مصاحبه انجمن اسلامی دانشگاه زنجان با مصطفی ملکیان با عنوان عللِ انحطاطِ اخلاقی جامعه ایران ادامه مطلب “عللِ انحطاطِ اخلاقی جامعه ایران”
مصاحبه انجمن اسلامی دانشگاه زنجان با مصطفی ملکیان با عنوان عللِ انحطاطِ اخلاقی جامعه ایران ادامه مطلب “عللِ انحطاطِ اخلاقی جامعه ایران”
دههی شصت بود. ایدههایش یکی یکی در میرسیدند. گاه از تمایز “دین” و “معرفت دینی” سخن میگفت و ساحت دین را از هر گونه غباری پیراسته میکرد. گاه به سر وقت اخلاق میرفت و اخلاقِ خدایان را زیبندهی مقامِ بندگان نمیدانست. به راههای هدایت میاندیشید و این صراط را متکثر میدید. وحی الهی و تجربهی نبوی را به عرصهی عمومی میکشاند و از بسط تجارب نبوی سخن به میان میآورد. عبدالکریم سروش متفکری بود که آمد تا دین را زمینی کند. از عرش به زیر کشد و بر فرش بنشاند. ادامه مطلب “یک نسل پس از عبدالکریم سروش”
پرسش پیش روی من این است: آیا روشنفکری دینی با همه فراز و فرودش در جوامع دینی و بالاخص قبل و بعد از انقلاب اسلامی ایران اصلا به درد می خورد؟ و اگر بله، به چه «درد» می خورد؟ من تلاش می کنم تا نشان دهم روشنفکری دینی به «درد» می خورد، ولی تا «درد» چه باشد و «درمان» کدام. ادامه مطلب “نوشتار حسین دباغ با عنوان «جایی که خدا هست هم همه چیز مجاز است!»”
نظریه انتخاب عقلانی ، نظریهای است که برخی از صاحبنظران متقدم، به ویژه اقتصاددانان کلاسیک و مردمشناسان اقتصادی و اجتماعی، به آن توجه ویژه داشتهاند و صورت خام ایده انتخاب عقلانی را برخی از آنها پردازش کردهاند. تبیین رفتارهای دینی مردم در دنیای مدرن بر مبنای تبیینهای نظریه دنیوی شدن اهمیت قابل توجهی در جامعهشناسی دین داشت. اما این نظریه به علت پارهای کاستیها نمیتواند تبیین جامع و کاملی را فراهم کند. از همینرو به نظر میرسد نظریه انتخاب عقلانی، به عنوان یک رویکرد جدید در جامعهشناسی دین، میتواند برخی از کاستیهای نظریه دنیوی شدن را جبران کند. این نظریه با تبیینی که از تکثر دینی در دنیای مدرن ارائه میدهد شکل دیگری از دنیوی شدن را مطرح میکند که در خود دین بروز یافته است. این امر اهمیت ارائه نظریههای پساسکولار را افزایش داد تا امکان ارائه تبیین جامعتری از وضعیت دین در دنیای مدرن فراهم شود. بر این اساس، نظریه انتخاب عقلانی دین نشان میدهد که نقش دین در جوامع کاهش نمییابد و دین میکوشد خودش را با اقتضائات جامعه مدرن همراه کرده، در استدلالهای خود از براهین معتبر عقلی مبتنی بر بازار و سود و زیان استفاده کند.
ادامه مطلب “نظریه انتخاب عقلانی دین و دنیوی شدن”
من در باب خودم قائلم که بیشتر از کاری که می کنم، میتوانم انجام دهم.
اما در مورد خودم چند نکته است که هر وقت به آن ها توجه بیش تر داشته ام به همان اندازه تنبلیم را کم کرده است: ادامه مطلب “راه های غلبه بر تنبلی ، مصطفی ملکیان”
من در خصوص موضوع هولوکاست که در فصل آخر کتاب «تولد اسرائیل» به آن اشاره شده و مورد نقد جناب آقای محسن شکوهی در روزنامه «اعتماد» (۱۴ مهر) قرارگرفته، مطلب دیگری افزون بر آنچه در همان فصل گفتهام ندارم. درعینحال چه جناب ایشان و چه سایر دوستانی که انتقاد آقای شکوهی را تأیید کردهاند هم متقابلاً مطلب جدیدی نگفتهاند. همه مناقشه بر سر موضوع هولوکاست هم بر سر این پرسش است: «چرا در غرب که مدعی آزادی بیان است، تحقیق و بررسی موضوع هولوکاست جرم تلقی میشود؟» بسیاری از کسانی که این پرسش را مطرح میکنند در حقیقت به دنبال پاسخ آن نیستند بلکه بیشتر به دنبال تبعات و نتیجهگیری از طرح این پرسش هستند. ادامه مطلب “پاسخ صادق زیباکلام به نقد محسن شکوهی درباره فصل آخر کتاب «تولد اسرائیل»”
سخنان دکتر محمدمهدی اردبیلی در جلسۀ نقد و بررسی ترجمۀ فارسی کتاب «نقد عقل محض» با ترجمۀ بهروز نظری و ویراستاری محمدمهدی اردبیلی در خانۀ کتاب.
این جلسه با حضور مترجم، ویراستار، دکتر حسین هوشنگی و دکتر مالک شجاعی در شهریورماه 1395 در سرای اهل قلم برگزار شد. ادامه مطلب “سخنان محمدمهدی اردبیلی در جلسۀ نقد و بررسی ترجمۀ کتاب «نقد عقل محض»”
شرکت نکردن در انتخابات علل یا دلایل فراوان و گوناگونی دارد؛ از علل احساسی، عاطفی و هیجانی گرفته تا امور عجیب و غریب و چه بسا ناشناخته دیگر. گاهی نیز پای پیشفرضهای نظری در میان است؛ یعنی برخی افراد تصور و ایدههایی در باب سیاست دارند که برمبنای آن در انتخابات حاضر نمیشوند و به تبع، آن را بیارزش و بیفایده تلقی میکنند. چه بسا گاه و بیگاه آن را به سخره هم بگیرند. یکی از آن پیشفرضهای نظری، آگاهانه یا ناآگاهانه، این است که سیاست ذات، هسته یا نومنی دارد که از دسترس شهروندان عادی به دور است و لذا افراد جامعه نمیتوانند در آن نقشی ایفا کنند. به همین علت شرکت در انتخابات کاری لغو و بیهوده و بیفایده است و لذا باید از آن اجتناب کرد. ادامه مطلب “چرا باید در انتخابات شرکت کرد ؟”
در این جستار قصد آن دارم تا راه حل پیشنهادی آرش نراقی در رابطه با “پارادُکس مدارا” را به محک نقد بسنجم. آرش نراقی کوشیده است تا با دفاع “ازحقِ نا حق بودن” صورتبندیای از این حق به دست دهد که قادر به گره گشایی از کار پارادکس مدارا باشد.[1] در ابتدا به اختصار شرحی از پارادُکس مدارا، و از پی آن، راه حل پیشنهادی نراقی ارایه خواهم داد. در ادامه استدلال خواهم کرد که فهم نراقی از مدارا به مثابه احترام به حق ناحق بودن راهی به مطلوب موردنظر نخواهد برد. ادامه مطلب “مقاله آرش نراقی با عنوان «مدارا و “حقِ ناحق بودن”»”
جلسات توضیح دفتر اول مثنوی از ذبیح الله کوشا ادامه مطلب “جلسات توضیح دفتر اول مثنوی از ذبیح الله کوشا”