تاملاتی فلسفی-اخلاقی بر پورنوگرافی

تاملاتی فلسفی-اخلاقی بر پورنوگرافی

پورنوگرافی (pornography) یک عنوان مملو از ارزش (value-laden) است. با رجوع به فرهنگ لغتِ آکسفورد و ریشه این کلمه می خوانیم، این واژه که قدمت آن به اواسط قرن نوزدهم بر میگردد، مرکب از دو واژه یونانیِ porne به معنای «فاحشه ها یا روسپیان» و graphein به معنای «نوشتن» است که روی هم رفته به […]

تٲمّلی دربارهٔ «خلّاقیت» و تفاوت خلّاقیت الاهی و خلّاقیت بشری

تٲمّلی دربارهٔ «خلّاقیت» و تفاوت خلّاقیت الاهی و خلّاقیت بشری

تٲمّلی دربارهٔ «خلّاقیت» و تفاوت خلّاقیت الاهی و خلّاقیت بشری

تٲمّلی دربارهٔ «فلسفیدن» و نسبت آن با اشتباه‌ها و اشتیاق‌های آدمی

تٲمّلی دربارهٔ «فلسفیدن» و نسبت آن با اشتباه‌ها و اشتیاق‌های آدمی

 تٲمّلی دربارهٔ «فلسفیدن» و نسبت آن با اشتباه‌ها و اشتیاق‌های آدمی

دوست بدار تا بشناسی!

دوست بدار تا بشناسی!

فرزانگان و دیده‌وران همواره تأکید کرده‌اند که نگاه مجنون می‌تواند حُسن لیلی را دریابد. چنین دیدگاهی مبتنی بر این است که در وجود هر انسانی غنائم و ذخائر ارزنده‌ای از حُسن و جمال نهفته است که تنها بر چشمانی که ذوق‌زده و با ظرافتی عاشقانه به گستره‌ی وجود دیگری می‌نگرند، پدیدار می‌شود. کانون جاذبه و […]

پارادوکس‌های معنوی در اندیشهٔ مولوی

پارادوکس‌های معنوی در اندیشهٔ مولوی

آن نفسی که باخودی، یار چو خار آیدت وان نفسی که بی‌خودی، یار چه کار آیدت؟ آن نفسی که باخودی، خود تو شکار پشه‌‌ای وان نفسی که بی‌خودی، پیل شکار آیدت آن نفسی که باخودی، بستهٔ ابر غصه‌ای وان نفسی که بی‌خودی، مَه به کنار آیدت آن نفسی که باخودی، یار کناره می‌کُند وان نفسی […]

قربانی کردن و چند پرسش

قربانی کردن و چند پرسش

رسم قربانی کردن، رسمی دیرین و دیرپا در میان ادیان و ایین ها و اسطوره هاست. خلاصه عمل “قربانی” این است که من، موجود دیگری ( غالبا یک حیوان) را در پیشگاه خدا یا خدایان قربانی می کنم تا آن خدا/خدایان خرسند شوند و از جانب آن/آن ها به من آسیب و گزندی نرسد. این […]

تٲمّلی دربارهٔ پیوند «هستی» و «نیستی» و «هنرِ تنهایی»

تٲمّلی دربارهٔ پیوند «هستی» و «نیستی» و «هنرِ تنهایی»

مسعود زنجانی: تجربهٔ «نیستی»، انسان را «هست» می‌کند. تجربهٔ هستی، بدونِ تجربهٔ نیستی، ناممکن است. تنها آنکس که رنج را تا انتها بُرده و اندوهِ ابدی را در نهایتِ خویش زیسته، شایستهٔ شادمانی و سزاوارِ رستگاری است. تنها آنکس که از سُویدایِ دل گریسته، توانِ خندیدن به وسعتِ دل را دارد. تنها آنکس که یٲس […]

مرجع ضمیر زندگی

مرجع ضمیر زندگی ، صدیق قطبی

صدیق قطبی: «جمله‌های ساده‌ی نسیم و آب و جویبار فعل لازم نفس کشیدن گیاه اسم جامد ستاره، سنگ اشتقاق برگ از درخت و آنچه زین قِبَل سؤال‌هاست؛ در بر ادیبِ دهر و مکتب حقایقش بیش و کم شنیده‌ایم و خوانده‌ایم نکته‌هایی آشناست. لیک هیچ کس به ما نگفت مرجع ضمیر زندگی کجاست؟»(شفیعی کدکنی) شاید هیچ […]

مرگ با زندگی چه می‌کند؟

مرگ با زندگی چه می‌کند؟

صدیق قطبی: «مرگ، مسأله‌ی زندگان است؛ مردگان هیچ مسأله‌ای ندارند. از میان تمامی موجوداتی که روی زمین می‌میرند، فقط انسان است که مردن برای او مسأله است.»(۱)

دانش بیهوده

دانش بیهوده ، صدیق قطبی

مولانا می‌گوید ما گاهی با ناخن‌های فکر، روح و روان‌مان را زخمی و خراشیده می‌کنیم. گاهی انرژی خود را مصروف گشودن گره‌هایی می‌کنیم که بر کیسه‌هایی تهی بسته شده است و افکار پراکنده به این می‌مانند که روی آینه چیزی بنویسیم و صفای آن را مخدوش کنیم. در مثنوی با این مقدمه از مولانا آمده […]