۱. پیشگفتار
صدهزاران فضل داند از علوم جان خود را می نداند آن ظلوم
داند او خاصیت هر جو هری در بیان جوهر خود چون خری
که همی دانم یجوز و لایجوز تو ندانی خود یجوزی یا عجوز
این روا وان ناروا دانی ولیک خود روا یا ناروایی بین تو نیک
قیمت هر کاله می دانی که چیست قیمت خود را ندانی ابلهی است
سعدها و نحس ها دانسته ای ننگری تو سعد یا ناشسته ای
جان جمله علم ها این است این که بدانی من کیم در یوم دین
آن اصول دین بدانستی ولیک بنگر اندر اصل خود ای مرد نیک
از اصولینت اصول خویش به که بدانی اصل خود ای مرد مه (مولانا)
دوست گرامی، سلام بر شما. خوشحالم که فرصتی پیش آمد تا در خصوص خودشناسی بعنوان پایه و اساس یک زندگی آزادانه و آگاهانه گفتگویی داشته باشیم. از وقتی که برای همراهی با من در این نوشتار صرف می کنید سپاسگزارم.
خودشناسی چیست و چرا آن را در حکم خدا شناسی دانسته اند؟ چرا در نگاه فرزانگانی چون مولانا شناخت خویش «جان جمله علم ها» ست؟ آیا خودشناسی به معنای شناختن خصوصیات فردی و ژنتیکی یا قابلیت های ذاتی خود است؟ یا علم به جسم و مغز خویش و شگفتی های آن؟ شاید خودشناسی همه اینها را در بر بگیرد – به زعم من هم چنین است – اما اینها در حیطه علم طب و آناتومی و ژنتیک است و آنچه جان همه این علم هاست باید چیزی فراتر از این باشد، چیزی که سعادت و روشن نگری انسان را تضمین کند و بینش و خردمندی فردی و اجتماعی را به او هدیه دهد، بینشی که به باور مولانا، انسان هر قدر هم دانشمند و درس خوانده باشد، بدون آن کور و ابله است. ادامه مطلب “خودشناسی چیست؟”