فمینیسم از جمله مفاهیمی است که افراد و گروههای متفاوت آن را به اشکال کاملا متفاوتی به کار میبرند، گاه به شکلی که این کاربردها کاملا با یکدیگر در تعارض هستند. یکی از واقعیتهایی که به این مسئله دامن میزند، تنوع و تکثر فمینیسمهایی است که در این گونه بحثهای کلی فراموش میشوند. گاه خصیصهی یکی از نگرشهای فمینیستی به تمامی آنها تسری داده میشود و گاه تفاوتهای آنها کماهمیت یا قابل اغماض در نظر گرفته میشوند. گاهی این کار به عنوان یک استراتژی عمدی به کار گرفته میشود. وقتی یک محافظهکار میخواهد کاری کند که مخاطبان همفکر خود را به طور کلی نسبت به پدیدهی فمینیسم و انواع آن بدبین کند، به یک طیف از میان طیف وسیع فمینیسم رادیکال در مورد ازدواج اشاره میکند، بدون اشاره به اینکه همهی فمینیستها و تمامی انواع فمینیسمها، و حتی همه فمینیستهای رادیکال به این دیدگاه پایبند نیستند. وقتی یک علمگرا میخواهد به مخاطبان علمدوست خود بقبولاند که نگرشهای فمینیستی برای علم نامطلوب هستند، به سراغ سخنان فمینیستهای پستمدرن میرود و سخنان آنها در مورد فیزیک را که نشان از ناآگاهی آنها از این علم دارد، بازتولید میکند، بدون اینکه به سخنان بهجا و دقیق فمینیستها در مورد زیستشناسی و علوم اجتماعی اشاره کند. ادامه مطلب “نقد و بررسی کتاب «سیطرهی جنس» اثر محبوبه پاکنیا و مرتضی مردیها”







