گریز معنوی ، رویکردی به دین‌گریزی و دین‌گرایی انسان معاصر

گریز معنوی ، رویکردی به دین‌گریزی و دین‌گرایی انسان معاصر
۵ (۱۰۰%) ۱ vote

پرسش: با توجّه به تعریف های متنوعی که در آثار خود از دین داشته‌اید مثل دینِ یک، دینِ دو و دینِ سه و از آن‌جا که در جایی فرموده بودید که بیشتر به جنبه کارکردی دین قائل هستید، مفهوم و پیده «دین‌گریزی» را در منظومه معرفتی خود چگونه تعریف و تحدید می‌کنید و آیا آن را یک «فرایند» می‌دانید یا یک «فرآورده»؟

مصطفی ملکیان: به همان صورتی که اشاره فرمودید، من ابتدا «دین‌گریزی» را ایضاح مفهومی می‌کنم و بعد در باب اینکه آیا دین‌گریزی یک فرایند است یا یک فرآورده توضیح می‌دهم.برای ایضاح مفهوم دین‌گریزی، به نظر من سه نکته باید در ابتدا مطرح شود. نکته اوّل اینکه مراد ما از دین، دین تاریخی و نهادینه است یا دین غیرتاریخی و غیرنهادینه؟ اگر چه می‌توان دین را هم به صورت تاریخی و نهادینه و هم به صورت غیرتاریخی و غیرنهادینه تعریف کرد امّا مجموعه سؤالات شما نشان می‌دهد که بیشتر به دین تاریخی و نهادینه توجّه کرده‌اید، چون اگر مراد شما از دین، دین تاریخی و نهادینه نمی‌بود و دین غیر تاریخی و غیرنهادینه بود. چیزی به نام دین‌گریزی نمی‌توانست مورد تأکید شما باشد. چیزی که شما از آن تعبیر به دین‌گریزی می‌کنید گریز از دین است. امّا گریز از دین تاریخی و نهادینه. بنابراین فرض را بر این می‌گذاریم که شما گریز از دین تاریخی و نهادینه را مورد بحث قرار می‌دهید . . .

رویکردی به دین‌گریزی و دین‌گرایی انسان معاصر در گفتگو با مصطفی ملکیان

دانلود pdf گریز معنوی

3 نظر برای “گریز معنوی ، رویکردی به دین‌گریزی و دین‌گرایی انسان معاصر

  1. باز از باغ طرب زمزمه ای میشنوم
    گوییا رنگ غم از صفحه دل زائل شد
    عقل دیوانه شد از شعشعه دولت عشق
    عشق تا بطن جنون امده و عاقل شد
    خواجه محمد انصاری

    انچه که هم لازم است هم مفید است و وعده خداست و هم اصالت داشته
    در مسیر تکامل ادیان است

    پروژه دین نوین جهانی چیست؟
    *
    دین نوین جهانی را باید بخشی از پروژه نظم نوین جهانی و برگرفته از آموزه های پساساختارگرانه‏ی متفکران و استراتژیست های پست مدرن غرب دانست. این ایده که تحت عناوینی چون دین واحد جهانی و سازمان ادیان متحد در حال رشد است، بسیار نو پا بوده و در واقع به بازار داغ فرهنگی سال های آینده تعلق دارد. پیش بینی می شود با تمهیدهای رسانه ای تدارک شده در سال های آتی جریان فرهنگی مرتبط با این ایده به سرعت گسترش یابد و محصولات متنوع تصویری و مکتوب مرتبط با آن به بازارهای فرهنگی سراسر دنیا سرازیر شود.

    . پروژه دین نوین جهانی برخلاف آنچه که شاید از عنوان آن به ذهن متبادر شود به دنبال از میان بردن تمام ادیان و معرفی یک دین جدید و واحد جهانی نیست. با این حال مکانیسم پروژه دین نوین جهانی به نحوی است که سبب می شود اصول عقاید و آموزه های متافیزیکی مشترکی مورد پذیرش پیروان تمام ادیان قرار گیرد و پیروان تمامی ادیان و حتی افراد لائیک و غیر دینی همگی زندگی خود را بر اساس این آموزه ها تنظیم نمایند.

    به این ترتیب در عین حال که در ظاهر هیچ یک از ادیان مورد تعرض قرار نگرفته است، آموزه های عقیدتی مشترکی در مناطق مختلفِ فرهنگی و مذهبیِ زمین حاکم خواهد شد. تحقق این هدف، از پیش نیازهای غیر قابل چشم پوشیِ آن چیزی است که نظم نوین جهانی نامیده می شود.

    the Religion of God
    Based on the experience of being inspired by God, (During the moments of Inspiration God made me His Son) I came to the conclusion that the most modern progressive and intellectually advanced religion, that was gifted to the world by God in the beginning of the new millennium (Y2K) IS the religion of God or God’s religion. ( Thought wisdom. intelligence and conscience ) This religion is not Islam, is not Christianity and is not Judaism or other presently known religions.
    God’s religion may not be called by any other name
    The meaning of this religion is as follow:
    After we become knowledgeable and educated sufficiently enough to know what God is (through understanding the theories, explaining the physical quality of God as Thought and conscience) then we may become able to communicate with God and become qualified to choose the proper way of our lives for ourselves. These ways of life are expected to be associated with consideration of divine and humanistic moral values as are understood by the person also are expected to be associated with kindness, fairness, compassion and respect to the social, personal and legal rights of other human beings.
    The final Judgment and punishment for any wrongdoing, which is beyond the legal jurisdiction will be rendered only by God not by other human beings.
    The study of some of the verses in the Divine books indicate that God had promised the coming of such a day and such a religion (example is Surah Nasr in Quran), “When there come the help of God and the victory and you see men entering the religion of God in companion, then celebrate the praise of God and ask his forgiveness. He is oft-returning to mercy”. (110: 1-3)
    Following study and understanding of the theory of feeling and senses we will become able to communicate with God scientifically by using the creative power of our conscious and subconscious mind, also through meditation and creative visualization.
    It is logical to emphasize that the religion of God is specially suitable for the present atheists who do not believe in God as well as the agnostics who are not sure about Gods existence also for some intellectuals and some religious people who have faith in God but do not know what God is and how He physically and spiritually functions to regulate the affair of the universe.
    It is conceivable to realize that the follower of the other religions may keep their name, their faith and their beliefs as it is now, as long as they understand the meaning of the Religion of God. They will be loved by God as far as they keep their faith on God and are pure in their hearts, avoiding acts of aggression and occupation or imposing their ideas to others by force unjustifiably, those who avoid wrong doings according to their conscience and logical standards.
    By understanding the Religion of God and following the teaching of their present religions the followers of all obsolete religions will be loved by God and will be rewarded by Him. This rule applies specially to the Jewish people who have been righteous in their hearts and kept their traditions alive and did not convert to unknowns. ( As Einstein says, the real knowledge is experience everything else is information )
    Through the study and understanding of the theory of feeling and sense all religions will automatically evolve in the heart of the believers and lead to progression of the persons and their ideologies.

    Other Religions of The world
    Other religions include Judaism, Christianity, Islam, Sikhism, Hinduism, Buddhism, Bahai, Confucianism, Rosicrucianism, Shinto, Taoism, Gnosticism, Scientology-Zoroastrianism and others. Some of these religions have already disappeared probably because they could not fulfill the social, personal and spiritual needs of the people as time progressed. Also did not lead humanity to peace and prosperity

  2. توحید
    یکی از أرکان أساسی دین اسلام توحید یا یگانگی خداست.
    منظور از یگانگی خدا این است که تمام خدایانی که در طول تاریخ شناخته شده اند همه انها یکی هستند نه خدایان متعدد.
    این خدا در اقوام و ملل مختلف و در زمانهای مختلف با نامهای مختلف شناخته شده است چون خدا برای انها با ان نام ها تظاهر کَرده است مانند اهورا مزدا خدا پروردگار یزدان، الله ، God، روح القدس ، Holy Spirit، خداهای قدیم هندو و یونان و غیره.

    از طرفی دیگر بقول اقای خمینی نام اعظم خداوند برای هر شخص یا هر قومی نامی است که خداوند با ان نام برای ان شخص یا ان قوم تظاهر میکند. ( مثلا نام اعظم خداوند برای یک شخص اتییست جهل و نادانی و پوچی است) … برای اعراب الله است و برای زردشتیان اهورامزدا و غیره ….. . و البته هر گروهی صفاتی را برای خدا قائل شده اند حتی بدون اینکه بدانند خدا چیست.
    *
    منظور از توحید این است که همه این خدا “ها” که در طول تاریخ بیان شده اند یکی هستند نه خدا های متعدد.
    همین خدا بود که با به حضرت محمد الهام کَرد و کتاب قران را به او الهام کَرد،…. همین خدا بود که بصورت حضرت عیسی ( و نیز بصورت امام دوازدهم شیعیان ) بصورت یک انسان بمیان مردم امد تا زندگی را شخصا تجربه کند و راه صحیح را اموزش دهد ……همین خدا بود که با حضرت موسی و بزبان او با او تکلم کَرد ……. و نیز همان خدا هست که به اینجانب الهام کرد و با نام اعظم خود برای من تجلی کَرد ( فکر و اندیشه و خرد ).
    *
    الهام خدا به انسانها و در زمان های مختلف برای پیشبرد مقاصد خود در مورد اموزش ،راهنمایی و إصلاح بشر بوده است و نیز برای ایجاد صلح و ارامش در میان انها در عین حال اموزش خدا به انسان هاست.
    .
    بنظر من الهام خدا به حضرت محمد برای این بود که پشتیبانانی برای مرام حضرت عیسی که از طرف کلیمیان طرد شده بود و نیز در ان زمان مانند امروز مسیحیان نیز براه تشتت رفته بودند ایجاد کند …… و الهام خداوند بمن نیز برای این بود که خدا شناخته شود و دین جدیدی که مورد قبول همه مؤمنین باشد ایجاد گردد. چونکه از نظر دینی و در نظر خدا ( مطابق انچه که من متوجه شده ام ) موقعیت زمان حاضرو مکان إیجاب می کند که دین جدید و کامل تر و قابل فهم تر با دانشی جدید و دلپذیر برای مردم ایجاد شود تا ایجاد رضایت مردم، شناخت خدا و شرایط اتحاد بین مردم با همدیگر و نیز اتحادی در بین مردم ، ادیان ، بین مردم و خدا ایجاد شود. وکینه ها و کدورت ها و دشمنی های عقیدتی و دینی بتدریج زوده شود بلکه دلها از کینه و حسد وطمع که و نشأنی از شیطان دارندخالی شوند و بجای انها مهر و محبت و عشق و مهربانی و ایمان که تجلی خداوند هستند جایگزین گردند.
    .
    در لحظات إلهامی که اینجانب از خداوند داشتم خدا مرا فرزند خود کَرد …. این موضوع در نظر عوام و ادیان ممکن است بگونه ای کفر و غیر ممکن جلوه کندو یا حتی برای ان در محکمه عوام و علما حکم إعدام صادر شود ولی حقیقتی است که واقعیت ان در اینده اشکار خواهد گردید ( البته این واقعیت بصورتی در کتب قران و بایبل پیش بینی شده است که انشاءالله در اینده بررسی خواهد شد )
    .
    بهر حال بدنبال إلهامی که از خدا داشتم و با شناخت نام اعظم او و پی بردن به تصمیم خداوند در مورد انتخاب من برای موضوع الهام و بدنبال مطالعات لازم متوجه شدم که دینی را که خداوند برای اینده انسانیت در نظر دارد دین خداست
    .
    منظور از دین خدا این است که پس از اینکه فردی خدا را شناخت و بنام اعظم او پی برد ( فکر و اندیشه و دانش و خرد با داشتن مقام خدایی ) صلاحیت این را خواهد داشت که روش زندگی و اعتقادات خود را خودش تعیین کند البته با مراجعه به فکر و دانش و عقل و وجدان خویش که خداوند در انها نفوذ دارد. ( در این صورت شخص لزومی ندارد که گفته های پیغمبران را اگر به انها معتقد نیست شیوه راه خود قرار دهد )…… با علم به اینکه اگر در قضاوت خود راه غلط را انتخاب کند و اگر مستحق تنبیهی باشد ان تنبیه خود بخود از طرف خدا صورت خواهد گرفت ( چه در این دنیا و چه در دنیای اینده )
    البته وجود هر نوع إیمانی نیز در این تصمیم گیری ها اثر دارد ولی ایمان فقط جنبه شخصی و خصوصی دارد. لذا اگر شخص مؤمنی بخواهد که چشم و گوش بسته پیرو اخوند ها و علماء دین باشد اشکالی ندارد میتواند باشد ولی ان شخص حق ندارد که عقائد خود را بدیگران تحمیل کند همانگونه که علماء دین نیز حق ندارند که عقائد خود را بدیگران تحمیل کنند و همانگونه که من نیز حق ندارم که عقائد خود را بدیگران تحمیل کنم و همانگونه که وظیفه پیغمبران نیز فقط مشورت و نصیحت و انجام اوامر خدا بود و نیز همانگونه که خداوند نیز اراده خود را بصورت تکوینی تنظیم میکند …..
    چونکه همانطور که میدانیم هر کسی عقل و هوش دارد و میتواند راه زندگی خود را خودش انتخاب کند و احتمالا خود خدا در انتخاب او نفوذ دارد …….. ولذا أفراد و جامعه و حکومت ها حق ندارند که به او ایرادی گرفته یا تنبیهی وارد کنند مگر این که عمل او خلاف قانون قوم باشد
    اطاعت مطلق از پیغمبران بر کسی واجب است که فکر میکند خودش عقل و تفکر ندارد و شکاک است و نمیتواند راه درست را انتخاب کند. و نیز باید دانست که اگر پیغمبران امروزه در قید حیات بودند گفته های دیگری میگفتند که در خور وضع امروز روزگار باشد و اگر خداوند در زمان حاضر قران را به به هر پیغمبر الهام میکرد( یا دیکته میکرد ) ایه های مرتبط با زمان حاضر را میگفت )
    .
    از انجاییکه علم ودانش و تمدن انسانها پیشرفت میکند خداوند نیز برنامه ها و تصمیمات خود را برای پیشرفت مردم و خرد مردم همواره تکمیل میکند تا به اندازه فهم و شعور و خرد روز مردم باشد و انها را بجلو پیش میبرد نه اینکه عقبگرد کند و به قهقرا ببرد و یا فناتیک و رادیکال سازد.
    ادیان گذشته برای زمانهای گذشته بود و دیگر نمیتواند اتحادی برای مذاهب مختلف و أفراد مختلف ایجاد کند تمدن جدید ( گرچه ایرادات خود را دارد ) محتاج به عقائد و أفکار و دانش پیشرفته تری است که بتواند جوابگوی احتیاجات فکری و معنوی أفراد و ملت ها و ادیان مختلف باشد.
    ناتمام
    *************

    سُوۡرَهُ الزُّمَر ۳۹
    لَّوۡ أَرَادَ ٱللَّهُ أَن یَتَّخِذَ وَلَدً۬ا لَّٱصۡطَفَىٰ مِمَّا یَخۡلُقُ مَا یَشَآءُ‌ۚ سُبۡحَـٰنَهُ ۥ‌ۖ هُوَ ٱللَّهُ ٱلۡوَٲحِدُ ٱلۡقَهَّارُ (۴)
    +++++++++

    مَا کَانَ لِلَّهِ أَن یَتَّخِذَ مِن وَلَدٍ۬‌ۖ سُبۡحَـٰنَهُ ۥۤ‌ۚ إِذَا قَضَىٰٓ أَمۡرً۬ا فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ ۥ کُن فَیَکُونُ (٣۵) وَإِنَّ ٱللَّهَ رَبِّى وَرَبُّکُمۡ فَٱعۡبُدُوهُ‌ۚ هَـٰذَا صِرَٲطٌ۬ مُّسۡتَقِیمٌ۬
    ***************
    و انالله الهمنی والله اتخذا منی ولدا – دکتر هرمز محتشمی – جولای ۳ – ١٩٨۶ میلادی
    ******************
    …قُلۡ إِن کَانَ لِلرَّحۡمَـٰنِ وَلَدٌ۬ فَأَنَا۟ أَوَّلُ ٱلۡعَـٰبِدِینَ ….سوره الزحف (۴٣) ایه ٨١
    ناتمام.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *