تقابل حقیقت و مصلحت : ارزیابی نقد حمیدرضا جلائی‌پور بر سخنرانی یوسف اباذری

تقابل حقیقت و مصلحت : ارزیابی نقد حمیدرضا جلائی‌پور بر سخنرانی یوسف اباذری
Print Friendly
تقابل حقیقت و مصلحت : ارزیابی نقد حمیدرضا جلائی‌پور بر سخنرانی یوسف اباذری
۳٫۳۳ (۶۶٫۶۷%) ۳ votes

من در این نوشتار ابتدا گزاره های اصلی سخنرانی آقای دکتر اباذری را بازنویسی می کنم زیرا بر این باورم که لازمه نقد دقیق یک متن، خوانش صحیح آن است.سپس ضمن طرح نقدهای آقای دکتر جلایی پور به ارزیابی آنها می پردازم. به نظر من سخنرانی آقای اباذری از چهار بخش تجویز، توصیف، تبیین و تحلیل پیامد تشکیل شده است …

تقابل حقیقت و مصلحت

من در این نوشتار ابتدا گزاره های اصلی سخنرانی آقای دکتر اباذری را بازنویسی می کنم زیرا بر این باورم که لازمه نقد دقیق یک متن، خوانش صحیح آن است.سپس ضمن طرح نقدهای آقای دکتر جلایی پور به ارزیابی آنها می پردازم. به نظر من سخنرانی آقای اباذری از چهار بخش تجویز، توصیف، تبیین و تحلیل پیامد تشکیل شده است که به ظرح زیر تقدیم می شود:

۱-آقای اباذری دعوت شده بود که در این همایش به اعتدال از منظر جامعه شناسی بپردازد. پیام اصلی او در این سخنرانی برای مخاطبان این بود «ملال و اضطراب وجودی»ِ شما با «مواد مخدر» متافیزیک «قابل پوشاندن نیست» و بهتر آن است که به «این سوی متافیزیک» بیایید تا آدمیان را «امیدوار به فائق آمدن به زمانه ظلمانی جهانی» بکنید. همانطور که خود او در چند سال اخیر از آن سو (جامعه شناسی فلسفی) به این سو (جامعه شناسی تجربی) آمده است.

۲-او در توصیف «وجه ظلمانی این زمانه» به شواهدی از جمله «فقر و فساد (حاکمیت اقلیت ۱ درصدی به اکثریت ۹۹ درصدی) و نیهیلیسم توده ها» اشاره می کند.

۳-او در تبیین این وجه ظلمانی و مظاهر آن، به «تسلط نئولیبرالها بر اقتصاد جامعه» می پردازد که تحت تاثیر «عقلانیت ابزاری به دنبال حداکثرسازی سود به هر وسیله ممکن» هستند و تلاش می کنند از «دخالت مردم و دولت در اقتصاد جلوگیری کنند». نئولیبرالهایی که از منظر آقای اباذری با «قرار گرفتن در مرکز (نقطه اعتدال) از موضع گیری های صریح سیاسی بویژه در زمان انتخابات خودداری می کنند» و می توانند با انواع اقسام احزاب و دولتها کنار بیایند چون این توانایی را دارند که «تاثیر احزاب را خنثی نموده و از دولتها خلع ید کنند». نئولیبرالهایی که برای آنها «بیشینه سازی سود بر هر امر دیگری از مواضع سیاسی احزاب گرفته تا مرزهای سیاسی (بویژه در شرایط شکل گیری بازار جهانی) اولویت دارد».

۴-آقای اباذری در تحلیل پیامدهای چنین وضعیتی به «روی کارآمدن پوپولیستها» (همانها که نئولیبرالها آنها را «مهمترین دشمن» خود می­دانند) اشاره می کند و در بیان مکانیسم چنین پدیده ای به «فقر، استیصال، نومیدی توده ها از یکسو و خشم و نفرت آنها از احزاب و طبقات حاکم» اشاره می کند که «محصول سیاستهای اقتصادی نئولیبرالها»ست.

در این قسمت پیش از آنکه به ارزیابی نقد استاد ارجمند جناب آقای دکتر جلایی پور بپردازم بپردازم لازم است از ایشان برای فرصتی که به منظور اندیشه ورزی در این موضوع فراهم ساختند تشکر کنم.

