در سالهای اخیر شماری از گروههای ستمدیده به شکلی نیرومند مبارزاتی را جهت برابری صورت داده اند. از نمونه کلاسیکِ چنین مبارزاتی می توان به جنبشِ آزادی خواهِ سیاه پوستان اشاره کرد، که خواستار پایان تبعیض و پیش داوری نسبت به خود بودند که سبب شده بود تا آنها به عنوان شهروندان درجه دوّم محسوب شوند. مطالبات فوری جنبشِ آزادی خواه سیاه پوستان و موفّقیتهای اوّلیه اش گرچه محدود بودند، اما به عنوان مدلی برای دیگر گروههای ستمدیده مطرح شدند. ما با جنبش های آزادی خواهِ اسپانیایی-آمریکایی ها، گِی ها، و تنوعی از گروههای حداقلّی آشنا هستیم. زمانیکه یک گروهِ اکثریت—برای نمونه زنان—مبارزاتِ خود را آغاز می کند، برخی پندار می کنند که ما به پایانِ راه نزدیک شده ایم. حتی در نظرِ آندسته از محافلِ آزادی خواهی که به مدت طولانی به آزادیِ خودشان از پیشداوری ها و تبعیض علیه اقلیّتهای نژادی مباهات کرده اند، گفته می شد که، جنسیت پرستی[1] آخرین شکلِ تبعیض بود که باید مورد توافق همگان قرار گرفته و بدون هیچگونه نهانکاری یا تظاهری بدان عمل شود. ادامه مطلب “همهی حیوانات برابرند”