مدعای اصلی دکتر حامد صفاییپور [1] در این نوشته این است که طرح موضوع یا مسئلۀ «علم و دین» در معنای بررسی رابطۀ دعاوی «علوم طبیعی و متن مقدس» در ایران پیش و پس از انقلاب، یک «شبهمسئله» است. در برابر این مدعا سه پرسش کلیدی پدیدار است: ۱. چرا «علم و دین» برای ما یک شبهمسئله است؟ ۲. در کانون قرار گرفتن این شبهمسئله چه مسئلهای را از دیده پنهان کرده است؟ ۳. تبیین این پدیده چیست و چگونه این «شبهمسئله» جایگزین «مسئله» شده است؟ نگارنده با دامن زدن به تأملاتی درباره چگونگی به تجربه آمدن موضوع علم و دین در ایران پیش و پس از انقلاب، در مقام پاسخ به پرسش نخست و ارائۀ ایدهای اولیه در پاسخ به پرسش دوم برآمده است. نتیجۀ این تأملات، توجهدهی به ارادههای نامعطوف به علم و مسئلۀ «تفکر ترجمهای» در انتخاب مسائل است. ادامه مطلب “شبهمسئلۀ علم و دین در ایران”







