مدارا و “حقِ ناحق بودن”

مدارا و “حقِ ناحق بودن”

در این جستار قصد آن دارم تا راه حل پیشنهادی آرش نراقی در رابطه با “پارادُکس مدارا” را به محک نقد بسنجم. آرش نراقی کوشیده است تا با دفاع “ازحقِ نا حق بودن” صورتبندی‌ای از این حق به دست دهد که قادر به گره گشایی از کار پارادکس مدارا باشد.[۱] در ابتدا به اختصار شرحی از […]