آقای جلایی پور در نقد نخست خود می نویسند چون اباذری در جایی ادعا کرده است من جامعه شناس تجربی هستم (مقدمه) پس لازم است در سخنرانی خود در همایش عقلانیت و اعتدال، به قواعد روش شناسی تجربی در مدعیات خود پایبند باشد(نتیجه). یعنی شواهد تجربی برای مدعیات خود ارائه دهد. آیا این نقد وارد است؟ پاسخ به چند دلیل منفی است چون اولا هیچ لزوم منطقی بین مقدمه و نتیجه نقد آقای جلایی پور وجود ندارد. یعنی کاملا محتمل است در عین حال که یک نفر در جایی عنوان کرده است من جامعه شناس تجربی هستم، در جای دیگری و در همایشی که مخاطبانش فیلسوفان هستند به روش غیرتجربی (فلسفی) سخن بگوید و در جمع دیگری که مخاطبانش هنرمندان هستند به روش تفسیری ادعایی را مطرح کند و نیز متناسب با جمع عالمان تجربی در مکان دیگری، به روش تجربی مدعای خود را طرح کند. من فکر می کنم به جای آنکه بر اساس مدعیات هویتی آقای اباذری (نظیر اینکه من جامعه شناسی تجربی هستم) برویم و از او شواهد و مستندات مرتبط را درخواست کنیم، بهتر آن است نوع مدعیات ایشان را بررسی کنیم و بر این اساس اعتبار گفته یا نوشته او را ارزیابی کنیم. لذا اگر بازنویسی من از سخنرانی آقای اباذری صحیح باشد، مدعای نخست ایشان که یک مدعای تجویزی (توصیه ای) است که منطقا نیازی به شاهد تجربی ندارد، زیرا منطقا هیچ «توصیه یا تجویزی» از «توصیف» قابل استنتاج نیست. اما مدعیات ۲، ۳و ۴ از نوع تجربی هستند و لازم است شواهد و مستندات تجربی برای آنها ارائه شود.

آقای جلایی پور در نقد دوم مطرح می کنند آقای اباذری برای مدعیات خود شواهد و مستندات تجربی ارائه نکرده است. پیش از ارزیابی این نقد لازم است به این مهم توجه کنیم که اولا صرف عدم ارائه شواهد و مستندات (اعم از تجربی یا سایر انواع) دلیل نمی شود که مدعایی را مردود تلقی کنیم، زیرا رد یک مدعا هم نیاز به شاهد و سند دارد. در چنین مواقعی حداکثر کاری که می توانیم بکنیم این است که بگوییم آن مدعا از دیدگاه ما پذیرفتنی نیست و بس. ثانیا طلب شاهد و سند از مدعی، در یک سخنرانی نیمساعته که حتی فرصت کافی برای طرح مدعا برایش مقدور نیست، انتظار نابجایی است. در چنین مواقعی شرط انصاف در نقد حکم می کند به سایر مکتوبات یا سخنرانی های مدعی مراجعه کنیم و ببینیم آیا در آنجا شواهد و مستنداتی له یا علیه مدعا وجود دارد یا خیر.

با اینحال اگر به توضیحات و محتوای نقد آقای جلایی پور و بسیاری از دوستان دیگر دقت کنیم درخواهیم یافت که هیچیک از این نقدها متوجه مدعای توصیفی آقای اباذری مبنی بر شیوع فقر و فساد و نیهیلیسم در بین توده ها نیست. گویی مشاهدات و تجربیات شخصی مشترکی بین منتقدین و آقای اباذری در این زمینه وجود دارد. حتی به مدعای چهارم آقای اباذری مبنی بر ظهور پوپولیسم در شرایط فقر و فساد و نیهیلیسم حاکم بر توده ها هم کسی نقد نداشته است بلکه عمده نقدها متوجه مدعای تبیینی آقای اباذری مبنی تاثیر نئولیبرالیسم بر فقر و فساد و نیهیلیسم در بین توده ها و از طریق آن بر ظهور پوپولیسم در عرصه سیاسی است.

حال بیایید بررسی کنیم که آیا نقد آقای جلایی پور مبنی بر نبود شواهد و مستندات تجربی برای مدعای تبیینی آقای اباذری وارد است؟ پاسخ در اینجا نیز منفی است. زیرا استناد آقای اباذری به سخنان چامسکی (به مثابه استناد به نظر متخصصین، کارشناسان یا شاهدان عینی)، مصداق ارائه شاهد برای مدعاست. ممکن است گفته شود صرف استناد به سخنان چامسکی دلیل بر اعتبار شاهد نیست، که اگرچه نقد قابل تاملی است اما عجالتا می­توان رای بالای ترامپ در بین نژاد سفید به طور عام و سفیدهای کم سواد به طور خاص، و نیز رای پایین وی در بین نژاد سیاه را به عنوان شاهدی قابل اعتنا برای مدعای چامسکی در نظر گرفت.

آیا مدعای آقای جلایی پور مبنی بر ریشه های سیاسی فقر و فساد (به عنوان تبیین رقیب و جایگزین) صحیح است؟ در این زمینه حداکثر سخنی که می­توان گفت این است که آقای جلایی پور اگرچه از اباذری طلب شاهد و سند می کند اما خود به این مهم پایبند نیست (شاید به این دلیل که برای ایشان نیز مقتضیات لازم فراهم نیست یا در جاهای دیگری مفصل به آن پرداخته اند). با اینحال حتی اگر این مدعای آقای جلایی پور صحیح باشد، باز هم دلیلی بر رد مدعای آقای اباذری نیست. چون اولا آقای اباذری ادعا نکرده اند فقر و فساد و نیهیلیسم فقط و فقط ریشه در نئولیبرالیسم دارد، ثانیا عامل سیاسی خود می­تواند به مثابه یک متغیر میانجی تحت تاثیر اندیشه ها، تصمیمات و اعمال نئولیبرالها بر فقر و فساد و نیهلیسم اثرگذار باشد، ثالثا یک پدیده می­تواند ریشه در چند عامل موازی داشته باشد.

نقد سوم آقای جلایی پور متوجه عدم تعریف اصطلاح نئولیبرالیسم و فقدان سنخ شناسی در این رابطه از سوی آقای اباذری است. در این رابطه نیز اگرچه لازم است به مقتضیات سخنرانی نیمساعته توجه کرده و در سایر نوشته ها یا گفته های نویسنده به دنبال رفع ابهام از واژه ها و اصطلاحات باشیم، با اینحال ایشان در همان سخنرانی به ذکر برخی معیارها در ارتباط با نئولیبرالیسم پرداخته اند که من در خلاصه بازنویسی شده سخنرانی به آنها اشاره کرده ام. با اینحال ممکن است ادعا شود نشانه های مزبور در اقتصاد لیبرال یا سایر موارد نیز مشاهده می شود که نقد آن را به آقای اباذری یا دوستان متخصص واگذار می کنم اما شخصا اعتقاد دارم به لحاظ عملی بررسی ربط نشانه های مزبور با فقر و فساد و نیهیلیسم و به تبع آن با پوپولیسم مهمتر از بررسی ربط آن با اصطلاح نئولیبرالیسم است.

نقد چهارم آقای جلایی پور و برخی دیگر از دوستان، معطوف به این مقطع حساس کنونی! به لحاظ سیاسی است. بدین معنا که ادعا کرده اند طرح چنین سخنانی به تضعیف دولت تدبیر و اعتدال و بهره برداری رقیب سیاسی آن می انجامد. در ارزیابی این نقد لازم است به چند نکته اشاره کنم: اولا آقای اباذری همانند هر آکادمیسین دیگری لازم است پاس حقیقت بدارد تا مصلحت. ثانیا خود این مدعا که طرح چنین سخنانی دارای کارکرد منفی سیاسی برای دولت تدبیر و اعتدال است نیاز به ارائه شواهد و مستندات معتبر دارد. ثالثا برداشت من این است که آقای اباذری در تبیین ساختاری خود به آثار تجمعی منفی ناخواسته ی سیاستهای نئولیبرالهای حسابگر و منفعت اندیش اشاره می کند که می تواند توجه مدیران باهوش و مدبر را به خود جلب نماید تا با تجدید نظر در سیاستها و تصمیمات خود، زمینه فقر و فساد و به تبع آن احتمال شکست خود از رقبای پوپولیست یا غیرپوپولیست را کم کنند و البته می تواند نئولیبرالها را نیز وادار به دوراندیشی کند که چگونه در عین بیشینه نگه داشتن سود شخصی، امکان ظهور پوپولیستها را کاهش دهند.

والسلام

مجید حیدری چروده، ۲۷ آبان ۱۳۹۵

.


.

بازنویسی سخنرانی آقای اباذری در همایش «عقلانیت و اعتدال در جهان معاصر» و ارزیابی نقد آقای جلایی پور بر آن

تقابل حقیقت و مصلحت

نویسنده: مجید حیدری چروده

سایت نویسنده

کانال تلگرام تویسنده

ایمیل نویسنده: charvadeh@hotmail.com

.


.

مطالب مرتبط:

سخنرانی دکتر یوسف اباذری با عنوانِ «عقلانیت و اعتدال در جهان معاصر»

پاسخ حمیدرضا جلائی‌پور به تحلیل اباذری در مورد ترامپ: آدرس غلط می دهید

.


.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *