گفتگوی حلقه مطالعاتی جمعیت خیریه غدیر با حسین دباغ پیرامون مبحث فروید

گفتگوی حلقه مطالعاتی جمعیت خیریه غدیر با حسین دباغ پیرامون مبحث فروید
گفتگوی حلقه مطالعاتی جمعیت خیریه غدیر با حسین دباغ پیرامون مبحث فروید
۴٫۳ (۸۶٫۶۷%) ۹ votes

گفتگوی حلقه مطالعاتی جمعیت خیریه غدیر با حسین دباغ با موضوع نگاه شناختی فروید و عصب شناسی بعد از فروید

.


.

صوت سخنان دکتر حسین دباغ در این جلسه

صوت پرسش و پاسخ با دکتر حسین دباغ در این جلسه

.


.

سی و سومین جلسه ی گروه مطالعاتی غدیر

مبحث فروید / گفت و گو با دکتر حسین دباغ

موضوع: نگاه شناختی فروید و عصب شناسی بعد از فروید

در تاریخ ۲ تیر ۹۶

.


.

منبع: کانال تلگرامی حلقه مطالعاتی جمعیت خیریه غدیر

.


.

3 نظر برای “گفتگوی حلقه مطالعاتی جمعیت خیریه غدیر با حسین دباغ پیرامون مبحث فروید

  1. با سلام
    از تحصیلات آکادمیک و تخصص جناب حسین دباغ چندان مطلع نیستم، اما از فحوای کلام ایشان و قضاوت های نادرست درباب موضوع پیداست که در روانکاوی تخصص و آموزش ندیده اند. برخی از این ها را به اجمال ذکر خواهم کرد اما متعجبم از این که در دنیای تخصص و رویکردهای آکادمیک چطور می توان در همه امور متخصص بودو اظهار نظر کرد! از این تعجب و چه بسا حیرت که بگذریم می ماند ذکر برخی از اشتباهات که از قضا برای متخصص فروید و روانکاوی بسیار پیش پاافتاده است و از الفبای این حوزه معرفتی. نخست این که در ابتدای بحث می فرمایند ناخودآگاه شناختی فروید! این اصطلاحی بسیار دقیق است و به سنت روانشناسی ولف و پلاتنر در آلمان قرن نوزدهم اشاره دارد و خط فکری فروید یکسره از آن جداست که جای شرح آن نیست. سپس می فرمایند نظر او در نطفه خفه شد! به هیچ وجه چنین نبوده و البته برخی از نظراتی از ایشان که واکنش منفی هم عصرانش را برانگیخت نه ناهشیار که وجوه دیگر مانند اولویت میل جنسی در سبب شناسی نورز است. شگفت آن که ایشان به تاریخ روانکاوی! و سیطره رفتارگرایی در اروپای آن دوران اشاره می کنند! اول آن که تاریخ روانشناسی نه روانکاوی و دوم آن که نه آن وقت و نه هیچ وقت دیگر در اروپا رفتارگرایی سلطه نداشته و عجیب این که پوزیتیویزم را در مقابل فروید می نشانند. بد نیست که دوست عزیز بدانند خود فروید متعلق به مکتب پوزیتیویستی سایکوفیزیک هلم هولتتس و فشنر و از سردمداران پوزیتیویزم بوده اما عزیمت از نورولوژی به روانشناسی نزد او داستانی بسیار پیچیده و البته یکسره متفاوت از آن چیزی دارد که دوست محترم می فرمایند.داستان عدم اقبال محیط علمی دوران به آرائ او هم البته از پرداخته های خود فروید و حواریون او مانند ارنست جونز بوده که خود تفصیل جداگانه می طلبد.در واقع درست عکس آن صادق است. دوست محترم را به اثر عالمانه FRank Sulloway ارجاع می دهم.
    دوم آن که بهتر است دوست ما بداند فروید از بسیاری از مبانی علوم مغزی آشنایی داشته، هم از نورون ها و ساختارهای اصلی آناتومیک و حتی از ساختارهای سیناپسی که در دست نوشته های او مکتوب است. پیداست دوست محترم ما از ابتداییات تاریخ نورولوژی بی اطلاع اند.
    تمام سعی ایشان هم در طرح مثال های نامربوط از نوروساینس امروزی به همان دلیل ناآشنایی بنیادین ایشان از فروید و روان کاوی است.
    تمامی مثال های ایشان در حیطه ناهشیار شناختی می گنجد نه ناهشیار پویشی فروید.
    حقیقت آن است که پس از شنیدن نیم ساعتی از سخنرانی و مواجهه با این مقدمه پر از اشتباهات فاحش و مبتدیانه میل و شوقی به دنبال کردن باقی آن نماند که البته اگر می ماند حتما به فهرست اشتباهات فوق موارد دیگری افزوده می شد.
    همت ایشان را در خدمت به هموطنانشان می ستایم اما تقوای علمی حکم می کند از ورود به حوزه ای که اطلاعات عمومی و ابتدایی از آن داریم بپرهیزیم حتی اگر نیت مان مطلع کردن همقطاران جهان سومی مان باشد. البته قصد توهین به هموطنان مان در میان نیست اما بی پروایی ایشان در اظهار نظر نادرست جز این نتیجه گیری گزینه ای در برابرمان نمی نهد.

    تنها از این رو صرف وقت و انرژی کردم که باور دارم فضای علمی ما در این دیار پیشرف نمی کند مگر آن که به سمت تخصص و تقوای علمی پیش برویم و هریک در حیطه ای نظر بپردازیم و فضل بپراکنیم که در آن آموزش بسیار و حرفه ای و تخصصی دیده باشیم وگرنه پاشنه بر همان در کشکول نویسی و کشکول بافی خواهد چرخید.
    افسوس که سخنرانی ایشان نمونه بارزی بود از این سنت حسنه!

    با تشکر
    علیرضا طهماسب
    دانشگاه زیگموند فروید وین، اتریش
    دانشگاه تهران

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *