طرح مسأله:
شاید یکی از بیشترین پاسخهایی که در مقابل عبارتهای نسبیگرایانه (و به تبع آن پلورالیستیک و تکثرگرایانه) مطرح میشود را بتوان چنین صورتبندی کرد:
“عبارات مزبور اگرچه امور دیگر را از مقام مطلق بودن خارج میکنند اما خود در همین جایگاه مینشینند و علیرغم سلب اصالت از سایرین، ردای اصیل بودن را بر تن میکنند. این مسأله موجب میشود تا نتیجهی کار نسبیگرایان خلاف ادعای اولیهیشان باشد و ایشان را به ورطهی تناقض بکشاند.”
این نوع نقد اگرچه در طول تاریخ از شایعترین معارضهها علیه جریان مزبور بوده است، اما آمیخته با مغالطهای میباشد که آگاهانه یا ناآگاهانه مورد استفادهی منتقدین (بالاخص منتقدین جریان سنتی) قرار میگیرد. لذا نیازمند ارائهی پاسخی است که در همان دستگاه فکری مطرح گردد.
ادامه مطلب “آیا نسبیگرایی امری است خودمتناقض؟”