نظر مصطفی ملکیان پیرامون کشیدن کاریکاتور پیامبر اسلام

نظر مصطفی ملکیان پیرامون کشیدن کاریکاتور از پیامبر اسلام

” …. یک نکته مهم را باید اینجا متذکر شوم؛ چرا که موارد عملی آن در سالهای اخیر پیش آمده است.

در سالهای اخیر بعد از انقلاب ، چیزی که زیاد دیده می شود، کشیدن کاریکاتور پیامبر اسلام و در پی آن توهین تلقی کردن به ایشان است. در اینجا گوئی برای هُنر ، قید و بند نهاده ایم ؛ از دیگر سو ، جامعه غربی چون به لحاظ حقوقی این تکلیف را بر دوش هنرمند نمی گذارد , لذا از وی دفاع کرده و متعاقباً، این تلقی پیش می آید که هم و غم غربی ها ، تلاش برای ضربه زدن به اسلام و مقدسات آن است. اما باید دانست که آنها ، برای هنرمندان خود ، تکلیف حقوقی قائل نیستند و چون قائل نیستند ، بنابراین نمی توانند قید و بندی برای اون قائل شوند. این منطق کاملا مطابق با عقل جمهور انسان هاست. در این باره باید نکته ای روشن شود.

در باب شخصیت های متوفی، باید حکمی متفاوت از انسان های زنده داشته باشیم.

پیامبر اسلام درگذشته است و بالفرض ، شعری وهن آمیز ، درباره ایشان گفته می شود. اگر سخن درباره خود پیامبر است ، توهین امیز بودن کاملا بی وجه است. چرا؟ چون پیامبر اسلام از دو وضع بیرون نیست : یا وقتی درگذشته اند , بنابر دیدی که می گوید انسان ها وقتی میمیرند ، نابود می شوند ، ایشان هم کاملا صفر شده اند و بنابریان کسی نیست که وی را آزرده باشیم( چون بالمره ، نابود شده اند) ، یا  اینکه بنابر اعتقاد دیگر ، که معتقد است انسان ها، بعد از مرگ تن وجود دارند ، آنها هم با بازگشت جاودانه ، تناسخ یا معاد حضور دارند که باز هم از کاریکاتور ، متأذّی نمی شوند.چون  بنابر قول بزرگان ، جهان باقی نشئه ای دیگر است ، از نشئات جهان و این قیل و قال در نشئه  متفاوتی است. فلذا ، در باب شخصیت های تاریخی ، چه قائل باشیم به معاد و چه نباشیم ، هیچ چیز رخ نداده است و به موازات آن آزردگی برای آن شخص ، پدید نمی آید.

اما ، کسان فراوانی الآن زنده اند و آن شخصیت را دوست دارند. این کاریکاتور یا شعر، احساسات و عواطف آن علاقه مندان را جریحه دار می کند. اینجاست که ارتکاب جُرم رخ داده است و از منظر حقوقی ، مصلحت اندیشی و اخلاقی بحث هایی پیش می آید.

در اینجا باید توجه کرد که نقد ، غیر از استهزاء است. اگر کسی پیامبر اسلام را نقد کرد ، هیچ اشکالی ندارد؛ اما اگر نقد را رها کردیم و کاری کردیم که توهین تلقی می شود یا از مقوله استهزاء است یا تنفیر. یعنی از این نظر که دیگران را از این شخصیت متنفر می کند. در این صورت به علاقه مندان به آن شخص، درد و رنج غیر لازم وارد شده است. لُب اخلاق این است که درد و رنج غیرضروری را به کسی وارد نکنیم.

در اینجا به موازات هم دو کار را باید پیش بُرد:

یکی اینکه کسانی که ناراحت شده اند ، را آموزش داد که انقدر اُفُقِ نگرششان متفاوت گردد که این گونه موارد موجب رنجشان نشود. این هنر نیست که آستانه تحمل پایینی داشته باشیم.بلکه باید حساسیت ها را کم کنیم با گسترده کردن افق نگرش.

دوم اینکه ، تا وقتی که چنین آموزشی نهادینه نشده ، باید گفت که کسی حق ندارد چنین درد و رنجی را به مردم وارد کند. آیا این حُکم، بار حقوقی هم دارد؟ این بسته به شدت درد و رنج  دارد. اگر از یک حد معینی ، شدت آن بیشتر شد و آثار و نتایج روانشناختی و جامعه شناختی وخیمی در جامعه جهانی به بار اورد ، انگاه باید منع حقوقی هم پدید آورد. یکی از مواردی که جائز است حکم اخلاقی تبدیل به حکم حقوقی گردد، این است که ضرر اجراء نکردن این حکم اخلاقی از یک حدی بالاتر برود ….. “

.


.

نظر مصطفی ملکیان پیرامون کشیدن کاریکاتور پیامبر اسلام

منبع: دوره نظام مند شدن فلسفه هنر/اسفند ۹۱

.


.

یک نظر برای “نظر مصطفی ملکیان پیرامون کشیدن کاریکاتور پیامبر اسلام

  1. مرز بین نقد و توهین و استهزاء, مرز بسیار باریکی است.

    در مورد کشیدن کاریکاتور پیامبر اسلام ,, باید ببینیم آیا کاریکاتور و کشیدن آن به چه منظور انجام می شود؟
    آیا کاریکاتور نوعی (نقدِ هنری) است و یا توهین؟
    آیا اصلاً می توان امور مقدس را نقد کرد؟
    منظور کاریکاتوریست از کشیدن کاریکاتور چیست؟
    او به دنبال چه اهدافی است؟

    کاریکاتوریست ها با برجسته سازی زشتی ها و خوبی ها شناخته می شوند ,, در واقع کاریکاتوریست کارش با بازی کردن قوه تخیل انسانها به نوعی مرتبط است.
    او به راحتی می تواند با کشیدن کاریکاتور ,, خیال انسانها را جهت بخشد.
    کاریکاتوریستی که هدفش به سمت اهداف انسانی و اخلاقی باشد ,, معمولاً خوبی ها را خوبتر و زیباتر و زشتی ها را بدتر و زشت تر نشان می دهد .
    اما کاریکاتوریستی که اهدافش صرفاً اخلاقی نباشد ,, زیبایی ها را به زشتی مبدل می کند.

    ممکن است گروهی بگویند که زیبایی و زشتی نسبی است ولی اگر اینگونه باشد , چگونه می توان نسبی ها را محک زد؟
    در مورد کاریکاتوریست پیامبر اسلام ,, آیا واقعاًِ او هدفش نقد پیامبر بوده است یا توهین و استهزاء پیامبر؟

    من معتقدم کشیدن کاریکاتور امور مقدس ,, امری (توهین آمیز) است .
    زیرا پایین کشیدن امور مقدس و مطلق در شکل و شمایل کاریکاتور به آن جنبه “نسبی بودن ” می دهد.

    هنگامی که شما امری مطلق و مقدس را کاریکاتوری می کنید در واقع به آن امرِ مقدس جنبه “نسبی بودن” اطلاق می کنید.
    در این حالت
    در حالت “نسبی بودن “, هر شخصی مجاز است که نظر بدهد.
    حال یک کاریکاتوریست می تواند بزرگترین اهانتها را به مقدسات انجام دهند به اسم دموکراسی؟
    دموکراسی که او تعریف می کند ,, نهایتِ استبداد است .
    زیرا جریحه دار کردن روح افراد در لوای اینگونه دموکراسی تعریف شده ,, در واقع در بند کشیدن و زخمی کردن روح گروهی از انسانهاست..

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.