دو صد گفته چون نیم کردار نیست

نقد رضا کوهکن به عبدالحسین خسروپناه
دو صد گفته چون نیم کردار نیست
به این مطلب امتیاز دهید!

چندی قبل، نقدی بر حجه‌الاسلام والمسلمین عبدالحسین خسروپناه، رئیس مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، طرح شده بود و ایشان در کانال خویش در قالب “پرسش و پاسخ” به شیوه‌ای غیرعالمانه بدان واکنش نشان دادند. در آنجا به جای آنکه شاهد نقد نقد باشیم شاهد جرح ناقد و بلکه جرح بسیاری و از جمله اعضای هیأت علمی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه بودیم؛ و ایشان به خوبی از این امر آگاهند که “جرح” شیوه‌ی امام فخر رازی است و نه شیوه‌ی عالمان شیعی نظیر خواجه نصیرالدین طوسی. در آنجا، وی نوشته‌ی خود را با این جمله به پایان میبرد که “این بازیهای کودکانه در انجام وظایف قانونی و شرعی (او) خللی وارد نمیکند” . ای کاش پای شرع را به میان نمیکشیدند و به نقد به گونه‌ای که از یک فرد فلسفه‌خوانده که در رأس یک موسسه‌ی پژوهشی حکمت و فلسفه قرار دارد جواب میدادند یا لااقل سکوت میکردند.

“شرع” یک “شارع” است، یعنی یک طریق که به حق راهبر میشود. بعثت پیامبر مکرم اسلام نیز برای اتمام و اکمال “مکارم اخلاق” بوده است و در نتیجه، خویشکاری شرع در این است که به اخلاق و عرفان راهبر شود. آیا این انصاف است که به جای پاسخگویی به نقدها، ساده‌انگارانه اعضای هیأت علمی را، که بنا به تصریح خود خسروپناه از این کیفیت برخوردارند که هم‌اینک سه استاد تمام و شش دانشیار دارند، یک کاسه کنند و بگویند که اینان راحت طلب سودانگار و منفعت‌اندیش هستند و ریشه‌ی امور اخیر به همین برمیگردد.

در نوشته‌ی فوق قانونمداری خود را برجسته کرده‌اند و قانون‌گریزی آنانی را که ساده‌انگارانه آنان را “اپوزیسیون” نامیده‌اند علت مشکلات و معضلات دانسته‌اند؛ و البته ایشان نسبت به برد معنایی واژه‌ی “اپوزیسیون”، خوب آگاه هستند اما عامدانه آن را به کار برده‌اند. از کسی که از عنوان “رئیس مؤسسه‌ی پژوهشی حکمت و فلسفه ایران” برخوردار شده است، انتظاری غیر از آن چیزی میرود که از ژورنالیستها میرود؛ موشکافی فلسفی دقت و ظرافت بیان فرد را بالا میبرد و او را نسبت به معنا و کاربرد واژگان حساس میکند. اما حتماً حکایت زیر را که نمونه‌ای از بسیار است به خاطر دارند.

فردی از اعضای هیأت علمی، پس از آنکه برای احقاق حقوق خود، همه‌ی راههای مدنی نظیر مکاتبه با شخص وی و دیدار حضوری را پیش برد و به نتیجه‌ای نرسید، در اقدام مدنی بعدی در جلسه‌ی مشترک او به عنوان رئیس با اعضای هیأت علمی درخواستهای خود را طرح کرد و البته خسروپناه همین روالی را پیش گرفت که امروز پیش گرفته است و درست به همین جهت، یادآوری آن حکایت ضروری مینماید: تهدید و ارعاب و قسم جلاله خوردن در جلوی تمامی جمع که حساب او را خواهد رسید؛ و اینجا بود که اعضای جلسه یکه خوردند و فهمیدند که الله برای او چه کارکردی دارد. بیرون‌پراکنی کرد و او و دیگران را مقصر دانست و فشار آورد که او برای تقصیری که نداشت جلوی جمع عذرخواهی کند که البته خدا را شکر که آدم بعضی وقتها به خواسته‌هایش نمیرسد؛ شاید همین او را تلنگری باشد. در آن هنگام ماجرایی پیش آمد که نه‌فقط همه‌ی اهل مؤسسه از آن خبر دارند که کلاغ‌ها و کبوترهای قشنگ مؤسسه نیز آن را به خاطر دارند. وی قانون و شرع و اخلاق و عرفان، همه را به یکجا زیر پا گذاشت و سبد کالای ماه مبارک رمضان آن عضو هیأت علمی را، سبد کالایی را که به همه‌ی اهالی مؤسسه از کارمند تا… تعلق میگرفت، دستور داد قطع کنند…

در آن نوشته، ایشان چنان نموده‌اند که او خود طرفدار قانون است و اعضای هیأت علمی مخالف قانون؛ شاید این‌گونه میخواهد القا کند که هر کس مخالفتی با من خسروپناه داشت سروکارش با محکمه است تا داد او را از آنان بستاند. اما خداوکیلی، آیا خسروپناه به قانون اعتقاد دارد؟ ایشان حتما دیده‌اند که بنده معلولم، اما دست‌کم این را خاطرشان است که بنده با استناد به قانون وزارت علوم و با ضمیمه کردن تصویر کارت معلولیتم، از ایشان درخواست کردم که از مزایای قانونی آن برخوردار شوم. اما پاسخ ایشان جز توهین به بنده و تمامی اعضای هیأت علمی نبود: “ما همه‌ی اعضای هیأت علمی را معلول فرض کرده‌ایم” و دریغ از اینکه از کوچک‌ترین حقوق قانونی خویش بهره‌مند شوم.

اما جهت اطلاع استاد خسروپناه عرض شود که در فرانسه، در این سرزمین سکولارها که ایشان با جدیت تمام به “نقد” سکولاریسم مشغول هستند، اگرچه هنوز کارت معلولیت اینجا را ندارم اما همین که میبینند که معلولم، مرا از بسیاری از حقوق فردی و اجتماعی معلولین، قریب نود و پنج درصد، برخوردار کرده‌اند. براستی چه چیزی به ایشان اجازه میدهد که به این راحتی، به آفریده‌های خدا توهین کند. اگرچه مرا ارادتی به “محمد” غزالی نیست، و بیشتر برادرش “احمد” را دوست دارم، اما هرگز نمیتوانم منکر عظمت روحی “محمد” شوم که آنگاه که به این نتیجه رسید که به جای کار برای دیگران، بر “خویشتن” کار کند، “نظامیه” را رها کرد و “فرار از مدرسه” پیشه کرد.

شارع شرع مبین اسلام مقدماتی لازم دارد، از جمله تعدیل مزاج، چنانکه عالمان بزرگوار اسلام و تشیع، نظیر حسن زاهد غریب کرمانی و نیز ابن ابی‌جمهور احسایی بر آن تأکید فراوان دارند. باشد که این بنده، خود، عامل به گفتار خود باشم و خداوند به من نویسنده توفیق عامل بودن بدان را عطا کند.

.


.

دو صد گفته چون نیم کردار نیست

نویسنده: رضا کوهکن (عضو هیأت علمی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران)

.


.

15 نظر برای “دو صد گفته چون نیم کردار نیست

  1. از مطالعه ی این مطلب ناخودآگاه اشکم سرازیر شد. بر وضعیت فلسفه در کشور گریستم ( از وضعیت رشته های دیگر خبر دقیقی ندارم)که چگونه فردی که نه حتی مدرک کارشناسی فلسفه دارد (هرچند مجرمانه مدعی دکتر بودن است) و نه حتی صلاحیت علمی فلسفی دارد ( با برررسی مقالات وی این مطلب روشن گردید. به نقدهای ناقدان رجوع شود یا یک مقاله ی به اصطلاح علمی وی خوانده شود!) و نه حتی صلاحیت اخلاقی وی ( که با پاسخ هایی که در کانالش به ناقدان داده و نیز امثال این نوشته کوهکن و بسیاری وقایع دیگر که دوستان از آن مطلع اند و شاید بیشتر آشکار شود؛ واضح است) دارد؛ رییس یکی از مراکز علمی خوب فلسفی در کشور ( البته ماقبل از ریاست خسروپناه بر آن؛ و الا اکنون نیز به تعبیر استاد بازنشسته شده یِ آن مرکز به دست خسروپناه؛ یعنی دکتر معصومی همدانی « انجمن رو به نابودی است» ( در جلسه ی رسمی در آی پی ام در حضور دکتر وحید، دکتر محسن جوادی و… بیان کردند) است.
    بگذریم از سرقت های علمی متعدد وی ( که بخشی از آنها در مقالات برخی دوستان منتشر گشت و برخی دیگر در سینه ی دوستان است و برخی را نیز شاگردان مصباح یزدی در موسسه امام خمینی مطلع اند) و نیز شاگردانش که به طور اتوبوسی با رانت وی بدون داشتن صلاحیت علمی و قانونی از موسسه امام خمینی مصباح یزدی و نیز دانشگاه دست چندم غیر انتفاعی و غیر دولتی باقر العلوم که مخصوص طلاب است، هییت علمی کرد.
    این واقعه نه در کوه قاف اتفاق افتاده است، بلکه در کشوری که مزین به نام شریف اسلامی است رخ داده است. ان شالله به برکت خون شریف شهدا در این کشور، ظلم خسروپناه پایدار نخواهد بود.

  2. سلام سوالی ذهن منو بخودش مشغول کرده که نمیدونستم کجا مطرحش کنم و اومدم اینجا ببخشید اگراینجانباید میزاشتمش سوالم اینه که میشه فلسف نجس بودن ادرار کودک روبگید وحتی خون بینی یا خونهای دیگر
    خواهرزاده ی من که پیش مازندگی میکنه روفرشا ادرار میکنه و اونقدر فرشارو شستیم که دیگه حوصله اینکارو نداریم و یکبار روی اغلب فرشا ادرارکرد کسی به من گفت که که این ظاهر دین هست ونمیدونم به چه علت میگن نجسه
    حالا ازشما تقاضا دارم که هم راجب ادرار و هم خون بهم بگید فلسفه نجس بودنشون چیه که ما نمیتونیم نماز بخونیم بخاطر این دوتا؟

    1. سلام. ببین خواهر من! شما باید توی بعضی چیزا قبول کنی که دین چی گفته؛ مثلا همین دو رکعت بودن نماز صبح؛ ما که نمی دونیم خدا چرا نماز صبحو دو رکعت واجب کرده؛ فقط قبول کردیم. تو مسیحی ها هم اینجوریه. ما همسایه مون مسیحی هستند، اون قدر حساسه به نجس بودن. میگه روحانی مون گفته اگه خونه نجس باشه، ملائکه به خونه نمیان.

      بهرحال! مواظب خواهر زاده باش که ادرار نکنه.!

    1. نازی خانم یا آقا در پوشش “اسم خانم”

      ۱-خواهرزاده ات را پوشک کن.

      ۲-به رساله توضیح المسائل رجوع کن.

      شما دنبال تمسخر دین و شرع هستید وگرنه این سوال بچه گانه را در یک سایت فرهنگی مطرح نمی کردید!!

  3. چه جالب. خبری از مدافعان دو آتیشه ی حاج آقا خسروپناه نیست. کجان اون الفبایی که تارسکی و گودل رو میبستن به مصباح و رشاد تا ثابت کنند حاج آقا بیسواد نیست و دکتراش قلابی نیست و با هیاهو رو موضوع کپی کاریهای حاج آقا از ویکیپدیا ماله میکشیدن؟ لابد دکتر کوهکن هم کیسه دوخته واسه لاحاف ملا که فعلن مثه لباس پادشاه قراره زشتیهای حاج آقا رو آشکارتر کنه! واقعا دردناکه این متن. آدم از خودش بدش میاد که عمرش رو حیف کرده و فلسفه خونده!

  4. از قرار معلوم آقایان اساتید محترم از روال قانونی ناامیدند که اسرار شخصی و وقایع محل کار خود را به طور یکطرفه افشا !!! می کنند…
    حق دارند؛ بالاخره سبد کالا اولا چیز بی ارزشی نیست ثانیا کاملا به بنیادهای فلسفه و هویت آن طرف آبی تحقیقات مربوط است.

  5. سلام والا من خانم هستم قصد توهین شرع روهم ندارم توهمین سایت خوندم که راجب حجاب مطلب گذاشتن از احمدقابل اونم کاملابی طرفانه ونوشتن هم که خیلی ازعلمای شیعه گفتن حجاب واجب نیست اون حدوحدودش منظورمه مادرکمترجایی شاهد همچین توضیحاتی هستیم گفتم حتما سوال من رو هم همینطور پاسخ میدن بافلسفه وگرنه خودم رساله رو حفظم برااینچیزا

  6. با سلام
    در پاسخ به سخن‌تان دو نکته را خدمت‌تان عرض می‌کنم:
    ۱- از کسی نقل کرده‌اید که: «خیلی ازعلمای شیعه گفتن حجاب واجب نیست» در حالی‌که هیچ‌یک از علمای شیعه – که احتمالا فقها مد نظرتان است – قائل به اختیاری بودن حجاب – چه برای مرد و چه برای زن – نیستند. آنچه که برخی فقها به آن قائلند اجباری نبودن حجاب در ملأ عام است. یعنی آنچه که این روزها تحت عنوان حجاب اجباری در کوی و خیابان مطرح می‌شود.
    ۲- فرمودین که «حتما سوال من رو هم همینطور پاسخ میدن بافلسفه». به نظر می‌آید که شما معنای فلسفه را به درستی درک نکرده‌اید. هرگونه پرسش از چرایی مطلبی فلسفه نیست. پاسخ به این پرسش که چرا قیمت‌ها گران شده است در عین اینکه پاسخ به یک چرایی است، پاسخی فلسفی نیست. پس برای دریافتن پاسخ پرسش‌تان بهتر است به سایت‌های پاسخگویی به سوالات شرعی از منظر کلامی مراجعه فرمایید و جایگاه و مقام فلسفه را با علم کلام خلط نفرمایید.
    اما در پایان دو نکته را نیز به عنوان تذکر عرض می‌کنم:
    ۱- بهتر است هنگام نوشتن کمی دقت و حوصله به خرج دهید و از علائم نگارشی استفاده کنید، حداقل در پایان جملات‌تان نقطه بگذارید.
    ۲- بهتر است به قواعد دستور زبان توجه کنید تا مثلا لازم نباشد که شاهد این جمله باشیم: «قصد توهین شرع روهم ندارم» قطعا درست این جمله چنین است: «قصد توهین به شرع رو هم ندارم».
    امیدوارم موفق و پیروز باشید.

  7. ظاهرا در مواردی که خسروپناه به دست خودش از چهره واقعی‌اش رونمایی می‌کند، جناب عبداللهی و استاد دکتر حاج آقا حجت الاسلام غفاری و عاشوری، میرزا بنویس، خسروپناه قدرت تکلم خود را به یکباره از دست می‌دهند.
    خدای من کجاست آقای محمدی که از خسروپناه گلایه کند که چرا این قدر سخیف است.
    توییتهایی که خسروپناه در پاسخ نقد علمی خداپرست نوشته بود از خاطر کسی نمی رود.

    ظاهرا بصیرت مدیریتی خسروپناه از سطح قطع کردن بن کتاب خداپرست و بن کالای کوهکن و گرفتن اتاق ضیاء موحد فراتر نمی‌رود.
    البته خوب شاید نباید خیلی توقع داشت، کپی کار از ویکی پدیای فارسی وقتی قدم در راه تمدن سازی بگذارد محصول کارش همین بیشتر نمی شود دیگر.

    رسوایی امروز خسروپناه تحقق وعدۀ الهی است. به لطف خدا از این هم رسواتر و بی‌ابروتر خواهد شد.

    1. رطب خورده منع رطب کی کند. کسانی می توانند از انتحال انتقاد کنند که یک خط نوآوری در آثار خود داشته باشند. اساتید، فارغ التصیلان دکتری ترجمه و جابجا کردن واژگان و بهم ریختن ترتیب بیان و گیج کردن خواننده را اثر فلسفی میدانند. از سروش و هرمنوتیک ترجمه ای گرفته تا مدعی ترین و معتبرترین فلاسفه حال حاضر یک خط نوآوری جدی یک نظر شخصی که حاصل اندیشه اوریجینال باشد را نام ببرید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *