سارودایا : مارکس ،‌ گاندی و راسکین!

سارودایا : مارکس ،‌ گاندی و راسکین!
سارودایا : مارکس ،‌ گاندی و راسکین!
۵ (۱۰۰%) ۳ votes

در این کتاب از نقص بزرگ اقتصاد متعارف صحبت می شود که از معنویت و اخلاق انسانی در محاسبات و برنامه های اقتصادی چشم پوشی می کند، انسان را آدمکی ماشینی می بیند که فقط نیروی کار فیزیکی اش در فرآیند تولید به حساب می آید و فاقد عطوفت، همدلی و پویائی انسانی است و صرفا پارامتری ساکت در معادلات عرضه و تقاضا؛ در نتیجه به قول نویسنده، بی انصافی ها و فلاکت های بشری را می زاید. به ساده ترین زبان و وجهی، با انباشت ثروت و ارزش اضافی در یک سوی مناسبات اقتصادی آشنا می شویم و پس آنگاه، به چاره جویی می رسیم.

images (1)


ساروُدایا چیست؟!

کارل مارکس (۱۸۸۳ -۱۸۱۸) فیلسوف جامعه شناس، مورخ، فیلسوف تاریخ، اقتصاددان، سیاست‌دان، کنش‌گر اجتماعی و یکی از تاثیرگذارترین اندیشمندان همه‌ی اعصار، در نیمه‌ی دوم قرن نوزدهم در همه‌ی زمینه‌های مورد علاقه‌اش نظراتی داد بسیار چالش‌برانگیز؛ و در آن میان، نظریه‌ی “ارزش اضافی” در اقتصاد سیاسی و شناساییِ حقوق “نیروی‌کار” یکی از مهم‌ترین آنان بود که در کتاب “سرمایه”اش به تفصیل شرح داده شد. از آن پس، این نظریه در همه‌ی مدارس اقتصاد سیاسی مورد توجه قرار گرفته است.

images

از میان کسانی که به “ارزش اضافی” فکر کرده‌اند و نگاهی دیگرگون به آن داشته‌اند، منتقد سرآمد هنر و معماری دوره ی ویکتوریایی، حامی هنری، نقاش آبرنگ کار، متفکر برجسته ی اقتصاد سوسیال (متکی بر سازمان های خیریه، تعاونی ها و سایر ان جی او ها و شالوده ی دولت رفاه)  و انسان دوست بزرگ “جان راسکین” انگلیسی (۱۹۰۰ -۱۸۱۹) است که  او هم مثل مارکس، علاقه‌های مختلف دیگری هم داشته. اما در یکی از آن‌ها با مارکس مشترک بوده: در “اقتصاد سیاسی”.

r

مارکس در ۱۸۷۶ جلد اول “سرمایه” را می‌نویسد و راسکین در ۱۸۶۲،  یعنی ۱۴ سال پیشتر، کتاب “تا این آخرین” را. موضوع اصلی این کار راسکین هم، شناساییِ حقوق نیروی کار است، اما به شیوه‌ی خود. او انگار برخلاف مارکس، مبارزه‌ای سرشتی و ذاتی میان صاحبان نیروی کار (مزدبگیران) و سرمایه (یا کارفرمایان) نمی‌‌بیند، اما بی‌عدالتی و بی‌انصافیِ آشکاری را در مبادلات سرمایه‌داری به معنای خاص تاریخیِ معاصر و همین‌طور به معنای عام آن (قانون جاری و ساریِ باستانیِ عرضه و تقاضا) می‌بیند و برای رفع آن، راه حل ارائه می‌دهد. در نهایت، کتاب “تا این آخرین” مشکل را برخلاف مارکس، به صورت برد و باخت یک طبقه مطرح نمی‌کند و تلاش دارد تا راه‌حلی به شکل برد- برد پیشنهاد دهد.

گاندی –این کنش‌گر اجتماعی، سیاست‌مرد قدیس، قدیس سیاست‌مرد، و  فعال آنارشیستی که بر خالاف برداشت عامه، در بیشتر عمر فعال خود، به عملی‌ترین شکل تحقق آنارشیسم بی‌خشونت رو می‌کند (یعنی باز‌سازیِ روستا‌های هند و تاسیس جامعه‌ای سالم، برآمده از مجمع‌الجزایری از روستاهای سرافراز و قانع، با ساختار تشکیلاتیِ خودگردان، نامتمرکز و داوطلبانه، همراه با قطع انتظار از خدمات دولت شدیدا متمرکز بزرگ و ناکارآمد)–  در جوانی و بر حسب اتفاق، در آفریقای جنوبی همین کتاب به دست‌اش می‌رسد و آن‌را می‌خوانـَـد.

او، برخلاف اکثر روشنفکران و کارگران فکری، خیلی هم اهل کتاب‌خوانی نبوده؛ ملانقطی نبوده؛ و مشهور است که در اواخر عمر، بیشتر از شش کتاب را مالک نبوده. بحث فلسفی اصلا نمی‌دانسته؛ کمتر می‌خوانده و بیشتر، اصرار داشته که همان خوانده‌های پیشین‌اش را بهتر عمل کند. گاندی این کتاب را در طول یک شبانه روز در سفری با قطار می‌خواند و معنایش را می‌بلعد. و این چنین می‌شود که گاندیِ دیگری زاییده می‌شود.

images (2)

از فردای آن روز تصمیم به تغییر همه‌ی هستیِ خود ‌می‌گیرد، اما برای این تغییر درونی، باید “روابط کار” را تغییر دهد تا از درون این تغییر آفاقی، تغییراتی انفسی هم در خود حس کند. “کمونی” می‌سازد به اسم “فـِنیکس یا همان ققنوس” در آفریقای جنوبی، تا به اجرای همان خوانده ها اقدام کند؛ خود کتاب را هم، به صورت خلاصه، به زبان گجراتی و به اسم “سارودایا” در نشریه‌اش “دیدگاه هندیان” منتشر می‌کند. بعد ها هم کمون دیگری به نام نامیِ تولستوی سازمان می دهد.

اینک ترجمه‌ی این اقتباس گاندی، به فارسی تقدیم خوانندگان علاقه‌‌مندی می‌شود که:

 شبانه‌روز در کوچه و خیابان و رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی شاهد انواع خلل‌ها و نقایص و بی‌انصافی‌هایی هستند که چاره‌ناپذیر و دست‌نخوردنی، ابدی و ازلی به‌نظر می‌‌آیند.

پرودون، فویرباخ، مارکس، راسکین، و خیلی‌های دیگر، مدعیِ چاره‌هایی برای “روابط کار” و “بازار آزاد” و “عرضه و تقاضا”ی ناعادلانه شده‌اند، اما این بار،

چاره‌ای از زبان راسکین- گاندی خواهیم شنید:

این شما و این “ساروُدایا” یا رفاه برای همه

(اقتباس گاندی از “تا این آخرین” جان راسکین)

13555058

خودگردانی روستایی (استقلال روستایی) به قلم گاندی

.


.

منبع: عدم خشونت | نوشتارهای غلامعلی کشانی

.


.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *