فلسفه ریاضی شاخهای از فلسفه است که با پرسشهای فلسفی برآمده از علم ریاضیات سروکار دارد. از مکاتب مهم فلسفه ریاضی میتوان به منطقگروی، شهودگروی، صورتگرایی یا فرمالیسم و واقعگرایی اشاره کرد.
در منطق گروی سعی بر این است که مفاهیم و قضایای ریاضی به مفاهیم و قضایای منطقی فروکاهیده شود. پیشینۀ این نظریه به نگاه انتقادی به آراء کانت دربارۀ ریاضیات باز می گردد. شهودگروی اما قائل است صدق گزارههای ریاضی صرفاً میتوانند از طریق ساختارهای ذهنیای درک و فهمیده شوند که اثبات میکند آن گزاره صادق است و ارتباط بین ریاضیدانان صرفاً وسیلهای است که میتواند فرآیندهای ذهنی یکسانی در اذهان گوناگون به وجود آورد. قائلان به فرمالیسم یا صورتگرایی بر این باورند که مبانی ریاضیات کاملاً صوری است و مسائل آن را صرفاً می توان ناظر به این مبانی صوری پیش برد و حل کرد. واقع گرایی نیز با پیشینۀ بسیار دورودراز خود ادعا میکند قوانین ریاضی وجود دارند و در فعالیت ریاضی جز بر وفق آنها نمیتوان مسیری گشود. چنین نگاهی را به خود مقولات ریاضی نیز دارند. ادامه مطلب “نشست یک روزه فلسفه ریاضی”







