انتقادهای شهید مطهری در مورد استفاده از القاب پرطمطراق در نهاد روحانیت

انتقادهای شهید مطهری در مورد استفاده از القاب پرطمطراق در نهاد روحانیت
انتقادهای شهید مطهری در مورد استفاده از القاب پرطمطراق در نهاد روحانیت
به این مطلب امتیاز دهید!

شهید مطهری نسبت به عملکرد نهاد روحانیت بشدت منتقد بود و در بسیاری از سخنرانی ها و نوشته های خود از اینکه روحانیون را به تندترین وجهی مورد نقد قرار دهد هیچ ابائی نداشت و ضمن انتقاد از این طبقه، بر لزوم اصلاح جامعه روحانیت اصرار می ورزید. بخشی از انتقادات آن مرحوم نسبت به القاب پرطمطراق در نهاد روحانیت در پی آمده است:

۱-« از وقتی که برای روحانیت دربار درست شده(به تقلید جبابره و فراعنه و سلاطین زمان و دربار پاک که آن هم تقلیدی از جبابره است)، همیشه دیدن رؤسای روحانی تمنای ریاست را در وجود طلاب بیدار می‌کند… همین وضع ریاست مآبی این آقایان است که اخلاق عمومی طلاب را فاسد کرده است»(۱)

۲-«در جامعه ما رواج القاب مطنطن دولتی و روحانی، نشانه ای از شیوع ظاهر پرستی و روح تملق در میان ماست. پیشرفت سریعی که در یک قرن اخیر ما کرده ایم این است که بر القاب روحانی افزوده ایم. یعنی سیر القاب در این دو سه قرن مساوی است با ده برابر ده قرن اول اسلامی. پس کی می‌گوید که ما پیشرفت نکرده ایم؟»(۲)

۳-«یکی اغراق و مبالغه، دیگری تملق و مداحی نسبت به خداوندان زر و زور و به همین جهت ما القاب و آداب مخصوصی که باید گفت اصول چاکری، خوب آموخته ایم و کمتر در ما روح حریت و آزادی و آزادمنشی وجود داشته است». ایشان سپس این مثال را ذکر می کنند: «مثل جمله «بر حسب اراده … حضرت آیت الله این مسجد ساخته شد» که در مسجد قم نوشته شده و تقلیدی است از سبک سلاطین»(۳)

۴-«در میان ما این خود نظامی است که ابلاغ حجت الاسلامی و صلاحیت پیشنمازی و صلاحیت منبر رفتن عبارت است از چند متر چلوار سفید، و البته هر اندازه ریش انبوه تر و درازتر و عصا مجلل تر و نعلین آراسته تر باشد و بالخصوص اگر مقرون بشود به تعارفات مخصوص از قبیل منصور باشید، مؤید باشید، محفوظ باشید، اعزکم الله و هر اندازه در آهنگ این کلمات تمرین بیشتری شده باشد، ابلاغ بالا بلندتری خواهیم داشت. اینها جانشین ابلاغ استادی و دانشیاری و پروفسوری و غیره در دنیای جدید است»(۴)

۵-آیت الله مطهری در انتقاد از القابی که روحانیون به خود داده اند می نویسد: «صورت بی معنا و ظاهر بی باطن و جوی خالی از آب فایده ندارد. تنها با نام گزاری قوام الشریعه و حجه الاسلام و رکن الدین و آیت الله و مروج الاحکام، دین درست نمی شود و دل‌ها سیراب نمی شود»(۵)

۶-«معلوم می‌شود در آن زمان هم عمامه کبیر برای تهویل [ترساندن] عوام بوده است.»(۶)

۷-«یک تناسب معکوسی است بین حجم نام‌ها و لقب‌ها و عناوین و بین معنا و حقیقت… در میان فقهای اسلامی، تدریجاً از تنوع و وسعت دایره معنا کاسته شده، به طوری که معلومات منحصر شده به چند کتاب معین، ولی در عوض بر حجم الفاظ و القاب حجه الاسلام و آیت الله و امثال اینها افزوده شده است»(۷)

۸-علامه مطهری ضمن انتقاد از بی توجهی روحانیت به قرآن و با اشاره به اینکه آنها از دو چیز وحشت دارند می نویسد: «یکی عقل است و دیگری قرآن»(۸)

۹-شهید مطهری با توضیحی درباره این که به ظواهری مانند این که اگر عالمی بمیرد مردم می‌خواهند خودکشی کنند یا اگر آقای بروجردی به مشهد برود حاضرند یک میلیون تومان به پای ایشان بریزند، امّا به اصل دین و تعلیمات دین بی توجهند، عامل آن را چنین بیان می کند:
«قسمت مهم این تقصیرها به گردن تربیت‌های روحانی ماست. اصول تربیت روحانی بر شخص سازی و طبقه سازی و استخدام احساسات مذهبی و عمل اسلامی مردم به نفع اشخاص و افراد و طبقه معینه است، نه بر تعظیم و توقیر و تحکیم اصول و مبانی. روحانیت از لحاظ طبقاتی، بی رنگی است و بی طبقگی، یعنی طبقه ای است برای ایجاد رابطه حسنه بین طبقات و برای از بین بردن مفاسد سایر طبقات، ولی در میان ما به صورت یک طبقه در آمده است. جانشین طبقه مترف و ظالم و شریک و سهیم و همکار و همگام با آنها، طبقه ای به نام عمامه به سر و یا عرقچین به سر. باید دانست در اسلام طبقه حکم ندارد»(۹)

۱۰-مطهری ضمن ابراز تاسف از تفاخر به گذشته، به بروز احساسات مذهبی در محرم و رمضان و غیره اشاره کرده و می‌نویسد: «اوضاع محرم و ماه رمضان و مسافرت‌های کربلا و مکه و مشهد و پول‌های وجوهات و اوقاف، همه شاهد این مطلب است، ولی این سیل هم مثل رود کارون به دریا می‌ریزد و یک وجب زمین را مشروب نمی سازد»(۱۰)

۱۱-«بعضی از ورّاث هستند که کارشان فقط تلف کردن و مصرف کردن سرمایه اصلی پدر است و چشم دوخته اند به مابقی سرمایه پدر که کی آن را بخورند و تمام کنند و فکر آینده به کلی از دماغ آنها بیرون رفته..امروز روحانیین ما نسبت به سرمایه انسانی اسلامی همان حال را دارند. شما اگر به روحیه ملاهای تهران آشنا باشید می‌دانید که فقط چشمشان به چهار تا بازاری قدیمی است که تا کی این سرمایه ـ که با رفتن این نسل و پیدایش نسل‌های جوان رو به نقصان و تمام شدن است ـ تمام شود. بله همه علمای بزرگ و مراجع فقط چشمشان به سرمایه‌های موجود است که با رساله و تقلید آشنا هستند و هیچ توجه ندارند که آخر این سرمایه پدری که محصول زحمت‌های چند صد ساله کلینی‌ها و صدوق‌ها و علامه‌ها و خواجه نصیرها هستند، دارند از بین می‌روند»(۱۱)

۱۲-«وای به حال اجتماعی که … واعظ و هادی‌های حقیقی ضعیف بشوند ولی انگل‌هایی از آخوندهای بیکاره و بی سواد، چاق و دارای بهترین زندگی‌ها بشوند»(۱۲)

۱۳-«تا وقتی که رابطه مسلمان با ملاها، رابطه دست بوسی و پابوسی و پول تحویل دادن و دست به سینه ایستادن باشد، کار مسلمانی درست نمی شود»(۱۳)

۱۴-«مجتهدین باید به جریان تاریخ آگاه باشند تا بتوانند خوب استنباط کنند، کما این که ما مکرر گفته ایم مسأله نجاست اهل کتاب نیز حکم سیاسی است نه حکم ذاتی»(۱۴)

۱۵-«دین از ما مشتی گره کرده در بعضی جاها (اشداء علی الکفار) می‌خواهد و در بعضی جاها دست دراز به ملاطفت و مهربانی می‌خواهد (رحماء بینهم…) ولی ما در عوض، دو دست دیگر به دو شکل دیگر دراز کرده ایم: یکی دستی که پشتش به سوی مردم و انگشت‌ها پایین افتاده برای بوسیدن دراز کرده ایم، و دیگری دستی که پشتش به طرف زمین و کفش نیمه باز برای وجوهات گرفتن دراز کرده ایم. ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا؟»(۱۵)

۱۶-«…تا کار به موضوع سهم امام و پیش نمازهای بیکار و تنبل کشید که هم خود عضو عاطل هستند و هم مانع و سد پیشرفت‌های دینی هستند»(۱۶)

۱۷-«امروز بودجه روحانیت نیز با اسراف و تبذیر خرج می‌شود … در بودجه روحانیت اسراف و تبذیر می‌کنند، یعنی واقعا …»(۱۷)

۱۸-«به قول بعضی از گیرندگان سهم امام، این که ما می‌گیریم، مالیات بر … است، نه مالیات بر دیانت و لهذا هر اندازه که ما بر تظاهر و… بیفزاییم از این مالیات بهتر و بیشتر وصول می‌کنیم»(۱۸)

.


.

۱-یادداشتهای استاد مطهری-جلد ۱۳ ص ۸۹

۲-همان-ص ۲۱۰

۳-همان- صص ۲۱۴-۲۱۱

۴-همان- ص ۲۱۶

۵-همان- ص ۲۴۵

۶-همان- ص ۲۴۷

۷-همان- ص ۲۵۱

۸-همان-ص ۲۵۲

۹-همان-صص ۲۰۸-۲۰۶

۱۰-همان- ص ۲۰۶

۱۱-همان-ص ۱۷۰

۱۲-همان- ص ۱۷۳

۱۳-همان- صص ۲۰۰-۱۹۹

۱۴-همان-ص ۲۶۱

۱۵-همان-ص ۲۶۱

۱۶-همان-ص ۵۰

۱۷-همان- ص ۲۳۲

۱۸-همان- ص ۴۰۱

.


.

انتقادهای شهید مطهری در مورد استفاده از القاب پرطمطراق در نهاد روحانیت

منبع: کانال تلگرام اکبر اعلمی

.


.

173 نظر برای “انتقادهای شهید مطهری در مورد استفاده از القاب پرطمطراق در نهاد روحانیت

  1. بسیار خوب روحانیت آیت الله مطهری را دارد که آخوند دنیاطلب را به جامعه می شناساند. در میان فلاسفه تحلیلی هم کسی هست که حرفه ای گری این افراد را افشاء کند؟ در میان دانشگاهیان تنها یک علی شریعتی بود که همگی سعی در تخریب نامش دارند. در جمع نویسندگان جلال بود که مرتبا سعی در تحقیرش دارند.
    آیا این همه دعوا میان اساتید فلسفه که چشم دیدن یکدیگر را ندارند هیچ چیز را نشان نمی دهد؟
    البته شاید علت عدم افشاء خودنمایی ها و تظاهرهای فلاسفه تحلیلی چهره ترسناک اساتید منطق، و یا خارج رفتن !آن ها باشد . مگر کسی جرأت انتقاد از استاد فلسفه را دارد.بلایی سرش می آورند مانند آن چه که الان در جریان است. حمله دست جمعی به شخصیت فرد، با بی رحمی تمام هر لقب تحقیر کننده دای به ذهنشان آید را به فرد نسبت می دهند.

    1. کدام بلا؟ چه کسی را می گویید؟
      چهرهیک از اساتید منطق ترسناک است؟
      جمع مختصر و کوچکی که مطابق قواعد دقیق نقد می کنند. فحاشی نمی کنند و البته بسیار توهین می شوند.

  2. ایا از ازاد اندیشی ایت الله مطهری اطمینان دارید؟ اگر ایشان ازاد اندیش بودند اختلافشان با دکتر شریعتی بر چه مبنا بود؟تا جاییکه میدانم اختلاف انها بیش از اختلاف دو متفکر در حد اختلاف نظر بود ایا ایت الله مطهری با حکم ارتداد در اسلام مخالف بود؟ چطور ازاد اندیشی با ارتداد جمع میشود؟مگر میشود هم فقیه مسلمان وشیعه باشید وهم ازاد اندیش !اینها باهم جمع شدنی نیست چون اسلام خصوصا تشیع مخالف را تحمل نمیکند

    1. شما که clairvoyance بلدید ذهن ایشان را در همه این موارد بخوانید.
      همه چیز را حدس می زنید همه هم با تکیه بر مطالعه منابع جهت دار! قطعاً به نتیجه مطلوب خود هم می رسید.
      اختلاف با شریعتی براب راست با تحجر!!
      نیازی هم نیست که تحقیق کنیم اختلاف چه بوده!
      نیازی هم نیست که شک کنیم شاید داده های ما دارای اشکال ، نظر شخصی، عدم دقت، یا تحریف بوده!!!
      همین مهرنامه و تحقیر های روز و شب که در باب روحانیت می شنویم، همین فلانی بیسواده، بهمانی دزده، اون یکی دیگر هیزه و تلقینات خانواده ها که صیح و شب علیه آخوندها در گوش فرزندان خوانده می شود همین ها منابع تحقیق قابل اعتمادی هستند!
      البته آقای موسوی هم اندیشه متکی بر تحقیق و بسیار بیطرفانه ای دارند!

  3. ۱ . تایید شریعتی ضروری آزاد اندیشی نیست
    ۲٫ باور به ارتداد را در مجموعه اسلام بشناسید کارکرد و مبنایش را درک کنید و در کل به آن بنگرید ارتداد را در فضای خفقان زده ضد آخوندی نمی توان شناخت.
    به موضع رقیب منتقدش توجه و این دو را با هم مقایسه بفرمایید.
    برای این که ببینید چطور جمع می شود ابتدا پیش داوری را کنار بگذارید.
    خط آخر نگاشته شما حاوی القاء روانشناختی و ژورنالیستی است . ارتداد می توتند بدتر ازآن چه شما می گویید باشد می تواند در مجموعه ای منسجم نقش اجتماعی قابل قبولی بازی کند. اگر سعی در تبلیغ دارید که حرفی نیست. اگر واقعاً این باور را دارید آماده فرا گیری از شما هستم.
    شیعه را آزاد اندیشانه ترین نگاه عالم می دانیم.
    من در محیطی ضد دین رشد کردم خودم هم تحت تاثیر القائات فضای اطرافم بودم. مطالعه بفرمایید و اسلام را بشناسید. طبیعی است که در فضای خفقان زده ضد آخوند چنین فکری کنیم

  4. سازگاریی با شریعتی ضروری آزاد اندیشی نیست
    باور به احکام ارتداد به معنای ضدیت آزاداندیشی نیست
    ابتدا اسلام را بشناسید موضع رقیب را مطالعه و بر اساس شناخت بیاندیشید. فضای خفقان زده ضد آخوند اجازه شناخت اسلام را به شما نمی دهد

  5. اولا من بخوبی اسلام را میشناسم ثانیا باور به ارتداد به معنای ضدیت با ازاد اندیشی است کسیکه ازاد اندیش است بخاطر عقیده وبیان ان حکم مرگ صادر نمیکند ثالثا کسی از شما اگر توان دفاع از افکار مطهری وامثالهم را دارد مشخصا قدم جلو بگذارد واز هرکجا که میداند شروع به گفتگو نماید رابعا ضدیت مطهری وشریعتی همانطور که گفتم بیش از اختلاف فکری دو متفکر بود انانیکه در جریان ان هستند حتما از کم وکیف ان باخبرند در مقاله ای از دکتر سروش خواندم که مطهری در همان اواخر عمر دکتر شریعتی نامه ای علیه شریعتی نوشته بود که شریعتی بدلیل نوشتن کتاب کویر ادعای پیامبری کرده ومرتد شده است که ان نامه را به امضای علما از جمله علامه طبا طبا یی هم رسانده بود پس مسئله بسیار جدی تر ازان است که شما فکر میکنید بهر روی همینکه فقیه مسلمان وشیعه باشید کافیست که ازاد اندیش نباشید همینکه معتقد به جهاد ابتدایی وارتداد باشید کافیست که ازاد اندیش نباشید

    1. ادعای حجت:
      من بخوبی اسلام را می شناسم!
      حوزه رفتید یا از طریق سروش !!!اسلام را شناختید؟
      اگر شما آخوند هستید من هم میون خبرنگارا بودم کمی با سبک ژورنالیستی آشنام :یک کسی یک چیزی گفت پس باور کنید!!!
      سخنان شما را همه باور کردند خیالتون آسودهزیرا که معلومه منطق خوندید: چون به ادعای سروش طبق ادعای شما آقای مطهری نامه ای نوشته ایشان آزاد اندیش نیستند و این برابر است با این که تمامی روحانیون آزاد اندیش نیستند!!!!

    2. ” کسی از شما ” ؟؟؟ شما آن قدر با نگاه بدبینانه نگاه می کید به افرادی که نگاه شما را ندارند که فکر می کنید یک گروهی هستند که همه هم عقیده اند و علیه شما متحدند!
      من تنها چند خط نوشتم.
      ظاهراً شما تصور می فرمایید که فلسفه تحلیلی که قاعدتاً از نگاه شما بسیار مفصل تر و جدی تر است قابل دفاع است. نگاه شما که جای خود دارد.
      مشکلات جدی و شکست فلسفه تحلیلی را ایرانی ها و روحانیون ادعا نکرده اند خود فلاسفه تحلیلی این را در آثار خود بیان کرده اند:لری لادن، کارل پاپر، کواین، فایرابن و غیره.
      نیچه، میشل فوکو هم از میان فلاسفه قاره ای مطلب جدی در این زمینه ذکر کرده اند.
      مکتب فرانکفورت (هورکهایمر، مارکوزه، آدورنو، هابرمارس) اساساً مدرنیته را غیرصادق در ادعاهای اولیه خود معرفی کردده.

  6. نه ادعای شما را همه باور دارند!!! هرکسی اسلام شناس باشد حتما باید اخوند باشد !!! من نگفتم طبق ادعای سروش همه ی اخوندها ازاد اندیش نیستند مطلب را درست بخوانید متلک گویی وبا کنایه حرف زدن حقایق روشن نمیشود با استدلال سخن بگویید نه با کنایه ! من گفتم شاهدی به بزرگی دکتر عبدالکریم سروش وجود دارد که با مطهری وهم با شریعتی ارتباط داشته وصرفنظر از این واقعه هرکسیکه اعتقاد به جهاد ابتدایی وارتداد داشته باشد نمیتواند جزو ازاد اندیشان باشد همه ی روحانیون ازاد اندیش نیستند نه بخاطر گفته سروش بلکه بخاطر اینکه معتقد به جهاد ابتدایی وارتداد باشند نمیتوانند ازاد اندیش باشند

    1. ۱ . نفرمودید مدرک تحصیلی شما در موضوع اسلام چیست.
      ۲ . نفرمودید نظریه شما چیست.
      ۳ . موضع رقیبی ارائه نفرمودید.
      ۴ . مبانی نقد را رعایت نکردید.
      ۵ . مصادره به مطلوب کردید.
      qualificationشما در رابطه با اسلام شناسی را ابتدا پاسخ بفرمایید.
      اسلام را تبیین بفرمایید .
      بفرمایید حال که اسلام را رد می کنید کدام نگرش را قبول دارید: الحاد، ساینتیزم، … کداام؟
      این سنت فکری را تبیین بفرمایید.
      مبانی، براهین، و سپس کل سنت فکری را با کل سنت فکری می بایست مقایسه و نقد بفرمایید.
      بیرون کشیدن یک خط از درون یک نگاه بدون کانتکست و ادله و برهین مبانی آن روش ژورنالیستی است.
      ارائه مخالفتهای متعدد با عقلانیت برتر اسلام و سانسور انتقادات درباره نگاه رقیب حاصل سانسور سیستماتیکی که در دوران حاکمیت آمریکا در کشور به شکل پنهان و بی سرو صدا در جریان بوده و فضای دانشگاه هم به همین سبب فضایی نیست که در آن هیچ اندیشه ای حتی اندیشه وزین اما شکست خورده غرب شناخته شود.

  7. در ضمت از این که بیان من نامناسب بود عذر می خواهم اما معلوم است از منابع که نسبت به اسلام غیظ دارند نام اسلام راشنیدید.
    برای شناختن لیبرال دموکراسی باید جورج واشینگتن رفته باشید . طبعا برای شناختن اسلام نیز بایست به مراکز معتبر رجوع کنید. با عذر خواهی یا آخوند هستید یا نه. بفرمایید کدام هستید.

  8. اقای عزیز کامنت مرا درست نخواندید و نظر دادید که هیچ ربطی نداشت بعد حرف دهان من میگذارید مه من گمان میکنم همه علیه من هستند من کی چنین حرفی زدم ؟ وقتی میگویم کسی از شما منظور من همفکران شماست که مدعی دفاع از فقه اسلامی را دارند ودقیقتر بگویم اگر میگویم کسی از شما یعنی اگر بضاعت علمی پاسخ دادن ندارید دیگری که گمان میکند حرفی برای گفتن دارد پیش قدم شود
    گفته من چه ربطی به نیچه ودیگران دارد نمیدانم من گفتم وقتیکه فقیه اسلامی معتقد به حکم ارتداد باشد معتقد به جهاد ابتدایی باشد نمیتواند ادعا کند ازاد اندیش است اینها چه ربطی دارد به اینکه فلسفه تحلیلی از نگاه بعضی خوب وبعضی بداست ؟ من عاشق ودلباخته هیچ نحله فکری نیستم ومستقل میاندیشم نه دلباخته غرب هستم ونه دلباخته دین . من به عنوان یک روشنفکر هر حکمی که با عقل واخلاق ووجدان بشری همخوانی نداشته باشد با استدلال انرا رد میکنم وخود را موظف میدانم این اگاهی را به جامعه درحد وسع خود برسانم

  9. اقای علاقمند به فلسفه من نام اسلام را نشنیدم من از وسط اسلام میایم من کسی هستم که حتی عزیزترین دارایی خود یعنی جان خود را درراه اسلام به خطر انداخت من موقعی کتابهای مطهری ومحمد تقی جعفری وعلامه طباطبا یی را میخواندم که بشدت دینی ومذهبی بودم این برداشت شما کاملا اشتباه است البته خوب بود که شما بجای اینکه حدس بزنید که من اطلاعات خود را از کجا گرفته ام یا مدرک تحصیلی من چیست ایکاش بجای اینها دلیلی برای درست بودن حکم ارتداد وجهاد ابتدایی ارائه میدادید من همانطور که سروش وملکیان را خواندم مطهری ومحمد تقی جعفری را هم خواندم پس منابع مقصر نیستند تحولاتی در زندگی من رخ داد که روی تفکر واعتقادات من هم تاثیر بسیاری داشت همانطور که سروش تغییر کرد وملکیان تغییر کرد من هم تغییر کردم البته منظور من هرگز مقایسه من با ان بزرگان نیست که ان بزرگان تعدادشان به اندازه انگشتان یک دست هم نمیرسد ولی این سیر تغییر در زندگی من هم وجود داشت والان به اینجایی رسیدم که حضورتان هستم واما اینکه گفتید نظریه من چیست خوب نظریه من اینست که کسی حق ندارد بخاطر عقیده وبیان ان حکم مرگ ویا زندان و… صادر نماید کسی حق ندارد بخاطر عقیده اش بخود اجازه دهد به کشور دیگری حمله نماید که شما باید مسلمان وهمفکر من شوید وگرنه باید بمیرید اینها از دید من قابل قبول نیست از دید من قابل قبول نیست که فقیه حکم دهد کافر نجس است ! یک انسان را بدلیل اینکه اسلام را قبول ندارد نجس ذاتی می دانند طوریکه اگر همین الان از حمام امده باشد ودستش مرطوب باشد دیگری با او دست بدهد نجس میشود !این احکام خجالت اور است اخلاقی نیست موضع رقیب هم اینست که هرکسی باید بتواند هر عقیده ای را که گمان میکند صحیح است را بیان نماید ونباید برایش هزینه بپردازد

    1. حدسی زده نشد سؤال پرسیده شد که شما دست به مغالطه زدید و تصور می کنید همه جا می شود مثل گپ و گفت دوستان سخن بگویید

  10. در تکمیل گفته هایم باید اشاره کنم که من خود را همچنان مسلمان میدانم واسلام را به کل رد نمیکنم ولی اسلام خودم را دارم من فقه موجود رارد میکنم من اسلام را تا جاییکه با عقل همخوانی داشته باشد قبول دارم جاییکه احکام اسلامی در تقابل با عقل واخلاق ووجدان بشری قرار گیرد من مطمئنا طرف عقل را خواهم گرفت

  11. اقای ب ا کجای حرفهای من مغالته است؟ وکجا تناقضات بسیار دارد ؟ با ادعا حرف نمیزنند متاسفانه من با عده ای بی سواد وارد گفتگو شدم که الفبای مباحثه را نمیدانید تماما در پی منکوب کردن بدون استدلال هستید اصلا شما میدانید تناقض چیست ؟ وچه شرایطی دارد ؟ وارتباطش با گفته های من چیست ؟ انتظار داشتم با مشتی تحصیلکرده مواجه شوم ولی بسیار مبتدی هستید بروید علمایتان را بیاورید به صراحت میگویم درباره دین واحکام ان هل من مبارز میطلبم بروید بزرگترتان را بیاورید

  12. آقای حجت جانان من یک مسلمان معتقد هستم و انشاا… ملتزم در عمل اما صادقانه بگویم آنچه شما میگویید بهیچ وجه نظرات و سلیقه های شخصی شما نیست بلکه حکم صریح عقل است که بنیان آن هم کلید طلایی اخلاق است که مورد قبول همه ادیان از جمله دین اسلام است مطابق فرمایش حضرت علی . ممکن است بپرسید پس با تناقضات اعتقادی و عقلانی خود چه میکنید جواب آنست که ابتدا حیرت و سپس اولا در نظر آن احکام را ارجاع میدهیم به عرف اعراب جاهلی و دوران پیشامدرن و در عمل از انجام آنها پرهیز میکنیم

    1. تعصب ضد ملت ها حاصل همکاری بی بی سی و دانشگاه.
      مدرنیته مسئول کشتار چندین میلیون انسان، پاک سازی قومی (اسراییل)، سرنگونی حکومته ای دموکراتیک است.
      استالین، هیتلر، روزولت همگی شاگردان مدرنیته بودند. هشتادو پنج میلیون کشته حاصل مدرنیته فقط در جنگ جهانی دوم بوده. مدرنیته در شکل لیبرالیسم جنایاتی را به انجام رسانده که فاشیسم ناتوان از آن بوده

    2. شما یک مسلمان معتقد هستید ! و فقه ناب را مساوی با داعش می دانید!!
      دو احتمال وجود دارد یا واقعاً معتقدید !!!!
      و یا

      واقعاً عقلانی فکر می کیند به چیزی که مساوی داعش است معتقدید ؟ خیلی شبیه آن چه اساتید فلسفه دشمن قسم خورده آخوند و اسلام سنتی سخن می گویید!

  13. فقه ناب اسلامی بدون عقل مساوی است با داعش . انسانیت انسان به عقل اوست . دین بدون عقل و وجدان بسیار خطرناک است و نمونه عینی آن داعش است . شاید همین است معنی سخن معصوم که فرمود آن کس که عقل ندارد دین ندارد.

    1. ترامپ که در سخنان انتخاباتب نظر دیگری داشتند.داعش محصول فعالیت هیلاری کلینتون و اوبا بوده . اگر می خواهید سخنان ایشان را که با توجه به مدرن بودن بمب های هیدروژنی اش کمی معتبر است برایتان ارسال کنیم

    2. آقای سعید عقل بدون دین هم مساوی است با فاشیسم و لیبرالیسم که مسئول جنگ جهانی اول و جنگ دوم جهانی بودند.
      عقل بدون دین بمراتب خطرناک تر است، بمب اتمی، بمب هیدروژنی، biological warfare,biochemical warfare, نسل کشی ، جنگ ویتنام، کودتاهای بیشمار در حکومت های مردمی و … حاصل آن است.

  14. اقای سعید خوشحالم برخورد شما با احکام وقوانین عقلانیست والتزام به عقل را فراموش نمیکنید وجاییکه احکام دین با عقل سازگاری ندارد طرف عقل را میگیرید بلی باید اندسته از احکامی را که با عقل سازگاری ندارد تخته بند زمان ومکان خود کرد من اصلا این نیت را نداشتم که این نحوه تفکر را به انحصار دراورم وتصاحب کنم بلکه به نمایندگی از این نحوه تفکر دفاع میکردم تا متحجران بدانند که چقدر دستشان خالیست وتهی از استدلال هستند ضمنا دوست گرامی ما معصوم نداریم این وازه معصوم را اوردند که تفکر را از شما بگیرند که تا خواستید حرفی بزنید بگویند معصوم فلان گفته است بهمان گفته است فرصت تفکر وانتقاد را از شما بگیرند تا دربسته دراختیار باشید ما معصوم نداریم نه پیامبر معصوم بود ونه امامان معصوم بودند هیچ ادله برای عصمت انان موجود نیست احادیث هم ضد ونقیض است هر کدام انرا بخواهید دراستین دارند تا بموقع ازان استفاده کنند اصلا شیعه منابع حدیثی مهمی ندارد چهار کتاب دارد که به کنب معتبر اربعه معروفند شیعه حتی یکی از همین چهار کتاب را نمیتواند تایید کند که تمام احادیثش را قبول دارد بعد اسم انرا گذاشتند کتب معتبر!!! چه اسم با مسمایی . اینها کتاب خودشانرا هم قبول ندارند نهج البلاغه را که اینهمه در منابر وسخنرانیها به ان استناد میکنند قبول ندارند ومیگویند احادیثش معتبر نیست همه اش بستگی به موقعیت انان دارد اگر لازم باشد از نهج البلاغه چنان تعریف میکنند که کتابی به گردش نرسد واگر به زیانشان باشد وروی حدیثی از همین نهج البلاغه گیر کرده باشند میز را برمیگردانند ومیگویند اصلا نهج البلاغه احادیثش معتبر نیست وقبولش ندارند!!! بار باپاپا عوض میشه یادتون هست بهر شکلی درمیایند فقط بستگی به موقعیت دارد

    1. حجت جانان از عقل فرمودید. چقدر مواضعتان با اهل تسنن ” تطابق کامل ” دارد!
      نظر اهل تسنن در تابعیت از عقل در مقایسه با شیعه چیست؟
      چقدر با بکار گیری یک مغالطه راحت شیعه را در مقابل عقل قرار دادید!!!
      اگر سنی هستید و نمی خواهید مخاطب بداند که سنی گری اساساً با اجتهاد و روحانی و فقه شیعه بواسطه عقل گرایی آن مشکل داشته.
      اگر هم مثل ما دانشگاهی و غربی هستی که عزیز دلم خودمون می دونیم وضع فلسفه تحلیلی چیست! شکست های پروژه های فلسفه و عدم پذیرش ابطال مواضع جایی برای دفاع از عقلنیت آن باقی نمی گذارد.

    2. آقای حجت جانان نمایندگی ” عقل” را در فلسفه به شما تبریک عرض می کنم. این که اینقدر عاقل هستید و بسیاری جاهل واقعا باعث تاسف برای دیگران و مسرت برای شماست!
      شما که عقل را تعریف نکردید.
      شما که نفرمودید شواهدتان چیست.
      شما که نفرمودید کجای احکام دین با عقل (تعریف نشده شما!!) ناسازگار است!
      می دانم جامعه فلسفی هم مانند جوامع دیگر خیلی عقلانیب و پایبند به الزامات بحث منطقی نیست اما لااقل پز عقلانیت و تبعیت از منطق را می دهد . شما حتی در حد نازل فلسفه هم تابع گفتگوی عقلانی منطقی نیبودید.
      شما در حوزه فرااحکام سخن گفتید. خوب منطق احکام چیست. شما که ارائه موضع فکری را با ادعا کردن ، و بدون شواهد اشتباه گرفتید. دیسکورس شما خطابه است نه ارائه برهان و شواهد!

  15. جوان دانشگاهی بایست اسلام را از منابع مطالعه ردّ کند و یا بپذیرد.
    تعجب این است که اسلام را بر اساس باور خود معرفی می کنند!
    مگر مواضع اکثرا شکست خورده کریپکی و ویلیامسن را بدون مرجع و رفرنس فرا می گیریم؟
    اسلام را از حوزه
    مدرنیته را از مولود آن دانشگاه فرا گیریم
    روشن است که وقتی منبع مطالعه ما مدیوم مدرن باشد فقه ناب را برابرر داعش می کنیم وقتی داعش فقط به کشورهای مسلمان حمله می کند.
    داعش مولود همان کشورهایی است که به آنها نمی تازد. و دشمن اندیشه همان هاست که برر آنها یورش نمی برد.

    1. داعش فقط به کشورهای مسلمان حمله می کند؟ شما اخبار نمی بینید؟ پیشنهاد می کنم اخبار پارسال را مرور بفرمایید. اگر فرصت ندارید کلمه ترور را با اسامی کشورهای مهم اروپایی در محدوده سال پیش جستجو کنید.

  16. آقا یا خانم ه بله درست متوجه شدید مهمترین کتاب فقهی که در حوزه تدریس میشود کتاب جواهر است که چهل جلد است و یک جلد کامل آن در مورد احکام برده داری به طور مفصل است که البته امیدوارم دستکم این یک جلد در زمان ما جایی تدریس نشود من مسلمانم و فی المثل به برده داری و کنیز داری هیچ اعتقادی ندارم و آن را کاملا غیرعقلانی و غیراخلاقی میدانم و حقیقتا امیدوارم خللی به مسلمانی من از این جهت وارد نیاید چرا که اصل و گوهر دین همان اخلاق و بویژه معنویت است . جمیع عقلای مسلمین برده داری را در دوران ما رد میکنند و در پاسخ تناقض با کتاب و سنت میگویند برده داری متناسب با آن دوران بوده است اما داعش این را قبول ندارد .

    1. چقدر مبهم . درباره چیزی حرف زدن که محتوا را بیان نمی کند. عدم دقت شما تعجب بر انگیز است . چهل جلد را با یک خط آنهم ” درباره برده داری” رد کردید. نظرتان در مورد male prostitution چیست؟
      نظرتان در مورد برده داری جنسیتی حاصل غرب و نظام لیبرال چیست؟
      نظرتان در مورد خفقان فاشیستی و تعصب دانشگاهی سلاطین حاکم غیر قابل اعتراض حوزه آکادمیک چیست؟
      نفرمودید چه چیز درست است؟ این هم از ضعف موضع شماست وگرنه با بیانی ناقص مجبور نمی شدید سخن گویید.

    2. برده داری با مبانی و اصول اسلام مغایرت دارد . شما دو چیز را خلط می کنید. مخالفت با یک پدیده اجتماعی پلید و نحوه برخورد با آن .
      اکنون فلسفه غرب و دانشگاه توجیه گر فاشیسم میلیتاریستی و فکری است. من علم اندیشه فلسفه منطق تعقل و تکیه بر تجربه را دنبال و در آن ها تعصب ضد مسیحیت یافتم. منهم مانند بسیاری جوانان تصور می کردم دانشگاه محل تبادل اندیشه است اما بهترین مراکز علمی ما را بزودی مؤیوس می کنند. علم نیز برای اکثریت حرفه است )( حرفه ای شدن فلسفه و علم و تبدیل شدنشان به شغل). برایم عجیب بود که دینی که به من بعنوان regressiveness معرفی شده بود در صورت رجوع به مبانی و متخصص علم دین عقلنیت خود را مانند گوهری حفظ می کند.

  17. داعش از نظر سیاسی و نظامی ریشه در بقایای حزب بعث عراق دارد نشانه آن اینکه اولین قربانی داعش قاضی دادگاهی بود که حکم اعدام صدام را صادر کرد. شاید کمکهای پنهانی آمریکا و اسرائیل هم در شکل گیری آن موثر بوده باشد. اما ریشه تئوریک آن با القاعده یکیست و به ابن تیمیه برمیگردد.اینان تعقل در دین را به طور کلی حرام و بدعت میپندارند و خواستار بازگشت به ظواهر فقهی حقوقی صدراسلام هستند و به این جهت سلفی خوانده میشوند . رفتار داعش با زنان ایزدی متاسفانه کاملا مستند به اصول فقهی مورد قبول شیعه و سنی است با این تفاوت که دیگر فرق مسلمین این قبیل احکام را متعلق به دوران کهن میدانند اما داعشیان نه

    1. مبانی تجربی قضاوت شما چیست؟ چطور به این قضاوت در مورد درصد تاثیر رسیدید؟ ابن تیمیه در چه سالی حضور داشتند؟ چرا این همه سال اثر نداشتند؟ چرا در زمان رو آوری غرب به ایجاد جنگ داخلی و شکست غرب از جبهه مقاومت ظهور یافتند؟
      این روزه روز که سر همه توی رسانه های غربی است. داعش حاصل فعالیت هیلاری کلینتون و اوباما بوده مخفیانه نیست در کتاب خاطرات کلینتن هست.
      طالبان نیز در افغانستان بوسیله آمریکا برای مقابله با نفوذ شوروی سابق مسلح و تعلیم داده شد.
      لیبرالیسم و دوکراسی روی دیگر سکه فاشیسم اند. اینها ثمرات اندیشه متکبرانه غرب در حوزه فلسفه، سیاست، است.

  18. در ضمن دوست عزیز ه لطفا سخن مرا و سخن همه را با دقت بخوانید و با دقت نقل کنید من نگفتم فقه ناب اسلامی مساوی است با داعش من گفتم فقه ناب اسلامی بدون عقل مساوی است با داعش و همه مطلب در همین کلمه عقل نهفته است و عقلانیت هم البته ذومراتب است. فقه داعش همان فقه حنبلی است که کمترین میزان عقلانیت را در همه فرقه های اسلامی داراست. موید باشید

  19. اقای ت پس من تا حالا چکار میکردم؟ پس این کامنتها را نخوانده نظر میدهید؟ من نگفتم کجای اسلام با عقل سازگاری ندارد ؟ من از ارتداد نگفتم من از جهاد ابتدایی نگفتم که با عقل سازگاری ندارد ؟من نگفتم نجس دانستن یک انسان به سبب تفکرش غیر عقلانی وغیر اخلاقیست باز هم میگویید که من بدون ارائه دلیل کلی گویی کرده ام خطابه گفته ام ؟
    اقای ت من مسلمان وشیعه هستم سنی بودن من ازان حرفهاست!!!!شیعه بودن مستلزم این نیست که هر حرف غیر عقلانی که شیعه غالی میزند بپذیریم من گفتم عصمت دروغ است نداریم خوب دوست من اگر دلیلی بر عصمت دارید ارائه دهید اگر دلیلی برای درست بودن حکم ارتداد دارید ارائه دهید اگر دلیلی برای جهاد ابتدایی دارید ارائه دهید اگر دلیلی برای درست بودن برده داری واحکام اسلامی در ارتباط با ان دارید ارائه دهید این شما هستید که کلی گویی میکنید چون دستتان خالیست برهانی ندارید فقط شعار میدهید

    1. تکرار کردید. شما نظر حقیر را نخواندید. هیچ گاه از یک موضع فکری، و یا نحله فلسفی نمی شود یک خط (ارتداد) را بیرون کشید و صحبت کرد. اسلام یک مجموعه است. شما مانند روزنامه عمل کردید.یک خطررا بیرون کشیدید و قضاوت کردید. خوب اگر این روش درست باشد لیبرالیسم را با MCCartism 1960 رد می کنیم. مسیحیت را با باور geocentrismباطل اعلام می کنیم. و Hinduism را با باور به Karma. اعتراف می کنم که نحوه مطالعه شما بسیار سریع و کاراست!

    2. مگر ” نجس” در فلسفه برج Burgeتعریف شده که شما می فرمایید غیر عقلانی است. اگر مسلمان هستید و اینقدر تاکید بر مسلمانی دارید پس اسلام را عقلانی می دانید. (منبع تناقض سخن شما)
      نجس در فقه تعریف می شود نه در هموتولوژی یا مایکربیولوژی کی فقیه گفته نجس با فلسفه غرب سازگا ر است؟ موضع شما بوضوح غیر منطقی است.
      خوب شاید شما هم مثل فاشیست های حال حاضر(فلاسفه غرب) دچار جزم هستید و همه چیز را با فلسفه غرب می سنجید نه با عقل و تجربه. ب قبول. شما بایست اسلام را رد کنید نه عقلانیت ماخ در فلسفه نوپوزیتیویستی.
      آنقدر نامربوط و متناقض سخن می گویید که مستأصل می شویم از چه به شما بگوییم از دین و یا فلسفه تحلیلی.

    3. جناب جانان دو احتمال وجود دارد:
      ۱ . به اسلام باور دارید اما اسلام را از منابع اسلامی دریفنت نمی کنید و مبانی اندیشه عقلانی تجربی علمی و وحیانی اسلام را مطالعه و قبول و یا رد ننموده اید. بلکه اسلام سازگار با عقل فلسفه غرب را در از فلاسفه غرب دریافت نموده اید که خوب ترکیب ناکتجانسی است.
      و یا از جمع محترم افرادی هستید که سعی دارند با راه انداختن مباحث عقلانی متکی به عقلانیت( غیر موفق) غرب پایه های فکری (مستحکم، عقلانی، تجربی، وحیانی) اسلام را با تشکیک متعددو سئوال های بیشمار تخریب بفرمایید.
      من فقط به قسم اول توجه دارم. اگر این گونه است و برای شما عدم عقلانیت فلسفه غرب مشخص نشده اسلام را کنار بگذارید و به حرفه ای گری و شغل فلسفه غرب(نه فعالیت فکری) روی آورید.

  20. آقای ع شما چطور متوجه شدید که من کل چهل جلد فقه جواهری و در واقع کل فقه را رد میکنم؟ کسی که وضو میگیرد نماز میخواند غسل میکند روزه میگیرد و علاقه مند است به حج برود چطور میتواند کل فقه را رد کند؟ مگر احکام این عبادات و سایر عبادات منشءی غیر از کتب فقهی دارد؟ من فقط خواستم شاهد و مثال دقیق آورده باشم برای مدعایم که عمل به ظواهر احکام فقه سنتی ( بویژه از نوع فقه سیاسی اجتماعی قضایی و حقوقی) بدون متدلوژی عقلانی ملتزم به وجدان و شهود اخلاقی نمیتواند همیشه اخلاقی باشد. برده داری جنسیتی حاصل غرب چیست و به فرض معنا داشتن و وجود داشتن چه ربطی به سخن من دارد؟ خفقان آکادمیک به فرض وجود داشتن چه ربطی به حرف من دارد؟مگر من نماینده و وکیل مدافع غرب و لیبرالیسم و مدرنیته و همه این چیزهای به زعم شما بد!! هستم؟!!! بعید میدانم شما فلسفه را دنبال کرده باشید وگرنه حتما نام آلوین پلانتینگا فیلسوف مشهور مسیحی آمریکایی را شنیده بودید و اینقدر با اعتماد به نفس نمیگفتید در فلسفه تعصب ضد مسیحیت یافتم !! تاکید شما بر دقت و انسجام منطقی ستایش برانگیز است اما آیا این همه پراکنده گویی واقعا ناشی از دقت و انسجام منطقی است؟!! مبانی تجربی اینکه ریشه تئوریک و ایدئولوژیک دقت کنید لطفا گفتم تئوریک و ایدئولوژیک نه سیاسی و اقتصادی داعش فتاوای ابن تیمیه است اینست که شخص ابوبکر بغدادی که درس دین هم خوانده بود برای بسیاری از جنایات خودش به فتاوای ابن تیمیه ارجاع دقیق مکتوب میداد و حتی سندش را هم در فضای مجازی منتشر میکرد جنایت به نام دین ریشه و سابقه بسیار زیادتری از هیلاری کلینتون و آمریکا و اسرائیل دارد (محمد بن عبدالوهاب ۲۰۰ سال قبل صلاح الدین ایوبی و سلطان محمود غزنوی ۱۰۰۹ سال قبل و بسیاری دیگر)

    1. خشونت و جنگ چطور؟
      سئوالی را که از شما شد پاسخ ندادید. توصیف عقل از نظر شما چیست؟ عقل در فلسفه قاره ای و فلسفه تحلیلی هیچ گاه با فقه جواهری سازگار نیست.
      اگر جلد ۴۰ام جواهری با عقل فلسفی نمی خواند چرا فقه جواهری را قبول دارید. بایست یک نظریه انسجام داشته باشید.
      با یاگرفی هیلاری کلینتن را مطالعه بفرمایید و چگونگی تشکیل داعش بوسیله ایالات متحده.
      presidential manifestoترامپ را مطالعه بفرمایید و نطق های انتخاباتیش را. بشنوید که داعش را اوباما دانسته و بر اساس طرح از پیش ریخته شده بوجود آورد . حرف های شما را هیلاری کلینتن هم تایید نمی کند چه برسد به یک بچه مسلمونی که شما نمی دونم چطوری قبولش دارید و در ضمن افکارش را مولد تروریسم می خوانید. اگر فقه جواهری که شما مدعی قبول داشتنش هستید مولد داعش می تواند باشد بگذاریدش کنار.
      اگر می فرمایید عقل + فقه جواهری که قطعاً از تعریف عقل در نگاه فلسفه غرب آگاه نیستید.
      all in all سئوال را ابتدا پاسخ بفرمایید.

    2. سخنان شما دانسته و یا نادانسته با تصوری که اوباما سعی در ایجادش در اذهان داشت یعنی برابر دانستن تروریسم با مبانی اصولی اسلام هم جدی تر و خوشایند تر تر است. نمی گویم چون خوشایند آن هاست درست و یا غلط است بلکه سخن این است بیان این که ” رفتار داعش با زنان ایزدی متاسفانه کاملا مستند به اصول فقهی مورد قبول شیعه و سنی است ” با قبول داشتن جلد ۱ و تروریستی خواندن جلد ۲ یک مجموعه نمی خواند. عقل در فلسفه غرب با متافیزیک کتبی که شما نام می برید چگونه در کنار هم قرار می گیرد؟ دوست من به جمع عقلایی که ته دل قبولش داری ملحق شو. با سلیقه روز هم بیشتر سازگار ست.

    3. سخن شما از مواضع اساتید دشمن دین و قسم خورده علیه شیعه هم برای عاشقان فلسفه غرب هم جلوتر است. خود را برای بورس تحصیلی دانشگاه استنفورد و دکتری فلسفه غرب آماده بفرمایید چون کاندید ایده آلی هستید.
      تنها چسبی که این سخنان شما را بهم می چسباند وجود شماست که فقط در مواضع آقای قوچانی در مجله مهرنامه و اساتید حتاک به اعتقاد دینی می توان یافت.
      شما اینجا نماز و روزه را هم به داعش ربط دادید. مگر شما وهابی عربستان سعودی که ۱۸۰سال پیش با فعالیت و تلاش ام آی سیکس ایجاد شد هستید؟ می فرمایید من به فقه اسلم اعتقاد دارم اصول فقه بدون عقل معنیش داعش است و موضعی غیر موجود در فلسفه غذب و در اسلام را از خود درآورده اید.
      تا آن جا که من ناآشنا با اسلام می دانم عقل در اسلام از توش دین و خدا و شریعت می تواند درآید اما عقل در غرب لااقل در نگاه رایجش هیچگاه با شریعت نمی تواند کنار آید. اصولا برای مقابله با چنین مفاهیمی ایجاد شده.
      بقیشتر سخن شما به فردی می ماند که می خواهد با تظاهر به دینداری دین را خشن معرفی کند.

  21. پس بزعم شما این چیزها بد نیست!! شما فقه جواهری می خوانید و برده داری جنسی را بد نمی دانید! ترکیب غریبی است. یا عقل از نگاه غرب که عقل محض و در برابر مسیحیت و کاتولیسیسم برپا شد را مطالعه نفرمودید و یا به این موضع غریب تظاهر می کید.

  22. یعنی شما عقل در کتب فقهی را با عقل در فلسفه غرب سازگار می دانید؟ فلاسفه که چنین نگاهی که ندارند هیچ بلکه برخی بیان شما را flatus vocisباد گلو می خوانند (ماخ). و برخی مانند آگوست کنت نگاه شما را متعلق به دوران کودگی انسان .
    عقل در دین اسلام با عقل محض خود بنیاد تطابق و حتی سازگاری ندارد.این اشکال موضع شماست.
    شما با تکیه بر پلنتینگا نمی تونید این دو توصیف عقلی را به هم بچسبانید.
    چه در فلسفه قاره و چه کانتیننتال ( هایدگر، فوکو، ژان پل سارتر، ماکیاولی، هیوم، نوئی رث،کارنپ، ایر،کریپکی، ویلیامسن، …) در نگاه غالب (۹۰%) مواضع نگاه احتمالی شما به عقل مردود است .

  23. متاسفانه ذهن دوستان اسیر دوگانه اسلام یا غرب اسلام یا لیبرالیسم و حق یا باطل و خوب یا بد نظایر اینهاست. یادش بخیر دوران دبستان یک نفر بود به اسم مبصر کلاس و وظیفه اش ساکت کردن بچه ها قبل از آمدن معلم بود. روی تخته دو ستون میکشید یکی ستون خوبها و دیگری ستون بدها. و اسامی بچه های خوب و بچه های بد را مینوشت روی تخته! این تقسیم بندی ساده همه چیز و همه کس به خوب و بد و یا با ما یا علیه ما و خود و مواضع خود را کامل و مطلق فرض کردن از اساس بچه گانست. خردورزی یعنی جستجوی دائمی حقیقت و حقیقت یعنی واقعیت مهم و تا حدودی پنهان (نه چندان آشکار و بدیهی که برای شناختنش نیاز به جستجو نباشد). من چکار به فلسفه قاره ای و تحلیلی دارم؟ اصلا مگر سخن همه فیلسوفان یکیست؟ کسی که با الفبای فلسفه آشنا باشد بخوبی با اختلافات عظیم فیلسوفان آشناست . مگر فقط ماخ و آگوست کنت فیلسوف هستند؟ آکویناس نادان و ابله است؟ ابن سینا چطور؟ ملاصدرا چطور؟ بنظر شما در تاریخ فلسفه غرب توماس آکویناس جایگاه مهمتری دارد یا ماخ و آگوست کنت؟ حتی غزالی با اینکه مخالف فلسفه است عمق اندیشه هایش حتی به لحاظ فلسفی بسیار بیشتر از این دو نفر و امثال اینهاست. فقه یعنی فرامین خداوند دین یعنی ذکر خدا و اطاعت خدا . ذکر و طاعتی که مبدا آن عشق به جمال و خوف از عظمت خداست و نتیجه آن تعالی روحی انسان در دنیا و سعادت در حیات پس از مرگ. فرامین خدا را از هم روی عقل نمیتوان دریافت بلکه فقط از طریق رجوع به وحی و متن مقدس میتوان فهمید . اما خداوند و رسولش طبق احادیث در حد فهم عوام (ان هم عوام بادیه نشین ۱۴۰۰ سال پیش عربستان) سخن گفته اند و قانون گذاشته اند و لذا پاره ای از این قوانین امروز قابل اجرا نیست. انجام عبادات مطابق فرامین فقهی و با نیت و توجه صحیح یعنی ذکر و اطاعت هستی بخش متعالی و عشق و خوف از حق که موجب صفا و نورانیت نفس میشود و من و بسیاری دیگر حتی آن را تجربه و احساس کرده ایم . ماخ و آگوست کنت و هر کس دیگر هر چه میخواهد بگوید (انچه نقل کردید توهین و تحقیری بیش نبود و هیچ ارزش فلسفی و معرفتی نداشت) افلاطون و ارسطو که بزرگترین فیلسوفان تاریخ غرب در دوران قدیم هستند با استدلال از برده داری دفاع میکردند اما آیا این بدان معنی است که عقل مدافع برده داریست ؟ یا اگر کسی امروز گفت برده داری غیراخلاقی و غیرعقلانیست بی عقل است؟ عقل مساوی با گفته ها و مدعیات فیلسوفان اعم از غربی و شرقی و قاره ای و تحلیلی نیست. عقل یعنی التزام به منطق و تجربه در نظر و التزام به وجدان و شهود اخلاقی در عمل .

    1. فرض کنیم ادعای شما درست باشد و نقد شما اسیر این دوگانه پنداری باشد که البته به نطر من این فقط مکانیسم دفاعی است و نامربوط است. شما موضع تان در مورد عقل و این که چگونه عقلی که جواهر را می نویسد با عقل کریپکی یکی می پندارید ارائه بفرمایید.

    2. بله منطق خوب و بد در این جا تطابق ندارد اما شما هم عقل را خیلی فراخ و لیبرال فرض کرده اید. عقلی که درش منطق ادعایی شما و و هم نگاه صاحب جواهر بگنجد حاوی تناقضات مبنایی است.

    3. نگفتند شما با فلسفه غرب کار دارید ما کار داریم. سئوال این بود که آیا تعریف شما از عقل هم عقل مفروض در ۴۰ چهل جلد جواهر را در بر می گیرد و هم عقل تعریف شده در فلسفه تحلیلی و قاره ای؟
      دوم این که شما جواهر منهای عقل را با داعش پیوند زدید و سخنان صریح هیلاری کلینتون و ترامپ که مشخصا در مورد منشاء آمریکایی داعش بیان شد را کم ارزش جلوه دادید.

  24. گفته اید ” ….یکی ستون خوبها و دیگری ستون بدها…”
    خوب این یک تشبیه به منطقی ساده است که در مدرسه برخلاف کاربرد اشتباه شما کارا بود. این که وجه شبه در مخاطب شما باشد مطلبی دیگر است که به نظر من درست نیست.
    از شما خواستند که عقل در نگاه محترم خویش را تبیین بفرمایید ۳ کلمه گفتید. این که تبیین عقل نیست این کلی است. این همه دعوا بر سر عقل و عقلانیت را با ۳ کلمه پاسخ دادید؟
    دیگر عدم انسجام سخن شما گفتید:
    “” . فقه یعنی فرامین خداوند دین یعنی ذکر خدا و اطاعت خدا . ذکر و طاعتی که مبدا آن عشق به جمال و خوف از عظمت خداست و نتیجه آن تعالی روحی انسان در دنیا و سعادت در حیات پس از مرگ. فرامین خدا را از هم روی عقل نمیتوان دریافت بلکه فقط از طریق رجوع به وحی و متن مقدس میتوان فهمید . “”
    خوب در نگاشته قبلی که فقه می بایست همراه عقل می بود در این جا یکدفعه در پاسخ فراموشتان شد یک هویت جدیدی بنام سخن خدا ابداع شد. اگر تا ابد حرف خود را نقض بفرمایید و مرتب ad hocو استثناء بزنید فقه اسلامی که خود حاوی عقل است تهمت شما را برنمی تابد. آقای سعید عزیز اگر برای تخریب فقه سخن می فرمایید دو دسته مخاطب دارید: اول افراد محترمی که نگاه دانشگاهی دارند و نیازی به این کار برایشان نیست آنان تصور بدتری از فقه دارند(که با فقه تطابق ندارد البته) و دیگر کسانی که تهمت زنی ها و تخربی های فلسفی را می شناسند و با آن بزرگ شده اند که برای گیج کردن آنان نیاز به مطالعه در باب عقلانیت دارید.

  25. جناب محقق فرمودند شما نماز و روزه را هم به داعش ربط دادید!! جناب حیرت زده فرمودند شما برده داری جنسی را بد نمیدانید!! خدا را شکر مسئولین شریف سایت همه نظرات را با به نمایش میگذارند یا سریعا به من نشان دهید کجا چنین مزخرفاتی گفته ام و یا بابت این تهمتهای عجیب که در مقابل دیده همگان به من زده اید عذرخواهی کنید البته اگر از وجدان و شرافت بهره ای دارید با پوزش از مسئولین محترم سایت بابت نوشتن مطالبی هر چند مهم اما زیر مقاله ای نه چندان مرتبط . و قول اینکه دیگر این بحث را اینجا ادامه نخواهم داد

  26. مگر ننوشته اید که فقه بدون عقل مساوی است با داعش. من با اسلام تنها آشنایی سطحی دارم اما شنیدم و بنظر می رسد که فقه اصولا برآمده از عقل و منابع ذکر شده دیگر است پس فقه منهای عقل جعل شماست و بنا به تعریف وجود ندارد.

  27. این مگر حرف (غلطی ) نیست که شما زده اید؟ : “”” ه ” رفتار داعش با زنان ایزدی متاسفانه کاملا مستند به اصول فقهی مورد قبول شیعه و سنی است “””
    یا از دانشجویان آتشی مزاج و متعصب فلسفه هستید که می خواهید مشهور شید و مثل برخی که با مخالف خونی و اتکار برخی ارزش ها فایده شخصی ببرید
    و یا
    اصلا با فضای فلسفه، اساتید، دانشجویان و تعصب موجود در مورد مواضع رسمی و علیه روحانی و دین آشنا نیستید.
    کمی مطالعه بفرمایید و به گردهمایی ها رو آورید و سخنان “بزرگان” ای که با مخالف خوانی و انکار ارزش های مورد احترام اخلاق و مردم آشنا شوید.
    اگر به سیر تطور فلسفه از زمان تالس تا به دوران مدرن توجه بفرمایید با گرایش مشابهی مواجه خواهید شد.

  28. آیا رعایت حقوق مردم جز مولفه های فقهی نیست؟ چطور شما تعرض و خسارت زدن به مردم را “کاملا” برآمده از اصول فقهی می دانید؟ و آیا شما که یا آشنایی و یا تظاهر به علم فقه می فرمایید جای بهتری برای بیان چنین اتهامات غیر اخلاقی و مسئولیت داری از دیدگاه وجدان و مسئولیت آخرتی نمی شناسید؟
    ۱ خوش بینانه: خدا انصاف به شما بدهد
    ۲ واقع بینانه : خدا به شما هم مانند سروش و ملکیان مختصری نام تا اخلاق و را زیر سؤال نبرید.

  29. سخنان شما در مورد برده داری:
    ” مهمترین کتاب فقهی که در حوزه تدریس میشود کتاب جواهر است که چهل جلد است و یک جلد کامل آن در مورد احکام برده داری به طور مفصل است که البته امیدوارم دستکم این یک جلد در زمان ما جایی تدریس نشود ”
    عزیز من عقل در فلسفه غرب کاملا با عقلی که شما ادعا می کنید مغایرت دارد. عقل در فلسفه غرب با هیچ جلدی نه ۱ و نه جلدهای دیگر نمی تواند سازگار باشد. اگر کمی فلسفه را در دوران مختلف مطالعه بفرمایید می بینید که اگر ذره ای به اخلاق اگر در حد اپسیلون انسان دوستی و گذشت ادیان معتقد باشید نمی توانید تابع عقل در تعریف تعب آمیز فلسفی آن شوید. عقل در غرب نیچه ، هیوم، ماکیاولی، رالز را به ارمغان می اورد.
    اگر انسانیت ه، جواهر، فقه، دین، شیعه و دانشمندان دینی را مانند فلاسفه غیر عقلانی بخوانید از آن ” اوبرمانش ” ابر مرد نیچه و هیتلر بیرون می آید نه شخصیت غیر قابل تعریف که شما ادعایش را دارید که بعضی از جلدهای جواهر و یا هر اثری زاده شرق را بپذیرد.
    نفع و ضرر بنتامی از آن بیرون می آید و اوباما نه شما(که البته وجود واقعی ندارید و تظاهر به عقل و مسایل دیگر می کنید).
    در ضمن عذر خواهی و گذشت جز انسانیت است و دین از شما عذر هم می خواهیم چون دیگر اعتقادی به عقلانیت فلسفه غرب نداریم.

  30. اقای سیامک وع وخانم فروغ متاسفانه با پراکنده گویی وهمه را درهم کردن دوستان مواجه هستیم اگر هر سوالی از من دارید یکی یکی بپرسید هرکدام از دوستان فقط یک سوال مطرح کند ودرباره ان گفتگو کنیم اگر به نتیجه رسیدیم سراغ سوال بعدی میرویم همه را با هم طرح کردن نتیجه نمیدهد ضمنا از دوستان خواهش میکنم از حدس وگمان بیرون بیایند که من اسلامم را از کجا گرفته ام و…. شما ببینید من دلایلم ایا قانع کننده هست یانه
    دوستی گفتند که نمیشود از اسلام که یک مجموعه است یک قانون را بیرون کشید ؟ چرا نمیشود ؟ اسلام برای تک تک قوانینش باید دلیل عقلانی ارائه نماید قوانین واحکامیکه مستقیما با جان ومال انسانها ارتباط دارد باید برایش دلیل داشت انچه که نمیشود یک قسم انرا جدا کرد ان یک متن است که اگر یک قسم را جدا کنید وبه بقیه توجه نکنید ان متن معنی خود را از دست میدهد ولی یک دین احکام بسیار متعدد ومتنوعی دارد که تاثیر مستقیم روی زندگی مردم دارد وبرای هر حکمش باید پاسخگو باشد نمیتوان خود را به خدا وصل کرد ودر پناه خدا وبا اسم خدا جنایت کرد فقه ودین باید برای هر حکمش پاسخگو باشد

      1. اقای مهدی من گفتم اسلام را قبول دارم الان هم میگویم ولی اسلام من رقیق تر از اسلامیست که فقها میگویند انقدر غلیظ نیست من اسلام را تا جایی قبول دارم که احکام ان با عقل مغایرت نداشته باشد درواقع ان قسمت از اسلام که احکام ان با عقل همخوانی نداشته باشد قبول ندارم

  31. من مدافع فلسفه غرب نیستم فلسفه غرب هم مطالب درستی دارد وهم اشکالاتی دارد مدافع اسلام هم نیستم اسلام هم مطالب درستی دارد وهم اشکالاتی دارد من اگر میگویم مسلمانم به قوانینی از اسلام که با عقل مغایرت نداشته باشد مسلمانم وقوانینی که با عقل مغایرت دارد را نمیپذیرم خوب این کجا تناقض است ؟ نجس بودن یک فرد چه ربطی به فلسفه غرب دارد ؟ نجس بودن یک انسان بدلیل باورهای عقیدتی اعتقادی غیر عقلانیست قانونی غیر عقلانی وغیر اخلاقیست
    اسلام امده تا توجه مردم را به خدا جلب نماید من با توجه به اینکه دلیلی برای اثبات خدا نمیبینم ومعتقدم خدا قابل اثبات نیست ولی خدا را باور دارم یعنی این پیام اسلام را قبول دارم لا اله الا الله را قبول دارم اسلام میگوید که محمد فرستاده خداست من با اینکه دلیلی برای ان ندارم ولی قبول دارم که محمد پیامبر است ولی قران را منحصر در عصر نزول میدانم ومعتقدم که مخاطب قران مردم عصرنزول بوده اند واحکام وقوانین قرانی به عصر حاضر ارتباط ندارد فقه را تجلی عملی دین میدانم ومعتقدم هر دین ادابی دارد واسلام هم از ان مستثنا نیست اما بعضی قوانین فقهی که با عقل همخوانی ندارد را قبول ندارم مانند حکم ارتداد وجهاد ابتدایی و… من امده ام به تمام سوالات شما پاسخ بگویم ولی از اتهام زنی بپرهیزید نه من را به غرب بچسبانید ونه دنبال ان باشید که من اسلامم را از کجا گرفته ام شما تحلیل کنید که گفته من صحیح است یا نه وچرا ؟

    1. تکاپوی حجت جانان با تظاهر به داشتن باوری غیر عقلانی برای تخریب دین جالب است. او نوشته است :

      ” سلام امده تا توجه مردم را به خدا جلب نماید من با توجه به اینکه دلیلی برای اثبات خدا نمیبینم ومعتقدم خدا قابل اثبات نیست ولی خدا را باور دارم یعنی این پیام اسلام را قبول دارم لا اله الا الله را قبول دارم اسلام میگوید که محمد فرستاده خداست من با اینکه دلیلی برای ان ندارم ولی قبول دارم که محمد پیامبر است ”

      من معتقدم اما عقلانی نیست! من باور دارم اما عقلانی نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!
      بله داعش هم همین حرف شما را می زند بخاطر همین در بیمارستانهای اسراییل درمان می شوند و آمریکا قط عربستان سعودی براشون اسحله و پول می فرستاد و می فرستد.

      1. اقای مسعودی من نیازی ندارم که تظاهر کنم شما اگر توانایی دارید خدارا اثبات کنید نبوت را اثبات کنید تا من با دلیل انها را بپذیرم پذیرش بدون دلیل امریکه تضاد با عقلانیت ندارد رودرروی عقلانیت قرار نمیگیرد بلکه پذیرشش موجب استحکام قوانین عقلانی واخلاقی میشود نامش ایمان است داعش دوست گرامی حرف من را نمیزند بلکه حرف شما را میزند داعش میگوید طبق ایات قران باید علیه کافران ومشرکان جهاد کرد شما هم با اعتقاد به جهاد ابتدایی همین حرف داعش را میزنید

  32. داعش از متن قران برخاسته بی دلیل خود را گول نزنید داعش زمینه فکریش متن قران است جنگ شیعه وسنی ریشه دیرینه دارد البته شیعیان هم از چهار امامی الی دوازده امامی فرقههای مختلف دارند که هیچکدام همدیگر را قبول ندارند حتی شیعیان دورده امامی هم در درون خود باز هم به فرقههای مختلف تقسیم میشوند که هیچکدام همدیگر را قبول ندارند حتی فتوا به نجس بودن وکفر همدیگر هم میدهند دراهل سنت هم همینطور است مالکی ها وحنبلی ها وشافعی ها و….. فرق مختلف ووهابیون ودیگران که همدیگر را قبول ندارند اینها هیچکدام نه ربطی به امریکا دارد ونه دیگران شما چقدر ساده اندیشید که گمان میکنید که ترامپ گفته داعش را کلینتون واوباما بوجود اوردند !!! وشما هم براحتی باور کردید ترامپ سخنرانی انتخاباتی میکرده وقصد تخریب رقیب را داشته وان جملات میتواند معانی مختلفی داشته باشد مثلا اینکه اوباما وکلینتون با مسامحه واینکه ضربتی بر خورد نکرده اند مسبب رشد داعش شده اند شما مگر همه اعتقادتان را از ترامپ میگیرید که این را هم حواله ترامپ میدهید؟ مانند صدا وسیمای جمهوری اسلامی عمل نکنید ترامپ در کارزار انتخاباتی چه گفته مهم نیست متن قران ظرفیت داعش پروری دارد جهاد ابتدایی که در تشیع هم هست داعش پروریست

    1. مهم نام رسانه نیست. سخن شما مغالطه است. اگر صدا سیما درست می گوید بایست پذیرفت. چطور تطابق حیرت انگیز حرف شما با مواضع بی بی سی را بایست با هزار تلاش وهمی و خیالی درست پنداشت!

      1. مسئله همین است که صدا وسیما سخن درست نمیگوید جوسازی میکند وارونه سازی میکند مردم معترض را اوباش معرفی میکند و…. شما اگر میخواهید داعش را بشناسید قران را با معنی ان بخوانید تا لااقل بدانید چه میخوانید قران حتی اهل کتاب را تحمل نمیکند وفرمان قتال با تمام مشرکان حتی اهل کتاب را میدهد تا جاییکه تسلیم شوند وجزیه بپردازند ایه ۲۹ و۳۰ سوره توبه را بخوانید تا بدانید که داعش همان کاری با اهل کتاب ودیگران میکند که قران هم همان را میگوید

  33. در متن آقای حجت جانان بخوانید متنی را که با ادعای داعش مو نمی زند!!:
    ” داعش از متن قران برخاسته بی دلیل خود را گول نزنید داعش زمینه فکریش متن قران است جنگ شیعه وسنی ریشه دیرینه دارد هیچکدام همدیگر را قبول ندارند حتی فتوا به نجس بودن وکفر همدیگر هم میدهند اینها هیچکدام نه ربطی به امریکا دارد ”
    خلاصه : ما آمریکایی نیستیم ، ما مسلمان هستیم علت اختلاف شیعه و سنی است این کاری به آمریکا ندارد!

  34. سخن شما:
    ” شما چقدر ساده اندیشید که گمان میکنید که ترامپ گفته داعش را کلینتون واوباما بوجود اوردند !!! ”
    عزیز من کلیپش صد هزار بار پخش شده و داره می شه ما ساده لوحیم؟
    کتاب خاطرات هیلاری کلینتون را بخوانید. با جزییات نوشته شده.
    نه تنها داعش بلکه طالبان هم در پاکستان با دلارهای عربستان و تعلیم سی آی ای تشکیل شد و تعلیم داده شد.
    انقلاب شیلی
    کودتای ۲۸ مردا علیه دکتر مصدق
    خلع نویرگا
    جنگ ویتنام
    بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی
    و
    و
    و
    هزاران جنایت دیگر
    پس از شکست در سوریه بایست منتظر بیکار شدن اعضاء داعش می بودیم.

  35. تلاش حجت جانان برای انکار در این کامنت واضح است :
    ” اینها هیچکدام نه ربطی به امریکا دارد ونه دیگران شما چقدر ساده اندیشید که گمان میکنید که ترامپ گفته داعش را کلینتون واوباما بوجود اوردند.وشما هم براحتی باور کردید ترامپ سخنرانی انتخاباتی میکرده وقصد تخریب رقیب را داشته وان جملات میتواند معانی مختلفی داشته باشد مثلا اینکه اوباما وکلینتون با مسامحه واینکه ضربتی بر خورد نکرده اند ”

    یک بار دیگر به سخنان ترامپ گوش دهید او نمیگوید اوباما مسامحه کرد بلکه بوضوح بارها و بارها در مکانهای مختلف می گوید اوباما داعش را تاسیس کرد. افتخار اوباما تاسیس داعش است. از این واضح تر هم میشود؟

    1. شما بقیه سخنان ترامپ را هم اینقدر به ان معتقد هستید ومیپذیرید؟ یا اینکه این مطلب به نفع شماست برای همان روی ان مانور میدهید منظور ترامپ را باید از خودش بپرسید واصلا اهمیتی ندارد که ترامپ چه گفته است اقای محسن رضایی میگفت در انتخابات تقلب شده است کسیکه از مسئولین رده بالای نظام است ولی شماها میپذیرید که در انتخابات ۸۸ تقلب شده بود ؟ بسیاری دیگر هم با این نکته شاره کردند اخیرا اقای کد خدایی هم دراین ارتباط حرفهایی زدند ایا شما میپذیرید که انتخابات ۸۸ مهندسی شده بود ؟
      دوست عزیز مسایل پشت پرده سیاست بر ما معلوم نیست گفتگوی عقیدتی را تبدیل به گفتگوی سیاسی انهم نه از نوع مبنایی بلکه از نوع حدس وگمان و.. نکنید گفتگوی ما راجع به احکام ارتداد وجهاد ابتدایی در اسلام بود که اینها ایا احکامی عقلانیست یا نه دراین ارتباط واینکه ایا دلیلی بر عقلانی بودن این احکام دارید بیان نمایید

  36. بیچاره جناب “اسلام ناب محمدی”

    هر شخصی دوست دارد از دید خود اسلام را قضاوت کند.
    هرکس از ظن خود شد یار او
    از درون او نجست اسرار او

    1. من از اسرار اسلام با خبرم اگر شما هم باخبرید درمیان بگذاریم وگفتگو کنیم من اشکالاتی را جع به بعضی احکام فقهی بیان کردم اگر دلایلی بر رد گفته های من دارید بیان نمایید

      1. شما از اسرار اسلام باخبرید ؟ بسیار خوب good for you! اما دوست عزیزم اگر کسی بخواهد اسلام را بشناسد آیا بهتر نیست از کسی که مانند شما از آن تنفر ندارد بپرسد؟
        اگر شما لیبرالیم را بخواهید بشناسید بهتر است بروید سوربن یا جورج واشینگتون درس بخوانید.
        بهمین ترتیب برای شناخت اسلام seminaryیا حوزه علمیه مؤخذ و منبع است نه کسی که به متن قرآن توهین آشکار می کند.
        اگر academic entegrity را را رعایت کرده بودید بعد نوبت اخلاق و منش مومنانه ماند دتواضع احترام صداقت بود که اگر نوبت به آن ها میرسید سپس با توجه به آن ها از شما تحصیلات علمی حوزوی شما سئوال می شد و اگر استخوان خورد کرده آن مجامع بودید آن گاه در شرایط مناسب نه در comment boxاز علم الهیات و فقه شما استفاده می کردم.همان که هیچ کس پاسخ نداد!

      2. در ضمن من از اسرار اسلام که هیچ از بینات آن هم خبر زیادی ندارم. تربیتی غربی و تحصیلات غربی داشته ام . از فرهنگ خشن و سودجویانه آن ها خوشم نیامد و شرق را آرامش بخش یافتم. اگر می فرمایید احساسی است کاملا می پذیرم. اما بدانید که شما هم غرب را نخواهید پسندید.

  37. بله متاسفانه گویا یک یا چند نفر با چندین نام مختلف کامنت میگذارند و من حدسم اینست که محقق و حیرت زده از موضع ما هم همینطورند. در هر صورت من هنوز منتظرم که هر کس با این نامها کامنت گذاشته و تهمتهای عجیبی به من وارد کرده بابت لاطائلاتی که نوشته پاسخ گو باشد. آقای مهدی اگر شما همان یک نفر هستید نشان دهید کجا آن مزخرفات را نوشته ام و اگر نیستید بابت چه چیزی و از چه کسی معذرت خواهی کردید؟

    1. جناب آقای سعید فرمودید به شما فحاشی شده. معنی فحاشی را در فرهنگ فارسی مطالعه بفرمایید . شما که این شکایت بی دلیل را داشتید سخنانی که مطلوب دل شما نیست را ” لاطائلاتی ” خواندید.
      این که موضع شما قابل توجیه نیست روشن است. دو رفتار ممکن است. اول این که سازگار با آن چه از خود می فرمایید رو به سؤال بیاورید و تحقیق راه دیگر همان راه است که چند سال است در کشور از مقامات بالا تا پایین رایج است ان هم توسل به مغالطه توسل به احساسات است خود را متاثر و مظلوم نشان دهید.
      ضعف اگر موضع شما تبیین مصرحی دارد اگر جزیی نادیده گرفته شده منطقی بفرمایید تا روشن شود. اگر موضع شما موجه است توجیه را بفرمایید تا نقدها پاسخ داده شود.
      رفتار دانش پژوهشی نشانه هایی دارد.

  38. در ضن کسی که با نام مهدی کامنت گذاشته است فرموده است (که البته وجود واقعی ندارید و تظاهر به عقل و مسائل دیگر میفرمایید) وجود واقعی ندارید فحاشی آن هم با لحن و ادبیات چاله میدانیست و بیش از اینکه صدق مواضع کسی را نشان دهد نادانی و ضعف شخصیت او را آشکار میکند. هچنین کس دیگری گفته بود تظاهر به دینداری میفرمایید!! آخر شما عزیزان! که هستید و چه جایگاهی دارید که کسی بخواهد در مقابل شما تظاهر به دین یا عقل یا هر چیز دیگری بکند؟ اصلا مگر من شما را میبینم یا میشناسم یا شما مرا میبینید یا میشناسید؟ اگر روزی شما مثلا وزیر شدید یا عضو شورای نگهبان! آنگاه احتمالا هستند کسانی که برای گرفتن پست و مقام یا برای عبور از فیلتر صلاحیت انتخابات مجلس در مقابل شما تظاهر به دینداری یا عقل بکنند آن هم نه در فضای مجازی!! همچنین یک یا چند نفر بارها گفتند که دین را رها کنید یا به فلان گروه بپیوندید عزیزان آیا شما به من حق میدهید که برای شما حکم صادر کنم و تعیین تکلیف کنم که چه بگویید و چه بکنید و کجا بروید؟ پس چطور برای من یا دیگری اینقدر راحت حکم صادر میکنید؟ پناه بر خدا از این همه نادانی و تکبر و خودمحوری و خودبزرگ بینی!! به همین دلایل است که این بحث را ادامه نمیدهم و همچنان هم سر قولم هستم البته (خطاب به مسئول سایت!! با لبخند!! )

    1. بله همان استراتژی رایج سرو صدا راه انداختن و وامصیبتا سر دادن !
      دیگه جامعه از این رفتار خسته شده و رنگ باخته. لطفا نقطه دقیق ” فحاشی ” را مشخص بفرمایید. اگر دستمان خالی باشد یک راه هوار کشیدن و سر صدا راه انداختن برای پنهان کردن اصل موضوع است که سخن شما توان تبیین مسؤله را ندارد.
      اگر دارد من سراپا گوشم.
      منتظریم فحاشی ادعایی شما را ببینیم کجا بوده.
      برای هیچ کدام جواب ندارید یک فن دیگر رو کنید.

  39. ایا کلینتون واوباما به شما گفته اند بگویید تا کی شود انتقام سیلی زهرا بگیرم ؟ شماها از اوباما وکلینتون دستور میگیرید ؟ که میگویید ما منتظر منتقم فاطمه هستیم کینه سنی ها در دل شیعیان نقش بسته شده سیلی را شما میگویید که عمر زده است عمر هم که هزار سال است مرده است شما از چه کسی میخواهید انتقام بگیرید ؟ از سنی ها که به عمر اعتقاد دارند متقابلا انها هم همینطور وبلکه بدتر کینه نسبت به شیعیان دارند وحتی نسبت به همدیگر . دوستان عزیز دنبال مقصر نگردید به کلینتون واوباما وصل کردن چشم بستن روی واقعیات است پاک کردن صورت مسئله است انجا که ادیان خود را وفقط خود را حق مطلق میدانند وبقیه را باطل دانسته اتش جنگ را افروخته اند جنگهای عقیدتی ریشه در متون دینی دارد حالا ممکن است که کسی هم اتش بیار معرکه باشد ولی اصل انست که این ظرفیت در متون دینی موجود است ومتدینان با ان اشنایی دارند وبا کینه مخالفان خود روزگار میگذرانند واتش زیر خاکسترند که هر لحظه اماده بر افروختن است

    1. دوست من کمی آرام باشید. تحت تاثیر رسانه قرار نگیرید. آن ها بدنبال صلاح من و شما نیستند.
      بدگویی از از مومنین از سر تعصب است.
      مگر تمامی هیاترو ها یکی هستند. اگر فلسفه خواندهاید این را personification می خوانند. این خطایی است. مومنان یک طیف بسیار وسیعند.
      ما چیزی را به اوباما وصل نکردیم یک راه ارستال مشخص بفرمایید و یا خودتان سرچ کنید و بیان خود مسئولین را به چشم و گوش خود مشاهده و استماع بفرمایید. در ذهن شما دیواری شکل گرفته که نمی گذارد با آن طرف دیوار رسانه ساخته متعصب را توجه بفرمایید.
      کی خود را حق مطلق می داند؟ ادبیات ژورنالیستی بکار می برید! از تعصب متجددین و از عصبانیت جوانان به بازی گرفته شده رسانه های بزرگ بالاتر چه سراغ داریم؟

    2. نه این چه سوالی است. این سوال نشانه هیجان زده بودن شماست.سوالات مشابهی هم از شما می توان پرسید: آیا امت حزب الله به شما لقب ملت تروریست داده؟ایا رزمندگان اسلام به شما گفته اند یا با ماهستید و یا بر ما؟ آیا مسجد رو ها به شما گفتند ما کشور ایران را از سطح کره خاکی با حمله اتمی محو خواهیم کرد؟(اشاره به بیان ژنرال آمریکایی)

    3. در این مورد شما می دانید که روحانیت انقلابی موضع وحدت و نهی از تفرقه و بدگویی از اهل تسنن را پیشه کار خود کرده. هفته وحدت و کنفرانس تقریب مذاهب و غیره بسیاری برنامه ها و گفته ها ی دیگر جهت جلوگیری از اختلاف است که بی بی سی و رسانه های دیگر و روحانی های مورد تایید غرب با آن مخالفت و سعی در ایجاد درگیری دارند.
      قسمت دوم فرمایش شما: جنگ جهانی هم ریشه در مادی گرایی و مدرنیته لیبرالیسمو فاشیسم دارد. لیبرالیسم کاری کرد که فاشیسم هیتلری در آن شکست خورد. هیتلر مشخص تر و واضح تر ( و شاید کمتر دروغ گفت) در صورتی که روزولت و چرچیل لیبرال از راه لبخند و در باغ سبز نشان دادن رفتند و کشتار میلیونی کردند. لیبرالیسم با فریب و گیج کردن افراد و لبخند زدن کاری را به انجام می رساند که فاشیسم قادر به انجامش نبود. اما همین لیبرالیسم در تنگنا که قرار می گیرد چهره فاشیسم درونی خود را نشان می دهد. بهمین دلیل لیبرالیسم خطرناک تر از فاشیسم است.
      استراتژی جنگ روانی لیبرالیسم علیه اندیشمندان و مردم آگاه از فاشیسم هیتلری آموخت و آن را پیش برد.

  40. اکنون روشن شد که مواضع واقعا آکادمیک نیست بلکه تخلیه احساسات است که محترم ودر جای خود مفید هم هست اما خالی کردن عصبانیت خود سر افراد ی که نظر شما را ندارند رفتاری اندیشمندانه نیست. دفاع غیر منطقی و ضدعقل و بر اساس جزم خودش را در کلام نشان میدهد.

  41. ادبیات رایج برای سرکوب که چندین سال است استراتژی تخریب و حمله به شخصیت دگر دگر اندیشان(+ در مقابل دگراندیشان) شده و بسیار محبوب است. شاید اگر حمله به شخصیت یک نفر کنید با تکنیک مذکور او را بازور و تهدید ساکت بفرمایید اما لذت آزاد اندیشی را از دست داده اید.
    در محافل دانشگاهی ما سرو صدا کردن و وامصیبتا سر دادن سالهاست که روش جلب توجه و ایجاد خفقان فکری شده.
    بله دوست عزیزم هواداری از قدرتمندان کردن پشت دانشگاه قایم شدن کم خرج است و زودبازده اما برای شما اندیشه به بار نمی آورد.
    اگر اهل گفتگو و منطقید پاسخ نقدها را بدهید.

  42. آقای سعید مگر در انتخابات هستیم و می خواهید رای بیاورید که تکنیک سیاسی مخالف خوانی با نظام سر میدهید از کجا میدانید کامنت گذار منتقد نیست؟ خوانندگان کامنت لطفا به این واژگان توجه و با ادبیات برخی سیاستمداران مقایسه کنند:
    اگر روزی شما مثلا وزیر شدید یا عضو شورای نگهبان! آنگاه احتمالا هستند کسانی که برای گرفتن پست و مقام یا برای عبور از فیلتر صلاحیت انتخابات مجلس در مقابل شما تظاهر به دینداری یا عقل بکنند آن هم نه در فضای مجازی!!

    دوست من رایی در کار نیست خودتان را در عالم اندیشه و صداقت از نیل به اندیشه محروم می کنید. اگر قصدتان حمله به شخصیت دیگران است شاید این کلیشه هنوز تاحدی وضع شما را بهبود نسبی بخشد اما اگر طالب تعمق هستید خود را در اختیار وجدان ، اندیشه، و مشاهدات قرار دهید. مطالبی که به شما بیان شده حاوی مشاهدات مکرر و نقدهای جدی به موضع غیر قابل دفاع شماست.
    باز هم سراپا آماده شنید ن استدلال و توجه به شواهد شما در مورد صلح طلب بودن کشورهای لیبرال و رئیس های جمهور آن ها مانند بوش، ترامپ، ساکوزی تونی بلر، و داعشی بودن دین داران و عارفان هستیم. بفرمایید.

  43. آقای مسعودی اگر کسی به شما بگوید شما وجود واقعی ندارید و تظاهر به عقل و مسائل دیگر میفرمایید این توهین است یا بحث منطقیست؟ تو وجودشو نداری ادبیات چاله میدانیست چند خط بالاتر بخوانید در نظری به نام مهدی ببینید امیدوارم انتظارتان بسر آمده باشد

    1. شما از فحاشی گفتید. فحش در زبانشناسی رجیستر خاصی است که تعریف دارد.
      derogatory , vulgarism, یا obsceneخوانده می شود.
      تعریف vulgarismfi :
      a vulgar expression;a word or phrase used only in common colloquial and esp. . in coarse speech
      احتمال این که کامنتی از طرف هویتی ساختگی منشر شده باشد چیزی معمول در ادبیات فضای رسانه مجازی است.
      چاله میدان تعبیر شماست.
      فکر کنم همه فرق فحش را با این غلو شما و تفسیر شخصی شما که این جا به آن نیاز دارید را متوجه شوند.

  44. در ضمن من گفتم تهمت زده شده بطور مشخص اینکه شما نماز و روزه را هم به داعش ربط دادید و شما برده داری جنسی را بد نمیدانید توسط اسامی تحت عنوان حیرت زده و محقق که کاملا عکس نوشته های من است و بنابراین تهمت است و لاطائلات شرم آوری هم هست. نظرات قبلی را بخوانید و بعد حکم صادر کنید برادر.

    1. این ها استنتاج های محتمل از بیان شما بوده کسی نگفته شما این ها را به زبان آورده اید ولی این گونه تاختن به جامعه دین دار و با این تعصب و هیجان طرفداری کردن از کشتار جوامع لیبرال با استنتاج منطقی از سخنان شما به نتایج غیر قابل قبولی میرسد که شما تحمل شنیدنش را ندارید.
      خوب تقصیر از شماست خطای فکری خود را اصلاح بفرمایید.
      هوادارای از لیبرالیسم شایسته افراد متفکر نیست.
      از طرفی اندیشه ورزی و تعلق خاطر به ایمان ، حضرت ابراهیم(ع) و دیگر نمونه های انسانیت که شما بهتر از من آن ها را می شناسید یک ارزش و انتخابی عقلانی است.

  45. اقای مسعودی شما فقط شعار میدهید من یک خط نقد علمی از شما ندیدم بجای اینکه نقد علمی لیبرالیسم کنید حملات خود را متوجه ترامپ وانگلیس و… میکنید وانتظار دارید از امریکا دفاع کنیم از انگلیس دفاع کنیم اگر میخواهیم درباره لیبرالیسم گفتگو کنیم تمام ذهنیت شما اشتباه است ادرس وارو میدهید چون توان وارد شدن به نقد وگفتگوی علمی را ندارید هیاهو میکنید به امریکا وانگلیس وصل میکنید تا خودتان را توجیه نمایید
    شما میگویید برای یاد گرفتن لیبرالیسم باید به واشنگتن رفت وبرای یاد گرفتن اسلام باید به حوزه رفت اشتباه محض است لیبرالیسم را در کتابها میتوان یاد گرفت اسلام را هم از کتابها ومنابعش میتوان اموخت اسلام انقدر ضد ونقیض وچند رو وچند پاره است که در حوزهها شما نمیتوانید روی واقعی انرا ببینید جوسازی حوزه نمیگذارد شما واقعیات را ببینید همانطور که گفتم من از وسط اسلام امده ام وموقعیکه اسلام را اموختم نه تنها بنا بر ادعای شما کینه ای از اسلام نداشتم که حتی جان خود را دراین راه گذاشتم پس اسلام را از اعماق قلبم اموختم این مشکل اسلام ومسلمین بود که نتوانستند نیروی مخلص را حفظ نمایند متاسفانه اسلام پر از احکام متناقض است

    1. ۱ . پس لیبرالیسم را نمی توان از جورج واشینگتن یاد گرفت و بایست از کتاب ها یاد گرفت ! بسیار خوب قضاوت را به خواننده می سپاریم.
      ۲ . آن چه بیان شد در پاسخ به هیجانات ادعا های شما بود. شما هیجان زده پر از احساسات سخن گفتید و پاسخ با توجه به هیجان و کامنت های منفی شما بود.
      آقای جانان تعلق خاطر به دین را که دیگران حفظ نمی کنند. این شما هستید که آن را حفظ می کنید. لابد شما انتظار فایده داشتید که با ضرر مواجه شدید این که پیش بینی و وعده منابع دینی است که افرالد مخلص با دشواری، ناداری، خطر، تهدید جان مواجه می شوند. این همان است که وعده داده شده. بر اساس ادبیات دینی افراد مخلص دچار ناملایمات شدید به میزان اخلاص خود می شوند. این نص دین است . اگر انتظار سود و متنعم شدن از اخلاص داشتید که خوب ظاهرا اسلام را هم مانند لیبرالیسم با بی دقتی مطالعه کرده اید( نمی دانم لبخند و شوخی خودم را چطور برای شما نمایش بدهم ” U ” ).

      1. اقای مسعودی ما کدام طرف برویم که شما غش نکنید وقتیکه از لیبرالیسم میگوییم ونقد بعضی از احکام اسلامی میکنیم شما میگویید که منابعی را که اسلام را از انها گرفته اید نادرست بوده شما کینه دارید وقتیکه در پاسخ میگویم که من از وسط اسلام امده ام اسلامم را از امثال مطهری یاد گرفتم وموقع یاد گیری نه تنها کینه نداشتم که مخلص تمام بودم تا سرحد جان . شما در پاسخ میگویید لابد انتظار سود ومنفعت داشتید
        دوست گرامی این طرز گفتگو اصلا صحیح نیست شما نباید بهیچوجه دنبال انگیزه طرف مقابل باشید شما باید فقط نقد مطرح شده را بررسی نموده اگر مستدل است بپذیرید اگر از نظر شما اشکال دارد با استدلال انرا رد نمایید نه اینکه با حدس وگمان دنبال انگیزه طرف مقابل باشید من اصلا نباید به این قسم از سوالات پاسخ میدادم ولی برای تنویر افکار صبر پیشه کردم وپاسخ دادم انواع بر چسبها را شنیدم یکی گفت من سنی هستم دیگری غیر مستقیم مرا امریکایی دانست و…. شما هم که کینه ای وحالا هم انتظارات مادی براورده نشده این بحث علمی نیست شما اگر روی مکتب لیبرالیسم اشکالی وارد میدانید طرح نمایید اگر پاسخی برای حکم ارتداد دراسلام وحکم جهاد ابتدایی در اسلام و برده داری در اسلام دارید بیان نمایید اینها مباحث علمی است که پاسخی علمی و مستدل را میطلبد

        1. لیبرالیسم صدها جنگ ،
          میلیون ها کشته
          میلیون ها آواره
          سرنگونی ۵۰حکومت دموکرات
          دو جنگ جهانی
          جنگ ویتنام
          جنگ خلیج
          جنگ افغانستان
          جنگ دوم عراق
          را بر عهده دارد

        2. کی از اسلام گفته شد کی از منابع شما گفت. شما که مرموزترین فردی هستید که تا کنون شنیدم. برای همه مسایلی تاکنون روشن شده. شما به شکل مرموزی مدعی حضوردر قلب اسلام هستید و hatred ideology تولید می کنید. این همه تنفر و هیجان به یک محقق نمی ماند مشخصا پیشینه شما مورد سوال لست.

  46. شما میگویید روحانیت انقلابی دنبال وحدت شیعه وسنی است دروغ محض است روحانیت از هرنوعش چشم دیدن اهل تسنن را ندارد روحانیت انقلابی وما بقی شیعیان تخم کینه اهل تسنن در دلهایشان ریشه کرده است بچه شیعه با کینه سنی ها رشد میکند وبالعکس انها هم چنین هستند روحانیت انقلابی اگر از وحدت دم میزند این وحدت استراتزیک است این وحدت درمقابل ضد است برای اینکه جلوی دنیا بایستند دم از وحدت شیعه وسنی میزنند به محض اینکه امریکا وانگلیس واسرائیلی در کار نباشد مطمئن باشید شیعه گلوی سنی را میدرد وسنی گلوی شیعه را میدرد
    روحانیت انقلا بی اگر معتقد به وحدت شیعه وسنی بود از اهل تسنن در پستهای مدیریتی رده بالای نظام استفاده میکرد ایا در این چهل سال که از انقلاب میگذرد یک وزیر سنی داشته ایم هرگزچنین نبوده است ایا از اهل تسنن کسی میتواند خود را کاندید ریاست جمهوری کند هرگز نمیشود در این چهل سالی که از انقلاب میگذرد اجازه حتی بر پایی یک مسجد را در تهران به اهل تسنن نداده اند که در انجا عبادت کنند وقتیکه دم از وحدت شیعه وسنی میزنید با حرف که نمیشود باید فرصتهای برابر رشد برای هر دو طرف یکسان باشد ایا وجدانا فرصتهای برابر رشد در جامعه برای یک شیعه ویک سنی فراهم است ؟ایا به یک میزان برخوردارند ؟ خود را وافکار عمومی را فریب ندهید ایا روحانیت انقلابی با گفتن اینکه ما منتظر منتقم فاطمه هستیم مخالف است ؟این شعار شیعیان است کجا روحانیت انقلابی از شیوع ان جلوگیری کرده است ؟ایا روحانیت انقلابی با گفتن تا کی شود انتقام سیلی زهرا بگیرم مخالف است ؟پس چرا جلو گیری نمیکند بچه های حزب الهی وبچه های بسیجی ومسجدی که مدام همین شعارها را تکرار میکنند کلیشه درست میکنند وپشت وروی ماشینها را با این شعارها پر میکنند تا این فرهنگ نهادینه شده از یاد نرود وهمچنان زنده بماند چرا پس روحانیت انقلابی از ان جلو گیری نمیکند ؟خودتان هم میدانید وحدت شیعه وسنی مطلبی ظاهری وابکی است هرگز شیعه در فکر ودر قلب خود درپی وحدت شیعه وسنی نیست واعتقادی به ان ندارد

    1. آقای حجت جانان عذر بنده را بپذیرید جنس صحبت شما همه را یاد افرادی می اندازد که از عربستان سعودی تبعیت می کنند. من از اسلام اطلاعات زیادی ندارم. فقط تنفر شما از دین را حس می کنم.

    2. ظاهرا شما هم با تنفر از اسلام رشد کرده اید! اگر این طور است که شواهد این طور می گوید چه چیز به شما نسبت به این دو گروه برتری می دهد بفرمایید منتظریم!

  47. یقاتلون فی سبیل الله الذین لا یومنون بالله ولا بالیوم الاخر ولا یحرمون ما حرم الله ورسوله ولا یدینون دین الحق من الذین اتوالکتاب حتی یعتو الجزیت عن یدو هم صاغرون
    بکشید کسانیکه به خدا ایمان نمیاورند وبه روزقیامت ایمان نمیاورند وحرام خدا ورسول را حرام نمیدانند وبه دین حق نمیگروند از اهل کتاب تا جاییکه تسلیم شوند وبا ذلت وخواری به شما جزیه بپردازند
    ایه ۲۹ سوره توبه
    قالت الیهود عزیر بن الله وقالت النصاری مسیح بن الله و…
    یهود میگوید عزیر پسر خداست ونصاری میگوید مسیح پسر خداست انها با این گفته ها خود را به کیش مشرکان دراورده اند خدا نابودشان کند
    ایه سی سوره توبه
    همانطور که میبینید قران یهودیان ومسیحیان را مشرک میداند که فرمان قتال با انها را به سبب شرکشان میدهد تا جاییکه تسلیم شوند وجزیه بپردازند یعنی باید انقدر از انها کشت تا بقیه که مانده اند تسلیم مسلمین شوند وبا ذلت وخواری جزیه بپردازند ایا داعش غیر از اینکار را کرد ؟

    1. من در محیطی غربی بزرگ شدم. از اسلام چیزی نمی دانم.
      شما نگفتید من از قلب اسلام می آیم یعنی چه؟ که سئوال برانگیز هم شده.
      اماآقای Islam Hater برای پاسخ بایست فرمان پرتاب بمب اتمی بر هیروشیما و پرتاب بمب اتمی بر ناکازاکی را بفرمایید چرا انجام شد. آن هم با کمال تزویر سیاسی وقتی ژاپن آماده تسلیم بود یک حکومت لیبرال فرمان کشتار صدها هزار زن و کودک را صادر کرد.

    2. جنس سخن شما از نوع جر و دعوای توی اتوبوس است. مرتب موضوع عوض می کنید و فقط ادعا می کنید.
      من از اسلام چیزی نمی دانم.
      اما یک چیز می دانم که طرح بحث های تخصصی با افراد غیر متخصص فریب ژورنالیستی جدیدی است که جند وقتی است با آن مواجه می شویم.ممکن است چند جوان وارد بحثی که تخصصی در آن ندارند بشوند اما ارزش آن چیست؟اگر هنرمندی با متخصص طرح مسأله بفرمایید. در فضای فلسفه غرب از حوزه علمیه می پرسید؟! آقای عزیز شما از من عربی آن هم در زمینه تفسیر می پرسید ؟خوب من هم از شما فرانسه انگلیسی و آلمانی در حوزه بازی مسکس دابل تنیس می پرسم جواب دارید؟ اگر دارید بفرمایید تا بپرسم.

      1. اقای مسعودی شما خودتان وارد بحث عقیدتی شدید اگر تخصصی ندارید باید نظاره گر باشید وبیاموزید نیازی نیست که وقتی تخصص ندارید نظر بدهید من این مباحث را برای متخصصین طرح کردم قبلا هم گفتم من در حوزه دین ومعارف هل من مبارز میطلبم در حوزههای فضای مجازی افراد متخصص زیادی هستند هرکسی توان پاسخگویی دارد ورود نماید
        دوست گرامی برای شما من کارت دعوت نفرستادم اینجا ودر این سایت مباحث علمی وتخصصی طرح میشود وکسانیکه نظر میدهند باید حد اقل خودشان خود را قبول داشته باشند وخود را صاحب نظر بدانند تا بتوانند نظر بدهند

        1. متون شما این جا ثبت است. این که حتی دانشوی فلسفه هم نیستید که اظهر و من الشمس است.
          اگر ادعاییدارید نیازی به گفته دیگری نیست . شما در طول این گفتگوها basics را که در ابتدا رعایت نمی کردید متوجه شدید.دیگه ادعای تخصص کردن هم از سطح تحصیلات شماست.
          من نگفتم شما متخصص هستید چقدر زود به نتیجه مطلوب می پرید! شما متوجه سطح ادعای خودتان نیستید.
          در ضمن پاسخ سؤال را ندادید!
          در خطوط پایین شواهد ارئه شده که شما حتی قائل به مطالعه نیستید .کدام دانشگاهی سخنان منتقد را می خواند(که آن را هم کمتوجه نشدید) و به این تصور می رسد که موضوع را فهمیده!!!!

        2. بغیر از اشکال جدی به عدم پاسخ شما در رمورد ادعای از وسط اسلام آمدن که حواستون نبود و ادعا کردید که هیچ گاه پاسخ ندادید خطاهای دیگری در شما بوضوح دیده شده. آنقدر از فضای فلسفه دورید که نمی دانید چه می گوییدو ادعا هم می کنید!
          بیسوادی شما در منطق
          مغالطه های مکرر
          ادعا کردن بدون ارئه دلیل
          از میان خطوط شما مشخص شد که حوزه نرفتید
          معلوم شد چند سطر سروش منتقد را خواندید و با جهلی آشکار تصور می کنید اسلام را شناختید
          در فضای فلسفه از معارف می گویید! مثل این می ماند که در سرای سالمندان ادعای لاتی تون بشه!
          لطفا حوزه ای را که درس خوانده اید معرفی کنید.: نجف، قم ، تهران
          اگر حوزه نرفتید تحصیلاتتون را بفرمایید
          خود ادعا کردن که من ادعام میشه از نشانه های نشانه عوام بودن شماست

          گفتید با متخصص وارد بحث شدید بفرمایید کجا چاپ شده و نتیجه چه بوده؟تا نقد کنیم

  48. چه کسی به جامعه دیندار تاخته است؟ من خودم دیندارم چرا باید به جامعه دیندار بتازم؟ من زیر آن مقاله هم که بحثی در گرفت گفتم خود فقها بعضی احکام ففهی را با استفاده از تبصره عسر و حرج اصلاح کرده اند زن در اسلام اصلا حق طلاق ندارد حق طلاق برای زن در صورت ضرب و شتم شوهر یا اعتیاد شوهر و همچنین لزوم اجازه همسر اول برای ازدواج دوم که عملا به معنای جلوگیری از ازدواج دوم شوهر است توسط خود فقها وضع شده و به قانون تبدیل شده است و بهیچوجه در فقه سنتی نیست منظور من از عقلانی کردن فقه همین است (البته همانطور که بارها گفتم عقلانیت ذومراتب است) این اصلاحات جزئی در مواجهه با مدرنیته انجام شده است پس احکام فقهی استنباطات فقها هستند و مقدس و غیرقابل نقد نیستند بنظر بسیاری و از جمله من قرآن و اسلام ظرفیت تفسیر سازگار با عقلانیت مدرن را دارد هر چند کار چندان ساده ای نیست . آیا مطهری دیندار بود یا نبود؟ متفکر بود یا نبود؟ مطهری جایی نوشته است حقی که جان لاک و منتسکیو (پدران لیبرالیسم و روشنگری) بر ما دارند کمتر از ادیسون نیست خدمتی که آنها به تمدن بشری کرده اند کمتر از برق نیست . و درست هم میگویدو. همین قانون پارلمان تفکیک و استقلال قوا که همه ما در ظل آن نفس میکشیم و بعید است کسی مخالفش باشد دستاورد فکری این بزرگان بوده است. لیبرالیسم اینهاست نه کشتار سیاست مداران آمریکایی کشتار لیبرالیسم دیگر چیست؟ مطهری در کتاب پیرامون انقلاب اسلامی میگوید تعالیم لیبرالیستی در متن تعالیم اسلامی وجود دارد آیا مطهری مدافع عملکرد سیاستمداران غربیست؟ مگر کل کل قرمز و آبیست که میگویید هواداری !! از لیبرالیسم ؟!! متاسفانه مباحثات فکری ما تا سر حد مشاجرات مبتذل هواداران لمپن فوتبالی فروکاسته شده است . تفکر عرصه جستجو است نه هواداری . تحقیق یعنی جستجوی مداوم حقیقت. بزرگترین منتقدان بلکه دشمنان لیبرالیسم بعضی متفکران غربی بوده اند (مثل مارکس) خود من به تضادهای اساسی دین و لیبرالیسم واقفم و بصورت فشرده آن را عرض کردم . ضمنا آقای مسعودی آن دو تهمت هیچ ربطی به نوشته های من نداشت بلکه صدرصد ضد آن بود. کدام منطق ؟ کدام استنتاج؟ مستند نشان دهید لطفا. مگر میتوان بر روی هر یاوه ای نام استنتاج منطقی گذاشت؟ الان من بگویم از نوشته های آقای مسعودی پیداست که ایشان بهایی!! و همچنین همجنسگرا!!! است اینها تهمت های بدون سند و یاوه است یا استنتاج منطقی؟

    1. اشکالی که بر الیبرالیسم وارد است بغیر تجربه تاریخی در جهان که بر اساس نگاهی تجربه گرا اهمیت تعیین کننده دارد متافیزیک حاکم بر آن است. فلسفه تحلیلی در بخش غالب آن طبیعت گراست. شما نمی توانید دین را در کنار لیبرالیسم بپذیرید. یا لیبرال وی ا دین دار.
      البته منظورم دئیسم و دین فلاسفه نیست. بدین ترتیب شما در سطح متافلاسفی دچار تناقض می شوید.

      1. دین در کنار لیبرالیسم کاملا میتواند پذیرفته شود لیبرالیسم با ادیان در تضاد نیست بلکه از کنار ادیان عبور میکند وبه همه از جمله ادیان فرصت بروز وظهور میدهد

        1. مکتب انتقادی مدرنیته و لیبرالیسم را مورد نقد قرار می دهد. طبق تبیین فرانکفورتی مدرنیته ابتدا وعده آزادی می دهد اما پس از تسلط بر جامعه تمامی سنن فکری دیگر را با بیرحمی سرکوب می کند.
          ( هورک هایمر، آدورنو، مارکوزه، هابرمارس)

        2. بله از کنار سرخپوست ها گذر کردند و استخوان های آن ها را به خاک سپردند و بر قبرشان سازمان ملل بر افراشتند!
          از کنار ستم دیده افغانی گذر کردند و عروسی او را به خاک خون کشیدند.
          از کنار ویتنام رد شدند و جنگلها را با ب ۵۲ نابود کردند.
          و
          و
          و

  49. این همه بحث، این همه جدل، این همه دلیل، این همه گریز، این همه ستیز… نتیجه؟ هیچ، مطلقآ هیچ. چرا؟ برای اینکه به قول شوپنهاور، قوای ذهنی ما برای متافیزیک طراحی نشده است، که اگر غیر از این بود باید می‌توانست از رهگذار سیر و سفرش به ماوراء، محتوایی تولید کند که همگان در درستی و صحت آن توافق داشته باشند و در صورت مخالفت کسی/کسانی، همه به سلامت عقلش شک می‌کردند، درست مثل مسائل ریاضی که اگر کسی در نتیجه و حاصل معادلات صحیحش شک کند دیگران هم در دیوانگی او شک نخواهند کرد. در صورتی که می بینیم ابناء بشر در هر هیچ چیز به اندازه‌ی مسائل ماورایی با هم این همه اختلاف نظر نداشته و ندارند و هیچکس هم نمی‌تواند حرف خود را به کرسی بنشاند. در هر صورت، چه بخواهیم و چه نخواهیم عصر دینداری سپری گشته است و ما همچون خفتگان اصحاب کهف هنوز خیال بیدار شدنمان نیست و شواهد نشان می‌دهد حالا حالاها هم قرار نیست از غار توهماتمان بیرون بزنیم. هنوز دغدغه‌ی ما، شریعتی، مطهری، سروش و… است. اشکالی ندارد ادامه بدهید، هنوز نفت داریم، از گرسنگی هم که نمرده‌ایم، خرده نانی هست و اندک آبی و فضایی برای گذراندن اوقات شریف بیکاری. واقعآ وقتی بیرون می‌رویم به اطرافمان دقت میکنیم؟ به چهره‌و حرکات و رفتار همنوعانمان چطور؟ دقت کرده‌اید که کم‌کم داریم تهی می‌شویم از همه چیز، نه شوری، نه نشاطی، نه حسی، نه …
    خراب شود دانشگاهی که خروجی‌اش این بحث‌ها و کشمکش‌هاست، آن هم در این اوضاع و احوال و جامعه‌ای اینچنین اسیر در دخمه‌های تاریک تاریخ و مردمی بی‌خبر از فرا رسیدن موعد فروریختن سقف بنای فرسوده‌ای که قرن‌هاست در زیر آن آرمیده‌اند! چه می‌شود ما را!؟ و چه بر سرمان خواهد آمد؟ آیندگان و فرزندان ما چه سرنوشتی در انتظارشان خواهد بود؟
    جناب حجت جانان گرامی، می‌شود بفرمایید چه آینده ای در انتظار ماست؟

    1. خانم ایرانی رسانه را برای لختی کنار بگذار می بینی که هم زندگی هست و هم شور و هم امید. نگذارید ذهن تان تحت تاثیر مجاز قرار گیرد.

      1. یکی از بزرگترین خوبی‌های تعطیلات این است که نیازی نیست تمام شب را بخوابی و عمری به این کوتاهی را کوتاه‌تر کنی…
        اما جناب مسعودی بزرگوار، آیا خطاب خانم ایرانی، منظورت من بودم!؟ لطفآ بفرمایید منظورتان از این عنوان چه بود؟ بگذریم…
        رسانه!؟ مگر من تحت تآثیر رسانه‌ها آماری در زمینه‌ی آسیب‌های اجتماعی ارائه دادم!؟ من اتفاقآ شما را حواله دادم به تجربه‌های خودتان از زندگی با انسان‌های اطرافتان؛ البته که منظور من از شور و نشاط، رقصیدن و جنبیدن نبود. انسانی که سرشار شور و امید و روح زندگی است، بدون شک انعکاسش را حتی در طرز نگاهش می‌بینید. چند نفر از انسان‌های اطرافتان می‌شناسید که استعدادهایشان شکوفا شده باشند؟ تا کنون چقدر استعداد دیده‌اید که به زیر خاک رفته باشند؟ دوست خوبم، بزرگترین کتابی که پیش روی همه‌ی ما گشوده است و بسیاری از ما با وجودی که هر روز این کتاب را می‌بینیم؛ اما بی‌تفاوت از کنارش می‌گذریم؛ جامعه‌ای است که در آن به دنیا می‌آییم؛ اما گاه تا آخر عمر نمی‌توانیم در آن زندگی کنیم. تمام حرف من این است: چرا از کنار این کتاب، اینقدر بی‌تفاوت می‎گذریم؟ چرا هنوز از حل بدیهی‌ترین و پیش پا افتاده‌ترین مسائل این کتاب عاجزیم‌؛ اما ادعا داریم که می‌دانیم آن سوی ابعاد دیگر این هستی شگفت‌انگیز چه خبر است!؟ مگر می‌شود من جلوی پایم را نبینم؛ اما ادعا کنم می‌دانم پشت این سقف ساده‌ی بسیار نقش چیست و چه خبر است!؟
        باور کن نیامده‌ام اینجا که جدل کنم. شانسی هم با این سایت آشنا شدم. آنچه هم تا کنون گفتم عین حقیقت است. نامم مستعارم شیواست و…
        اینجا هستم تا از طریق مباحثه با شما و دیگر دوستان حاضر در این سایت، چیزی به دانسته‌هایم بیفزایم و بروم، همین.

        1. نظر من.
          از قلعه دانشگاه ، فضای مجازی، دیوار دوستان اطراف شما، فضای امروزی محاصره کننده ذهن شما قدم بیرون بگذارید و به فرهنگ شرق، ایران، مهر و صفای فرهنگ ایران ، شعراء حافظ سعدی مولوی فردوسی ، فرهنگ حافظ سعدی قرآن مومنین، کارگران، کشاورزان، طبیعت زیبای بهار، خوزستان ، شیراز گوش جان دهید.

        2. ۱ . منظورم احترام به یک ایرانی است.
          ۲ . آن چه در نوشتار می آید نشانه هایی در خود دارد.
          ۳ . موفقیت FAD تب رایج این روزه روز جوان امروزی شده. توصیه ها، نگاه منفی، تصویر غلو آمیز از مشکلات.
          اگر به جامعه دگردگر اندیش(در مقابل دگر اندیش روشنفکران و فلاسفه) گوش دهید دنیای زیبایی در پیش چشم شما رخ خواهد نمود.
          جهان ترجمه، امروزی، فضای مجازی، نظریه های دیوانگان فلسفی را در حد خود و انتقادی مطالعه بفرمایید. جهانی وسیع و امید بخش پیش روی شماست. جامعه پرصفا و صمیمیت مومنین. اگر حتی CRITICAL THINKINGمدرن را هم بخواهید رعایت بفرمایید بایست به مسجد محل سر بزنید و همدلانه و با گوش و چشم دوستی و همفکری دو رکعت عبادت به جا آورید. آن گاه از سوراخ سیاه شوپنهاور و نظریات شکست خورده این و آن دیوانه فسلسوف نجات پیدا خواهید کرد.
          فلسفه متکبر و خوبزرگ بین است. با دنیای بزرگ اطرافتان آشتی کنید.به همه جامعه گوش کنید نه فقط به صفحه مونیتور.

          1. ۱- متوجه منظورتان نمی‌شوم! خطاب کردن یک فرد با توجه به ملیت‌اش هیچ احترام خاصی برای او نیست. البته که ایرانی احترامش را از دست داده است؛ اما با خطاب قرار دادن اوبه عنوان مرد یا زن ایرانی، هیچگونه احترام خاصی برای او قائل نمی شوید.
            ۲-پس نشانه ها را دریاب.
            ۳-شما باید ثابت کنید این نگاه منفی و به دور از واقعیت است. مثلآ باید بتوانید ثابت کنید امید به زندگی و شادی و امید در جامعه‌ی ما در حد بسیار متعادلی است و بسیار کمند استعدادهایی که به امید زندگی بهتر جلای وطن می‌کنند و …
            به مسجد هم رفته‌ام؛ اما آن چیزی که شما می‌گویید ندیدم؛ بلکه خلقی دیدم گریان و ملول و ناسزاگو به زمین و زمان. دانستم گمشده‌ی من آنجا نیست، تنها در نوشتار، نشانه نیست، در همه جا این نشانه‌ها وجود دارند.
            سوراخ سیاه شوپنهاور و نظریات شکست خورده!؟ پس در این خصوص بیشتر مطالعه کن تا دریابی بیشتر نظریات و حتی پیش بینی‌هایش درست از آب درآمده‌اند، به گونه‌ای که پیش بینی‌های او راپیامبرگونه دانسته‌اند.
            باور کن به چنان آشتی و صلحی با دنیا و آدمیان اطرافم رسیده‌ام که قابل وصف نیست. انسان‌ها را بسیار دوست دارم؛ حتی بدترین‌هایشان را؛ چرا که درک میکنم موقعیت دشوار و رنج‌زای آنان را در این هستی بیکران. بعضی از آنها رنج‌هایی می‌کشند که به نظر من ورای قدرت تحمل نوع و گونه‌ی ماست. دوستی داشتم که سالیان سال رفیق گرمابه و گلستان هم بودیم؛ اما شهاب دردی طاقت‎فرسا او را نشانه گرفت و مدت‌هاست که دیگر وقتی می‌بینمش نمی‌شناسمش، بارها رفتم مگر بتوانم مرهمی شوم بر زخم‌هایش؛ اما دانستم بزرگترین مرهم برای او رفتن در لاک خودش با توسل به قرص‌های کوچکی بود که برای مبارزه با دردهای بزرگش می‌خورد.

    2. خانم شیوا شوپن هاور selfdefeater به کار برده اند . برای بیان این که بگوییم قوای ذهنی ما برای متافیزیک طراحی نشده شرایطی لازم است.۱ . شناخت قوای ذهنی. ۲ . شناخت همه متافیزیک. ۳ . صدور رأی در مورد همه متافیزیک بر اساس شناخت قوای ذهنی بر مبنایی درست. اگر سخن گفتن در مورد متافیزیک برای قوای ذهنی انسان ممکن نیست پس چرا شوپن هاور خودش بزرگترین رأی را در مورد قوای ذهنی انسان و متافیزیک صادر نموده. شما تا بر کلیت متافیزیک، مسائلش، و پاسخ هایش تسلط نداشته باشید و تا قوای ذهنی را خوب نشناسید نمی توانید چنین رأای رادیکالی صادر کنید.دوم، این که بزرگترین مخالفان متافیزیک پوزیتیویست ها بودند که در پروژه خود شکست خوردند. اگر تردید دارید که منابع و شواهد برایتان معرفی شود.
      امروزه برخی به خطا تصور می کنند فلسفه تحلیلی متافیزیک ندارد که بر خطا هستند.
      ادعای رد متافیزیک ، متافیزیکی ترین موضع ممکن است. سخن شما تجربی نیست و خود متافیزیکی است. بگذریم که توسل به مرجعیتappeal to authority برهان محسوب نمی شود.

      سوم،در مورد ادعای کم طرفدار شما و با توجه به شواهد بی شاهد شما .
      موضع خود شما با تعریفی فلسفه دینی از دین خود یک نوع دین است: نگاهی خاص به کل عالم. نگاه شوپن هاوری، نگاه nihilisticو پوچ گرا به عالم.
      حدود چهار میلیارد نفر در جهان مسیحی هستند، دو میلیارد نفر مسلمان هستند، هفت صد میلیون یهودی ، و اکثریت بقیه جمعیت سیک، در چین شینتوئیست، شمنیست، تائوئیست ، در هند هندو ، در آمریکای نیتیو معتقد به ادیان سرخپوستی هستند. به اطراف خود به جهان واقعیات نظر بفرمایید.

      1. اگر شوپنهاور بر کل متافیزیک احاطه داشت و می‌گفت: قوای ذهنی ما برای شناخت متافیزیک طراحی نشده است، خودت دیوانه خطابش نمی‌کردی!؟ اگر چنین بود که دیگر راجع به متافیزیک این همه اختلاف و کشمکش نبود، تمام حرف او هم همین بود. ببینید دوست من، فیزیکدانان میگویند بشر با تکیه بر علم و دانش خود تا کنون فقط به پنج درصد این هستی بیکران توانسته احاطه یابد، یعنی چیزی قریب به نودوپنج درصد هنوز ناشناخته است و اصلآ نمیدانیم در آنجا چه خبر است. یادت باشد این مسآله فقط در مورد عالم ماده است که بشر میتواند با توسل به علم و دانش خود، رمزگشایی‌اش کند؛ حال این انسانی که عاجز از شناخت حداقل نیمی از عالم مادی اطرافش است چگونه می‌تواند ادعا کند که به ماورای این عالم ماده هم دسترسی دارد و می‌داند آنجا چه خبر است!؟
        دقت کنید که منظور شوپنهاور رد متافیزیک نیست؛ بلکه انکار توان ذهنی آدمی در کشف اسرار مابعدالطبیعه است. از حافظ سخن گفتید، وقتی حافظ می‌گوید:حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو/ که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را؛ مگر به تمام این معما احاطه پیدا کرده است؟ وقتی میگوید: چون پرده دار پرده ز رخ بر نمی‌کشد/ هر کس حکایتی به تصور چرا کند؟ مگر تمام آن پرده را که پرده دار بر رخ کشیده، مشاهده کرده است؟

        1. ۱ . نه نمی گفتم دیوانه است می گفتم سخنش حاوی تناقض است.
          ۲ . انسان نسبت به چه چیز تسلط کامل دارد؟
          ۳ . مگر در مورد آراء علمی اختلاف نیست؟ آیا نتیجه گیری این است که حکم منع اندیشه و گفتگو صادر شود؟
          ۴ . مبنای تجربی ۵ درصد چیست؟ چرا پذیرفتید؟
          ۵ . اگر اختلاف برهانی برای رد بود علم فیزیک و شیمی را بایست کنار می گذاشتیم.
          ۶ . خوب طبق سخن مبهم شما شوپن هاور قائل به شناختی بوده و رای هم صادر کرده. بر اساس سخن شوپن هاور می توان رأی صادر کرد و می توان در مورد متافیزیک سخن گفت. کما این که ایشان رأیی نه حداقلی بلکه حداکثری صادر کرده. پس دیگران هم بر اساس برهان خود ایشان قادر به درک هستند حال هرچقدر هم که باشد هستند می توانند مانند شوپن هاور در مورد متافیزیک اظهار نظر کنند. و می توانند رأی متفاوتی داشته باشند. و هو المطلوب!
          سخن در مورد حافظ مطلبی دیگر بود و آن چه در مورد شوپن هاور گفته شد برهان ردّ موضع غیر عقلانی ایشان بود. من تصورم این نیست که برای سخن گفتن در مورد متافیزیک بر همه آن احاطه داشت اگر دقیق تر می خواندید سخن این بود که رأی او مستلزم این شرط است.
          خود شوپن هاور در The WOrld as Will and Ideaدر مورد unconscious ناخودآگاه حکم های صادر کرده. ناخودآگاه مورد اختلاف نظر شدید و ناشناخته ترین حوزه فکری است. استدلال ایشان را مطالعه کنید با همان استدلال نبایست راجع به ناخودآگاه سخن گفت!

    3. شیوای عزیز متاسفانه ما شاهد فروریختن تمامی ایدئولوزیها از هر نوعش چه دینی وچه غیر دینی هستیم با فروریختن ایدئولوزیها زندگی فاقد معنا شده اماده بسط نیهیلیسم در سطوح جوامع میشود مادر هرگام به جلو شاهد فروریختن انسانیت واخلاق هم هستیم دم مسیحایی ومعنویتی نوین شاید که راهگشای بشر در چنین وادی سرگشتگی باشد ولی کو کجاست ایا از این انسانهای سرگشته کسی توان برخاست دارد ؟که چراغی بیافروزد واقعا نمیدانم

      1. حجت جانان گرانمایه، کاملآ درست میفرمایید؛ اما وقتی خبر این حادثه را می‌شنویم باید بپرسیم تبر حادثه در دست که بود؟ بشر وارد وادی‌یی شد که برای شناخت آن آفریده نشده بود و بعد سرخورده به کنجی نشست و گریان همی گفت: پس کجاست آنکه خلقی اندر طلبش غرقه‌ی دریای غمند؟ و بعد به جای تلاش برای نجات گمشدگان لب این دریا نشست و در ماتم آنان زارزار گریست. نیهیلیسم، محصول معنایی‌گرایی کاذب بود. وقتی شما بخواهید برای غذا خوردن معنایی ورای احساس سیری بیابی، شک نکن از غذا خوردن هم خواهی افتاد.

        1. شیوای عزیز بلی ازابتدا داستان خلقت وصله ناجور بود هنوز کسی نمیداند که ادیان امده اند که بشر را هدایت کنند یا بشر از روی ناچاری برای معنا بخشی به زندگی پوچ خود ادیان را اختراع کرده است شما نظری به داستان خلقت در قران بیاندازید هر گز قانع کننده نیست که برای خطای دو نفر میلیاردها میلیارد تا …. درگیر ان شوند ومجازات ببینند طوریکه الان علمای دین پس از انکه پاسخی نداشتند کلا داستان خلقت را نمادین اعلام کردند!!!! حالا نمادین دیگر چه صیغه ایست معلوم نیست نمادین یعنی غیر واقعی ! ایا قران درداستان خلقت خالی بندی کرده است ؟! از کجا امده ام بهر چه امده ام وبه کجا میروم پاسخ درخوری نیافته است برای همین بشر در گیر روزمرگیست واین روزمرگی ازار دهنده است روزمرگی وتکرار مرگ هزار باره هم میاورد از نظر من خلقت پوچ وبی معناست وبشر هیچ دلیل عقلانی برای ان نیافته است هرکسی هم غیر از این میگوید درپی فریب خود است وخودش برای خود هدف کاذبی میتراشد تا پوچی خلقت را به فراموشی بسپارد تا بدین ترتیب کمتر ازار ببیند

          1. دوست ارجمند، جناب حجت جانان گرامی. تمام این گرفتاری‌ها، محصول طاقت فرسای پروسه‌ی اندیشه‌ورزی است. ضرورت اندیشیدن، نقطه‌ی شروع راهی بود که ناگزیر به اینجا هم باید ختم می‌شد. اگر به عقب برگردیم، به قبل از تمدن، زمانی که اجداد ما در برابر طبیعت بی‌رحم و دیگر موجودات درنده، هیچگونه سلاح دفاعی نداشتند درخواهیم یافت که ضرورت اندیشیدن با ساخت ابتدایی‌ترین ابزار آغاز شده است؛ اما از آنجا که دیگر نمی‌شد برای اندیشه محدوده‌ای تعیین کرد، در لحظه‌های فراغت، گونه‌ی ما این اندیشه را جولان داده و از محدوده‌ی شناخت و ظرفیت‌های قوای ذهنی که فقط برای بقا به او داد شده بود خارج شد و کم‌کم وارد فضاهایی شد که دیگر هیچ علم و معرفتی به آن فضاها نداشت ، تمام داستان‌پردازی‌های مورد اشاره‌ی شما محصول همین دوره است، دوره‎ی بازی و جست و خیز اندیشه. البته کم‌کم بازی‌های کاربردی و بسیار زیبایی هم خلق شد؛ مثل انواع و اقسام هنرها، ورزش‌ها و سرگرمی‌های مختلف. در این میان، بعضی از این داستان‌ها به حدی شیرین و آرامش دهنده‌اند که بسیاری از ما توان دل کندن از آنها را نداریم و هنوز با لالایی این داستان‌ها، آرام‌ترین خواب‌ها را تجربه می‌کنیم و برای همین است که اگر کسی عامل بیداری دیگران از چنین خوابی شود بدترین مکافات‌ها در انتظار اوست.

          2. شما سفر پیدایش the creationکتاب مقدس و تفسیر آباء کلیسا را با چیزی دیگر قاطی کرده اید. مجازات تفسیری کاتولیک از original Sin است نه نگاه مسلمانان.
            آیا نمادین برای شما برابر با خالی بندی است؟!
            شما که می گویید ادامه دهید و طومار دین را یک خط بهم بپیچید! چرا این توصیف نبوغ آمیز را که کسی پیش از شما به آن دست نیافته به نوشتار نیاورده و به نام خود چاپ نمی کنید تا دو میلیارد مسلمان ساده اندیش و چهار میلیارد مسیحی و جمعیت یهودی از توهم بدر آیند و نقش روشنگری خود را ایفاء نمی کنید! روید و در کنار پروفسور حسین نصر در جورج واشینگتن و الوین پلنتینگا در نورتر دام را افشاء بفرمایید.

          3. ابطال توصیف خلقت در سه کلمه! قاطی شدن توصیف the old testamentو bibleدر نسخ متعددو کتاب مسلمانان در سه کلمه بدون نیاز ارجاع به متن، بدون ارئه نظر و نام متخصص، بعه راحتی آب خوردن. راستی چرا در دانشگاه های بزرگ جهان مطالعه ادیان دائر است؟
            چرا مطالعه عرفان دائر است؟
            چرا رشته هرمنوتیک صورت می پذیرد ؟
            وقتی با سه کلمه : ” قانع کننده نیست” بدون ارئه دیالکتیک و روبریک و مبنای هرمنوتیک و نظر اوتارتی های این مباحث بوسیله یک نفر (که دریافتن تحصیلات وی از کشف اسرار کانفیدنشال سی آی ای هم دشوارتر است) ارئه شده است؟

          4. ۱ . نمادین یعنی غیر واقعی؟ نمادین یعنی خالی بندی؟این هم اشتباهی دیگر.
            آقای حجت جانان نماد یکی از ترم های linguistics در حوزه سمانتیک از میان
            sign, symbol, symptom, signalاست نشانه، نماد، پدیدار، علامت. نماد symbolعبارت از نشانه هایی است که به موضوع از راه قراردادی یا قانون و قاعده ای و از راه همبستگی یا ایده هایی کلی وابسته شود. مثل صلیب. در نگاه پیرس نماد یکی از انواع سه گانه و اصلی نشانه است و هر گاه از راه قراردادی نسبت مورد تأویلی ، موضوع و مبنای نشانه مشخص گردد و یا به قراردادی دال را با مدلول یکی کند با نماد سروکار داریم. نماد انگاره ای است که در آن دال یا دلالت کننده به هیچ وجه شباهتی با مدلول نداشته و دارای ماهیتی ارتجاعی و قراردادیست مثل : زبان، اعداد، چراغ راهنمایی.
            لویی یمزلف نماد را به معنی دیگر بکار برده و در مقابل نشانه قرار داده. این معنی نماد که پیشینه آن به stoics می رسد در مورد دلالتهای ضمنی واژگان و نشانه ها و نیز در مورد بیانگری یعنی نسبت نشانه ها با تصویر ذهنی یا مدلول بکار می رود.
            این تنها دو تعریف از نماد است که با خالی بندی و غیر واقعی فردی بیسواد در حوزه سمانتیکس اصلا هیچ شباهتی ندارد.
            اشاره ای مختصر، با فرض وجود خدا و وجود بخشی از هستی که مشاهده پذیر نمی باشد سؤال این است که چگونه برای انسان می توان خلقت با آن پیچیدگی بینهایت را تبیین نمود. با فرض عدم وجود خدا آن گاه موضع شما و سروش!!!! از بن کاذب خواهد بود. این پرسش را مطرح می شود و باور شما به خدا چگونه توضیح داده خواهد شد.
            با وجود غیر آکادمیک بودن سخن شما سئوال این است که شما چگونه به این تبیین خود از جهان رسیده اید. فیزیک، کیهان شناسی، چی؟ شما شواهد تجربی از جهان دارید؟ اگر خلق از عدم راست است شما آن را مشاهده کردید؟ بیگ بنگ را با چشم خود مشاهده کردید؟ یا از ازل زنده بودید و گزارش مشاهدات خود را ارائه می دهید؟ اگر هیچ کدام از این ورژن ها تبیین شما نیست بفرمایید تبیین شما از جهان چیست؟

          5. می شود بفرمایید چگونه قرآن ۹۰۰سال قبل از کیهان شناسی چگونه از حرکت تمامی ستارگان سخن گفته است؟
            می شود بفرمایید چگونه ۱۴۰۰سال پیش چگونه قرآن از جنسیت زنبور عسل خبر داشته؟
            می شود بفرمایید چگونه قبل از نظریه plain techtonicsقرآن کریم از حرکت کوه ها سخن گفته است؟ چگونه از تکه تکه بودن قطعات زمین در کنا هم سخن گفته است؟
            چگونه از جنسیت در گیاهان خبر داشته است؟
            می شود بفرمایید چطور قرآن از جریان آب گلف استریم و کواشیوکور خبر داده است؟
            می شود بفرمایید چطور قرآن از مونث بودن عنکبوت تار ساز خبر داشته است؟
            می شود در صورت مسطح بودن زمین تعدد مشرق ها و مغرب ها را تبیین بفرمایید؟
            می شود در سرزمینی که در آن سواد محدود به چند فرد انگشت شمار بوده تاکید قرآن را بر علم و مشاهده و تعمق در مشاهدات توضیح بفرمایید؟

          6. شما دو تکلیف احتمال مطرح شده بوسیله خودتان را که مشخص نکردید. و به علت کم حافظگی اتن یادتان رفته بدون قضاوت و ارائه شواهد و اثبات در انتها طوری سخن می گویید که نشان می دهد متوجه نیستید که بایست قضاوت کنید.
            تعجب آور تر این که یک سر دو راهی را گرفته و برای خود نتایجش را اعلام می کنید. شما ایتدا دو طرف یای منطقی را تبیین و بحث و ارائه شواهد و استنتاج کنید.
            این است که مشخص می شود تحصیلات در حد دانشجوی ترم اول کارشناسی هم ندارید.
            لطفااول این مقدمات را ارائه فرمایید.
            سخن حجت جانان! :
            “از کجا امده ام بهر چه امده ام وبه کجا میروم پاسخ درخوری نیافته است برای همین بشر در گیر روزمرگیست واین روزمرگی ازار دهنده است روزمرگی وتکرار مرگ هزار باره هم میاورد از نظر من خلقت پوچ وبی معناست وبشر هیچ دلیل عقلانی برای ان نیافته است هرکسی هم غیر از این میگوید درپی فریب خود است وخودش برای خود هدف کاذبی میتراشد تا پوچی خلقت را به فراموشی بسپارد تا بدین ترتیب کمتر ازار ببیند ”

            سخن شما پر از تناقض است بطوری که قابل انکار هم دیگر نیست . ببینید چقدر تناقض در سخن های شما دیده می شود. در این جا نتیجه گرفته اید که خلقت پوچ و بیمعناست. حتی معنی حرف فارسی خود را متوجه نمی شوید شما خودتان می فرمایید خلقت بعد می فرمایید پوچ است یعنی حتی متوجه نیستید که دارید اعتراف به خلق شدن جهان می کنید!!!!!!!!!!!!!
            من معنی و استلزامات این ادعا را نی گویم تا دیگر مثل گذشته حرف خودمان را به خودمان تحویل ندهید!
            شما در نوشته های ادعای باور به دین و مسلمان بودن کرده اید. و چون حافظه ضعیفی دارید در این جا فراموشتان شده و به یکباره سخن از پوچی جهان(نه خلقتآقای حجت جانان) کرده اید.
            ریاضیتی بگم یا واقعا این خطا اندر خطا به سبب خطاست که خوب بیشتر دقت کنید. و با عرض معذرت سعی در گیج کردن مخاطب خود دارید شاید دو نفر دیپلمه بیسواد را گیج کنید اما این فضا فضایی نیست که با این درهم و برهم نویسی و بی دقتی درش سخنی درخور بفرمایید.
            تصور من شق اول است. حقیر دوست خود را ببخشید متوجه اشتباهات متعددی در بین شما شدم هدف کمک بود نه ادعا چون نه کسی من را می شناسد نه شما را پس عفو بفرمایید.

      2. آقای جانان عزیز آیا این بیمعنایی همه چیز را در بر می گیرد؟
        سخن شما را چطور؟
        اگر زندگی بیمعنا این هیجان شما برای چیست؟ چرا برافروخته می شوید؟ چرا سعی در رد برخی افکار بیمعنی دارید؟ مگر شما معنایی سراغ دارید که می خواهید به ما منتقل کنید؟اگر خیر که انتظار سعی در بیانش از شما نمی رود! اگر بله که این ردّ موضع شماست!

        1. من نگفتم که همه اعمالی که مردم درروز انجام میدهند پوچ است نجاری که نجاری میکند هدفی دارد وان ساختن مثلا یک مبل است بیمعنایی در داستان خلقت وکلیت جهان هستی است نه اینکه یک فردی وقتی کاری انجام میدهد ایا هدفی دارد یانه مسلما همه برای یک هدفی کاری انجام میدهند عده ای برای بدست اوردن پول کار انجام میدهند تا بدین ترتیب شکم خود واهل وعیال را سیر نمایند و…. من برای اطلاع رسانی برای گفتن حقایق مینویسم برای جلوگیری از فریب افکار عمومی مینویسم بقول استاد ملکیان روشنفکر دو رسالت دارد ۱- تقریر حقیقت ۲ – تقلیل مرارت واگر ایندو گاهی ودر جایی درتقابل هم بودند تقریر حقیقت مقدم بر تقلیل مرارت است

          1. اگر جهان پوچ و بیمعنی است پس چه را می خواهید اثبات کنید ؟ هیچ را؟ورود به بحث در مورد جهان معنی ندارد نگران چه هستید؟
            ورود به بحث در مورد معناداری و هدف داری جهان نشانه وجود تبیین و توضیح است. این نقض ادعای پوچی جهان است.quad erad demonstradumهوالمطلوب!

  50. من به دلایلی تا سوم راهنمایی بیشتر نتوانستم تحصیل کنم، دیپلمم را از یکی از مراکز از راه دور به سوی تاریکی! گرفتم، که همه میدانیم هیچ ارزشی ندارد؛ پس مدرک اصلی من سوم راهنمایی است. همین جا از شمایان دانشگاه رفته و علم آموخته درخواست میکنم به من بگویید حاصل و نتیجه‌ی این بحث‌ها چیست؟

  51. به سطور مخلوط و بی معنای حجت جانان دقت کنید.در اول مخالف دین و در انتها طرفدار است!:
    ” ۱ . متاسفانه ما شاهد فروریختن تمامی ایدئولوزیها از هر نوعش چه دینی وچه غیر دینی هستیم با فروریختن ایدئولوزیها زندگی فاقد معنا شده اماده بسط نیهیلیسم در سطوح جوامع میشود
    ۲ . دم مسیحایی ومعنویتی نوین شاید که راهگشای بشر در چنین وادی سرگشتگی باشد ولی کو کجاست ایا از این انسانهای سرگشته کسی توان برخاست دارد ؟که چراغی بیافروزد واقعا نمیدانم ”

    نقض حرف خود در دو خط نیاز به ناآگاهی عمیق دارد. لاقل یک خط هم مغلطه کنید تا خواننده کم سواد باورش بشود! دم مسیحایی؟ چراغ افروختن؟افتادن و برزمین خوردن؟معنویت؟شما که همه ایدئولوزی ها را با یک خط زمین زدی! خوب لااقلاسمشون را ببر برادرم!!

    1. اقای ا شما گمان میکنید فقط معنویت از دین وایدئولوزی بر میخیزد برای همین چنین نظر میدهید من دم مسیحایی را به عنوان تشبیه بکار بردم وگفتم معنویت نوین حتما میدانید که نوین یعنی نو وتازه یعنی حرف جدیدی بر خلاف حرفها وگفته های تکرار شده ادیان . انسان در راستای تا مین مادیات به معنویت هم نیاز دارد واین معنویت فقط در دین انهم لا جرم همراه ایدئولوزی بدست نمیاید اینهمه عر فانهای نوظهور همین الان موجود هستند ولی من منظورم عرفانی در همین راستا منتها بسیار جامعتر وفراگیرتر میباشد انچه ابنا بشر باید ازان اجتناب نماید مطلق انگاری اندیشه ومکتب خود وانحصار حق دراعتقادات خود است

      1. آیا این جمله آخر شما شامل حکم صادره درآن هست یا نه؟
        اگر هست که نمی توان آن را پذیرفت>
        اگر نیست که ابطال حکم بیان شده در آن است.

      2. سخن شما حجت جانان:
        ” شما گمان میکنید فقط معنویت از دین وایدئولوزی بر میخیزد برای همین چنین نظر میدهید من دم مسیحایی را به عنوان تشبیه بکار بردم وگفتم معنویت نوین حتما میدانید که نوین یعنی نو وتازه یعنی حرف جدیدی بر خلاف حرفها وگفته های تکرار شده ادیان . انسان در راستای تا مین مادیات به معنویت هم نیاز دارد واین معنویت فقط در دین انهم لا جرم همراه ایدئولوزی بدست نمیاید اینهمه عر فانهای نوظهور همین الان موجود هستند ولی من منظورم عرفانی در همین راستا منتها بسیار جامعتر وفراگیرتر میباشد انچه ابنا بشر باید ازان اجتناب نماید مطلق انگاری اندیشه ومکتب خود وانحصار حق دراعتقادات خود است”
        ۱ . از دهان من سخن گفته اید! من که حرفی نزدم!
        ۲ . شما ادعا کرده اید بدون ارائه تبیین!!!و حتی در این حد هم آگاه نیستید که وقتی ادعایی می کنید بایست شواهد ارائه کنید! که نشاندهنده احتمالاً دیپلمه بودن شماست(البته با احترام به این قشر ) بیشتر از سطح سواد کم خود ادعا دارید.
        ۳٫ شما از جانب مواضع دیگر سخن می گویید!!!خیلی جالب است و نتیجه هم می گیرید!
        ۴ . نوع تعریف شما از عرفان تهی از کمعنای شما دقیقا همان مطلق انگاری است.زیرا که به شکل عقلانی و منصفانه تحقیق نمی کنید.
        ۵ . عرفان اسلامی را ارائه بفرمایید! ادعای شما این است که اشکال دارد.بفرمایید.منظریم.

  52. دوست عزیزم ایرانی عزیز. پراکندگی سخن شما و تنفر شما از اسلام همراه با طرح مسائل نامربوط ذهن را دچار این سئوال هایی در مورد شما می کند. این ها کامنت های شماست.

    ” اولا من بخوبی اسلام را میشناسم

    چون اسلام خصوصا تشیع مخالف را تحمل نمیکند

    مگر میشود هم فقیه مسلمان وشیعه باشید وهم ازاد اندیش

    من از وسط اسلام میایم!

    در مقاله ای از دکتر سروش خواندم که مطهری در همان اواخر عمر دکتر شریعتی نامه ای علیه شریعتی نوشته بود که

    هرکسی اسلام شناس باشد حتما باید اخوند باشد !!!

    من نگفتم طبق ادعای سروش همه ی اخوندها ازاد اندیش نیستند

    شاهدی به بزرگی دکتر عبدالکریم سروش وجود دارد

    اصلا شیعه منابع حدیثی مهمی ندارد چهار کتاب دارد که به کنب معتبر اربعه معروفند شیعه حتی یکی از همین چهار کتاب را نمیتواند تایید کند که تمام احادیثش را قبول دارد بعد اسم انرا گذاشتند کتب معتبر!!! ”

    من که موضعی نگرفتم. شما تنفر (احساسات شدید و نه طرح مسأله ، پاسخ، و …) ابراز داشتید. تکیه شما بر این ادعا ست که از وسط اسلام می آیید، و این که اسلام را خوب می شناسید. با مطالعه خطوط شما از ابتدا تا پایین روشن می شود که روحانی نیستید و از آن ها تنفر دارید.good for you.علت این که شما از بیان شاهد شما مبنی بر این که از وسط اسلا می آیید سر باز می زدید این است که اسلام را از منابع اسلامی مطالعه نفرموده اید. همچنین روشن می شود که آثار آقای سروش را خوانده اید.و مرجع شما آثار آقای سروش است.
    گیریم شما از روحانیتی که لااقل مسئول انتقال اسلام از پیامبر(ص) و امامان(ع) به نسل های بعدی بودند تنفر داشته باشید.آیا نبایست برای شناخت اسلام به مرجع معتبری و خواستگاه آن مراجعه داشت؟
    آیاآقای سروش منبع معتبری برای اسلام است؟آیا آقای سروش ما را از مطالعه کامل اسلام بی نیاز می کند؟
    دوست من از این که کمی طرح اشکال کردم از شما عذر خواهی می کنم . اما برای مطالعه فلسفه غرب و نیل به نتیجه قابل اعتماد بایست به منبع دست اول رجوع داشت و حق مطالعه را برآورد. شما نمی توانید در ایران و با مطالعه آثار ترجمه ای مطمئن باشید که فلسفه غرب را مطالعه و شناختید و با اطمینان رأی صادر بفرمایید. قطعا رجوع به منبع دست اول شرط است.مگر آقای سروش برای مطالعه اسلام چه کردند؟ آثار فلاسفه مخالف اسلام را خواند؟
    قطعاً مطالعه سروش مطالعه فیلسوف معاصر آقای سروش است. اما مطالعه اسلام مستلزم رجوع به مدارس اسلامی است. نیازمند به گوش دادن همدلانه(نه موافق) به افرادی است که آن را با جان و دل قبول دارند.

    1. اقای مسعودی منابع دست اول کدامند؟ ایا قران منابع دست اول هست یا نه ایا علامه طبا طبا یی ومطهری ومحمد تقی جعفری و جفر سبحانی و…. منابع دست اول هستند یانه برای اینکه به شما ثابت شود دوست دارید در اینجا برایتان کتاب عدل الهی مطهری را نقد کنم ؟ویا دیگر کتب ایشان را ؟ ویا جبر واختیار محمد تقی جعفری را نقد نمایم ؟ویا….. اینکه من میگویم شیعه منبع حدیثی اش چهار کتاب است ایا اشتباه است ؟ مثلا پنج کتاب است !!!!! وقتیکه من دارم درست میگویم این اتهام که شما میزنید چیست ؟وقتیکه من میگویم شیعه حتی یکی از این چهار کتاب به اصطلاح معتبرش را نمیتواند تایید نماید که تمام احادیثش را قبول دارد ایا اشتباه اطلاع رسانی میکنم ؟ اگر در ست میگویم این اتهام که شما میزنید بر چه اساس است؟اگر میگویم فقیه مسلمان شیعه که به ارتداد وجهاد ابتدایی معتقد باشد نمیتواند ازاد اندیش باشد ایا اشتباه میگویم ؟ اگر درست میگویم پس بر چه اساس شما سخن میگویید ؟ ایا ارتداد در فقه نیست ؟ ایا جهاد ابتدایی درفقه نیست ؟ ایا من به خوانندگان دروغ گفتم ؟ ایا اطلاعات غلط دادم ؟ وقتیکه من درست میگویم وشما دلیلی برای رد کردن ان ندارید پس چرا اتهام میزنید ؟ دوست عزیز وقتیکه با جان ودل اسلام را یاد گرفتید و دیدید که دروغی بیش نیست وهزار تو دارد به هزار شکل در میاید میفریبد صادق نیست چطور انتظار دارید باز هم به همان اسلام پایبند بماند؟ من اسلام خودم را دارم اسلام وقوانینش را تا جاییکه در تضاد با عقل نباشد قبول دارم وقران را تخته بند زمان ومکان خود میدانم که به شدت متاثر از زمانه است ومخاطبش مردم عصر نزول هستند نه مردم عصر حاضر برای همین ایاتقران با عقلانیت مدرن امروزی همخوانی ندارد

      1. شما که بحث سئوال و دیالکتیک مواضع را و نقد هر یک بر هم را را مطرح نکردید . بله این کتابها را و این افراد را ارائه کنید ببینم!
        ۱ . علامه طبا طبا یی و
        ۲ .مطهری و
        ۳ . محمد تقی جعفری و
        ۴ . جفر سبحانی و
        ۵ .….
        ۶ . دیگران
        ۷ . قرآن
        ۸ .کتاب عدل الهی مطهری
        ۹ .دیگر کتب ایشان
        ۱۰ .جبر واختیار محمد تقی جعفری
        ۱۱ . نقد این کتاب
        ۱۲ دیگر منابعمنطق شما این گونه است:
        من به x اعتقاد ندارم
        x غیر قابل قبول است
        من در مقاله آقای سروش خواندم
        _____________________________________
        نتیجه: x غیر قابل قبول است

        من کاملا با شما موافقم برای منطقی اینچنین اینچنین نتیجه ای هم مقبول خواهد بود
        اگر نظرتان چیز دیگیریست فرموده خود را که در بالا فهرست شده ارائه بفرمایید و نقدها را ارائه کنید
        و سپس خودتان موضع خود را بفرمایید . منتظریم.

      2. ” با عقلانیت مدرن امروزی همخوانی ندارد ”
        مگر شما مدرنیته را می شناسید؟ مگر مدرنیته خود معقول است؟ مگر مدرنیته خود محتاج توجیه نیست عزیزم؟ اگر نه که جزم است و که ضد عقلانی است اگر نه توجیه اش را بایست شناخت. شما که ابتداعیات مدرنیته را هم نمی دانی عزیز من. شما حتی قائل به این که مدرنیته را نمی توان از کتب ترجمه ای افرادی که زبان نمی دانند شناخت نیستید!

      3. شما حتی معیارهای ابتداعی آکادمیک را هم نمی شناسید! لطفا تحصیلات خود را بفر مایید.
        نکند مدعی مفسر بودن قرآن را هم دارید؟!

  53. شما در مطالعه هیچ نحله فلسفی نمی توانید تنها به منتقدین آن توجه کنید.
    مطالعه هر اندیشه ای، شناخت هر پدیده ای آداب و الزاماتی دارد.
    فرض کنیم خواننده های نظرات متوجه نشوند کهمبنای باور شمامبنی بر از وسط اسلام امدن، و یا اسلام را خوب شناختن مطالعه منتقد روحانیون بلکه مخالف رادیکال آنان است. اما هوش و اندیشه شما به شما نمی گوید که مطالعه من قابل اعتماد است یا نه؟
    ضمناً برای درک اندیشه و یا حتی باوری جزمی بایست آن را همدلانه خواند نه با جبهه گیری و تنفر.
    همان طور که قبلا محضر شما ذکر شد و نپذیرفتید برای شناخت دموکراسی و رأی “قابل اعتماد متفکرانه و اندیشمندانه” صادر کردن بایست به دانشگاه جورج واشینگتن ، سوربن، آکسفورد که کشورهای معتقد و مرجع لیبرالیسم محسوب می شوندرفت و فلسفه گاورننس را مطالعه کرد. بر اساس همین دلیل برای شناخت اسلام بایست به منبع موثق یعنی seminary، مدارس علمیه منایع دست اول، و افراد اوتاریته را مطالعه و کامل و همدلانه اندیشه و فهمید.
    استناد به منتقد رادیکال روشی academic محسوب نمی شود.

    1. اقای مسعودی شما کامنتها را درست نمیخوانید یا اینکه دوست دارید هیاهو کنید چون پاسخی ندارید به این شیوهها متوسل میشوید من گفتم که من اسلامم را از مطهریها گرفتم وموقعی که اسلام میاموختم هیچ نقدی بر اسلام نداشتم وبشدت دینی ومذهبی بودم شما توجه نمیکنید بعدها نظر منتقدین را هم مطالعه کردم وضمن تحولاتی که در من رخ داد نظر منتقدین را درست تر دیدم

      1. بارها و بارها از محضر محترم شما سئوال شد و پاسخ ندادید متون شما در دو صفحه موجود و ۱ . تغییر مواضع ۲ . سطح بیان شما که متوجه بی دقتی عجیب و ابهام گفته های شماست
        موجود است.
        علت عدم پاسخ گویی شما به سئوال در مورد تحصیل و توصیف شما از خودتان نیازی به توضیح ندارد. لطفا مرا ببخشید.
        احترام به اندیشه، صدق علمی ، … و چیزهایی که از شرق قابل فراگیری است و جرأت نام بردنش پیش شما را به سبب نفرت شما از برخی نگاه ها وجود ندارد علت بیان این کلمات بود وگرنه بدانید که هیچ گاه راضی به طرح این مسائل نمی شدیم.
        آقای حجت جانان غرب را در غرب بشناسید سروش تحریف غرب است. نگاه غرب بطور مثال پاپراز توصیف مولوی از جهان بسیار فاصله دارد. یکی از مسایل پاپر تمییز علم از غیر علم بود با وجود این که او متافیزیک را بیمعنا نمی دانست اما تجربه گرا ، معتقد به تکامل (و تکامل معرفت شناختی بعد از موضع اولیه اش در این باره) بود. مولوی یک عارف بود که با فیلسوف ترکیب کردنش موضع مورد احترام آقای دکتر سروش بود. ولی هر چه بود فلسفه دست اول غرب وفادار به متن نبود.
        آقای حجت جانان دین(چه در ست چه غلط)را از اوتوریتی و در محافل درسی آنان مطالعه بفرمایید.

      2. خیر درست نیست. شما بسیار مرموز بودید و پرسش های بسیاری را در مورد تحصیلات تان را پاسخ ندادید. بارها پرسیدیم که کدام حوزه علمیه معتبر رفتید و فقه و اصول خواندید؟

      3. نوشته ها را از ابتدا بخوانید حجت جانان هر دفعه یک جواب از جیب در آورده .این که ادعای شماست. واقعا ربط حرف شما به موضوع این مقاله چیست؟
        اقای حجت ایشان سوال هایی از شما پرسیدند شما پآسخ دهید

  54. هموطن ایراینی ۶ فروردین خانم شیوا
    کدام مسجد رفتید بفرمایید. چه شد کمی توضیح دهیدتا خدمتتان بگویم که منی که به سبب محیط و خانواده تصویری سیاه از زندگی و دیگران داشتم چه دیدم و چه شد. شاید از شوپن هاور و فیلسوف مصیبت و باورمند به سیاهی طبع انسانها رو به صفا و صمیمیت مردم آورید.

  55. خانم شیوای گرامی بشر راهی جز همین که پیموده نداشت باید این دوران طی میشد وخواه ناخواه مابدینجا میرسیدیم
    نشود که ما هم بمانند نیچه بپنداریم که سراغاز مشکلات وانحراف بشر از سقراط بوده ! سقراط وافلاطون مسبب سیطره روح اپولونی بر دینوزوسی شده سبب رشد عقلانیت بشر گردیدند! وهمین اغاز انحطاط بشر بود که زمینه نیهیلیسم را فراهم کرد
    اگر چنین نبود بشر در بربریت گرفتار مانده بود رشد عقلانیت ودرپی ان انسانیت مرهون همین دوره است وقتیکه هرچه به عقب برگردیم تنازع بقا وقانون جنگل نمود بیشتری مییابند بنابراین به نظرم بشر راه دیگری نداشت وانچه باید میشد به درستی مسیرش را طی کرد باید با واقعیات رودررو شد باید شجاعتش را ایجاد کنیم تا بدانیم که کجای هستی ایستاده ایم

    1. آقای حجت جانان شما که سفر پیداthe gennesisش عهد قدیم را با متن مسلمانان اشتباه گرفتید و به هر حال همه توصیف های این گونه را رد کردید mythologyاسطوره را تایید می کنید!!!
      این نتیجه متقاعد شدن شماست!!اسطوره روح اپولونی عقلانی و لی متن دین شما غیر متقاعد کننده است! بله وقتی مرجع فکری من آن فیلسوف باشد نتیجه این فراموشکاری و دابل استاندارد خواهد بود.
      محض اطلاع شما اگر دوست دارید شیک و روشنفکری بیاندیشید برده داری جنسی ، میل پراستیتوشن، بربریت مدرن مورد انتقاد بسیاری از انددیشمندان است ولی نه دآن ها که در ایران تبلیغ می شود.

    2. بفرمایید کجای هستی ایستاده ایم؟ شما که قند را دل ما آب گردید و همه دروغگویان مانند خدا و پیامبران را رسوا کردید. خوب شما و سروش(راستگویان) راست را بگویید و altrnativeؤا ارائه بفرمایید.

  56. متن نوشته خانم شیوا ۶ ساعت ۳:۰۶

    ” به مسجد هم رفته‌ام؛ اما آن چیزی که شما می‌گویید ندیدم؛ بلکه خلقی دیدم گریان و ملول و ناسزاگو به زمین و زمان. ”

    ملول تر از شوپن هاور فیلسوف مصیبت و بدبختی بودند!!!!!شما میان فلاسفه به علت مشکلات به سراغ فیلسوفی رفته اید که توصیفی منفی از ذات بشر ارائه می کند آن گاه مسجد را که بر خلاف مسیحیت انسان را اشرف مخلوقات می خواند و توان نیل به صفات خداگونه را به او مسبت می دهد ملول و …می خوانید؟ خوب پس چرا در کلمات خودتان این همه ناامیدی نگاهی سیاه از زندگی وجود دارد. شما که درک بهتری از این مفلوکان دارید؟
    بعید است مسجد رفته باشید اگر رفته بودید در آن جا صفا صمیمیت امید به زندگی و توصیفی روشن از آینده بشر می یافتید.
    خانم شیوا (perr donna meh!) Ms Shiva اگر ذهنیت ایجاد شده در شما بواسطه دانشگاه و رسانه ها را کنار می گذاشتید و با همدلی (نه با تایید و موافقت) و با مثبت اندیشی(نه تبعیت) در عبادت خدا و دعا و درخواست صدق، یاری محروم، احترام به بزرگتر، حفظ حریم بین زن و مرد شرکت می کردید حس خوب مهر ورزی به محروم، صدق در کلام، عدم تعظیم در برابر قدرت به شما امیدی بیکران به زندگی می داد.

  57. خانم شیوا. اگر در فضای اینترنت و فضای گفتگوهای شفاهی رایج دوستان و کافی شاپ محاصره نشده بودید اینقدر زندگی زیبای اطاف خود را تحت القائات محیط از دست نمی دادید. روی آوردن ادبیات منفی اندیشی و سیاه انگاری زندگی شما را با کامتان تلخ سرمایه عمرشما را تباه خواهد کرد.
    هیچ کدام از پروژه های فلسفی کلاسیک مدرن و معاصر نبوده که به مشکلات جدی مواجه نشود. خود شوپن هاور و نیچه منتقد مدرنیته بودند و در صدد نجات آن. اگر کسی خود غرق در منشکلات است شما از او جلوتری به نگاه امید بخش روی بیاورید تا کامتان شیرین شود.

  58. پاسخ شیوا ۷/۱/۱۳۶۹
    سخن شیوا:۱:۵۸
    ” اگر به عقب برگردیم، به قبل از تمدن، زمانی که اجداد ما در برابر طبیعت بی‌رحم و دیگر موجودات درنده، هیچگونه سلاح دفاعی نداشتند درخواهیم یافت که ضرورت اندیشیدن با ساخت ابتدایی‌ترین ابزار آغاز شده است؛ اما از آنجا که دیگر نمی‌شد برای اندیشه محدوده‌ای تعیین کرد، در لحظه‌های فراغت، گونه‌ی ما این اندیشه را جولان داده و از محدوده‌ی شناخت و ظرفیت‌های قوای ذهنی که فقط برای بقا به او داد شده بود خارج شد و کم‌کم وارد فضاهایی شد که دیگر هیچ علم و معرفتی به آن فضاها نداشت ، تمام داستان‌پردازی‌های مورد اشاره‌ی شما محصول همین دوره است، ”
    پس شما در پیش از زمان زنده بودید و با چشم دروغ بودن داستان ها را دیده اید؟
    اگر بله ، بفرمایید وضع چگونه بود. و اگر نه پس بر چه اساس تبیین دیگران را نادرست می خوانید. در ضمن اگر خلقت رخ نداده پس چه رخ داده؟ واقعیت حال حاضر را که انشاءالله قبول دارید که جهان وجود دارد؟ خب در زمانی که دیگران که مانند شما اطلعات درست ندارند و می گویند جهان خلق شده وضع چطور بوده؟ جهانی بوده و یا نبوده؟ اگر نبوده پس این جهان حاضر از چه بوجود آمده؟ اگر بوده چرا بوده؟ چگونه بوده؟

  59. پاسخ ندادید:

    شما که بحث سئوال و دیالکتیک مواضع را و نقد هر یک بر هم را را مطرح نکردید . بله این کتابها را و این افراد را ارائه کنید ببینم!
    ۱ . علامه طبا طبا یی و
    ۲ .مطهری و
    ۳ . محمد تقی جعفری و
    ۴ . جفر سبحانی و
    ۵ .….
    ۶ . دیگران
    ۷ . قرآن
    ۸ .کتاب عدل الهی مطهری
    ۹ .دیگر کتب ایشان
    ۱۰ .جبر واختیار محمد تقی جعفری
    ۱۱ . نقد این کتاب
    ۱۲ دیگر منابعمنطق شما این گونه است:
    من به x اعتقاد ندارم
    x غیر قابل قبول است
    من در مقاله آقای سروش خواندم
    _____________________________________
    نتیجه: x غیر قابل قبول است
    من کاملا با شما موافقم برای منطقی اینچنین اینچنین نتیجه ای هم مقبول خواهد بود
    اگر نظرتان چیز دیگیریست فرموده خود را که در بالا فهرست شده ارائه بفرمایید و نقدها را ارائه کنید
    و سپس خودتان موضع خود را بفرمایید . منتظریم

  60. لطفا یک نفر که نظریه ارتداد را در مورد یک مسلمان وراثتی که پس از رسیدن به سن بلوغ و جستجو مذهب یا دیدگاه دیگری را قبول کرده و دیگر مسلمان نیست ، پذیرفته ، توضیح دهد و از نظر خود با استدلال دفاع کند.

  61. ممنون، فکر می کنم حداقل اکنون در این ستون کسی نیست که همزمان با اینکه بادیدگاههای جهاد ابتدایی و ارتداد از نقطه نظری که مطرح کردم موافق باشد، بتواند از نظر خود با استدلال دفاع کند

    1. شما برای درمان آپاندیس کجا می روید؟ مکانیکی؟ یا پیش دکتر متخصص در بخش اورژانس بیمارستان مجهز؟

      شما مسئله ای تخصصی و وابسته به فقه را در کامنت باکس صدانت مطرح می کنید؟ اونهم میون مخالفان دین و مذهب؟ و انتظار شنیدن پاسخ درست دارید؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *