درس‌گفتارهای «فلسفه‌ی تحلیلی، مروری بر موضوعات» از محمود خاتمی

درس‌گفتارهای «فلسفه‌ی تحلیلی، مروری بر موضوعات» از محمود خاتمی
۳٫۷ (۷۳٫۳۳%) ۱۲ votes

فلسفه ی تحلیلی یکی از جریان های مهم و پویا در فلسفه ی غرب است. این مکتب فلسفی از ابتدای پیدایش تا به امروز، مراحل و تطوراتی را از سر گذرانده است. به چند روش می توان یک مکتب فلسفی را مرور کرد که یکی از آن ها بررسی مسایل و موضوعات مهم آن است. در درسگفتار پیش روی، مروری بر مکتب فلسفه ی تحلیلی بر اساس سه موضوع محوری معنی، صدق و توجیه می شود و در ذیل هر موضوع به نظریات مهم در این مکتب فلسفی اشاره می شود. در خلال بحث ها، بسیاری بررسی های تطبیقی میان فلسفه تحلیلی و دیگر فلسفه ها نیز بیان می شود.

.


.

جلسه اول

صوت | متن

موضوعات مطرح شده:

۱- سه مساله ی محوری فلسفه ی تحلیلی
۲- پیشینه ی فلسفه ی تحلیلی و عوامل موثر در پیدایش آن
۱٫ نومینیالیزم قرون وسطی:
۲٫ ظهور علم تجربی مدرن:
۳٫ اندیشه های هابز:
۴٫ تجربه گرایی قرن هفدهم:
۵٫ پایگاه شناخت شناسی کانت:
۳- خصوصیات فلسفه ی تحلیلی:
۱٫ کریتیکال و نقدی بودن:
۲٫ متدولوژیک بودن:
۳٫ تجزیه شدن فلسفه:

در فلسفه تحلیلی، فلسفه بخش بخش و جزء جزء می شود، دیگر خبری از نگاه های کلان هایدگر یا ملاصدرا نیست و شما می توانید در حوزه ای متخصص باشید، ولی از حوزه های دیگر اطلاع چندان نداشته باشید یا بی اطلاع باشید. به قول لیوتار در کتاب وضعیت پست مدرن، علم در زمانه ی ما انقدر تخصصی شده که از درونش جهل بیرون می آید. همین سخن را می توان در باب فلسفه ی تحلیلی گفت و به نظر می اید مسائل انسانی و اخلاقی که همیشه در فلسفه محوریت داشته، گم شده است. در راستای همین آرمان است که یقین کانت، یقین علمی است. در پی علمی کردن مابعدالطبیعه است. یا هیوم می خواهد اخلاق را مانند فیزیک نیوتون تدوین کند. اصلا یقین مدرنیته علمی است. اگر رقیب فلسفه در قرون وسطی دین است در مدرنیته علم است.

.


.

جلسه دوم

صوت | متن

موضوعات مطرح شده:

نظریه های معنا
نظریه ی دلالت:
۱- بحث قضایا
۱٫ نظریه ی فرگه و راسل
۲٫ نظریه ی ویتگنشتاین اول
۳٫ سه نکته ی پایانی درباره ویتگنشتاین اول
۱٫کانت و ویتگنشتاین:
۲٫نسبت میان قوه ی حکم و تجربه گرایی منطقی:
۳٫تفاوت باور و شناخت:
۴٫ محوریت زبان در دو دوره ی نظریه ی ویتگنشتاین:

ویتگنشتاین اول، کانت قرن بیستم است، از دو جهت:۱- این که نحوه ی بحث او کریتیکال است و حدود عقل نظری، عقل عملی، فاهمه و قوای معرفتی را مشخص کرده است.۲- مانند کانت با تعیین حدود معرفت، خارج از آن را محدوده ی راز می داند. که شبیه عالم نومن کانت است و شامل گزاره های اخلاقی، هنری، دینی و…… می شود.

.


.

جلسه سوم

صوت | متن

موضوعات مطرح شده:

۱- نظریه ی دلالت
۱٫ ویتگنشتاین و پوزیتیویسم منطقی
۲٫ تئوری دلالت در باب اسماء خاص
۲- نظریه ی استعمال
کاربرد نظریه ی استعمال در علوم انسانی
۳- نظریه ی عدم تعین معنا
۱٫ اصول نظریه ی کواین
۲٫ نظریه ی معنایی کواین

برشی از جلسه
ویتگنشتاین در دوره ی دوم خود، کثرت انگار می شود و ساختار واحد عقلانیت و زبان را نمی پذیرد. و هر کس می تواند در بازیهای زبانی متفاوتی بازی کند. در صحنه های فرهنگی نیز همین گونه است و برخی نیز این نظریه را در تاریخ فرهنگ ها مطرح کرده اند. و بر اساس آن تعامل و تکثر فرهنگی را تبارشناسی کرده اند. مناسک دینی را نیز می توان طبق این نظریه توضیح داد.
پست مدرن ها به بازیهای زبانی ویتگنشتاین بسیار علاقه دارند، مثلا دولوز و لیوتار که غیر هایدگری اند، عاشق ویتگنشتاین دوم اند. یا مثلا وینچ با تاثر از این نظریه، مباحثی را در باب فرهنگ، زبان و علوم اجتماعی طرح می کند. خود ویتگنشتاین در دوره ی دوم خود، به شدت از نگاه کلاسیک به فرهنگ و زبان متنفر بود.

.


.

جلسه چهارم

صوت | متن

موضوعات مطرح شده:

۱- نظریه ی عدم تعین معنا
۱٫ موضع مترجم افراطی
۲٫ کل گرایی معنایی
۲- نظریه ی سمنتیک
۱٫ تفکیک زبان صوری و طبیعی
۲٫ انکار معنا
برشی از جلسه
از نظر قایلان به نظریه ی سمانتیک، چیزی به نام معنا وجود ندارد، و آن چه به آن معنا گفته می شود، شرایط صدق است. احراز شرایط در قضیه ای در حکم معناداری آن است. به عبارت دیگر معنا یعنی صدق، اگر قضیه ای با معناست، در وقت ابراز آن، به صدق آن اذعان کرده اید. یعنی چون صادق است، با معناست، نه این که چون معنادار است، صادق است. این سخن نیز ناظر به تفکیک بیان شده در باب زبان است.
قائلان به نظریه ی سمانتیک قائل اند که چون زبان صوری، مضمر در زبان طبیعی است، موجب خلط میشود، و برخی خصوصیات زبان صوری مثل معنا، صدق و کذب به اشتباه به زبان طبیعی، نسبت داده می شود. معناداری نیز پیشتر بیان شد که مربوط به شرایط صدق است.

.


.

جلسه پنجم

صوت | متن

نظریات صدق
۱- نظریه ی مطابقت
۱٫ تفاوت مطابقت سنتی و جدید
۲٫ انواع مطابقت
۳٫ اشکال مهم به مطابقت کامل و پاسخ ها به آن
۲- انسجام گرایی
۱٫ مولفه های انسجام گرایی
۲٫ انواع انسجام گرایی

اشکال مهمی که به نظریه ی مطابقت کامل وارد است این است که وقتی می گویید قضیه با نفس الامر مطابقت کامل دارد، از کجا احراز کرده اید که آن چه در ذهن شما بوده، دقیقا همان است که در عالم خارج است؟ دو حالت دارد، یا از موضع خداوند دانای کل باید وارد شوید و بگویید تطابق برقرار است یا برای مطابقت دلیل و شاهدی بیاورید که در قالب گزاره است و در آن بحث مطابقت پیش می اید و تسلسل رخ می دهد. طبیعتا استناد به شهود عقلی، مقبول این نظریه نیست، و گریزی هم نیست، یا باید به شهود عقلی و علم حضوری و……. معتقد شد یا متوسل به خدا و پیغمبر شد که دکارت بیان میکرد.

.


.

جلسه ششم

صوت | متن

ادامه ی بحث نظریات صدق
۱- پراگماتیسم
۲- قراردادگرایی
نظریات توجیه
۱- مسایل معرفت شناسی
۱٫ معضل گتیه
۲٫ پاسخ ها به معضل گتیه
۲- تقسیمات نظریات توجیه
۱٫درون گرایی و برون گرایی:
۲٫ بر حسب ملاک توجیه:
۱- نظریه ی علّی:
۲- دلایل جامع:
الغاءپذیری:
قرینه گرایی:

نظریه ی پراگماتیسم فارغ از این که معیاری برای صدق است، خود در مقیاسی بزرگ تر، یک مکتب فلسفی آمریکایی و سویه ی اصلی فرهنگ و تعلیم و تربیت آمریکایی است.
در پراگماتیسم، ملاک صدق این است که عملا نتیجه ی آن معرفت، دارای مصلحت و کارآمدی باشد. این ایده ی مشترک بین تمام پراگماتیست هاست، که فایده و مصلحت را تنظیم کننده ی قضایا می دانند. در این نظریه، چون نفس الامری وجود ندارد. هر قضیه ی صادقی بنا به شرایط، گشودگی و امکان تغییر دارد.

.


.

جلسه هفتم

صوت | متن

موضوعات مطرح شده:
انسجام گرایی و مبناگرایی
۱- مبناگرایی و مسایل آن
۱٫ ملاک های پایه ای بودن باور
۲٫ ماهیت باور پایه
۳٫ ارتباط میان باورهای پایه و غیر پایه
۱٫تولیدی و غیر تولیدی
۲٫استنتاجی و غیر استنتاجی
۳٫مراد از قید علی
۴٫دو روایت معرفتی و معتدل
۵٫اشکالات رویکرد معرفتی
۶٫تفاوت میان رویکرد معرفتی و معتدل

در باب ماهیت باور پایه نیز دو نظریه ی عمده مطرح شده است:۱- ماهیت منطقی،۲- ماهیت روانی. اگر قائل شویم که پایه بودن با معیار اثبات می شود، قائل به وجه منطقی شده ایم و اگر قائل شویم پایه بودن، ملاک عینی مشخصی ندارد، بلکه وجه روانی و درونی دارد، مانند دکارت، قائل به نظریه ی دوم شده ایم. در این میان مبناگرایی معتدل، اما باورهای پایه را غیر قابل شک نمی داند و برای پایه بودن معیارهای آزادتری قائل است.

.


.

جلسه هشتم

صوت | متن

۱- مساله ی اذهان دیگر در معرفت شناسی
۲- پاسخ دکارت به معضل اذهان دیگر و نقد آن
۳- نقد ویتگنشتاین به دلیل قایلان به وجود اذهان دیگر
۴- دو معضل عمده ی عدم اثبات اذهان دیگر
۵- راه کار ویتگنشتاین برای پاسخ گویی به اشکالات یاد شده

رفع شکاکیت، مستلزم پذیرفتن اذهان دیگر است، یعنی معرفت‌هایی هستند که برای همگان قابل توجیه‌اند و این مستلزم این است که مکانیسم اذهان همانند یکدیگر باشند. اصلا معرفت شناسی معاصر مبتنی بر این غرض است که ذهن انسانها ساختار منطقی واحدی دارد که می‌تواند از باورهای مشترک، منطقا به نتیجه واحد برسد. به بیان دیگر مبناگرایی امکان شناخت را قبول دارد و در پی این است که معرفت را باوری در دسترس همگان قرار دهد. خطر solipsism هم این است که انسان در این صورت مثل موناد لایبنیتس می‌شود. در درون خودش محصور است و فقط قیاس به نفس رخ می‌دهد و من شخصی دکارتی و موناد لایبنیتسی باقی می‌ماند. همه چیز را من از منظر خودم ببینم.

.


.

جلسه نهم

صوت | متن

موضوعات مطرح شده:

۱- انسجام گرایی در توجیه
۲- مولفه های انسجام گرایی در توجیه
۳- مبنای توجیه در انسجام گرایی
۴- دو روایت انسجام گرایی
۵- برخی محسنات انسجام گرایی
۶- اشکالات به انسجام گرایی و پاسخ ها به آن ها

از دید انسجام‌گرایی، ذهن انسان، ساختار انسجام‌گرایانه دارد و می‌گویند همه ی فلاسفه در طول تاریخ انسجام‌گرایند. اما واقعیت تاریخی این است که فلاسفه در طول تاریخ مبناگرا بوده‌اند. انسجام‌گراها، مبناگرایی را نیز انسجام‌گرایانه می‌دانند و نفس الامر را نیز درون مجموعه ای از گزاره های مبناگرایانه لحاظ می کنند. به بیان دیگر در انسجام گرایی با لحاظ نفس الامر به عنوان یک مولفه ی انسجام گرایانه، دیگر عنصر کاشفیت در نظریه های معرفتی وجود نخواهد داشت و مفهوم خطا نیز متفاوت می شود. و خطا لحاظ مجموعه ای از نظریات منسجم بر اساس مجموعه ای دیگر از نظریات منسجم است. صرفا با مجموعه های هم ارزی مواجه ایم که باید در بین آن ها دست به انتخاب بزنیم.

.


.

جلسه دهم

صوت | متن

۱- دو نکته
۱٫ معیار سازگاری در انسجام گرایی:
۲٫ تفکیک بین حیث هستی شناسانه و معرفت شناسانه:
۲- ادامه ی اشکالات به انسجام گرایی
۱٫ شخص محوری و تقابل با واقع گرایی
۲٫ پاسخ انسجام‌گرایان به اشکال شخص محوری و تقابل با واقع گرایی
۳٫ اشکال تسلسل و پاسخ انسجام گرایان

معیار سازگاری در انسجام‌گرایی بر توافق عام مبتنی است. انسجام گرایان چون فیلسوف مدرنیته هستند، در حوزه شناخت شناسی قائل به یک ساختار واحد برای ذهن انسانها هستند که دکارت تصریح به این مطلب دارد. به بیان دیگر انسجام‌گرایی این نیست که هرکس برای خودش یک نظام معرفتی داشته باشد و شناخت اصلا فردی نیست، بلکه شناخت در بین ارتباط افراد انسان معنا دارد. و الا از حوزه باور بیرون نی رود. شما وقتی می‌گویید من شناخت علمی دارم یعنی باور شما در مجموعه سازگاری است که دیگران هم این باور را در این مجموعه سازگار می‌پذیرند. در واقع اینترسابژکتیویتی در انسجام‌گرایی لحاظ شده است و اساسا توجیه در مطالبه دیگران است که لزوم‌ می‌یابد.

.


.

جلسه یازدهم

صوت | متن

موضوعات مطرح شده:

۱- مولفه های انسجام گرایی
۲- ارتباط توجیه و صدق
۳- بررسی و نقد نظریه ی deconstructionism
۴- نقد و بررسی روش فلسفه ی تحلیلی

شناخت شناسی اصولا یک موضع انتقادی است و پایگاه کانتی دارد. بعد از کانت برخی چون نیچه، هایدگر و گادامر، اساسا از معرفت شناسی و خصوصا معرفت شناختی فارغ از هستی شناسی عبور کردند، ولی برخی نیز ملتزم به معرفت شناسی غیر انتقادی شدند که پولانی از این دسته است. در رویکرد غیر انتقادی پولانی، معرفت ناظر به جنبه های عملی می شود، و با صبغه ی وجودی این نظریه، این فرآیند بازسازی از آن نظر که جزیی از قوای معرفتی ماست، غیر ارادی دانسته می شود. پلانی در فلسفه ی خویش، نظریه ای خاص در معرفت شناسی را اتخاذ کرده است که همان ایده ی بازسازی معرفتی است. این نظریه با اقتباس هایی از پدیدار شناسی هایدگری، ساختارهای معرفتی را فرع بر تحولات وجودی می داند. و معتقد است دستگاه شناختی ما به صورت دائمی، در حال بازسازی معرفت های ما به نحو وجودی است.

.


.

درس‌گفتارهای «فلسفه‌ی تحلیلی، مروری بر موضوعات»

دکتر محمود خاتمی | دانشگاه تهران | ۱۳۸۳

کانال تلگرام محمود خاتمی

.


.

6 نظر برای “درس‌گفتارهای «فلسفه‌ی تحلیلی، مروری بر موضوعات» از محمود خاتمی

  1. خیلی عجیبه که درسهای آقای خاتمی را با اون سوابق انتحال و تقلب گسترده اینجا گذاشته اید. آقای خاتمی حتی یک عذرخواهی مختصر هم نکرد. با این کار اعتبار سایت مخدوش می شود.

    1. جناب میلاد این درسگفتارها هنوز یکی از بهترین منابع برای ورود به فلسفه ی هایدگر است. این که استادی در مقاله اش رفرنس نداده باشد (یا حتی کپی کرده باشد) در تناقض با کامل و جامع بودن درسگفتارهایش نیست.

  2. خیلی عجیبه که اولا به راحتی در مورد دیگران قضاوت میکنیم .

    و عجیبت تر اینه که بدون هیچ ارتباط منطقی ای ، شقایق و گودرز را به هم ربط میدهیم . به ما چه مربوط که فرانسیس بیکن متهم ( و یا مرتکب ) به فساد مالی بود ؟ ما ارغنون نوی او را میخوانیم و بهره خویش میگیریم . بقول معروف لاتنظر من قال ، انظر الی ما قال .

    نکته اخر اینکه اگر اقای خاتمی حتا یک کتاب خوب نوشته یا ترجمه کرده بود ، ما تا قیام قیامت به او مدیونیم . دنیا را سیاه و سفید نبینیم . هر کسی محاسنی دارد و معایبی . افراد معصوم و اینها قصه های کلثوم ننه است .
    شخصا از جناب محمود خاتمی تشکر و سپاس دارم . و ارزوی طول عمر ، سلامتی برای ایشان دارم.

  3. جناب منوچهر،

    نمی دانم منظور شما از اینکه «به راحتی درباره دیگران قضاوت می کنیم» چیست. تقلب آقای خاتمی کاملا محرز و مسلم است، تا جایی که مجله ارگانون اف مقاله ایشان را از سایت خود حذف کرد و توضیحاتی درباره آن ارائه کرد. موارد مفصل و محرز دیگری هم وجود دارد که اگر حوصله داشته باشید با یک جستجوی ساده می توانید از آن گاه شوید (اگر هم حوصله نداشتید لینک آنها را همین جا برایتان می گذارم). در این چند سال هم هیچ توجیه یا توضیحی از جانب اقای خاتمی در این باره ارائه نشد. انتحال آن قدر واضح و گسترده است که جای هیچ توجیهی را باقی نمی گذارد.

    اصلا همه اینها به کنار. تقلب ایشان از جانب کمیته دانشگاه تهران هم محرز تشخیص داده شد، و جریمه ای هم بابت این امر برای ایشان در نظر گرفتند (از جمله یک سال ممنوعیت از تدریس). اگر از این هم اطلاع ندارید از دانشجویان فلسفه دانشگاه تهران بپرسید. البته مجازاتی که برای آقای خاتمی در نظر گرفتند هیچ تناسبی با میزان تقلب وی ندارد. ولی به هر حال دانشگاه تهران هم اصل قضیه را پذیرفت.

    برویم سراغ شقایق و گودرز. قیاس فساد مالیِ فیلسوفی در قرن شانزدهم با تقلب علمی بسیار گسترده فیلسوف حی و حاضری که حتی حاضر به عذرخواهی نیست، قیاسی کاملا مع الفارق است. نخستین مطلبی که فیلسوف با رفتار خود باید آموزش دهد شرافت علمی است، که آقای خاتمی به شدیدترین وجهی آن را مخدوش کرد. مسلم است که مطلب خوب از هر کسی قابل استفاده است. و مسلم است که به دلیل معایب یک شخص نباید محاسن او را نادیده گرفت. ولی حرف من چیز دیگری است: از سایت صدانت انتظار می رود که حتی الامکان در ترویج اخلاق و شرافت علمی بکوشد. با وجود این تقلب های عجیب و گسترده، و امتناع از یک عذرخواهی خشک و خالی، گذاشتن لینک کانال تلگرامی «استاد دکتر محمود خاتمی» (!!!) عملا به سخره گرفتن شرافت علمی است.

    امیدوارم مسئولان سایت جبران کنند.

  4. ببینید جناب میلاد !
    ۱- من در بحث فلسفه اخلاق ” مطلق گرا ” هستم ولی نه از نوع کانتی . یعنی چی ؟ یعنی به تعبیر دکتر سروش تنها امر مطلق اخلاقی اینست که ” باید اخلاقی بود ” ، ولی به هیچ وجه نمیتوان تعیین مصداق کرد . هیچکس نمیتواند بگوید “قتل ” همیشه بد است ، دروغ همیشه بد است ، انتحال همیشه بد است ، و قس علیهذا . این که چه عملی ” خوب ” است وابسته است به کانتکست عینی ( شرایط ) ، نیت فاعل و غیره . این تعیین تکلیف بنده است با ورود فلسفی به ماجرا .

    ۲- به نظر من باید بین خطای حقوقی و خطای اخلاقی ( روانشناختی ) فرق قائل شد . مثلا اگر بالفرض امکان بررسی روانشناختی افعال میسر بود، اساسا بسیاری از قضاوتها تغییر میکرد .

    ۳- شما متناقض صحبت میکنید. از یکطرف میگویید ” مسلم است که مطلب خوب از هر کسی قابل استفاده است. و مسلم است که به دلیل معایب یک شخص نباید محاسن او را نادیده گرفت” . و از طرف دیگر میگویید : ” ز سایت صدانت انتظار می رود که حتی الامکان در ترویج اخلاق و شرافت علمی بکوشد ” . ایراد شما – غیر از تناقض – اینست که گمان میکنید ترویج شرافت علمی یعنی دنیا را سیاه و سفید دیدن ، یعنی انسانها را یک چیز یکپارچه دیدن . حال انکه خطای شما اظهر من الشمس است . انسانها واجد ساحات و صفات گوناگونند .

    ۴ – ما بلحاظ غنای تولیدات فلسفی ( علی الخصوص درسگفتارهای صوتی ) وضع خوبی نداریم . یعنی اینجوری نیست که شکم سیرانه بر طبل نفی و نهی بکوبیم .

    ۵- سایت صدانت عزیر کارش درست تر از این حرفهاست .این عزیزان بی هیچ مزد و منتی ، خود را وقف جامعه کرده اند . چه بسیار شده که به واسطه مقاله یا صوتی که صدانت منتشر کرده دفع ملال کرده و اوقاتم فرحناک شده . بنابراین ننویسید : “امیدوارم مسئولان سایت جبران کنند ” . ما تا همین جا هم شرمنده هستیم .

    از دست و زبان که برآید / کز عهده شکرش به در آید .

  5. جناب منوچهر،

    ۱) ربط سخنان شما درباره مطلق گرایی را با بحث فعلی متوجه نمی شوم. بله، دروغ در هر شرایطی بد نیست. شاید با دروغ بتوان جان انسانی را نجات داد. در این صورت دروغ بایسته است. در شرایطی هم ممکن است انتحال لازم باشد، وقتی که فی المثل ترک انتحال در تزاحم با امر اخلاقی مهمتری قرار گیرد. حالا شما بفرمایید آن چه امر اخلاقی مهمتری بوده است که انتحال آقای خاتمی را مجاز کرده است؟ اکر او مرتکب تقلب نمی شد چه ثلمه ای در عالم اخلاق بروز می کرد؟ بله، اگر او تقلب نمی کرد بخشی از شهرت و امتیازات دانشگاهی را به دست نمی آورد. اما کدام تئوری اخلاقی مجاز می داند که کسی برای کسب شهرت و مانند آن به تقلبی با این گستردگی دست یازد؟ چرا سرمان را در برف فرو ببریم و توجیهات عجیب و غریب بتراشیم؟
    متاسفانه شاخکهای اخلاقی در جامعه ما از صدر گرفته تا ذیل کرخت و بدون حساسیت شده اند. دست کم از صدانت و خوانندگان آن انتظار چنین کرختی ای نمی رود. اگر اندکی از حساسیتی که محافل آکادمیک معتبر دنیا به امر انتحال دارند در جامعه ما (اعم از اولیای دانشگاه و اساتید و دانشجویان و مجلات و سایتها و خوانندگان) نیز وجود می داشت این وضعیت پلشت امتداد نمی یافت.

    ۲) اگر کمی تامل کنید تناقضی در سخن من نیست. ما در اینجا در ظاهر با یک مورد تزاحم اخلاقی مواجهیم. از سویی، خوب است از هر مطلب مفیدی استفاده شود، و از سوی دیگر باید شرافت علمی را پاس داشت. اما این تزاحم را به راحتی می توان حل کرد. ما که با قحطی متون در فلسفه تحلیلی دچار نیستیم که بخواهیم چنین فردی را ترویج کنیم، و حتی آدرس کانال او را تبلیغ کنیم. بگذریم از اینکه واقعا معلوم نیست این درسها چقدر اتقان دارد.

    ۳) بنده نیز از عزیزان صدانت سپاسگزارم. ولی در جای خود از ایشان ناصحانه انتقاد دارم. واقعا اعتبار سایت با گذاشتن این درسها مخدوش می شود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *