پرسش پیش روی این مقال این است که در دنیای مدرنِ راز زدایی شدهای که علم و دین متواضع گشتهاند، سراغ گرفتن از یقینِ خللناپذیر بسیار دشوار مینماید، انسان خود را بسی بیش از گذشته مختار و حقمدار قلمداد میکند و نه تنها وسایل و غایات این جهان برای او دگرگون گشته، بل تصوّرات و تصدیقات نوینی پیش چشم دارد، و از طرف دیگر، با تحول درک بشر از کیهانشناسی، فضا بر متافیزیک ستبر و پیچیده افلاطونی سخت تنگ آمده، چگونه میتوان سلوکی معنوی و عارفانه ترسیم نمود و از مؤلّفات آن سراغ گرفت؟ ادامه مطلب “هله برخیز و گُشا دامن عشق”







