عشق و تنهایی
گر چه عشق، مرهم تنهایی است و خستگی و درماندگی ناشی از دویدن در برهوت تنهایی را التیامی میبخشد، اما خودِ عشق، ضرورت تنهایی را نیز فراچشم میآورد. گویا آدمهایی که در خویشتن به قدر کافی خلوت نکردهاند و طعم گس تنهایی را به خوبی نچشیدهاند، غنای کافی برای یک تجربهی عاشقانهی سرشار ندارند. اما این ارتباط دوسویه است. عشق نیز ما را قادر به کشف تنهاییمان میکند، کشف ابعادی از مساحت تنهاییمان که پیشتر، پیدا نبوده است.
ما چرا اینجاییم ؟ ؛ اصل آنتروپیک (انسانمداری) و چالشهای فلسفی آن
ادعای «درهم تنیدگی انسان و جهان» یا «پیدایش جهان برای انسان» از جمله دعاوی بحث انگیز در حوزۀ میان رشته ای علم و دینِ معاصر است. ارائۀ تصویری کلی و مروری از جنبه های فلسفی این مسئله، با اشاره به آراء موافق و مخالف – در چارچوب روش شناسی طبیعت گرای تجربی معاصر- مهم ترین هدف این مقاله است. در یک سو، دیدگاهی است که وضعیت ریزتنظیمِ جهان (/وضعیت) را شاهدی قدرتمند بر غایتمندی جهان قلمداد می کند؛ دیدگاهی که برای خداباوران جذابیت دارد. در دیگر سو، دیدگاهی که یا از اساس «وضعیت» را تبیین خواه نمی داند تا آن را شاهدِ نیرومندی به سود غایتمندی به حساب آورد یا تبیین های رقیب را از تبیین غایت انگارانه برتر می داند. بررسی این چالش ها قدم نهادن در راهی است که بخشی از سهم انسان معاصر دربارۀ پرسش «ما چرا این جاییم؟» را توصیف می کند.
ادامه مطلب “ما چرا اینجاییم ؟ ؛ اصل آنتروپیک (انسانمداری) و چالشهای فلسفی آن”
تراژدی مرگ و زندگی
روزی میرسد که نیستی در چشمانمان چشم میدوزد و انفصالی سراسر از دلهره رنجها را پس میزند و زهرخندی پیروزمندانه نثار ِ چشمان ِ کم سویمان میکند.
لحظه هایی عقیم و درد ناک فرا میرسند که زاده ی هیچ اند و نیستی میزایند و کشدارترین لحظات را حامل اند.آن روز که نیستی گلویمان را میفشارد و روحمان تکه تکه از لابلای انگشتانش فرو میریزد و تقلای بودن میکند. نفس
به شماره می افتد و قطارِ عدم رعد آسا جان را نشانه میرود. نسیان ! اولین ره آوردِ نیستی زمان را آونگ میکند و ابدیت را در شولای فنا میپیچد. از حقیقتی پرده برداشته میشود که سخت هولناک و رنج اور است . گیج و مبهوت تماشاگر میشویم نبودن را … ادامه مطلب “تراژدی مرگ و زندگی”
معرفی کتاب «از رنج تا رهایی» اثر ساسان حبیب وند
درباره کتاب
من کیستم؟ چرا اینگونه فکر می کنم؟ عقاید من تا چه حد نتیجۀ فرهنگ و محیط رشد من است؟ اگر در جای دیگری متولد می شدم آیا باز هم به آنچه امروز اصرار دارم، اصرار می ورزیدم؟ یا به چیزهای متفاوتی معتقد بودم؟ من در چه فرهنگی بزرگ شده ام و این فرهنگ، طرز فکر مرا چگونه شکل داده است؟ آیا نمی شد طور دیگری فکر کرد یا خوب و بدهای دیگری داشت؟ احساسات و تمایلات من چیست و چگونه این تمایلات، نگاه من را به دنیا شکل داده است؟ آیا در افکار و باورهای من تعارض و تناقض وجود ندارد؟ آیا طرز فکر من برایم بیشتر عامل شادی و راحتی است یا مایۀ رنج و گرفتاری؟ چگونه می توانم خودم را از رنج افکار و احساسات مزاحم رها کنم؟ آیا مسیر زندگیم را خودم انتخاب کرده ام یا با تلقینات محیط به این راه کشانده شده ام..؟ اینها سوالاتی است که در خودشناسی به آن می پردازیم. پاسخ دادن به این پرسش ها می تواند نگاه ما را به دنیا شفاف کند و به زندگی مان معنا و جهت روشنی بدهد. در خودشناسی، از رنج تردید و تناقض رها می شویم و در زندگی، مطمئن و آسوده گام بر می داریم. خودشناسی، جمع آوری دانش و اطلاعات نیست، خودشناسی رسیدن به بینش و خردمندی است. «از رنج تا رهایی» به زبانی ساده و صمیمی، خواننده را با خود همراه می کند تا نکات جذاب و قابل تأملی را درباره خود، فریب های ذهن، معنای زندگی و ریشه های رنج و ناکامی پیش روی او بگذارد. ادامه مطلب “معرفی کتاب «از رنج تا رهایی» اثر ساسان حبیب وند”
نشست زمینه های اجتماعی و سیاسی شکل گیری راست افراطی در جهان
نشست «زمینه های اجتماعی و سیاسی شکل گیری راست افراطی در جهان» سهشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۵ در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با سه سخنرانی توسط حمیدرضا جلائی پور، الکساندر آزادگان و سید جواد میری ارائه شد. ادامه مطلب “نشست زمینه های اجتماعی و سیاسی شکل گیری راست افراطی در جهان”
غزلی جدید از حافظ ؟
اخیراً در خبرها از کشف نسخه ای خطی وکهن از دیوان غزلیات حافظ سخن به میان رفت که دربردارنده غزلی است که در سایر نسخ به چشم نمی خورد و با مصراع«بحمدالله که بازم دیدن رویت میسر شد» آغاز می گردد. صرف نظر از اهمیت این کشف که برای نسخه شناسان و ادیبان قطعاً پراهمیت خواهد بود، توجه نگارنده به مقالهای از یدالله ثمره، استاد دانشگاه تهران، که در سال ۱۳۵۴ هجری خورشیدی منتشر شده است [۱]، جلب گشت. در آن مقاله، ایشان ازغزلی پنج بیتی یاد می کند که در سال۱۸۷۷ میلادی توسط بلوخمان، خاورشناس آلمانی، به حافظ نسبت داده شده است. ترجمه ای از گزارش بلوخمان در مقاله یدالله ثمره چنین است: «در میان سخنرانی ها ومقالات کنگره نوامبر ۱۸۷۱، (صفحه ۲۰۸) انجمن آسیایی بنگال، یک مجموعه خطی از اشعار گوناگون شاعران فارسی گوی، که ضمناً حاوی شرح زندگی شاهزاده خرم(شاه جهان) نیز بود، به چشمم خورد. در بین اشعار این مجموعه، غزل زیر از حافظ دیده می شد که من تاکنون در هیچ نسخه خطی یا چاپی از دیوان حافظ ندیده ام [۱].»مصراع نخست این غزل دقیقاً با مصراع فوق الذکر که اخیراً در خبرها منتشر شده است، یکسان است. در ادامه مقاله، یدالله ثمره بر اساس تکنیکهای واج شناسی ومعناشناسی، دیدگاه بلوخمان را که معتقد بوده آن غزل از آن حافظ است، نقد می کند و نهایتاً با معیاری کمّی به این نتیجه می رسد که: «به یقین می توان گفت که شعرمذکور، متعلق به حافظ شیرازی (لسان الغیب) نیست [۱].» ادامه مطلب “غزلی جدید از حافظ ؟”
راپرت یومیه
اِستخباراً معروض میدارد که امروز مُقارنِ مغلوبیتِ حُمُرِه مشرقیه و حلول مغرب، در آبخانه و خزینه دانشسرای علامه آقای دکتر محمد جواد غلامرضای کاشی (که محمدرضا نام اول اوست و غلامرضا نام ثانی اش، اما نه هر غلامرضایی بلکه غلام رضای اهل کاشان) که از اجلّه رؤسای فرقه ضاله پستمدرنیّه محسوب بوده اعلام داشته که از اقتفای آن صراط نامستقیم به کلی منفعل گشته و گویا بهیمنِ انفاسِ رحمانیِ طایفه ناجیه لیبرالیه و حجت بالغه آن به سبیل حق عطف عنان نموده است. مشارالیه در محضر جماعت ناباور مؤکد کرده است که به مصداق جواب به خطاب شریفه “رجس من عمل شیطان، فهل انتم منتهون؟” گفته است انتهینا انتهینا. ادامه مطلب “راپرت یومیه”
از کدام زاویه مینگریم؟!
برنامه ۱۱ اسفند ماه زاویه با حضور رضا بابایی و مهدی ابوطالبی برگزار شد. این برنامه مناظرهگونه با محوریت احیای تمدن اسلامی به روی آنتن رفت و البته شایان نکات فراوانی بود. ادامه مطلب “از کدام زاویه مینگریم؟!”
ما هیچ، ما فسانه
از انتشار کتاب بحران معرفتشناختی، روایت دراماتیک و فلسفۀ علم تألیف فیلسوف اسکاتلندی نامبردارِ همروزگارِ ما السدیر مکاینتایر به ترجمۀ سید علیرضا بهشتی دیری نمیگذرد.[1] کتاب در حقیقت ترجمهای است از یکی از جُستارهای مکاینتایر به همین نام. نوشتۀ پیشِ رو مروری خواهد بود بر دیدگاههای مطروح در این جستار، و سپس نکاتی دربارۀ ترجمۀ این اثر مطرح خواهد شد. ادامه مطلب “ما هیچ، ما فسانه”







