

پرسش، پارسایی اندیشه است

پارسایی اندیشه ، نوشتاری از صدیق قطبی

«پرسش، پارسایی اندیشه است.» این سخن مارتین هایدگر از ژرف‌ترین سخنان تبار انسان است. تعبیری که به گمان من می‌تواند شعار و وِرد روزانه‌‌‌‌‌(و بلکه شبانه) جوینده حقیقت باشد. همچنان که در ساحت کنش و رفتار، پارسایی و فضیلت‌پیشگی معنا و مصداق دارد، در سپهر اندیشه و تفکر هم نیاز به پارسایی و فضیلت هست. […]

اعتیاد به نومیدی

اعتیاد به نومیدی، نوشتاری از صدیق قطبی

صدیق قطبی: «عادت به نومیدی از خود نومیدی بدتر است.»(طاعون، آلبر کامو، ترجمه رضا سیدحسینی، انتشارات نیلوفر) خیلی بستگی به روحیه و ذائقه‌ی‌تان دارد. در همه چیز، سویه‌ها و ابعادی می‌توانید بیابید که محمل مناسبی برای طرد زندگی، تحقیر عشق و زیبایی به دست‌تان دهد. آن‌وقت این نشانه‌ها و حرف‌ها را به طرز زیرکانه‌ای شیرازه […]

در طلب زیبایی

در طلب زیبایی ، نوشتاری از صدیق قطبی

در طلب زیبایی ، صدیق قطبی: «هیچ چشمی، عاشقانه به زمین خیره نبود. کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد. هیچکس زاغچه‌ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت.» (سهراب سپهری)